اصفهان نصف جهان


اصفهان نصف جهان



اصفهان نصف جهان
اصفهان یکی از شهرهای مهم از لحاظ تاریخی فرهنگی هنری و صنعتی است ..بر ماست که آن را بهتر بشناسیم



چهره ی متفاوت طاق بستان کرمانشاه در نوروز 92 + عکس

1:

در مورد جمعیت

اصفهان در سرشماري عمومي سال 1375داراي 072/266/1 نفرجمعيت بوده كه تعداد270/651 نفر مرد و 802/614 نفر زن بوده اند.

شهر اصفهان در سال 1345 از نظر جمعيّت بزرگترين شهرهاي ايران سپس شهرستان تهران بوده هست.


به بهانه تیوپ بازی در..... پیست اسکی کوهرنگ + عکس
كه تا سال 1352 اين موقعيت را حفظ كرده هست.


تصاویری از نخستین نمایشگاه " سبک زندگی ایرانی"
با توجه به آمارهائي كه موسسات ذيربط تهيه كرده اند در فاصله سالهاي 1335 تا 1345 % افزايش جمعيت 65/6% بوده هست.


جمعيّت شهر در سال 1335 هجري شمسي 708/254 نفر، در سال 1345 هجري شمسي 045/424 نفر، در سال 1365 هجري شمسي 753/986 نفر در سرشماري عمومي سال 1375 شمسي 072/266/1 نفر بوده كه از اين شمار 270/651 نفر زن بوده اند.


کوه خضر نبی(ع)+تصاویر
در حال حاضر جمعيّت اصفهان بيش از 000/000/160 نفر ميباشد.


بسياري از پژوهشگران و محقّقين، اين رشد جمعيّت كه در سالهاي بعد به نحو چشمگيري افزايش يافته هست را ناشي از انتخاب اصفهان به عنوان يك قطب صنعتي و جذب افراد متخصص مي دانند.


گزارش تصویری از باغ موزه ی اکبریه (آشنایی با باغ های ایرانی)
از ديگر شرایط افزايش جمعيّت اصفهان مهاجرت بي رايشانه روستائيان و ايجاد شهرك هاي اقماري در فواصل بسيار كم اين شهر مي دانند.

اين افزايش جمعيّت باعث شده هست تا با ساخت مجموعه ها و ساختمانهاي بلند بر بافت قديم شهر لطمه جدي وارد شود بطوري كه بسياري از متخصصين و معماران و كارشناسان از اين ساخت و سازها اظهار نگراني كرده اند.


بسطام و گردشگری
علاوه بر اون افزايش جمعيّت و به تبع اون زياد شدن وسائل نقليه عمومي باعث شده آلودگي هواي اصفهان به حدي برسد كه حتي بناهاي تاريخي و جاذبه هاي جهانگردي شهر نيز مورد تهديد برنامه گيرند.


جاذبه های گردشگری
در حال حاضر اصفهان دومين شهر آلوده هوا ميباشد.




دیدنی های ارومیه

2:

آداب و رسوم
به طور كلي آداب و رسوم اهالي اصفهان را مي توان در برگزاري جشن هاي مختلف از قبيل اعياد مذهبي، روزهاي ملّي، مراسم عروسي، سوگواري و عزاداريها خلاصه كرد كه در شهر اصفهان و ساير شهرهاي هستان تقريباً يكسان هستند.

بنابراين مي توان ادعّا كرد امت اين شهر آداب و رسومي مشابه بيشتر شهرهاي كشورمان دارند.


3:

خيلي ممنون از اطلاعاتت

4:

فرهنگ
از قديم الايام نام اصفهان چون ستاره اي درخشان در آسمان فرهنگ و ادب، اسلام و ايران درخشش داشته و تاثيري كم نظير بر علم و تمدّن اسلامي نهاده هست.

محققين و پژوهشگران بيشتر ترقيّات علمي و ادبي و صنعتي ايران را از قريحه و ذوق سرشار امت اصفهان مي دانند.

با بررسي نتايج تاريخ نهضت هاي ادبي و هنري اين نكته مشخص مي شود كه اگر در شكل گيري اون نهضت ها اصفهاني پيشقدم نبوده لكن دستي در كار داشته هست.



طبع لطيف و ذوق سليم به همراه روح اختراع و ابتكار امت اصفهان باعث شده اند تا هر جنبش و نهضتي چون به اصفهان مي رسد در مدتي اندك به وسيله اصفهاني و در زيردست او كاملتر شود.

با هستبرنامه اسلام و شكل گيري تمدن اسلام، اصفهان نيز همچون بغداد و ري و دمشق و بخارا جايگاهي والا يافت.

در قرون متمادي بعد ار اسلام اصفهان همواره منشاء خدمات فراوان به علوم و انديشه هاي اسلامي بود.

در دوران آل بايشانه با تشايشانقات بزرگاني چون ابن عميد كاتب و صاحب بن عباد ستارگاني در آسمان علم و ادب و فقه و ساير علوم اصفهان درخشيدن گرفتند.

كه تا قرنها انديشه هاي اونان روشني بخش دنياي اسلام بود.



در دوران سلجوقيان به همت سلاطين اين خاندان و دولتمردان دانشمندي همچون خواجه نظام الملك طوسي و ديگراميران و اعيان اين دولت اصفهان به صورت يكي از بلاد آباد و با عظمت دنيا درآمد و نظاميه اصفهان به عنوان يكي از نهادهاي بزرگ به تربيت دانشمندان و علما پرداخت.

در طول اين 7 قرن اصفهان به چنان جايگاهي دست يافت و به اون حد از منزلت رسيد كه اين شهر را قبه الاسلام و دارالعلم و خيرالبلاد ناميدند.



با حمله مغول و سپس اون يورش تيموريان شهر اصفهان نيز همانند بسياري از شهرهاي كشور ما ايشانرا ن شد و بر اثر تهاجم اين دو قوم خونخوار شمار زيادي از دانشمندان و شاعران و ادباء و فقهاي بزرگ به شهادت رسيدند و يا از اصفهان مهاجرت كردند اما چراغ علم در اين شهر بزرگ خاموش نشد.

و بزرگاني مانند بابا ركن الدين و بابا قاسم اصفهاني به آموزش و تعليم و تعلم پرداختند.



از اوائل قرن دهم قمري، صفايشانه به قدرت رسيدند و در حدود يك قرن بعد اصفهان پايتخت ايران شد و نزديك 140 سال مركز كشور بود.

در اين مدت ضمن احداث بناهاي بي شمار مدارس فراواني نيز تاسيس شد و نهادهاي آموزش معروفي همچون مدرسه نيم آورد و كاسه گران و ملا عبدالله و چهار باغ و جده بزرگ و جده كوچك هريك به منزله بزرگترين دانشكده الهيات عصر خود به شمار رفتند و بزرگان فراواني در اونها تحصيل كردند و به تربيت شاگردان برجسته پرداختند.



نهضت بزرگ علمي عصر صفايشانه اونچنان گسترش يافت كه تا عراق و شام اثر مستقيم گذاشت.

دانشمنداني مانند شيخ بهايي، ميرداماد ملاصدرا، ميرفندرسكي و فقهاي نامدار و برجسته اي چون شيخ لطف الله جبل عاملي، ميرزا رفعيا، آقا حسين خوانساري، مجلسي اول و دوم شهر اصفهان را به شهرتي رساندند كه نام اون با انواع علوم و فنون متداول اون عصر همراه و عجين گشت.



با حمله افغانها و سقوط سلسله صفايشانه اوضاع اصفهان بحراني شد و برخي از دانشمندان و علمائي كه در اصفهان بودند كشته شدند و عده اي نيز ناچار به مهاجرت شدند و شهر اصفهان از اون همه عظمت عاري گشت.



در دوره افشار و زند و قاجار به سبب تغيير پايتخت و ناآرامي اوضاع و بي لياقتي حكام، شهر اصفهان نتوانست مقامي را كه در دوران صفايشانه داشت به دست آورد.

نهضت مشروطيت علاقه و توجه امت را به تعليم و تعلم برانگيخت.

امت اصفهان نيز پاي به پاي شركت در انقلاب مشروطيت به تأسيس مدارس اقدام كردند.


5:

دین
اكثر امت اصفهان يعني قريب 5/98 % اونان مسلمان (شيعه اثني عشري) و بقيه پيرو اديان و مذاهب ديگر مانند ارمني كليمي - زرتشتي- آسوري و ساير فرقه هاي مسيحي مي باشند.

يكي از محققين، جدائي گزيني بر اثر شرایط مذهبي را از مشخصات بارز شهر اصفهان ميداند.



ارامنه اصفهان نيز از وقت شاه عباس اول تا امروز در جلفا زندگي مي كنند البته تعدادي از خانوارهاي اونها نيز در شهر سكونت دارند.

6:

زبان

امت اصفهان به لهجه اي كه امروز "اصفهاني" ناميده مي شود تكلم مي كنند.

اين لهجه به دليل جذابيّت و رواني و سهولت فهم واژه هاي اون و نيز به لحاظ شهرت امت اصفهان به حاضر جوابي در سراسر كشور ما معروف هست.

نفوذ بيش از حد لهجه عادي (گايشانش راديو تلايشانزيون) باعث شده تا امت اين شهر نيز سعي كنند كمتر با لهجه اصفهاني تكلم كرده و با همان گايشانش معمولي سخن بگايشانند.

علاوه بر اون در اطراف اصفهان نيز لهجه هاي متفاوتي وجود دارند كه با لهجه اصفهاني كاملاً فرق دارند.

بسياري از شعراي قديمي اصفهان و برخي از سرايندگان كنوني اشعار زيبايي به لهجه اصفهاني سروده اند كه اين سروده ها تاثير بسزائي در حفظ گايشانش شيرين و معروف دارد.

7:

اقتصاد

از قديم الايام اقتصاد اصفهان بر كشاورزي هستوار بوده هست وجود آبهاي زيرزميني فراوان و زمين هاي حاصلخيز باعث شده شهر اصفهان از مهمترين نواحي كشاورزي كشور ما به حساب آيد.

اگر چه هستبرنامه اصفهان در مركز ايران ميزان بارندگي در اين شهر را كم كرده هست.

اما امت اصفهان از ديرباز با ايجاد نهرهاي متعدد آب رودخانه زاينده رود را به گوشه و كنار شهر برده اند تا به اين وسيله زمين هاي بيشتري زير كشت برود.



مهمترين محصولات كشاورزي اصفهان چغندرقند، پنبه،‌غلات، گندم، جو، برنج، سبزيجات و ميوه جات هست.

وجود كارخانه هاي قندسازي در اصفهان و اطراف باعث شده تا زارعين به كشت چغندرقند تشايشانق شوند و زمين هاي بيشتري را به كشت اين محصول اختصاص دهند.

كارخانه هاي ريسندگي و بافندگي نيز موقعيت كشت پنبه را در اصفهان مطلوب كرده هست و كشاورزان به كاشت اون علاقه بيشتري نشان مي دهند.

برخي ميوه هاي اصفهان از نظر مرغوبيت در دنيا معروف هستند بطوري كه از قديم گيلاس، به و خربزه اصفهان به سفرنامه سيّاحان و مسافران نيز راه يافته اند.

اوضاع اقليمي اصفهان دامپروري را با روش هاي مختلف رونق بخشيده هست.

صنايع دستي اصفهان هم تأثير بسزائي در اقتصاد اين شهر دارند.

وجود رودخانه زاينده رود و تنّوع آب و هوا و هستبرنامه اين شهر در مركز ايران سبب شده اند تا كارخانجات صنعتي از اختصاصات شهر تلقي گردند.

اولينكارخانه نساجي در سال 1300 هجري شمسي در اصفهان دائر شد و پس از اون نيز كارخانه مهمي مانند كارخانه وطن، ريسباف،‌ صنايع پشم، پشمباف، زاينده رود، شهرضا، نختاب ايجاد شدند و شروع به كار كردند.

وجود اين كارخانجات در جنگ دوم جهاني كه راه ورود محصولات كارخانه هاي خارجي به كشور ما بسته شده بود، بخش بزرگي از نياز ميهن ما را از نظر تهيه پارچه هاي پنبه اي و پشمي برطرف ساختند.

در سالهاي بعد كارخانه هاي جديدي براين واحدها اضافه کرده شدند كه كارخانه شهناز،‌ آذر،‌ سوسن، نور،‌ نجف آباد،‌ سيمين،‌ ناهيد،‌ بهريس،‌ شكوه،‌ بهشت، بارش، گازر، دستباف، تاج از اون جمله هستند.

در حال حاضر حدود 35% از صنايع نسّاجي ايران در اصفهان برنامه دارد.

صنايع كارخانه اي همچون كارخانه ذوب آهن وفولاد مباركه و صنايع خوراكي مانند كارخانه قند اصفهان و قند نقش جهان و شير پاستوريزه و پالايشگاه اصفهان و صنايع ماشيني مانند كارخانه سيمان و پلي اكريل و صنايع نظامي و فرآورده هاي پلاستيكي و برخي كارخانه هاي آردسازي و كنسرو سازي و كمپوت سازي و شيريني سازي و نوشابه هاي غيرالكلي و صنايع پتروشيمي در اقتصاد شهر اصفهان تاثير بسزائي دارند.

وجود آثار باوقتده از دوران هاي مختلف مخصوصاً صفايشانّه در اصفهان و شهرتي كه اين شهر به عنوان گنجينه معماري و هنر جهان دارد يكي ديگر از توانائي هاي اقتصادي اصفهان هست.

علاوه بر آثار باستاني و بناهاي تاريخي بي شماري كه هر روز صدها گردشگر را به سايشان خود جلب مي كنند جاذبه هاي طبيعي شهر همچون كرانه هاي زيباي زاينده رود و نواحي با صفائي كه در مسير طولاني رودخانه ايجاد شده اند به همراه چشم اندازهاي طبيعي زيبا و متنّوع توان اقتصادي شهر را افزايش داده و در جلب و جذب گردشگر تاثير بسزائي دارند.

از نظر معدن نيز اصفهان داراي معادني هست كه بخشي از اونها فعّال بوده و مورد بهره برداري برنامه گرفته اند.

مهمترين اونها عبارتند از : طلا- سرب- رايشان،‌ مس، منگنز، نمك،‌ زغال سنگ و ...

اصفهان با بيشتر شهرهاي ايران داد و ستد بازرگاني دارد و بازرگانان اصفهان با تجّار ساير شهرها و برخي كشورهاي خارجي مناسبات تجاري دارند.

جايگاه جغرافيايي شهر از لحاظ كشاورزي و صنعت و اهميت اون از جهت پيوند با ساير شهرها و هستان هاي كشور و هستبرنامه اون در ميان چند هستان مهم و بزرگ نقش ارتباطي اون را كاملاً‌ مشخص مي سازد.

بنابراين اصفهان با راههاي شوسه و راه آهن با بيشتر هستانها مربوط مي باشد.

فرودگاه بين المللي اصفهان كه در شمال شرقي شهر ساخته شده و يكي از فرودگاههاي بزرگ و مهم كشور ما محسوب مي شود.

نيز يكي ديگر از راههاي ارتباطي اصفهان با داخل و خارج ايران هست.

8:

پلهای اصفهان
پول جویی

اصفهان نصف جهان

پل شهرستان

اصفهان نصف جهان

سي و سه پل يا پل الله ورديخان

اصفهان نصف جهان

پل خواجو

اصفهان نصف جهان

پل مارنان

اصفهان نصف جهان

9:

آتشگاه

اصفهان نصف جهان

قديمي ترين اثري كه هم اينك از گذشته هاي دور اصفهان در اين شهر وجود دارد بنائي موسوم به آتشگاه هست كه در جاده اصفهان به نجف آباد در نزديكي منارجنبان برفراز يك تپه سنگي برنامه گرفته هست.

اكثر مورخين اسلامي از جمله ابن خردادبه و حمداله مستوفي و ابن حوقل از اين بنا نام برده و اون را آتشكده معرفي كرده اند و دانشمندان خارجي نيز درباره آتشگاه پژوهش و بررسي كرده اند كه از جمله اونها ماكسيم سيرو و اوندره گدار فرانسايشان هستند.

اونچه مهم هست خشتهای تشکيل دهنده ايشانرانه های فعلی آتشگاه هست که از نظر اندازه کمتر اثری دارای اينچنين خشت هائی هست که به فرموده کارشناسان اين خشت ها از ملات همراه گل با ريگ ريزه هائی هست که نی های حاشيه زاينده رود را نيز به اون اضافه می کرده اند تا هستحکام بيشتری داشته باشد.

بررسی دانشمندان نشان می دهد وجود کوه آتشگاه در جلگه مسطح ماربين و ساختمانی که برفراز اون ساخته شده و همينطور همجواری يکی از روستاهای بسيار قديمی اصفهان با اون (يعنی سده قديم و خمينی شهر امروز) قديمی ترين مراکز اجتماع انسانها را در حول و حوش اين تپه قديمی تأئيد می کند.


در مورد ساختمان آتشگاه:

وقت ساخت بنا را قديم تر از عصر ساسانيان می دانند.

مطالعات مؤسسه (ايزمنو
IZMEO) قدمت بنای آتشگاه را به دوران تمدن عيلام و حکومتی می رساند که انزان ناميده می شده هست.

اين نظر را مطالعات و پژوهش های انجام شده بر روی آتشکده های بر جای مانده از دوران ساسانی در نطنز و کاشان و يزد و آذربايجان و نائين تأييد می نمايند.


چرا که در اون روزگاران آتشکده ها را بر روی کوه يا بر فراز تپه نمی ساختند بلکه آتشکده ها در مکانهايی احداث می شدند که دسترسی به اونها آسان باشد بنابراين می توان با قاطعيت آتشگاه اصفهان را نشانه ای از حضور تمدن های قديم تر از ساسانی و سلسله های قبل از اون به شمار می رود.

از اونجا که سازه بنای آتشگاه از خشت و گل هست طبعاً در برابر عوارض طبيعی آسيب پذير بوده و دچار ضايعات فراوانی شده هست که عمليات هستحکام بخشی و مرمتی بر روی اون انجام شده هست.

10:

در اصفهان نيز امامزاده ها و بقاع متبرّكه سابقه اي طولاني و احترامي خاص داشته و ايشانژگيهاي منحصر به فرد و تزئينات باشكوه اونها مورد توجه پژوهشگران و محققين بوده هست در اين قسمت امامزاده‌هاي مشهور و معروف اصفهان را معرفي مي كنيم.

آرامگاه‌آقا‌حسين خوانساري (قبه‌العلماء)

آرامگاه خواجه نظام‌الملك (دارالبطيخ)

بقعه شهشهان

بقعه شيخ ابومسعود رازي

بقعه ستي فاطمه و مقبره شاهزادگان





11:

اصفهان نصف جهان

12:

نخیر پیشرفت کرده شده اصفهان همه جهان

13:

در سال 1000 هجري قمري بدستور شاه عباس اول پايتخت صفايشانان از قزايشانن به اصفهان انتقال يافت دراين وقت جمعيت اصفهان به يك ميليون نفر رسيد وبه شدت از نظر مراكز تجاري وفرهنگي ترقي نمود

خيابانهاي وسيع وميدانهاي بزرگ مساجد و كاخهاي سلطنتي بخشي از سيماي شهر اصفهان در اين دوران هست به طور كلي آثار مهم تاريخي در شهر اصفهان عبارتند از ميدان امام يا نقش جهان ,عالي قاپو,كاخ چهلستون ,منارجنبان ,مدرسه چهارباغ يا سلطاني ,مسجد امام ,مسجد شيخ لطف الله ,كليسا وگنجينه وانك ,سي وسه پل يا پل الله ورديخان ,پل خواجو وبازار اصفهان

از جمله نقاط ديدني اين شهر مسجد جامع ,سردرقيصريه ,كاخ هشت بهشت ,تالار اشرف ,بقعه بابا ركن الدين ,امامزاده اسماعيل ,هارون ولايت ,مناره چهل دختران ونقاط تفريحي بيشماري از جمله بوستان شهري ملت ,آيينه خانه ,باغ پرندگان وباغ گلهاست

تحقيقات باستان شناسي وكاوشهاي علمي حاكي هست يكي از اوليننواحي مراكز تمدن ومسكن انسانهاي ماقبل تاريخ در اطراف كاشان برنامه دارد

بيشترين ابنيه تاريخي وآثار باستاني باقيمانده از فرهنگ وتمدن اسلامي هست كه مهم ترين اونها عبارتند از امازاده سلطان علي بن محمد باقر در مشهد مقدس اردهال ,بقعه بابا افضل ,مسجد جامع ,قلعه جلالي ,مسجد ميدان ,بناهاي چهل دختران در محله سلطان مير احمد شهر كاشان ,باغشاه فين ,امامزاده سلطان مير احمد ,مدرسه سلطان ,مدرسه آقابزرگ وبقعه شاهزاده ابراهيم

در حال حاضر كاشان يكي از شهرهاي مهم گردشگري هستان به شمار مي رود مراسم ديني ,سنتي قاليشايشاني مشهد مقدس اردهال ومراسم مخصوص عطر وگلابگيري منطقه قمصر در فصل بهار از جمله آداب ورسوم اون هست

بالاترين رقم صادرات قالي از ايران مربوط به اين شهر هستاصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

14:

اصفهان سر آمد شهرهاي جهان مي شود اگر...



اگر زاينده رود را قلب تپنده شهرمان بدانيم
__________________

15:

در روزگاران پیش , منطقه و شهر اصفهان نقش پلی را داشت که قسمتهای کم ارتفاع شرق فلات ایران را با سرزمین‌های کوهستانی غرب مرتبط می‌‌ساخت و برای اطراق سرمازدگان کوهستان غرب و گرمازدگان و خستگان هوای خشک شرق , محل مناسب و مطلوبی بود .در غرب هستان ودر کوهستانهای فریدن آثار جاده‌ای باستانی وجود دارد که شاید بیانگر واقعیت فوق باشد.

از اصفهان پیش از اسلام، یعنی دوره حکومت مادها و دوره شاهنشاهی هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان آگاهی زیادی در دست نیست و از اون دوره‌ها , آثار درخوری بر جای نمانده هست.

اونچه مسلم هست , هستبرنامه جلگه اصفهان درمیان بیابان‌ها و کوه‌های خشک مرکزی ایران از یک طرف و اهمیت و موقعیت ارتباطی ویژه اون در مرکز فلات پهناور ایران از طرف دیگر , تاریخ و پیشینه اون را به پیشینه کشور ایران مرتبط کرده هست.

پیش از برپایی پادشاهی مادها , اصفهان مرز شرقی ممالکی بوده هست که بابلی‌ها از اون اطلاع داشته‌اند و به احتمال قوی جزو ناحیه (انزان) یا (انشان) بوده هست .

هستان اصفهان یکی از بزرگترین مراکز تولید انواع مختلف صنایع دستی ایران بشمار می‌رود.

این هستان از دیرباز گهواره هنرهای زیبا و صنایع دستی بوده هست.

تزئینات آجری، کاشی کاری، گچ بری و انواع خط در آثار تاریخی اصفهان، از حدود قرنها پیش تا دوره معاصر، بر اطراف و جوانب مناره‌ها و داخل و خارج مساجد، قصرها و هنرهای زری دوزی و قلم کاری، ترمه و نقره کاری و زرنگاری و رونویسی انواع کتاب، قراون و قطعات نگارگری و نقاشی جملگی به مرکزیت هنری اصفهان گواهی می‌‌دهند.

سیم کشی، زرکشی، زربافی, گلابتون دوزی، پولک دوزی، زنجیره بافی، قالی بافی و نساجی از صنایع دستی رایج اصفهان هست.

این صنایع در عهد شاهان صفوی رونق فراوان داشت.

در دوران قاجاریه، بازار صنایع دستی در اصفهان از رونق افتاد.

ولی سپس انقلاب مشروطه باز توسعه یافت.

به طور کلی طرح و نقش عموم دست ساخته‌های اصفهان اعم از فرش و قلمکار و ظروف قلم زنی و کاشی، دوختنی‌های روی پارچه تحت تأثیر طرحهای تزئینی دوران صفویه قراردارد و طراحان اصفهان، به نسبت قدرت درک و مهارت خود از آثار قدیمی برمیگیرند و با خلاقیت خود، اونها را زیباتر می‌‌سازند.
__________________

16:

پروفسور ارتور اپهام پوپ‏ایرانشناس معاصر و مشهور امریكایى كه كتاب مشهود او تحت عنوان بررسى هنر ایران در شش جلد قطور تدوین شده و شهرت جهانى دارد راجع به عظمت صنعت معمارى و كاشیكارى مسجد شیخ لطف الله چنین نوشته هست: مسجدى كه در سمت مشرق میدان شاه و مقابل ساختمان عالى قاپو برنامه دارد یكى از شاهكارهاى بینظیر معمارى هست كه در سراسر آسیا خود نمایى مى‏كند.

این مسجد زیبا كه همچون جواهرى درخشان در تاریخ معمارى ایرانیان مى‏درخشد مسجد شیخ لطف الله نام دارد.

شاه عباس بزرگ این مسجد را به افتخار پدر زن خود شیخ لطف الله كه یكى از پیشوایان عالیقدر اون وقت بود بر روى خرابه‏هایى كه از بقایاى مسحد قدیمى بحار مانده بود بنا كرد.

در حقیقت میدان بزرگى كه قصر باشكوه عالى قاپو در یك طرف اون برنامه داشت به چنین گوهرى گرانبها در برابر خود احتیاج داشت و شاید همین نكته شاه عباس را براون داشت تا با ساختن این بنا كه به سختى مى‏توان اون را محصول دست بشر دانستا زیبایى میدان را به كمال رساند.

در ساختمان این مسجد باردیگر هستادى و مهارت هنرمندان ایرانى یك مسئله مشكل را حل كرده هست بدین معنى كه چون مسجد در ضلع شرقى میدان واقع هست و خواه و ناخواه در ورودى مسجد به سمت مشرق میدان خواهد بود.

اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت مى‏ساختند كارجهتیابى از لحاظ قبله مختلف مى‏شد.

در اینجا با ایجاد یك راهرو كه از ابتداى مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست مى‏چرخد بر این مشكل فائق آمده‏اند یعنى اگر چه ساختمان مسجد در مشرق هست و از نماى خارجى اون چنین بر مى‏آید كه دیوار جبهه اون در جهت شمال به جنوب هست لكن در همین محراب دیوار بنا شده كه به سوى قبله هست و وقتى به عظمت این فكر پى مى‏بریم كه در بیرون مسجد اثرى از كژى و زاویه به چشم نمى‏خورد، اما به مجرد ورود ناچاریم قبول كنیم كه صحن نسبت به نماى خارجى پیچشى دارد در صورتى كه گنبد كوتاه این مسجد به علت مدور بودن جهت یا زاویه مخالفى نشان نمى‏دهد.

این گنبد یكى از زیباترین گنبدهاى اصفهان هست كه از طرفى به خاطر عظمت و از طرف دیگر بر اثر تزییناتى كه از زمینه كرمى (Cafe ou lait) با نقش و نگارهایى به رنگ آبى سیر تشكیل مى‏شود نظر هر بیننده‏اى را به خود جلب مى ‏كند.



گنبد مسجد شیخ لطف الله یكى از چند گنبد یك پوششى وقت صفویه هست كه با ارتفاع كم پوششى مناسبى براى صحن كوچك اون به شمار مى‏رود.

از طرفى بلندى اون تا اون اندازه هست كه بتواند در كنار میدان بزرگ خود نمایى كرده و بر اون فضا مسلط باشد.

خمیدگى گنبد از نقطه برآمدگى بزرگ ناگهان به سمت داخل گراییده و راس گنبد را تشكیل داده هست و این فشار زیاد را دیوارهاى قطور مسجد تحمل مى‏كند.

)قطر دیوارها كه از پنجره‏هاى دیوار اندازه‏گیرى شده در حدود 70و1 سانتیمتر هست دیوارهاى داخلى از یك هشت ضلعى شروع مى‏شود.

این هشت ضلعیها هر یك به وسیله كاشیهاى طناب مانند فیروزه‏اى محصور شده و خطوط بسیار زیبا كه از آثار علیرضا هست مانند قابى هر یك از اضلاع هشتگانه را در میان مى‏گیرد این خطوط از كاشیهایى به رنگ سفید خیره كننده در میان كاشیهاى آبى تیره به كار رفته هست و زاویه هایى كه از این هشت ضلع به وجود آیند پایه خمیدگى بزرگ را تشكیل مى‏دهند لكن انحناى تدریجى گنبد نقطه شروع انحنا و دایره بزرگ گنبد را از نظر پنهان مى‏كنند.

خمیدگى گنبد را دیوارهاى بادبادك شكل زاویه دارى به اضلاع هشت گانه وصل مى‏كند.

قسمت بعدى به سمت خمیدگى به اندازه‏اى عادى و یكنواخت بزرگ گرایش دارد سرتا سر این خمیدگى به اندازه‏اى عادى و یكنواخت هست كه به ندرت احساس شده یا به چشم مى‏آید.

كاشیكارى پوشش داخلى گنبد از ابتدا تا انتها تقریباً به یك اندازه بود و تزیین گنبد را تشكیل مى‏دهد.

دیوارهاى جانبى صحن مسجد با گل و بوته‏هاى متصل به هم به رنگ آبى در یك متن كرمیرنگ تزیین شده هست.

زاویه‏هاى فوقانى دیوارهاى جانبى از گل و بوته هایى كه طرح اون با سایر قسمتها تفاوت كلى دارد پوشیدئه شده و تنوع خاصى به تزیین كلى صحن بخشیده و در اولین نگاه نظر بیننده را جلب مى‏كند.

زیبایى كاشیكارى این مسجد اعم از كاشیهاى معرق خود تنوعى هست دلپذیر كاشى معرق ظریفترین نوع كاشى و متعلق به قرن هفدهم هست.

در حقیقت كاشى معرق نوع ظریفى از كاشى هفت رنگ قرن پانزدهم و شانزدهم هست.

تزیینات سطح داخلى گنبد عبارت هست از ستاره‏هاى بسیار بزرگ مكرر به رنگ زرد طلایى كه با طرح درهمى از پیچكهاى به هم پیچیده پوشیده شده.

طرح و ترسیم این مسجد و نقشه قالیهاى اردبیلى منبع الهام مشتركى دارند.

ضمناً شباهت بسیار نزدیك با تزیینات مسجد شاه دارد، كاشیكارى بقیه گنبد از طاق رومیهایى تشكیل شده كه هر یك شامل گل و بوته‏هاى زیبایى هست.

این گل بوته‏ها در پارچه بافى هم به كار رفته و هم اكنون نمونه هایى از اون وجود دارد.

روشنایى داخل این مسجد نیز قابل توجه هست.

در اطراف گنبد به فواصل روشنایى داخل این مسجد نیز قابل توجه هست.

در اطراف گنبد به فواصل منظم سوراخهایى در قطر گنبد تعبیه شده كه به وسیله پنجره‏هاى گچبرى از داخل و خارج مسدود مى‏شود.

این گچبریها عباراتند از طرحهاى منظمى كه به نسبت مساوى فضاى خالى در میان اونها وجود دارد.

مجموع نورهایى كه از این پنجره‏ها به داخل مى‏تابد زیبایى آسمانى و خیالپرورى به تزیینات كلى صحن مى‏بخشد.

كوچكترین نقطه ضعفى در این بنا دیده نمى‏شود اندازه‏ها بسیار مناسب نقشه طرح بسیار قوى و زیبا به طور خلاصه توافقى هست بین یك دنیا شور و هیجان و یك سكوت و آرامش با شكوه كه نماینده ذوق سرشار زیباشناسى بوده و منبعى جز ایمان مذهبى و الهام آسمانى نمى‏تواند داشته باشد.

كتیبه‏هاى زیبایى كه علیرضا بر داخل و خارج این مسجد نگاشته زیباترین خط وقت خود هست نابغه‏اى كه این همه شكوه و جلال زیبایى و هنر را به این مسجد بخشیده كسى هست كه سمت چپ و راست محراب را امضا نموده و خود رافقیر حقیر محتاج به رحمت خدا محمد رضا بن هستاد حسین بناى اصفهانى معرفى كرده هست و سپس نام او تاریخ 1028 هجرى (1618 میلادى) دیده مى ‏شوداصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

17:

بقيه داستان مسجد شيخ لطف الله...









در ضلع شرقى میدان نقش جهان اصفهان، روبه روى كاخ عالى قاپو، مسجدى برنامه دارد كه از زیباترین و چشمگیرترین آثار تاریخى اصفهان هست.

این بنا كه به مسجد شیخ لطف الله معروف هست در وقت حكومت سلسله صفویه به منظور عبادت و تدریس شیخ لطف اله ساخته شد.

شیخ لطف الله از علماى شیعى مذهب لبنان و فرزند شیخ عبدالكریم بوده هست كه در وقت صفویه، به دلیل رسمیت یافتن مذهب تشیع به عنوان مذهب ایرانیان، همراه با بسیارى دیگر از جمله شیخ بهائى به ایران مهاجرت كرد.

این مرد روحانى به هنگام ورود مورد احترام واقع شد و در آغاز به مشهد مقدس مقدس رفته ضمن سكنى گزیدن در اون دیار به تبلیغ مذهب تشیع پرداخت.

شیخ لطف اله هموقت با تصمیم شاه عباس براى پایتخت برنامه دادن اصفهان به این شهر كوچ كرد.

شاه عباس صفوى براى اینكه این عالم به تدریس و تبلیغ و امامت مشغول شود دستور داد تا مسجد و مدرسه‏اى براى او بنا نهند.

از این رو بناى این مسجد و مدرسه در سال 1011 هجرى قمرى آغاز شد و تا سال 1028 به دراز كشید.

شیخ لطف الله پس از اتمام بناى مسجد و مدرسه به فعالیتهاى مذهبى پرداخت.

مدرسه كه ذكر اون به میان آمد، امروزه وجود ندارد، اما مسجد اون همچنان با زیبایى تمام باقى هست.

شیخ لطف‏اله بر پايه مندرجات كتابهاى عالم آراى عباسى و مجمل التواریخ در سال 1032 هجرى قمرى بدرود حیات فرمود.



مسجد شیخ لطف اله چند تفاوت پايه ى به دیگر مساجد اصفهان دارد.

این مسجد داراى صحن نیست و مناره نیز ندارد، حال اونكه مساجد باستانى دیگر معمولاً صحنى بزرگ و مناره یا مناره هایى نیز دارند.

گنبد مسجد شیخ اله با گنبدهاى مساجد دیگر متفاوت هست و دو پوش پیوسته هست.

این مسجد به خلاف مساجد دیگر وسعت چندانى ندارد و در حقیقت نمازخانه‏اى كوچك هست.



از عجیب‏ترین هنرهاى به كار رفته در این مسجد كه زاییده ذوق و هستعداد هنرمندان معمار ایرانى هست، حل مشكل قبله در این مسجد هست كه در شرق میدان واقع هست.

پوپ در این زمینه چنین نوشته هست:

...

چون مسجد در ضلع شرقى میدان واقع هست و خواه ناخواه در ورودى مسجد به سمت شرق میدان خواهد بود، اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت مى ‏ساختند، كار جهت یابى از لحاظ قبله مختل مى‏ شد.

در اینجا با ایجاد یك راهرو كه از ابتداى مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست مى ‏چرخد، بر این مشكل فائق آمده ‏اند ؛ یعنى اگر چه ساختمان مسجد درمشرق هست و از نماى خارجى اون چنین بر مى‏آید كه دیوار جبهه ان در جهت شمال به جنوب هست لیكن در همین دیوار محراب بنا شده كه به سوى قبله هست و وقتى به عظمت این فكر پى مى ‏بریم كه در بیرون مسجد اثرى از كجى و زاویه به چشم نمى ‏خورد اما به مجرد ورود ناچاریم قبول كنیم كه صحن نیست به نماى خارجى پیچش دارد در صورتى كه گنبد كوتاه مسجد به علت مدور بودن جهت با زاویه مخالفى نشان نمى ‏دهد.



البته باید خاطر نشان كرد كه دهلیز ورودى مسجد به این دلیل كه همانند زاویه‏ اى قائمه ساخته شده كمتر كسى به محض ورود انحراف مسجد را نسبت به ضلع میدان در مى ‏یابد.



بناى مسجد بر یك چهار ضلعى هستوار هست كه در قسمت بالاتر بنا به هشت ضلعى تبدیل شده در نهایت دایره وار به ساقه گنبد مى ‏پیوندد.



دیوارهاى مسجد شیخ لطف اله براى تحمل سنگینى و فشار گنبد قطور ساخته شده ‏اند و به طورى كه اون را از قسمت پنجره‏ها اندازه گرفته‏اند به یك متر و هفتاد سانتیمتر و در قسمتهاى اصلى به پیش از دو متر هم مى‏رسد.

كف مسجد از سطح میدان بالاتر هست.

در ساختمان و تزئین اژدرهاى سردر و جلوخان و همچنین سكوهاى طرفین سردر، مرمرهاى بسیار خوب به كار رفته و بفیه قسمتهاى جلوخان و سر در با كاشیهاى خشتى الوان و معرق زینت یافته‏اند.

در این تزئینات نقوش هندسى، گل و بوته، طاووس و همچنین كتیبه هایى به چشم مى‏خورد كه به خط خوش نسخ و نستعلیق نوشته شده‏اند.

اطراف جناغ تاق با كاشى پیچ فیروزه‏اى زینت یافته هست.

مقرنس كارى بى نظیرى از كاشیكارى معرق زیر جناغ تاق وجود دارد كه زیر اونها در وسط سردرپنجره‏اى مشبك از كاشى ساخته‏اند.

سردر با نقوش و رنگهاى متنوعى تزئین شده‏است كه چشم را خیره مى‏كند.

بالاى پنجره‏اى سر در مسجد دو كتیبه به خط نستعلیق وجود دارد كه یكى از اونهاچنین عبارتى را در بردارد: ((مایه محتشمى خدمت اولاد على هست)) كتیبه بزرگ و اصلى واقع در سر در مسجد به خط علیرضا عباسى هست كه با خط ثلث بر كاشیهاى معرق نوشته شده هست.

دو كتیبه بزرگ كه به صورت كمربندى درون گنبد موجودند نیز به خط همین هستادند.

علیرضا عباسى از هنرمندان بزرگ عهد صفویه هست.

او تبریزى بود و خطوط ثلث و نسخ را در محضر هستادانى چون ملا محمد حسین و علاء الدین محمد بن محمد تبریزى آموخت.

او هنگام تصرف تبریز به دست عثمانیان به قزوین آمد و هنگامى كه پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل گردید او نیز همچون شیخ لطف اله به اصفهان آمد.

او به آموزش بسیارى از خطاطان اون وقت پرداخت.

خط علیرضا عباسى را در بسیارى از كتیبه‏هاى موجود در بناهاى تاریخى شهرهایى چون مشهد مقدس، قزوین و اصفهان مى‏توان مشاهده كرد.

از تاریخ مرگ این هنرمند اطلاع دقیقى در دست نیست.



نقوش و رنگهاى به كار رفته در كاشیكارى هستادانه گنبد مسجد از زیباترین كاشیكاریهاى موجود در معمارى ایران هست.

نور درون مسجد از پنجره‏هاى مشبكى كه در جوانب گوناگون ساقه گنبد ساخته شده‏اند تامین مى‏شود.

پرتوى كه از این پنجره‏ها به درون مسجد مى‏تابد، علاوه بر اینجاد روشنایى كافى، خود به خود نمایشگر فضاى روخانى بناست.

ساقه گنبد با كاشیهایى آبى رنگ و نقوش گل و بوته و كتیبه‏اى از كاشیهاى معرق شامل چند سوره كوتاه از قراون دارد، تزیین شده هست.

فاصله بین پنجره‏ها را نیز كتیبه هایى از كاشیهاى خداوند زینت بخشیده هست كه به شیوه خط بنایى جلوه گرى مى ‏كند.



محراب مسجد زیباى شیخ لطف اله از شاهكارهاى بى نظیر هنر معمارى و از زیباترین محرابهایى هست كه در مساجد دیگر اصفهان مى‏توان مشاهده كرد.

این محراب با كاشیكارى معرق و مقرنسهاى بسیار دلپذیر تزیین شده هست.

درون محراب دو لوح وجود دارد كه عبارت »عمل فقیر حقیر محتاج برحمت خدا محمد رضا بن هستاد حسین بناء اصفهان« را مى‏توان در اونها مشاهده كرد.

در اطراف محراب كتیبه‏هاى دیگرى به خط علیرضا عباسى و خطاط دیگرى كه باقر نام داشته هست، دیده مى‏شود.

در این كتیبه‏ها روایاتى از پیامبر اكرم و امام ششم شیعیان امام جعفر صادق نقل شده هست.

اشعارى نیز بر كتیبه‏هاى ضلعهاى شرقى و غربى به چشم مى‏خورد كه احتمالاً سراینده اونها شیخ بهایى، عارف دانشمند و شاعر بزرگ دوره صفوى هست.



همان طور كه فرموده شد در ورودى مسجد به دهلیزى به صورت زاویه‏اى قائمه باز مى‏شود كه به دو در دیگر مى‏انجامد كه از دو مى‏توان وارد مسجد شد.

یكى از این درها به طرف محراب و دیگرى به سوى شمال غرب مسجد برنامه گرفته هست.

از همین دهلیز به شبستان زمستانى و همچنین به پشت بام نیز مى‏توان وارد شد.



پوپ در مورد این مسجد نوشته هست:

...

كوچكترین نقطه ضعفى در این بنا دیده نمى‏ شود، اندازه ‏ها بسیار مناسب، نقشه طرح بسیار قوى و زیبا و به طور خلاصه توافقى هست بین یك دنیا شور و هیجان و یك سكوت و آرامش با شكوه كه نماینده ذوق سرشار زیباشناسى بوده و منبعى جز ایمان مذهبى و الهام آسمانى نمى ‏تواند داشته باشد.


اين هم عكس مسجدhttp://www.isfahan.us/images/lotfolah.jpg

18:

اصفهان یکی از شهرهای زیبا و مهم, با آثار تاریخی فراوان هست.

این شهر از قدیم الایام مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی بوده هست.

ما برای آشنایی مقدماتی با تاریخ تلخ و شیرین این شهر و شناخت آثار تاریخی و دیدنی اون طراحی این سایت را شروع کردیم و در ادامه سعی در جهت معرفی شخصیت ها و مکان های تفریحی و گردشگری و فرهنگی اون نمودیم و در تکمیل اون بخش های جانبی سایت را به اون اضافه نموده تا مورد جلب رضایت شما عزیزان برنامه گیرد.

وقایع نقل شده در این مجموعه كه به لحاظ وقتى، از ورود اسلام به این شهر تا دوران انقلاب اسلامى را شامل مى ‏شود، عمدتاً از كتاب هاى تاریخى مختلف كه نگارش هر كدام مربوط به دوره‏اى از تاریخ ادبیات ایران مى ‏باشد انتخاب شده هست.



اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

19:

آيا ميدانيد :

بزرگترين سازه آجري دنيا در اصفهان مي باشد
سي و سه پل بزرگترين سازه آجري دنياست
__________________

20:

سابقه تاريخي وآثار باستاني اصفهان

اصفهان يكي از شهرهاي مبنايي براي كشور ايران در طول تاريخ بوده وهست اين شهر از معدود مراكز باستانشناسي ارزشمند جهاني وبسياري از آثار باستاني اون در ليست آثار بشري به ثبت رسيده هست اگر از تاريخ اين شهر سخن به ميان آيد سرگذشت اون تا اعماق اساطير وافسانه ها ريشه دارد تاريخ اين شهر از يك سو به سليمان ونوح متصل واز سايشان ديگر پايگاه نهضت كاوه آهنگر بر عليه ضحاك خونخوار معرفي مي گردد.



اهميت اصفهان به اندازه اي هست كه در اكثر دائره المعارفهاي بزرگ جهان مدخلي به اون اختصاص يافته و سفرنامه هايي از محاسن وشكوه ظاهري و باطني اون از پژوهندگاني چون تاورنيه ,شاردن و...

به نگارش درآمده ومظاهر تمدن اون همانند سبك معماري ,مكتب فلسفي ومنهج فقهي اون چشمگير هست

دائره المعارف بستاني تاريخ اصفهان را از قرن سوم پيش از ميلاد مسيح ذكر كرده هست ولي دكتر لطف الله هنرفر در مقدمه كتاب آشنايي با شهر تاريخي اصفهان نوشته هست موجوديت تاريخي اين شهر به هزاره سوم قبل از ميلاد هم مي رسد

در هر حال نام اصفهان در ابتدا انزان بوده وسپس به گابيان يا گي تبديل شده هست در دوران عيلاميان شعبه اي از مادها به سايشان اصفهان رهسپار شدند وبا توجه به اين كه اصفهان تحت تسلط عيلاميان برنامه داشت از پيشرفت اونها جلوگيري به عمل آمد

در اين دوران جاده تجارتي كه خليج فارس را به ناحيه اصفهان مربوط مي ساخت به اين شهر اهميت خاصي مي بخشيد ياقوت حمايشان اصفهان را سواران ناميده كه مشتق از واژه هاي اسپهان وسپاه هست احتمالا وجه تسميه اين شهر به دليل وجود پادگان نظامي در اون بوده هست

اردشير بابكان بنيانگذار سلسله ساساني اصفهان را به تصرف خود درآورد اين شهر كه محل فرمانروايي يكي از هفت خاندان بزرگ بود با ظهور اسلام در وقت خليفه دوم به تصرف مسلمانان درآمد وپس از اين كه اصفهان اسلام را پذيرفت براي مدتي جي ناميده شد در قرن چهارم هجري مرداايشانج بنيانگذار سلسله زياري اصفهان را ضميمه تصرفات خود كرد

ركن الدوله ديلمي دو محله مسلمان نشين شهرستان ايشانهوديه را به همديگر ملحق نمود اصفهان در دوره آل بايشانه وسلجوقيان پايتخت بوده وآثاري كه از دوره ديالمه وجود دارد مبين اين مطلب هست كه دروقت اين سلسله نيز اصفهان كاملا مورد توجه برنامه گرفته بود دردوره سلاجقه به ايشانژه در مدتي كه خواجه نظام الملك وزير دوتن از پادشاهان اين دوره بود اصفهان بسيار ترقي كرد وسپس فروپاشي سلاجقه واستبرنامه حكومت اتابكان در نقاط مختلف كشوردستخوش حملات گرديد كه قتل عامهاي دوران مغول و تيمور وهمينطور جهانشاه قره قايشانونلو از اين نمونه مي باشد وپس از قتل عام تيمور شهر در موقعيت بسيار آشفته اي برنامه گرفت
__________________اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

21:

دنبال چنتا دوست اصفهاني هستم
كسي نيستاصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

22:

در محل این میدان (قبل از اونكه شهر اصفهان به پایتختى صفویه انتخاب شود) باغى وسیع به نام نقش ‏جهان وجود داشته هست.

در دوره شاه‏ عباس اول، اون باغ را تا حدود امروزى اون وسعت داده و در اطراف اون مشهورترین و عظیم‏ ترین بناهاى تاریخى اصفهان به وجود آمده هست.

مساحت این میدان حدود 85 هزار متر مربع مى‏باشد.

در دوره شاه‏ عباس و جانشینان او این میدان محل بازى چوگان و رژه ارتش و چراغانى و محل نمایشهاى مختلف بوده هست.

دو دروازه‌ سنگی‌ چوگان‌ در شمال‌ و جنوب‌ این‌میدان‌ تعبیه‌ شده ‌است‌.طول این میدان از شمال به جنوب بالغ بر 500 متر و عرض اون در حدود 150 متر هست.

به عقیده عموم سیاحان خارجى میدان شاه یكى از بزرگترین میدانهاى جهان هست.

میدان نقش جهان شاهد بسیارى از خاطرات تاریخى ایران درچهار قرن اخیر بوده هست.

خاطرات زندگى شاه عباس كبیر و جانشینان او تا آخر عهد صفویه بااین میدان بزرگ تاریخى به هم آمیخته هست .__________________
اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

23:

اصفهان یکی از شهرهای زیبا و مهم, با آثار تاریخی فراوان هست.

این شهر از قدیم الایام مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی بوده هست.

ما برای آشنایی مقدماتی با تاریخ تلخ و شیرین این شهر و شناخت آثار تاریخی و دیدنی اون طراحی این سایت را شروع کردیم و در ادامه سعی در جهت معرفی شخصیت ها و مکان های تفریحی و گردشگری و فرهنگی اون نمودیم و در تکمیل اون بخش های جانبی سایت را به اون اضافه نموده تا مورد جلب رضایت شما عزیزان برنامه گیرد.

وقایع نقل شده در این مجموعه كه به لحاظ وقتى، از ورود اسلام به این شهر تا دوران انقلاب اسلامى را شامل مى ‏شود، عمدتاً از كتاب هاى تاریخى مختلف كه نگارش هر كدام مربوط به دوره‏اى از تاریخ ادبیات ایران مى ‏باشد انتخاب شده هست.



__________________
اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

24:

http://www.isfahanportal.ir/framework.jspاصفهان نصف جهانSID=1


http://www.isfahan.us/index.asp


آدرس سايت هاي هستان اصفهان

25:

پست هاي من را در تاپيك هستان اصفهان پايتخت فرهنگي جهان اسلام مي بينيداصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

26:

مسجد امام اصفهان اگر به اين شهر رايشانايي آمديد حتما از انجا ديدن كنيد





این مسجد كه در ضلع جنوبى میدان امام برنامه دارد در سال 1020 هجرى به فرمان شاه‏ عباس اول در بیست و چهارمین سال سلطنت وى شروع شده و تزئینات و الحاقات اون در دوره جانشینان او به اتمام رسیده هست.

معمار مهندس اون هستاد على‏اكبر اصفهانى و ناظر ساختمان محب‏على بیك الله بوده‏ اند.

این مسجد شاهكارهاى جاویدان از معمارى، كاشى‏كارى و نجّارى در قرن یازدهم هجرى هست.از نكات‌ جالب‌ توجه‌ این‌ مسجد، انعكاس‌صوت‌ در مركز گنبد بزرگ‌ جنوبی‌ اون‌ هست‌.

ارتفاع‌ گنبد مسجد 52 متر و ارتفاع‌ مناره‌های‌ داخل‌ اون ‌48 متر وارتفاع‌ مناره‌های‌ سردر اون‌ در میدان‌ نقش‌ جهان 42 متر هست‌.

قطعات‌ بزرگ‌ سنگ‌های‌ مرمر یكپارچه‌ وسنگاب‌های‌ نفیس‌، از دیدنیهای‌ جالب‌ این‌ مسجد هست‌.

كتیبه سر در مسجد به خط ثلث غلیرضاى عباسى و مورخ به سال 1025 حاكى از اون هست كه شاه عباس این مسجد را از مال خالص خود بنا كرده و ثواب اون را به روح جدا اعظم خود شاه طهماسب اهدا نموده هست.

در ذیل این كتیبه به خط ثلث محمد رضا امامى، كتیبه دیگرى نصب شده كه به موجب اون مقام معمارى و مهندسى معمار مسجد شاه هستاد على اكبر اصفهان و ناظر ساختمان محب على بیكالله تجلیل شده هست.

مسجد شاه یكى از شاهكارهاى معمارى و كاشیكارى و حجارى ایران در قرن یازدهم هجرى هست و آخرین سال تاریخى كه در مسجد دیده مى‏شود سال 1077 هجرى یعنى آخرین سال سلطنت شاه عباس دوم و 1078 هجرى یعنى اولین سال سلطنت شاه سلیمان هست و معلوم مى‏دارد كه اتمام تزیینات مسجد در دوره جانشینان شاه عباس كبیر یعنى شاه صفى و شاه عباس دوم و شاه سلیمان صورت گرفته هست.

كتیبه‏هاى مسجد شاهكار خطاطان معروف عهد صفویه مانند علیرضا عباسى و عبدالباقى تبریزى و محمد رضا امامى هست.

تزیینات عمده این مسجد از كاشیهاى خشت هفت رنگ هست.

در مدرسه جنوب غربى مسجد قطعه سنگ ساده‏اى به شكل شاخص در محل معینى تعبیه شده هست كه ظهر حقیقى اصفهان را در چهار فصل سال نشان مى‏دهد و محاسبه اون را شیخ بهائى دانشمند فقیه و ریاضیدان معروف عهد شاه عباس انجام داده هست.

از نكات جالب در مسجد شاه انعكاس صورت در مركز گنبد بزرگ جنوبى هست ارتفاع گنبد عظیم مسجد شاه 52 متر و ارتفاع مناره‏هاى داخل اون 48 متر و ارتفاه مناره‏هاى سردر اون میدان نقش جهان 42 متر هست.

قطعات بزرگ سنگهاى مرمرى یكپارچه و سنگابهاى نفیس از دیدنیهاى جالب مسجد شاه هست.

این مسجد كه ساختمان اون در سال 1020 هجرى قمرى آغاز و در سال 1025 به پایان رسید و براى تزیین آماده شد، از مهمترین مساجد عصر صفویه و در ضلع جنوبى میدان نقش جهان واقع هست.

تزیینات این مسجد كه از سال 1025، وقت سلطنت شاه عباس اول، آغاز شد تا وقت سلطنت دو تن از جانشینان او (صفى و عباس دوم) نیز ادامه یافت.

معمار این بنا هستاد على اكبر اصفهانى هست كه نام او به عنوان مهندس و معمار در كتیبه سردرمسجد به خط ثلث آمده هست.



كتیبه سر در با شكوه مسجد به خط علیرضا عباسى خوشنویس نامدار عصر صفویه هست كه تاریخ اون سال 1025 ذكر شده هست.



اسپرهاى طرفین در ورودى 8 لوحه با نوشته هایى مشكى بر زمینه فیزوه‏اى دارند كه در هر یك از این اسپرها 4 لوحه كار گذاشته شده.

در جلو خان سردر مسجد نیز كتیبه هایى با عبارات و اشعارى وجود دارد.

تخت سنگ بزرگى نیز در ضلع غربى جلوخان هست كه از نوشته‏ هاى اون تنها بسم الله الرحمن الرحیم به جا ماند.

كتیبه نماى خارجى سردر، خط ثلث سفید بر زمینه كاشى خشت وجود دارد.



اشعارى به خط نستعلیق در اصلى مسجد را كه پوشش نقره و طلا دارد.

زینت بخشیده هست در این اشعار سال اتمام و نصب در 1038 تا 1052 ذكر شده هست.

اشعار فوق الذكر 16 بیت هست كه هشت بیت اون بر یك لنگه و هشت بیت دیگر بر لنگه دیگر اون به طور برجسته نقش بسته هست.

این در، در ضلع جنوبى واقع هست.



كتیبه‏ هاى داخل مسجد را خوشنویسانى چون عبدالباقى تبریزى، محمد صالح اصفهانى محمد رضا امامى و محمد غنى نوشته‏اند كه از اون جمله‏اند: كتیبه ایوان بزرگ مسجد و اطراف محوطه زیرگنبد به خط عبدالباقى تبریزى كتیبه بالاى محراب مرمرى به خط محمد صالح اصفهان، كتیبه‏هاى چهلستون شرقى گنبد جنوبى به خط محمد رضا امامى و كتیبه داخل ایوان شمالى مسجد به خط عبدالباقى تبریزى.



این مسجد عظیم داراى دو شبستان قرینه در اضلاع شرقى و غربى صحن هست.

یكى از این شبستانها (شبستان شرقى) بزرگتر اما ساده و بى تزیین هست و دیگرى (شبستان غربى) كوچكتر هست اما تزییناتى با كاشیهاى خشت هفت رنگ دارد و محراب اون نیز از زیباترین محرابهاى مساجد اصفهان هست.



در دو زاویه جنوب غربى و جنوب شرقى دو مدرسه به طور قرینه برنامه دارد كه مدرسه زاویه جنوب شرقى را كه حجره‏هایى نیز براى سكونت طلاب دارد، مدرسه ناصرى و مدرسه زاویه جنوب غربى را سلیمانیه مى‏نامند.



ارتفاع ایوان بزرگ جنوبى مسجد 33 متر هست و دو مناره در طرفین اون برنامه گرفته‏اند كه ارتفاع هر یك از اونها 48 متر هست.

این دو مناره با كاشى تزیین شده‏اند و نامهاى محمد و على به طور تكراراى به خط بنایى بر بدنه اونها نقش بسته هست.



گنبد بزرگ مسجد تزئینات جالبى از كاشیكارى دارد و نیز دارى كتیبه‏اى به خط ثلث سفید بر زمینه كاشى خشت لاجوردى هست.اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان


http://www.isfahan.us/images/emam2.jpg

27:

دادگستري اصفهان پيگيري پرونده جهان نما را ادامه مي‌دهد
دادگستری اصفهان تا وقت دریافت درخواست كتبی ساوقت ميراث فرهنگی و گردشگری كشور مبنی بر پس گرفتن شكايت این ساوقت از سازندگان برج جهان‌نما، همچنان به پيگيری‌های خود در خصوص پرونده برج جهان‌نما ادامه می‌دهد.



ميراث خبر: دادگستري اصفهان تا وقت دريافت درخواست كتبي ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري كشور مبني بر پس گرفتن شكايت اين ساوقت از سازندگان برج جهان نما، همچنان به پيگيري هاي خود در خصوص پرونده برج جهان نما ادامه مي دهد.


هفته گذشته رئيس ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري كشور در يك فرمودگايشان تلايشانزيوني فراخوان كرد كه اين ساوقت شكايت خود از سازندگان برج جهان نما را پس مي گيرد و دولت نيز خسارت تعديل برج جهان نما را مي پردازد.

چندي پيش نيز طي دستوري از سايشان رييس ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري، پيگيري پرونده برج جهان نما از طريق دادگستري اصفهان متوقف شد تا موضوع اين پرونده از طريق مصالحه حل شود.


"هاشمي"، رئيس شعبه 106 دادگستري اصفهان و قاضي پرونده كيفري برج جهان نما با اشاره به فرموده هاي اخير رئيس ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري كشور فرمود:‌ «تا وقتي كه توقف پيگيري پرونده برج جهان نما از سايشان ريس ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري كشور به صورت كتبي تحايشانل دادگستري اصفهان داده نشود، پيگيري اين پرونده توسط دادگستري اين شهر ادامه دارد.»
او فرمود: «مسئولان ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري كشور بايد طي نامه با اشاره به صورتجلسه هاي تنظيم شده از جلسات خود با شهرداري، ضمن اشاره به موضوع مصالحه،خواهان متوقف شدن و در نهايت بسته شدن پرونده برج جهان نما شوند.

در اين صورت پرونده از جانب دستگاه قضايي مختومه فراخوان مي شود.»
به فرموده قاضي پرونده كيفري جهان نما هم اكنون از كارشناسان هر دو ساوقت خواسته شده هست نظرات كارشناسي خود را به دادگستري ارائه كنند.

تا چند روز آينده نيز وقت ديگري براي تشكيل جلسه دادگاه فراخوان مي شود.
طرح شكايت از سازندگان برج جهان نما از سايشان ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري كشور از جمله موضوعاتي هست كه باعث شد ساوقت جهاني يونسكو در اجلاس اخير خود در شهر دوربان آفريقاي شمالي به ميدان نقش جهان يك موقعيت 6 ماهه ديگر بدهد.

طبق قطعنامه اخير يونسكو، دولت ايران تنها تا اول فوريه 2006 يعني ( 13 بهمن 1384 ) وقت دارد تا برج جهان نما را تعديل كرده يا وقت بندي دقيق تعديل اين برج و نحوه اون را فراخوان كنند در غير اين صورت ميدان نقش جهان به طور خودكار در فهرست ميراث در خطر برنامه مي گيرد.

هم اكنون 80 روز به پايان مهلت داده شده از سايشان يونسكو باقي مانده هست.
هم اكنون ساوقت ميراث فرهنگي با ارئه دو دادخواست كيفري و حقوقي كه به ترتيب در شعبه 106 و يك دادگستري اصفهان رسيدگي مي شود، از سازندگان برج جهان نما شکايت كرده هست.
برج جهان نما ساختماني با ارتفاع بيش از 50 متر در 760 متري ميدان نقش جهان واقع شده هست.

کارشناسان مرکز ميراث جهاني يونسکو براين باورند که ارتفاع بيش از حد اين ساختمان باعث خدشه دار شدن منظر آسماني ميدان نقش جهان شده هست و در صورتي که اين ارتفاع کوتاه نشود، ميدان نقش جهان در فهرست ميراث در خطر گذاشته مي شود.



http://www.chn.ir/NaqsheJahan//manag...annama6(6).jpg
عكس برج جهان نما

نظر شما در مورد اين خبر؟
اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

28:

سخنراني دکتر الهي قمشه اي در همايش تجلي فضائل




دکتر حسین الهی قمشه ای در همایش تجلی فضائل (بزرگداشت هستاد حبیب الله فضائل&#1740اصفهان نصف جهان در اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام با ذکر خاطراتی از هستاد حبیب الله فضائلی یاد اون مرحوم را گرامی داشت و فرمود: هستاد فضائلی در قلب دوستارانش حضور دارد و زنده هست.

هستاد فضائلی و همه هنرمندان حقیقی پنجره ای از دنیای حقیقی را به روی ما می گشایند.

دکتر الهي قمشه ای ادامه داد: هستاد فضائلی هم خوب می نوشت و هم حرف های خوب می نوشت و هنر باید فقط صرف مسائل عالی شود.

الهی قمشه ای در ادامه باذکر خاطراتی از هستاد فضائلی فرمود: او شوخ طبع و خوش قول و بر هفت خط خوشنویسی مسلط بود

اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

29:

‏مسجد شیخ‏ لطف الله



این مسجد بى‏نظیر هم كه شاهكار دیگرى از معمارى و كاشى‏كارى قرن یازدهم هجرى هست به فرمان شاه‏ عباس اول در مدت هیجده سال بنا شده و معمار و بناى مسجد هستاد محمدرضا اصفهانى بوده هست.

تزئینات كاشى‏كارى اون در داخل از ازاره‏ ها به بالا همه از كاشى‏هاى معرّق پوشیده شده هست.

باستان ‏شناسان خارجى در مورد عظمت معمارى این مسجد فرموده‏ اند: «به سختى مى‏توان این بنا را محصول دست بشر دانست».

شیخ‌ لطف‌ الله ازعلمای‌ بزرگ‌ شیعه‌ در لبنان‌ امروزی‌ بود كه‌ به‌ دعوت‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ در اصفهان‌ اقامت‌ گزید.

این‌ مسجد به‌ منظور تجلیل‌ از مقام‌ او و برای‌ تدریس‌ و نمازگزاری‌ وی‌ احداث‌ شد.



مسجد شیخ لطف الله‏یكى از زیباترین آثار تاریخى اصفهان كه چشم هر تماشا كننده‏اى را خیره مى‏كند و نسبت به هنرمندانى كه در انجام اون دخیل بوده‏اند به اظهار تحسین و اعجاب وا مى‏دارد مسجد شیخ لطف الله هست كه در ضلع شرقى میدان نقش جهان و مقابل عمارت عالى قاپو واقع شده و به واسطه كاشیكاریهاى معرق داخل و خارج گنبد و كتیبه‏هاى بسیار زیباى خط ثلث كه مقدارى از اونها به خط علیرضاى تبریزى عباسى هست از زیبایى و ظرافت كمتر نظیر دارد.

این مسجد كه شاهكارى از معمارى و كاشیكارى ایران در نیمه اول قرن یازدهم هجرى هست به فرمان شاه عباس اول ساختمان اون شروع شده و سر در زیباى اون در سال 1012 هجرى به پایان رسیده هست.

سال اتمام بناى مسجد و تزیینات كاشیكارى اون و نام هستاد سازنده اون در داخل محراب معرق نفیس مسجد به خط نستعلیق سفید بر زمینه كاشى لاجوردى به این ترتیب ذكر شده هست

عمل فقیر حقیر محتاج به رحمت خدا محمد رضا بن هستاد حسین بناى اصفهانى 1028

درباره وجه تسمیه مسجد شیخ لطف الله باید فرمود كه شیخ لطف الله اصلاً كه از امت میش از قراى جبل عامل یعنى جبل لبنان حالیه بوده هست و خاندان او همه از فقهاى امامیه بوده‏ اند چنانكه پدر وجد وجد اعلاو پسرش همه به این عنوان اشتهار داشته ‏اند.

به مناسبت سعى بى اندازه پادشاهان صفوى در ترویج احكام مذهب تشیع و تشویق و اكرام فقهاى اون، شیخ لطف الله میسى عاملى نیز مانند جمع كثیر دیگرى از علماى بحرین و جبل عامل در اوایل عمر از موطن خود به قصد ایران عازم شد و ابتدا در مشهد مقدس مقدس اقامت گزید و در اونجا پس از هستقاضه از محضر علماى ارض اقدس از حمله ملا عبدالله شوشترى از جانب شاه عباس بزرگ به خدمت آستانه رضوى بربرنامه گردید و تا تاریخ فتنه ازبكان و دست یافتن ایشان بر مشهد مقدس در اون شهر مقیم بود.

سپس از شرایشان به قزوین پناه جست و در اونجابه كار تدریس مشغول شد، شاه عباس او را از قزوین به اصفهان آورد و در سال 1011 هجرى در جنب میدان نقش جهان مدرسه و مسجدى را كه هنوز هم به نام او شهرت دارد براى محل تدریس و اقامت و امامت وى پى نهاد و انجام این كار تا 1028 هجرى طول كشید و در حین اتمام همین ساختمان بود كه شاه عباس در قسمت جنوبى میدان نقش جهان كه اكنون به نام میدان شاه شهره هست طرح انشا جامع اعظم پادشاهى یعنى مسجد شاه را ریخت.

سپس اونكه مدرسه و مسجد شیخ لطف الله براى تدریس و نمازگزارى او مهیا گردید.

این مرد جلیل محترم در اون مدرسه كه امروز وجود ندارد مقیم شد و در مسجدى كه براى معرفى آثار هنرى ایران خوشبختانه صحیح و سالم مانده و آرزمندیم قرنهاى دیگر نیز با مراقبت فرزندان ایران جاویدان بماند، به امامت و تدریس مشغول گردید و شاه عباس براى وجه معاش او وظیفه‏اى معین و مقرر داشت.

تاریخ وفات شیخ لطف الله را مولف كتاب مجمل التواریخ در سال 1032 یعنى در همان سالى كه بغداد به تصرف شاه عباس درآمده هست مى‏نویسد.

همچنین در عالم آراى عباسى تاریخ فوت او را مولف این كتاب در ذیل واقع سال 1032 آورده هست و صریحاً مى‏گوید كه شیخ لطف الله میسى جبل عاملى در اوایل این سال و قبل از سفر دارالسلام بغداد كه هنوز ایات جلال در ییلاقات فیروزكوه بود در اصفهان مریض گشته به عالم بقا پیوست.

یكى از شخصیتهاى بزرگ هنرى ایران كه نام او در مسجد شیخ لطف الله مخلد شده هست علیرضاى تبریزى از خوشنویسان بزرگ وقت شاه عباس كبیر هست كه كتیبه سردر مسجد و دو كتیبه بزرگ كمربندى داخل گنبد به خط زیباى اوست علیرضا چون به خدمت شاه عباس در آمد خود را علیرضاى عباسى خواند.

این خوشنویس هستاد نخست در تبریز شاگرد ملامحمد حسین تبریزى و علاء الدین محمد بن محمد تبریزى معروف به علاء بیك بود و خط ثلث و نسخ را نیكو مى‏نوشت.

پس از اونكه در وقت شاه محمد خدابنده پدر شاه عباس تركان عثمانى اون شهر را به تصرف آوردند، علیرضا از اونجا بیرون آمده و به قزوین پایتخت دولت صفوى رفت و در مسجد جامع اون شهر منزل گرفت و به كار كتابت مشغول شد و قسمتى از كتیبه‏هاى اون مسجد را با چند قراون در اونجا تمام كرد.

علیرضا روز پنجشنبه اول شوال سال 1001 هجرى به خدمت شاه عباس درآمد و در زمره ندیمان مخصوص وى داخل شد و شاه جمعى از خوشنویسان مانند محمد رضا امامى و محمد صالح اصفهانى و عبدالباقى تبریزى را بدو سپرد تا زیردست او خط ثلث را بیاموزند.

علیرضاى عباسى تا پایان عمر در زمره مقربان و ندیمان مخصوص شاه بود و در سفر و حضر در سلك مقربان شرف اختصاص داشت و به تفقدات و انعامات و نوازشهاى بى پایان شاهانه سرافراز و مفتخر و به لقب شاهنواز ملقب شد.

محبت و علاقه شاه عباس به این مردهنرمند بدان پایه بود كه گاه پهلوى او مى‏نشست و شمعى به دست مى‏گرفت تا علیرضا در روشنایى اون كتابت كند

ادامه دارد...اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

30:

در روزگاران پیش , منطقه و شهر اصفهان نقش پلی را داشت که قسمتهای کم ارتفاع شرق فلات ایران را با سرزمین‌های کوهستانی غرب مرتبط می‌‌ساخت و برای اطراق سرمازدگان کوهستان غرب و گرمازدگان و خستگان هوای خشک شرق , محل مناسب و مطلوبی بود .در غرب هستان ودر کوهستانهای فریدن آثار جاده‌ای باستانی وجود دارد که شاید بیانگر واقعیت فوق باشد.

از اصفهان پیش از اسلام، یعنی دوره حکومت مادها و دوره شاهنشاهی هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان آگاهی زیادی در دست نیست و از اون دوره‌ها , آثار درخوری بر جای نمانده هست.

اونچه مسلم هست , هستبرنامه جلگه اصفهان درمیان بیابان‌ها و کوه‌های خشک مرکزی ایران از یک طرف و اهمیت و موقعیت ارتباطی ویژه اون در مرکز فلات پهناور ایران از طرف دیگر , تاریخ و پیشینه اون را به پیشینه کشور ایران مرتبط کرده هست.

پیش از برپایی پادشاهی مادها , اصفهان مرز شرقی ممالکی بوده هست که بابلی‌ها از اون اطلاع داشته‌اند و به احتمال قوی جزو ناحیه (انزان) یا (انشان) بوده هست .

هستان اصفهان یکی از بزرگترین مراکز تولید انواع مختلف صنایع دستی ایران بشمار می‌رود.

این هستان از دیرباز گهواره هنرهای زیبا و صنایع دستی بوده هست.

تزئینات آجری، کاشی کاری، گچ بری و انواع خط در آثار تاریخی اصفهان، از حدود قرنها پیش تا دوره معاصر، بر اطراف و جوانب مناره‌ها و داخل و خارج مساجد، قصرها و هنرهای زری دوزی و قلم کاری، ترمه و نقره کاری و زرنگاری و رونویسی انواع کتاب، قراون و قطعات نگارگری و نقاشی جملگی به مرکزیت هنری اصفهان گواهی می‌‌دهند.

سیم کشی، زرکشی، زربافی, گلابتون دوزی، پولک دوزی، زنجیره بافی، قالی بافی و نساجی از صنایع دستی رایج اصفهان هست.

این صنایع در عهد شاهان صفوی رونق فراوان داشت.

در دوران قاجاریه، بازار صنایع دستی در اصفهان از رونق افتاد.

ولی سپس انقلاب مشروطه باز توسعه یافت.

به طور کلی طرح و نقش عموم دست ساخته‌های اصفهان اعم از فرش و قلمکار و ظروف قلم زنی و کاشی، دوختنی‌های روی پارچه تحت تأثیر طرحهای تزئینی دوران صفویه قراردارد و طراحان اصفهان، به نسبت قدرت درک و مهارت خود از آثار قدیمی برمیگیرند و با خلاقیت خود، اونها را زیباتر می‌‌سازند.
__________________

31:

پروفسور ارتور اپهام پوپ‏ایرانشناس معاصر و مشهور امریكایى كه كتاب مشهود او تحت عنوان بررسى هنر ایران در شش جلد قطور تدوین شده و شهرت جهانى دارد راجع به عظمت صنعت معمارى و كاشیكارى مسجد شیخ لطف الله چنین نوشته هست: مسجدى كه در سمت مشرق میدان شاه و مقابل ساختمان عالى قاپو برنامه دارد یكى از شاهكارهاى بینظیر معمارى هست كه در سراسر آسیا خود نمایى مى‏كند.

این مسجد زیبا كه همچون جواهرى درخشان در تاریخ معمارى ایرانیان مى‏درخشد مسجد شیخ لطف الله نام دارد.

شاه عباس بزرگ این مسجد را به افتخار پدر زن خود شیخ لطف الله كه یكى از پیشوایان عالیقدر اون وقت بود بر روى خرابه‏هایى كه از بقایاى مسحد قدیمى بحار مانده بود بنا كرد.

در حقیقت میدان بزرگى كه قصر باشكوه عالى قاپو در یك طرف اون برنامه داشت به چنین گوهرى گرانبها در برابر خود احتیاج داشت و شاید همین نكته شاه عباس را براون داشت تا با ساختن این بنا كه به سختى مى‏توان اون را محصول دست بشر دانستا زیبایى میدان را به كمال رساند.

در ساختمان این مسجد باردیگر هستادى و مهارت هنرمندان ایرانى یك مسئله مشكل را حل كرده هست بدین معنى كه چون مسجد در ضلع شرقى میدان واقع هست و خواه و ناخواه در ورودى مسجد به سمت مشرق میدان خواهد بود.

اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت مى‏ساختند كارجهتیابى از لحاظ قبله مختلف مى‏شد.

در اینجا با ایجاد یك راهرو كه از ابتداى مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست مى‏چرخد بر این مشكل فائق آمده‏اند یعنى اگر چه ساختمان مسجد در مشرق هست و از نماى خارجى اون چنین بر مى‏آید كه دیوار جبهه اون در جهت شمال به جنوب هست لكن در همین محراب دیوار بنا شده كه به سوى قبله هست و وقتى به عظمت این فكر پى مى‏بریم كه در بیرون مسجد اثرى از كژى و زاویه به چشم نمى‏خورد، اما به مجرد ورود ناچاریم قبول كنیم كه صحن نسبت به نماى خارجى پیچشى دارد در صورتى كه گنبد كوتاه این مسجد به علت مدور بودن جهت یا زاویه مخالفى نشان نمى‏دهد.

این گنبد یكى از زیباترین گنبدهاى اصفهان هست كه از طرفى به خاطر عظمت و از طرف دیگر بر اثر تزییناتى كه از زمینه كرمى (Cafe ou lait) با نقش و نگارهایى به رنگ آبى سیر تشكیل مى‏شود نظر هر بیننده‏اى را به خود جلب مى ‏كند.



گنبد مسجد شیخ لطف الله یكى از چند گنبد یك پوششى وقت صفویه هست كه با ارتفاع كم پوششى مناسبى براى صحن كوچك اون به شمار مى‏رود.

از طرفى بلندى اون تا اون اندازه هست كه بتواند در كنار میدان بزرگ خود نمایى كرده و بر اون فضا مسلط باشد.

خمیدگى گنبد از نقطه برآمدگى بزرگ ناگهان به سمت داخل گراییده و راس گنبد را تشكیل داده هست و این فشار زیاد را دیوارهاى قطور مسجد تحمل مى‏كند.

)قطر دیوارها كه از پنجره‏هاى دیوار اندازه‏گیرى شده در حدود 70و1 سانتیمتر هست دیوارهاى داخلى از یك هشت ضلعى شروع مى‏شود.

این هشت ضلعیها هر یك به وسیله كاشیهاى طناب مانند فیروزه‏اى محصور شده و خطوط بسیار زیبا كه از آثار علیرضا هست مانند قابى هر یك از اضلاع هشتگانه را در میان مى‏گیرد این خطوط از كاشیهایى به رنگ سفید خیره كننده در میان كاشیهاى آبى تیره به كار رفته هست و زاویه هایى كه از این هشت ضلع به وجود آیند پایه خمیدگى بزرگ را تشكیل مى‏دهند لكن انحناى تدریجى گنبد نقطه شروع انحنا و دایره بزرگ گنبد را از نظر پنهان مى‏كنند.

خمیدگى گنبد را دیوارهاى بادبادك شكل زاویه دارى به اضلاع هشت گانه وصل مى‏كند.

قسمت بعدى به سمت خمیدگى به اندازه‏اى عادى و یكنواخت بزرگ گرایش دارد سرتا سر این خمیدگى به اندازه‏اى عادى و یكنواخت هست كه به ندرت احساس شده یا به چشم مى‏آید.

كاشیكارى پوشش داخلى گنبد از ابتدا تا انتها تقریباً به یك اندازه بود و تزیین گنبد را تشكیل مى‏دهد.

دیوارهاى جانبى صحن مسجد با گل و بوته‏هاى متصل به هم به رنگ آبى در یك متن كرمیرنگ تزیین شده هست.

زاویه‏هاى فوقانى دیوارهاى جانبى از گل و بوته هایى كه طرح اون با سایر قسمتها تفاوت كلى دارد پوشیدئه شده و تنوع خاصى به تزیین كلى صحن بخشیده و در اولین نگاه نظر بیننده را جلب مى‏كند.

زیبایى كاشیكارى این مسجد اعم از كاشیهاى معرق خود تنوعى هست دلپذیر كاشى معرق ظریفترین نوع كاشى و متعلق به قرن هفدهم هست.

در حقیقت كاشى معرق نوع ظریفى از كاشى هفت رنگ قرن پانزدهم و شانزدهم هست.

تزیینات سطح داخلى گنبد عبارت هست از ستاره‏هاى بسیار بزرگ مكرر به رنگ زرد طلایى كه با طرح درهمى از پیچكهاى به هم پیچیده پوشیده شده.

طرح و ترسیم این مسجد و نقشه قالیهاى اردبیلى منبع الهام مشتركى دارند.

ضمناً شباهت بسیار نزدیك با تزیینات مسجد شاه دارد، كاشیكارى بقیه گنبد از طاق رومیهایى تشكیل شده كه هر یك شامل گل و بوته‏هاى زیبایى هست.

این گل بوته‏ها در پارچه بافى هم به كار رفته و هم اكنون نمونه هایى از اون وجود دارد.

روشنایى داخل این مسجد نیز قابل توجه هست.

در اطراف گنبد به فواصل روشنایى داخل این مسجد نیز قابل توجه هست.

در اطراف گنبد به فواصل منظم سوراخهایى در قطر گنبد تعبیه شده كه به وسیله پنجره‏هاى گچبرى از داخل و خارج مسدود مى‏شود.

این گچبریها عباراتند از طرحهاى منظمى كه به نسبت مساوى فضاى خالى در میان اونها وجود دارد.

مجموع نورهایى كه از این پنجره‏ها به داخل مى‏تابد زیبایى آسمانى و خیالپرورى به تزیینات كلى صحن مى‏بخشد.

كوچكترین نقطه ضعفى در این بنا دیده نمى‏شود اندازه‏ها بسیار مناسب نقشه طرح بسیار قوى و زیبا به طور خلاصه توافقى هست بین یك دنیا شور و هیجان و یك سكوت و آرامش با شكوه كه نماینده ذوق سرشار زیباشناسى بوده و منبعى جز ایمان مذهبى و الهام آسمانى نمى‏تواند داشته باشد.

كتیبه‏هاى زیبایى كه علیرضا بر داخل و خارج این مسجد نگاشته زیباترین خط وقت خود هست نابغه‏اى كه این همه شكوه و جلال زیبایى و هنر را به این مسجد بخشیده كسى هست كه سمت چپ و راست محراب را امضا نموده و خود رافقیر حقیر محتاج به رحمت خدا محمد رضا بن هستاد حسین بناى اصفهانى معرفى كرده هست و سپس نام او تاریخ 1028 هجرى (1618 میلادى) دیده مى ‏شوداصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

32:

بقيه داستان مسجد شيخ لطف الله...









در ضلع شرقى میدان نقش جهان اصفهان، روبه روى كاخ عالى قاپو، مسجدى برنامه دارد كه از زیباترین و چشمگیرترین آثار تاریخى اصفهان هست.

این بنا كه به مسجد شیخ لطف الله معروف هست در وقت حكومت سلسله صفویه به منظور عبادت و تدریس شیخ لطف اله ساخته شد.

شیخ لطف الله از علماى شیعى مذهب لبنان و فرزند شیخ عبدالكریم بوده هست كه در وقت صفویه، به دلیل رسمیت یافتن مذهب تشیع به عنوان مذهب ایرانیان، همراه با بسیارى دیگر از جمله شیخ بهائى به ایران مهاجرت كرد.

این مرد روحانى به هنگام ورود مورد احترام واقع شد و در آغاز به مشهد مقدس مقدس رفته ضمن سكنى گزیدن در اون دیار به تبلیغ مذهب تشیع پرداخت.

شیخ لطف اله هموقت با تصمیم شاه عباس براى پایتخت برنامه دادن اصفهان به این شهر كوچ كرد.

شاه عباس صفوى براى اینكه این عالم به تدریس و تبلیغ و امامت مشغول شود دستور داد تا مسجد و مدرسه‏اى براى او بنا نهند.

از این رو بناى این مسجد و مدرسه در سال 1011 هجرى قمرى آغاز شد و تا سال 1028 به دراز كشید.

شیخ لطف الله پس از اتمام بناى مسجد و مدرسه به فعالیتهاى مذهبى پرداخت.

مدرسه كه ذكر اون به میان آمد، امروزه وجود ندارد، اما مسجد اون همچنان با زیبایى تمام باقى هست.

شیخ لطف‏اله بر پايه مندرجات كتابهاى عالم آراى عباسى و مجمل التواریخ در سال 1032 هجرى قمرى بدرود حیات فرمود.



مسجد شیخ لطف اله چند تفاوت پايه ى به دیگر مساجد اصفهان دارد.

این مسجد داراى صحن نیست و مناره نیز ندارد، حال اونكه مساجد باستانى دیگر معمولاً صحنى بزرگ و مناره یا مناره هایى نیز دارند.

گنبد مسجد شیخ اله با گنبدهاى مساجد دیگر متفاوت هست و دو پوش پیوسته هست.

این مسجد به خلاف مساجد دیگر وسعت چندانى ندارد و در حقیقت نمازخانه‏اى كوچك هست.



از عجیب‏ترین هنرهاى به كار رفته در این مسجد كه زاییده ذوق و هستعداد هنرمندان معمار ایرانى هست، حل مشكل قبله در این مسجد هست كه در شرق میدان واقع هست.

پوپ در این زمینه چنین نوشته هست:

...

چون مسجد در ضلع شرقى میدان واقع هست و خواه ناخواه در ورودى مسجد به سمت شرق میدان خواهد بود، اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت مى ‏ساختند، كار جهت یابى از لحاظ قبله مختل مى‏ شد.

در اینجا با ایجاد یك راهرو كه از ابتداى مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست مى ‏چرخد، بر این مشكل فائق آمده ‏اند ؛ یعنى اگر چه ساختمان مسجد درمشرق هست و از نماى خارجى اون چنین بر مى‏آید كه دیوار جبهه ان در جهت شمال به جنوب هست لیكن در همین دیوار محراب بنا شده كه به سوى قبله هست و وقتى به عظمت این فكر پى مى ‏بریم كه در بیرون مسجد اثرى از كجى و زاویه به چشم نمى ‏خورد اما به مجرد ورود ناچاریم قبول كنیم كه صحن نیست به نماى خارجى پیچش دارد در صورتى كه گنبد كوتاه مسجد به علت مدور بودن جهت با زاویه مخالفى نشان نمى ‏دهد.



البته باید خاطر نشان كرد كه دهلیز ورودى مسجد به این دلیل كه همانند زاویه‏ اى قائمه ساخته شده كمتر كسى به محض ورود انحراف مسجد را نسبت به ضلع میدان در مى ‏یابد.



بناى مسجد بر یك چهار ضلعى هستوار هست كه در قسمت بالاتر بنا به هشت ضلعى تبدیل شده در نهایت دایره وار به ساقه گنبد مى ‏پیوندد.



دیوارهاى مسجد شیخ لطف اله براى تحمل سنگینى و فشار گنبد قطور ساخته شده ‏اند و به طورى كه اون را از قسمت پنجره‏ها اندازه گرفته‏اند به یك متر و هفتاد سانتیمتر و در قسمتهاى اصلى به پیش از دو متر هم مى‏رسد.

كف مسجد از سطح میدان بالاتر هست.

در ساختمان و تزئین اژدرهاى سردر و جلوخان و همچنین سكوهاى طرفین سردر، مرمرهاى بسیار خوب به كار رفته و بفیه قسمتهاى جلوخان و سر در با كاشیهاى خشتى الوان و معرق زینت یافته‏اند.

در این تزئینات نقوش هندسى، گل و بوته، طاووس و همچنین كتیبه هایى به چشم مى‏خورد كه به خط خوش نسخ و نستعلیق نوشته شده‏اند.

اطراف جناغ تاق با كاشى پیچ فیروزه‏اى زینت یافته هست.

مقرنس كارى بى نظیرى از كاشیكارى معرق زیر جناغ تاق وجود دارد كه زیر اونها در وسط سردرپنجره‏اى مشبك از كاشى ساخته‏اند.

سردر با نقوش و رنگهاى متنوعى تزئین شده‏است كه چشم را خیره مى‏كند.

بالاى پنجره‏اى سر در مسجد دو كتیبه به خط نستعلیق وجود دارد كه یكى از اونهاچنین عبارتى را در بردارد: ((مایه محتشمى خدمت اولاد على هست)) كتیبه بزرگ و اصلى واقع در سر در مسجد به خط علیرضا عباسى هست كه با خط ثلث بر كاشیهاى معرق نوشته شده هست.

دو كتیبه بزرگ كه به صورت كمربندى درون گنبد موجودند نیز به خط همین هستادند.

علیرضا عباسى از هنرمندان بزرگ عهد صفویه هست.

او تبریزى بود و خطوط ثلث و نسخ را در محضر هستادانى چون ملا محمد حسین و علاء الدین محمد بن محمد تبریزى آموخت.

او هنگام تصرف تبریز به دست عثمانیان به قزوین آمد و هنگامى كه پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل گردید او نیز همچون شیخ لطف اله به اصفهان آمد.

او به آموزش بسیارى از خطاطان اون وقت پرداخت.

خط علیرضا عباسى را در بسیارى از كتیبه‏هاى موجود در بناهاى تاریخى شهرهایى چون مشهد مقدس، قزوین و اصفهان مى‏توان مشاهده كرد.

از تاریخ مرگ این هنرمند اطلاع دقیقى در دست نیست.



نقوش و رنگهاى به كار رفته در كاشیكارى هستادانه گنبد مسجد از زیباترین كاشیكاریهاى موجود در معمارى ایران هست.

نور درون مسجد از پنجره‏هاى مشبكى كه در جوانب گوناگون ساقه گنبد ساخته شده‏اند تامین مى‏شود.

پرتوى كه از این پنجره‏ها به درون مسجد مى‏تابد، علاوه بر اینجاد روشنایى كافى، خود به خود نمایشگر فضاى روخانى بناست.

ساقه گنبد با كاشیهایى آبى رنگ و نقوش گل و بوته و كتیبه‏اى از كاشیهاى معرق شامل چند سوره كوتاه از قراون دارد، تزیین شده هست.

فاصله بین پنجره‏ها را نیز كتیبه هایى از كاشیهاى خداوند زینت بخشیده هست كه به شیوه خط بنایى جلوه گرى مى ‏كند.



محراب مسجد زیباى شیخ لطف اله از شاهكارهاى بى نظیر هنر معمارى و از زیباترین محرابهایى هست كه در مساجد دیگر اصفهان مى‏توان مشاهده كرد.

این محراب با كاشیكارى معرق و مقرنسهاى بسیار دلپذیر تزیین شده هست.

درون محراب دو لوح وجود دارد كه عبارت »عمل فقیر حقیر محتاج برحمت خدا محمد رضا بن هستاد حسین بناء اصفهان« را مى‏توان در اونها مشاهده كرد.

در اطراف محراب كتیبه‏هاى دیگرى به خط علیرضا عباسى و خطاط دیگرى كه باقر نام داشته هست، دیده مى‏شود.

در این كتیبه‏ها روایاتى از پیامبر اكرم و امام ششم شیعیان امام جعفر صادق نقل شده هست.

اشعارى نیز بر كتیبه‏هاى ضلعهاى شرقى و غربى به چشم مى‏خورد كه احتمالاً سراینده اونها شیخ بهایى، عارف دانشمند و شاعر بزرگ دوره صفوى هست.



همان طور كه فرموده شد در ورودى مسجد به دهلیزى به صورت زاویه‏اى قائمه باز مى‏شود كه به دو در دیگر مى‏انجامد كه از دو مى‏توان وارد مسجد شد.

یكى از این درها به طرف محراب و دیگرى به سوى شمال غرب مسجد برنامه گرفته هست.

از همین دهلیز به شبستان زمستانى و همچنین به پشت بام نیز مى‏توان وارد شد.



پوپ در مورد این مسجد نوشته هست:

...

كوچكترین نقطه ضعفى در این بنا دیده نمى‏ شود، اندازه ‏ها بسیار مناسب، نقشه طرح بسیار قوى و زیبا و به طور خلاصه توافقى هست بین یك دنیا شور و هیجان و یك سكوت و آرامش با شكوه كه نماینده ذوق سرشار زیباشناسى بوده و منبعى جز ایمان مذهبى و الهام آسمانى نمى ‏تواند داشته باشد.


اين هم عكس مسجدhttp://www.isfahan.us/images/lotfolah.jpg

33:

اصفهان یکی از شهرهای زیبا و مهم, با آثار تاریخی فراوان هست.

این شهر از قدیم الایام مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی بوده هست.

ما برای آشنایی مقدماتی با تاریخ تلخ و شیرین این شهر و شناخت آثار تاریخی و دیدنی اون طراحی این سایت را شروع کردیم و در ادامه سعی در جهت معرفی شخصیت ها و مکان های تفریحی و گردشگری و فرهنگی اون نمودیم و در تکمیل اون بخش های جانبی سایت را به اون اضافه نموده تا مورد جلب رضایت شما عزیزان برنامه گیرد.

وقایع نقل شده در این مجموعه كه به لحاظ وقتى، از ورود اسلام به این شهر تا دوران انقلاب اسلامى را شامل مى ‏شود، عمدتاً از كتاب هاى تاریخى مختلف كه نگارش هر كدام مربوط به دوره‏اى از تاریخ ادبیات ایران مى ‏باشد انتخاب شده هست.



اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

34:

آيا ميدانيد :

بزرگترين سازه آجري دنيا در اصفهان مي باشد
سي و سه پل بزرگترين سازه آجري دنياست
__________________

35:

سابقه تاريخي وآثار باستاني اصفهان

اصفهان يكي از شهرهاي مبنايي براي كشور ايران در طول تاريخ بوده وهست اين شهر از معدود مراكز باستانشناسي ارزشمند جهاني وبسياري از آثار باستاني اون در ليست آثار بشري به ثبت رسيده هست اگر از تاريخ اين شهر سخن به ميان آيد سرگذشت اون تا اعماق اساطير وافسانه ها ريشه دارد تاريخ اين شهر از يك سو به سليمان ونوح متصل واز سايشان ديگر پايگاه نهضت كاوه آهنگر بر عليه ضحاك خونخوار معرفي مي گردد.



اهميت اصفهان به اندازه اي هست كه در اكثر دائره المعارفهاي بزرگ جهان مدخلي به اون اختصاص يافته و سفرنامه هايي از محاسن وشكوه ظاهري و باطني اون از پژوهندگاني چون تاورنيه ,شاردن و...

به نگارش درآمده ومظاهر تمدن اون همانند سبك معماري ,مكتب فلسفي ومنهج فقهي اون چشمگير هست

دائره المعارف بستاني تاريخ اصفهان را از قرن سوم پيش از ميلاد مسيح ذكر كرده هست ولي دكتر لطف الله هنرفر در مقدمه كتاب آشنايي با شهر تاريخي اصفهان نوشته هست موجوديت تاريخي اين شهر به هزاره سوم قبل از ميلاد هم مي رسد

در هر حال نام اصفهان در ابتدا انزان بوده وسپس به گابيان يا گي تبديل شده هست در دوران عيلاميان شعبه اي از مادها به سايشان اصفهان رهسپار شدند وبا توجه به اين كه اصفهان تحت تسلط عيلاميان برنامه داشت از پيشرفت اونها جلوگيري به عمل آمد

در اين دوران جاده تجارتي كه خليج فارس را به ناحيه اصفهان مربوط مي ساخت به اين شهر اهميت خاصي مي بخشيد ياقوت حمايشان اصفهان را سواران ناميده كه مشتق از واژه هاي اسپهان وسپاه هست احتمالا وجه تسميه اين شهر به دليل وجود پادگان نظامي در اون بوده هست

اردشير بابكان بنيانگذار سلسله ساساني اصفهان را به تصرف خود درآورد اين شهر كه محل فرمانروايي يكي از هفت خاندان بزرگ بود با ظهور اسلام در وقت خليفه دوم به تصرف مسلمانان درآمد وپس از اين كه اصفهان اسلام را پذيرفت براي مدتي جي ناميده شد در قرن چهارم هجري مرداايشانج بنيانگذار سلسله زياري اصفهان را ضميمه تصرفات خود كرد

ركن الدوله ديلمي دو محله مسلمان نشين شهرستان ايشانهوديه را به همديگر ملحق نمود اصفهان در دوره آل بايشانه وسلجوقيان پايتخت بوده وآثاري كه از دوره ديالمه وجود دارد مبين اين مطلب هست كه دروقت اين سلسله نيز اصفهان كاملا مورد توجه برنامه گرفته بود دردوره سلاجقه به ايشانژه در مدتي كه خواجه نظام الملك وزير دوتن از پادشاهان اين دوره بود اصفهان بسيار ترقي كرد وسپس فروپاشي سلاجقه واستبرنامه حكومت اتابكان در نقاط مختلف كشوردستخوش حملات گرديد كه قتل عامهاي دوران مغول و تيمور وهمينطور جهانشاه قره قايشانونلو از اين نمونه مي باشد وپس از قتل عام تيمور شهر در موقعيت بسيار آشفته اي برنامه گرفت
__________________اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

36:

دنبال چنتا دوست اصفهاني هستم
كسي نيستاصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

37:

در محل این میدان (قبل از اونكه شهر اصفهان به پایتختى صفویه انتخاب شود) باغى وسیع به نام نقش ‏جهان وجود داشته هست.

در دوره شاه‏ عباس اول، اون باغ را تا حدود امروزى اون وسعت داده و در اطراف اون مشهورترین و عظیم‏ ترین بناهاى تاریخى اصفهان به وجود آمده هست.

مساحت این میدان حدود 85 هزار متر مربع مى‏باشد.

در دوره شاه‏ عباس و جانشینان او این میدان محل بازى چوگان و رژه ارتش و چراغانى و محل نمایشهاى مختلف بوده هست.

دو دروازه‌ سنگی‌ چوگان‌ در شمال‌ و جنوب‌ این‌میدان‌ تعبیه‌ شده ‌است‌.طول این میدان از شمال به جنوب بالغ بر 500 متر و عرض اون در حدود 150 متر هست.

به عقیده عموم سیاحان خارجى میدان شاه یكى از بزرگترین میدانهاى جهان هست.

میدان نقش جهان شاهد بسیارى از خاطرات تاریخى ایران درچهار قرن اخیر بوده هست.

خاطرات زندگى شاه عباس كبیر و جانشینان او تا آخر عهد صفویه بااین میدان بزرگ تاریخى به هم آمیخته هست .__________________
اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

38:

اصفهان یکی از شهرهای زیبا و مهم, با آثار تاریخی فراوان هست.

این شهر از قدیم الایام مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی بوده هست.

ما برای آشنایی مقدماتی با تاریخ تلخ و شیرین این شهر و شناخت آثار تاریخی و دیدنی اون طراحی این سایت را شروع کردیم و در ادامه سعی در جهت معرفی شخصیت ها و مکان های تفریحی و گردشگری و فرهنگی اون نمودیم و در تکمیل اون بخش های جانبی سایت را به اون اضافه نموده تا مورد جلب رضایت شما عزیزان برنامه گیرد.

وقایع نقل شده در این مجموعه كه به لحاظ وقتى، از ورود اسلام به این شهر تا دوران انقلاب اسلامى را شامل مى ‏شود، عمدتاً از كتاب هاى تاریخى مختلف كه نگارش هر كدام مربوط به دوره‏اى از تاریخ ادبیات ایران مى ‏باشد انتخاب شده هست.



__________________
اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

39:

http://www.isfahanportal.ir/framework.jspاصفهان نصف جهانSID=1


http://www.isfahan.us/index.asp


آدرس سايت هاي هستان اصفهان

40:

پست هاي من را در تاپيك هستان اصفهان پايتخت فرهنگي جهان اسلام مي بينيداصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

41:

مسجد امام اصفهان اگر به اين شهر رايشانايي آمديد حتما از انجا ديدن كنيد





این مسجد كه در ضلع جنوبى میدان امام برنامه دارد در سال 1020 هجرى به فرمان شاه‏ عباس اول در بیست و چهارمین سال سلطنت وى شروع شده و تزئینات و الحاقات اون در دوره جانشینان او به اتمام رسیده هست.

معمار مهندس اون هستاد على‏اكبر اصفهانى و ناظر ساختمان محب‏على بیك الله بوده‏ اند.

این مسجد شاهكارهاى جاویدان از معمارى، كاشى‏كارى و نجّارى در قرن یازدهم هجرى هست.از نكات‌ جالب‌ توجه‌ این‌ مسجد، انعكاس‌صوت‌ در مركز گنبد بزرگ‌ جنوبی‌ اون‌ هست‌.

ارتفاع‌ گنبد مسجد 52 متر و ارتفاع‌ مناره‌های‌ داخل‌ اون ‌48 متر وارتفاع‌ مناره‌های‌ سردر اون‌ در میدان‌ نقش‌ جهان 42 متر هست‌.

قطعات‌ بزرگ‌ سنگ‌های‌ مرمر یكپارچه‌ وسنگاب‌های‌ نفیس‌، از دیدنیهای‌ جالب‌ این‌ مسجد هست‌.

كتیبه سر در مسجد به خط ثلث غلیرضاى عباسى و مورخ به سال 1025 حاكى از اون هست كه شاه عباس این مسجد را از مال خالص خود بنا كرده و ثواب اون را به روح جدا اعظم خود شاه طهماسب اهدا نموده هست.

در ذیل این كتیبه به خط ثلث محمد رضا امامى، كتیبه دیگرى نصب شده كه به موجب اون مقام معمارى و مهندسى معمار مسجد شاه هستاد على اكبر اصفهان و ناظر ساختمان محب على بیكالله تجلیل شده هست.

مسجد شاه یكى از شاهكارهاى معمارى و كاشیكارى و حجارى ایران در قرن یازدهم هجرى هست و آخرین سال تاریخى كه در مسجد دیده مى‏شود سال 1077 هجرى یعنى آخرین سال سلطنت شاه عباس دوم و 1078 هجرى یعنى اولین سال سلطنت شاه سلیمان هست و معلوم مى‏دارد كه اتمام تزیینات مسجد در دوره جانشینان شاه عباس كبیر یعنى شاه صفى و شاه عباس دوم و شاه سلیمان صورت گرفته هست.

كتیبه‏هاى مسجد شاهكار خطاطان معروف عهد صفویه مانند علیرضا عباسى و عبدالباقى تبریزى و محمد رضا امامى هست.

تزیینات عمده این مسجد از كاشیهاى خشت هفت رنگ هست.

در مدرسه جنوب غربى مسجد قطعه سنگ ساده‏اى به شكل شاخص در محل معینى تعبیه شده هست كه ظهر حقیقى اصفهان را در چهار فصل سال نشان مى‏دهد و محاسبه اون را شیخ بهائى دانشمند فقیه و ریاضیدان معروف عهد شاه عباس انجام داده هست.

از نكات جالب در مسجد شاه انعكاس صورت در مركز گنبد بزرگ جنوبى هست ارتفاع گنبد عظیم مسجد شاه 52 متر و ارتفاع مناره‏هاى داخل اون 48 متر و ارتفاه مناره‏هاى سردر اون میدان نقش جهان 42 متر هست.

قطعات بزرگ سنگهاى مرمرى یكپارچه و سنگابهاى نفیس از دیدنیهاى جالب مسجد شاه هست.

این مسجد كه ساختمان اون در سال 1020 هجرى قمرى آغاز و در سال 1025 به پایان رسید و براى تزیین آماده شد، از مهمترین مساجد عصر صفویه و در ضلع جنوبى میدان نقش جهان واقع هست.

تزیینات این مسجد كه از سال 1025، وقت سلطنت شاه عباس اول، آغاز شد تا وقت سلطنت دو تن از جانشینان او (صفى و عباس دوم) نیز ادامه یافت.

معمار این بنا هستاد على اكبر اصفهانى هست كه نام او به عنوان مهندس و معمار در كتیبه سردرمسجد به خط ثلث آمده هست.



كتیبه سر در با شكوه مسجد به خط علیرضا عباسى خوشنویس نامدار عصر صفویه هست كه تاریخ اون سال 1025 ذكر شده هست.



اسپرهاى طرفین در ورودى 8 لوحه با نوشته هایى مشكى بر زمینه فیزوه‏اى دارند كه در هر یك از این اسپرها 4 لوحه كار گذاشته شده.

در جلو خان سردر مسجد نیز كتیبه هایى با عبارات و اشعارى وجود دارد.

تخت سنگ بزرگى نیز در ضلع غربى جلوخان هست كه از نوشته‏ هاى اون تنها بسم الله الرحمن الرحیم به جا ماند.

كتیبه نماى خارجى سردر، خط ثلث سفید بر زمینه كاشى خشت وجود دارد.



اشعارى به خط نستعلیق در اصلى مسجد را كه پوشش نقره و طلا دارد.

زینت بخشیده هست در این اشعار سال اتمام و نصب در 1038 تا 1052 ذكر شده هست.

اشعار فوق الذكر 16 بیت هست كه هشت بیت اون بر یك لنگه و هشت بیت دیگر بر لنگه دیگر اون به طور برجسته نقش بسته هست.

این در، در ضلع جنوبى واقع هست.



كتیبه‏ هاى داخل مسجد را خوشنویسانى چون عبدالباقى تبریزى، محمد صالح اصفهانى محمد رضا امامى و محمد غنى نوشته‏اند كه از اون جمله‏اند: كتیبه ایوان بزرگ مسجد و اطراف محوطه زیرگنبد به خط عبدالباقى تبریزى كتیبه بالاى محراب مرمرى به خط محمد صالح اصفهان، كتیبه‏هاى چهلستون شرقى گنبد جنوبى به خط محمد رضا امامى و كتیبه داخل ایوان شمالى مسجد به خط عبدالباقى تبریزى.



این مسجد عظیم داراى دو شبستان قرینه در اضلاع شرقى و غربى صحن هست.

یكى از این شبستانها (شبستان شرقى) بزرگتر اما ساده و بى تزیین هست و دیگرى (شبستان غربى) كوچكتر هست اما تزییناتى با كاشیهاى خشت هفت رنگ دارد و محراب اون نیز از زیباترین محرابهاى مساجد اصفهان هست.



در دو زاویه جنوب غربى و جنوب شرقى دو مدرسه به طور قرینه برنامه دارد كه مدرسه زاویه جنوب شرقى را كه حجره‏هایى نیز براى سكونت طلاب دارد، مدرسه ناصرى و مدرسه زاویه جنوب غربى را سلیمانیه مى‏نامند.



ارتفاع ایوان بزرگ جنوبى مسجد 33 متر هست و دو مناره در طرفین اون برنامه گرفته‏اند كه ارتفاع هر یك از اونها 48 متر هست.

این دو مناره با كاشى تزیین شده‏اند و نامهاى محمد و على به طور تكراراى به خط بنایى بر بدنه اونها نقش بسته هست.



گنبد بزرگ مسجد تزئینات جالبى از كاشیكارى دارد و نیز دارى كتیبه‏اى به خط ثلث سفید بر زمینه كاشى خشت لاجوردى هست.اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان


http://www.isfahan.us/images/emam2.jpg

42:

دادگستري اصفهان پيگيري پرونده جهان نما را ادامه مي‌دهد
دادگستری اصفهان تا وقت دریافت درخواست كتبی ساوقت ميراث فرهنگی و گردشگری كشور مبنی بر پس گرفتن شكايت این ساوقت از سازندگان برج جهان‌نما، همچنان به پيگيری‌های خود در خصوص پرونده برج جهان‌نما ادامه می‌دهد.



ميراث خبر: دادگستري اصفهان تا وقت دريافت درخواست كتبي ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري كشور مبني بر پس گرفتن شكايت اين ساوقت از سازندگان برج جهان نما، همچنان به پيگيري هاي خود در خصوص پرونده برج جهان نما ادامه مي دهد.


هفته گذشته رئيس ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري كشور در يك فرمودگايشان تلايشانزيوني فراخوان كرد كه اين ساوقت شكايت خود از سازندگان برج جهان نما را پس مي گيرد و دولت نيز خسارت تعديل برج جهان نما را مي پردازد.

چندي پيش نيز طي دستوري از سايشان رييس ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري، پيگيري پرونده برج جهان نما از طريق دادگستري اصفهان متوقف شد تا موضوع اين پرونده از طريق مصالحه حل شود.


"هاشمي"، رئيس شعبه 106 دادگستري اصفهان و قاضي پرونده كيفري برج جهان نما با اشاره به فرموده هاي اخير رئيس ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري كشور فرمود:‌ «تا وقتي كه توقف پيگيري پرونده برج جهان نما از سايشان ريس ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري كشور به صورت كتبي تحايشانل دادگستري اصفهان داده نشود، پيگيري اين پرونده توسط دادگستري اين شهر ادامه دارد.»
او فرمود: «مسئولان ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري كشور بايد طي نامه با اشاره به صورتجلسه هاي تنظيم شده از جلسات خود با شهرداري، ضمن اشاره به موضوع مصالحه،خواهان متوقف شدن و در نهايت بسته شدن پرونده برج جهان نما شوند.

در اين صورت پرونده از جانب دستگاه قضايي مختومه فراخوان مي شود.»
به فرموده قاضي پرونده كيفري جهان نما هم اكنون از كارشناسان هر دو ساوقت خواسته شده هست نظرات كارشناسي خود را به دادگستري ارائه كنند.

تا چند روز آينده نيز وقت ديگري براي تشكيل جلسه دادگاه فراخوان مي شود.
طرح شكايت از سازندگان برج جهان نما از سايشان ساوقت ميراث فرهنگي و گردشگري كشور از جمله موضوعاتي هست كه باعث شد ساوقت جهاني يونسكو در اجلاس اخير خود در شهر دوربان آفريقاي شمالي به ميدان نقش جهان يك موقعيت 6 ماهه ديگر بدهد.

طبق قطعنامه اخير يونسكو، دولت ايران تنها تا اول فوريه 2006 يعني ( 13 بهمن 1384 ) وقت دارد تا برج جهان نما را تعديل كرده يا وقت بندي دقيق تعديل اين برج و نحوه اون را فراخوان كنند در غير اين صورت ميدان نقش جهان به طور خودكار در فهرست ميراث در خطر برنامه مي گيرد.

هم اكنون 80 روز به پايان مهلت داده شده از سايشان يونسكو باقي مانده هست.
هم اكنون ساوقت ميراث فرهنگي با ارئه دو دادخواست كيفري و حقوقي كه به ترتيب در شعبه 106 و يك دادگستري اصفهان رسيدگي مي شود، از سازندگان برج جهان نما شکايت كرده هست.
برج جهان نما ساختماني با ارتفاع بيش از 50 متر در 760 متري ميدان نقش جهان واقع شده هست.

کارشناسان مرکز ميراث جهاني يونسکو براين باورند که ارتفاع بيش از حد اين ساختمان باعث خدشه دار شدن منظر آسماني ميدان نقش جهان شده هست و در صورتي که اين ارتفاع کوتاه نشود، ميدان نقش جهان در فهرست ميراث در خطر گذاشته مي شود.



http://www.chn.ir/NaqsheJahan//manag...annama6(6).jpg
عكس برج جهان نما

نظر شما در مورد اين خبر؟
اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

43:

سخنراني دکتر الهي قمشه اي در همايش تجلي فضائل




دکتر حسین الهی قمشه ای در همایش تجلی فضائل (بزرگداشت هستاد حبیب الله فضائل&#1740اصفهان نصف جهان در اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام با ذکر خاطراتی از هستاد حبیب الله فضائلی یاد اون مرحوم را گرامی داشت و فرمود: هستاد فضائلی در قلب دوستارانش حضور دارد و زنده هست.

هستاد فضائلی و همه هنرمندان حقیقی پنجره ای از دنیای حقیقی را به روی ما می گشایند.

دکتر الهي قمشه ای ادامه داد: هستاد فضائلی هم خوب می نوشت و هم حرف های خوب می نوشت و هنر باید فقط صرف مسائل عالی شود.

الهی قمشه ای در ادامه باذکر خاطراتی از هستاد فضائلی فرمود: او شوخ طبع و خوش قول و بر هفت خط خوشنویسی مسلط بود

اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

44:

‏مسجد شیخ‏ لطف الله



این مسجد بى‏نظیر هم كه شاهكار دیگرى از معمارى و كاشى‏كارى قرن یازدهم هجرى هست به فرمان شاه‏ عباس اول در مدت هیجده سال بنا شده و معمار و بناى مسجد هستاد محمدرضا اصفهانى بوده هست.

تزئینات كاشى‏كارى اون در داخل از ازاره‏ ها به بالا همه از كاشى‏هاى معرّق پوشیده شده هست.

باستان ‏شناسان خارجى در مورد عظمت معمارى این مسجد فرموده‏ اند: «به سختى مى‏توان این بنا را محصول دست بشر دانست».

شیخ‌ لطف‌ الله ازعلمای‌ بزرگ‌ شیعه‌ در لبنان‌ امروزی‌ بود كه‌ به‌ دعوت‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ در اصفهان‌ اقامت‌ گزید.

این‌ مسجد به‌ منظور تجلیل‌ از مقام‌ او و برای‌ تدریس‌ و نمازگزاری‌ وی‌ احداث‌ شد.



مسجد شیخ لطف الله‏یكى از زیباترین آثار تاریخى اصفهان كه چشم هر تماشا كننده‏اى را خیره مى‏كند و نسبت به هنرمندانى كه در انجام اون دخیل بوده‏اند به اظهار تحسین و اعجاب وا مى‏دارد مسجد شیخ لطف الله هست كه در ضلع شرقى میدان نقش جهان و مقابل عمارت عالى قاپو واقع شده و به واسطه كاشیكاریهاى معرق داخل و خارج گنبد و كتیبه‏هاى بسیار زیباى خط ثلث كه مقدارى از اونها به خط علیرضاى تبریزى عباسى هست از زیبایى و ظرافت كمتر نظیر دارد.

این مسجد كه شاهكارى از معمارى و كاشیكارى ایران در نیمه اول قرن یازدهم هجرى هست به فرمان شاه عباس اول ساختمان اون شروع شده و سر در زیباى اون در سال 1012 هجرى به پایان رسیده هست.

سال اتمام بناى مسجد و تزیینات كاشیكارى اون و نام هستاد سازنده اون در داخل محراب معرق نفیس مسجد به خط نستعلیق سفید بر زمینه كاشى لاجوردى به این ترتیب ذكر شده هست

عمل فقیر حقیر محتاج به رحمت خدا محمد رضا بن هستاد حسین بناى اصفهانى 1028

درباره وجه تسمیه مسجد شیخ لطف الله باید فرمود كه شیخ لطف الله اصلاً كه از امت میش از قراى جبل عامل یعنى جبل لبنان حالیه بوده هست و خاندان او همه از فقهاى امامیه بوده‏ اند چنانكه پدر وجد وجد اعلاو پسرش همه به این عنوان اشتهار داشته ‏اند.

به مناسبت سعى بى اندازه پادشاهان صفوى در ترویج احكام مذهب تشیع و تشویق و اكرام فقهاى اون، شیخ لطف الله میسى عاملى نیز مانند جمع كثیر دیگرى از علماى بحرین و جبل عامل در اوایل عمر از موطن خود به قصد ایران عازم شد و ابتدا در مشهد مقدس مقدس اقامت گزید و در اونجا پس از هستقاضه از محضر علماى ارض اقدس از حمله ملا عبدالله شوشترى از جانب شاه عباس بزرگ به خدمت آستانه رضوى بربرنامه گردید و تا تاریخ فتنه ازبكان و دست یافتن ایشان بر مشهد مقدس در اون شهر مقیم بود.

سپس از شرایشان به قزوین پناه جست و در اونجابه كار تدریس مشغول شد، شاه عباس او را از قزوین به اصفهان آورد و در سال 1011 هجرى در جنب میدان نقش جهان مدرسه و مسجدى را كه هنوز هم به نام او شهرت دارد براى محل تدریس و اقامت و امامت وى پى نهاد و انجام این كار تا 1028 هجرى طول كشید و در حین اتمام همین ساختمان بود كه شاه عباس در قسمت جنوبى میدان نقش جهان كه اكنون به نام میدان شاه شهره هست طرح انشا جامع اعظم پادشاهى یعنى مسجد شاه را ریخت.

سپس اونكه مدرسه و مسجد شیخ لطف الله براى تدریس و نمازگزارى او مهیا گردید.

این مرد جلیل محترم در اون مدرسه كه امروز وجود ندارد مقیم شد و در مسجدى كه براى معرفى آثار هنرى ایران خوشبختانه صحیح و سالم مانده و آرزمندیم قرنهاى دیگر نیز با مراقبت فرزندان ایران جاویدان بماند، به امامت و تدریس مشغول گردید و شاه عباس براى وجه معاش او وظیفه‏اى معین و مقرر داشت.

تاریخ وفات شیخ لطف الله را مولف كتاب مجمل التواریخ در سال 1032 یعنى در همان سالى كه بغداد به تصرف شاه عباس درآمده هست مى‏نویسد.

همچنین در عالم آراى عباسى تاریخ فوت او را مولف این كتاب در ذیل واقع سال 1032 آورده هست و صریحاً مى‏گوید كه شیخ لطف الله میسى جبل عاملى در اوایل این سال و قبل از سفر دارالسلام بغداد كه هنوز ایات جلال در ییلاقات فیروزكوه بود در اصفهان مریض گشته به عالم بقا پیوست.

یكى از شخصیتهاى بزرگ هنرى ایران كه نام او در مسجد شیخ لطف الله مخلد شده هست علیرضاى تبریزى از خوشنویسان بزرگ وقت شاه عباس كبیر هست كه كتیبه سردر مسجد و دو كتیبه بزرگ كمربندى داخل گنبد به خط زیباى اوست علیرضا چون به خدمت شاه عباس در آمد خود را علیرضاى عباسى خواند.

این خوشنویس هستاد نخست در تبریز شاگرد ملامحمد حسین تبریزى و علاء الدین محمد بن محمد تبریزى معروف به علاء بیك بود و خط ثلث و نسخ را نیكو مى‏نوشت.

پس از اونكه در وقت شاه محمد خدابنده پدر شاه عباس تركان عثمانى اون شهر را به تصرف آوردند، علیرضا از اونجا بیرون آمده و به قزوین پایتخت دولت صفوى رفت و در مسجد جامع اون شهر منزل گرفت و به كار كتابت مشغول شد و قسمتى از كتیبه‏هاى اون مسجد را با چند قراون در اونجا تمام كرد.

علیرضا روز پنجشنبه اول شوال سال 1001 هجرى به خدمت شاه عباس درآمد و در زمره ندیمان مخصوص وى داخل شد و شاه جمعى از خوشنویسان مانند محمد رضا امامى و محمد صالح اصفهانى و عبدالباقى تبریزى را بدو سپرد تا زیردست او خط ثلث را بیاموزند.

علیرضاى عباسى تا پایان عمر در زمره مقربان و ندیمان مخصوص شاه بود و در سفر و حضر در سلك مقربان شرف اختصاص داشت و به تفقدات و انعامات و نوازشهاى بى پایان شاهانه سرافراز و مفتخر و به لقب شاهنواز ملقب شد.

محبت و علاقه شاه عباس به این مردهنرمند بدان پایه بود كه گاه پهلوى او مى‏نشست و شمعى به دست مى‏گرفت تا علیرضا در روشنایى اون كتابت كند

ادامه دارد...اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

45:

نبود دوستان اصفهانياصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

46:

سوم ارديبهشت روز اصفهان و شيخ بهايي را به تمام دوستانم تبريك مي گايشانم

47:

یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای شهرستان تهران خدمت می کرده .

بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بنمايند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی نمی فرمود سپس چند روز تهرونی ها برنامه میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی سماور اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

48:

ـ اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته - جلايشان در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن.

اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

49:

یه اصفهانی به یه عربه ح فرمود چقدر میدی تا من یه چشممو با دندون گاز بگیرم عربه میگه شرط صد تومن و اصفهانی یه چشمش رو که مصنوعی بود در میاره و با دندون گاز میگیره چند دقیقه بعد اصفهانی باز میگه چقدر میدی تا اون چشممو هم گاز بگیرم خلاصه یه دویستی شرط میبندند اصفهانیه دندون مصنوعیش رو در میاره و بااون چشم دیگش رو گاز میگیره عربه تصمیم میگیره تلافی کنه یه چند دقیقه بعد اصفهانی بازم میگه خوب حالا چند میدی تا رو شلوارت من جیش کنم ولی شلوارت خیس نشه عربه فرمود پنج تومن اصفهانیه هم قبول کرد و رو شلوار عربه جیش کرد عربه دید شلوارش خیس شد پنج تومنو گرفت و رفت اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

50:

شرمنده از تمام اصفهانيا

51:

در علت نامگذارى اصفهان وجوه مختلفى فرموده‏ اند كه برخى به اساطیر شباهت دارد و پاره‏اى از فرموده‏ها هم سند و دلیلى ندارد، مانند قصه سوزانیدن نمرود ابراهیم خلیل را، كه چون به اصفهانیان امر شد كه در سوزانیدن خلیل ‏الله شركت كنند و از قبول اون خوددارى كردند در باره اونها فرموده شد: «اسپاه‏اون» یعنى اونها سواران خدایند.

یا اینكه اصفهان از بناهاى اصبهان بن فلوج بن سام بن نوح(علیه‏السلام) هست و یا در «روضات الجنات» آمده كه اینجا دریا بوده هست و سلیمان(علیه‏السلام) به جن فرمان داد كه براى او در محل معروفى بنام گاوخوانى نقبى زدند و زمین اون خشك شد و در دامنه جنوبى اون رود بزرگ زنده‏رود جارى بود تا اینكه سلیمان(علیه‏السلام) با موكب وارد اونجا شد و از آب‏ و هواى اونجا لذت برد و لذا به وزیرش «آصف» به اونجا اشاره كرد و چون به بسیارى از لغات صحبت مى‏كرد به فارسى فرمود آصف هان كه هان در فارسى اشاره به جاى نزدیك هست و مقصود اینكه زمینى كه مى‏طلبیدم همین هست، از این جهت آصف‏هان فرموده شده هست.
اونچه منطقى بنظر مى‏رسد وجه تسمیه‏اى هست كه حمزه اصفهانى اختیار كرده و اون چنین هست: لفظ اصبهان و اصفهان و اصفاهان از اسپاهان كه به معنى سپاه‏ها و لشگر هست گرفته شده و اسپاه و اسپه نام لشگر هست.

از اینرو اصفهان را كه مركز سپاه بود.

اسپاهان خوانده‏اند و چون امت اصفهان از وقت كاوه آهنگر به سپاهى‏گرى شهرت داشتند و در دوره ساسانیان براى حمل درفش كاویانى فقط از وجود اون هستفاده مى‏كردند و «اساوره»اى كه در بین تازیان شهرت دارد همان سواران برجسته امت اصفهان هستند و لذا نام اصفهان كه معرب از كلمه اسپاهان هست بر این شهر نهاده شده هست.

52:

واژه شناسی :
بر حسب دلالیل و اسنادی كه ارائه خواهیم كرد و در موارد مختلف هم به مناسبات مربوط به نام دیه ها فرموده ایم اصفهان از ریشه كلمه « اصب » (صورت تازی واژه ) معادل « اسپ » (صورت قدیمی تر این كلمه در فارسی حاضر) و معادل «اسپه » اوستایی و فارسی باستان هست .

باید دانست كه پايه اً نام « اسب » به صور مختلف در زبان فارسی بر نام شهر ها و دیه ها نهاده شده هست .

این كلمه ممكن هست به صورت تركیبات « اسب » و یا « اسپ » و یا «اسف » (اسفه اصفهان ، اسفراین خراسان )غیره و یا «اصف» (اصفهان ، اصفهانك و غیره ) دیده شود .

برای توضیح می توان فرمود كه بجز نامهای اسفراین واسفدار و اسفرنگ و اسفرجان صدها واژه از این قبیل در دور وكنار ایران وجود دارد كه كلمه «اسف» به صور مختلف و حتی به صورت عربی اصفه آباد و اصفهانك و امثال اینها در اونها راه یافته هست تا اونجا كه اینجانب تحقیق كرده ام در دور و كنار ایران بیشتر از حدود پنجاه محل با كلمات «اسب» ، «اسف» ، «اصف» ، آمده هست و لازم نیست تاكید كنیم كه جزء اول نام «اسب» همان «فرس» عربی هست .

لازم نمی دانیم بجز اشاره ای موكداً توضیح دهیم كه اسب این حیوان شریف و نجیب مورد احتیاج و علاقه واحترام اقوام آریایی واجداد كهن ما بوده هست و چون بحث ما در اینجا بیشتر راجع به تحقیقات لغوی هست از این مسأله به اجمال در می گذریم باید دانست كه در زبان اوستایی اسب =اسپ از ماده «اسپا» می آید و به همین دلیل این نام را به صور مختلف شبیه به اصل بر روی دیه ها و محلها می بینیم در سنگ نوشته های داریوش بزرگ كلمه «اسب» آمده هست وهمچنین واژه كلمه «اسب بار» به معنی «سوار» در اون سنگ نبشته دیده می شود در پهلوی كلمه «اسپ وار» و «اسب بار» و «اسوار» به معنی «سوار» وجود دارد .

درصورت پهلوی «اسواران سالار» عنوان «رئیس سپاهیان سوار» بر حسب آیین لشكری ساسانیان وجود داشته و این همان كلمه ای هست كه اعراب اون را گرفته اند و صورت فارسی اون «اسوار» به معنی «سوار» را به عربی برده و از اون به صورت جمع واژه «اساوره» را ساخته اند به هر حال این واژه هم در اوستایی و پارسی باستان وهم در پهلوی و فارسی حاضر و به صورتی كه فرموده شد در زبان تازی نفوذ داشته و شایع بوده هست .


در زبان فارسی حاضر كلمه «اسپ» با «پ» فارسی رایج نیست هر چند در صورت كهن تر زبان فارسی به صورت «اسپ» شایع بوده هست و در شاهنامه هم به این صورت مكرر آمده هست .

اما در واژه های بسیاری كه در زبان فارسی حاضر رایج هست اون را به صورت «اسپ» با «پ» فارسی می توان دید مثل كلمه «اسپریس» به معنی میدان اسب سواری و كلمه «اسپست» به معنای یونجه (خوراك اسب ) و «اسپهبد» و« سپه سالار» و غیره كه در این كلمات صورت قدیمی تر واژه به صورت «اسپ» با «پ» فارسی باقی مانده هست .


در واژه های دیگر فارسی حاضر كلمه «اسب» به صورت «اسف» امثله بسیار دارد از اون جمله در واژه اسفریز، اسفه، اسفرجان و اسفرنگ همین جا فوراً بگوییم كه این واژه در صورت جمع «اسپان» تلفظ آسان دارد ولی در صورت «اسف» و جمع اون «اسفااون» غلظتی دارد كه تلفظ اون بر فارسی زبانان دشوار می افتد و با «ه» وقایه پس از حرف «ف» از اون به صورت «اسفهان» از این غلظت اجتناب می كنند .

در صورت عربی نیز «اصفاهان» همین كلمه هست منتها با «ص» عربی و اگر درست بخواهیم در ساخت این كلمه دقت كنیم « آسفاران » هم كه در عربی آمده بود و در جمع به صورت «اساوره » داشتیم در صورت حاضر زبان فارسی اون را هم به معنای اسب و سوار می بینیم .


چغرافی نویسان عرب وازجمله ابن درید و حمزه اصفهانی نام اصفهان را از «اصبهان » (اسبهان ) گرفته اند و توضیحاتی در باره كیفیت اشتقاق اون آورده اند كه كم و بیش جالب هست .

یاقوت از قول حمزه بن الحسن می گوید : « اصبهان اسم مشتق من الجندیه وذلك اون لفظ اصبهان اذا رد الی اسمه بالفارسیه كان اسباهان و هی جمع اسباه و اسباه : اسم للجند و الكلب و كذلك سك : اسم للجند والكب و انما لزمهما هذان الاسمان و اشتركا فیهما لان افعالهما لفق لاسمائهما و ذلك ان افعالهما الحراسه فالكلب یسمی فی لغه سك و فی لغه اسباء و تخفف فیقال : اسبه فعلی هذا جمعوا هذین الاسمین و سموا بهما بلدین كانا معدن الجند الاساوره »

از دقت در فرمودار حمزه معلوم می شود كه خوب توجه كرده هست كه كلمه اسباهان از اسب به معنای فرس آمده هست و دیگر اینكه اسب و سوار گاه و بی گاه به جای هم در زبان فارسی هستعمال می شود و باز خوب متوجه شده كه اسبهان همان صورت جمع اسباهان معادل سپاهیان و سواران هست و باز خوب توجه داشته كه اسبه به تحقیق لغتی هست به معنای سگ ولی توجه نداشته هست سگستان معادل سجستان عربی از اسپه به معنای سگ فارسی گرفته نشده و در حقیقت سگستان معادل سجستان و تحریف یافته اون سیستان از ریشه كلمه سكا و اقوام سكا گرفته شده هست و سكستان به معنای سرزمین سكاهاست .


اما در باره اونچه كه حمزه فرموده هست كه اسپه نام دیگری هست برای سگ باید توضیحی بیاوریم به این معنا كه در میانه لغات محدودی كه از زبان مادی برای ما مانده هست یكی هم لغت اسپه (به تخفیف ) به معنای سگ هست .

در برخی لهجه های زبان فارسی حاضر و از جمله خوانساری و نطنزی و ابوزید آبادی همین كلمه و به همین صورت به معنای سگ می باشد و پیداست كه این لهجه ها به صورت كهنی باز می گشته هست كه با زبان مادی پیوند نزدیكتری داشته هست ولی البته حمزه متوجه این معنا نشده هست كه اسپهان معادل اسپاهان از اسپه (به تخفیف ) به معنای سگ گرفته نشده و تازه در معنای این دو كلمه به صورت جمع نیز دچار اشتباه شده و تصور كرده هست كه اسپاهان جمع اسپه (به تخفیف ) به معنای سگ هست .


به هر حال چنانكه ما مكرر فرموده ایم نامگذاری امكنه فارسی به صورت جمع واژه و از باب اطلاق حال به محل بسیار رایج هست برای مثال دو كلمه خوزان و همچنین اندوان را در نظر می گیریم كه در هر دوخوز و اندو نام دو طایفه هست ساكن محل كه به صورت جمع بر خود محل اطلاق شده هست و كلمه آذر، آذران و آذریان (هردو كلمه به معنای آتشكده ) كه در صورت حاضر زبان فارسی آدیان معادل آدریان شده و بر محلی اطلاق می شود .


به هر حال اطلاق كلمه به صورت جمع بر محل (ان در عین حال علامت نسبت هم هست ) در زبان فارسی رایج هست و بسیار می شود كه برای اجتناب از ثقالت و دشخواری كلمه حرف دیگری « ه ـ رـ ك ـ گ »و امثال اینها به اون اضافه می شود درمورد اصفهان هم همین اتفاق افتاده هست یعنی فتحه آخر در جمع تلفظ شده و واژه اسپه به صورت جمع اسپاهان و بالاخره به صورت اسپهان معادل اصبهان (تازی)و به صورت رایج حاضر اصفهان در آمده هست اونقدر این نامگذاری در نظر مسلم می نماید كه بهتر هست توضیح و تشریح بیشتری برای اون نیاوریم .


اما از نظر تاریخی هم در روزگاران كهن اصفهان محتملاً از مراكز سپاه بوده و این نام براون مانده هست تا اونجا كه نویسنده تحقیق كرده هست بیشتر از 20 محل از دیه و دهكده بزرگ و كوچك با كلمه اسب و ریشه كهن اسپه در دور و بر اصفهان وجود دارد كه از اون جمله هست دیه اسفه .

همچنین اسفزار شهری هست كه از دیر باز دركتب تاریخی و جغرافیایی نام اون آمده هست واون را از نواحی سیستان شمرده اند در حالی كه امروز اسفزار در ناحیت بیرجند مشهور هست .


در تقطیع این واژه به دو جزء اسف و زار می رسیم .

اسف همان كلمه اسب هست و زار پسوندی هست كه در واژه های گلزار مرغزار و معادل سار در واژه های چشمه سار كوهسار و بسیاری از لغات دیگر داریم .

همچنین هست واژه اسفراین شهر اسفراین شهری بزرگ و كهن هست در خراسان كه رجال بزرگی بدان منسوب اند .

اطلاع داریم كه نادرشاه عده زیادی كردان را به این ناحیه انتقال داد و برای جلوگیری از هجوم تركمانان به خیال خود خواست سدی ایجاد كند در حال حاضر اسفراین قصبه ویا شهركی هست بر طرف شمال سبزوار از توابع نیشابور و مشتمل بر 50 قریه بسیار آباد و خوش آب وهوا .


در تقطیع این واژه به سه جز (اسف + را+ بن ) می رسیم با جزء اول همان واژه اسف معادل اسپ آشناییم و حرف «ر» در میان دو جزء اول و آخر وقایه هست و این پسوند نسبت اتس كه در واژه های بسیاری از زبان فارسی همین امروز هم داریم مثل شوخگین ، چركین ، آهنین، سنگین و بسیاری دیگر .


اگر بخواهیم در اینجا از نام دیه ها و امكنه ای كه در اطراف ایران و خود اصفهان با كلمه اسف معادل اسپ آمده هست .

شواهدی بیاوریم صورت بلند بالایی خواهد شد كه می ترسم موجب خستگی خاطر خوانندگان شود ولی از ذكر چندمثال كه باید به اون قناعت كرد ناگریز هستیم مثل اسفاد(بیرجند) اسفاران (كرج ) اسفدان (نطنز ) اسفدران (مرودشت ) اسفرجان (قمشه ) اسفرنجان (گركان ، گلپایگان) اسفستان معادل اسبستان (سراب ، قزوین ) .با واژه خود اسب به صورت حاضر هم امكنه بسیاری در دور و كنار ایران داریم از جمله اسبو(مصغر اسب در خلخال ) اسبك (مصغر اسب در قزوین )اسبستان (قزوین ) اسبراهان (معادل اسفراهان )در لاهیجان و اسبان (بیرجند ).

پیش از اینكه این مبحث را به پایان ببریم می گوییم كه در ایران بزرگ از این پیش نیز به علت حرمت اسب در نظر طوایف آریایی بسیار از دیه ها و امكنه با نام اسب نامبردار می شدند .

فی المثل اسفس دیهی در نزدیكی مرو و اسفرنگ مولد شاعر بزرگ سیف اسفرنگی دیهی در نزدیكی سمرقند و از این قبیل امثله كه فراوان در تاریخ و جغرافیای این سرزمین كهنسال آمده هست این توضیح را هم بیاوریم كه به هر صورت با عربی شده واژه اصیل اسب فارسی یعنی اصف هم در حال حاضر امكنه بسیار زیادی را می توان در ایران فعلی به یاد آورد از جمله به اصفه آباد دیهی از دهستان حرب آباد و اصفهانك در (اصفهان ـ ساوه ـ فریدن ) و اصفهك (طبس ) اصفیان (در ناحیه سپیدان ) اصفاك (فردوس ) و اصفكه (فردوس ) و امثال این گونه نامها كه در همه هستانهای ما به چشم می خورد شاید به موقع باشد بگوییم كه كلمه اسب با حرف «پ» و یا «ف» در بسیاری از لغات فارسی هم می آید مثل كلمه اسپست معادل اسفست (یونجه ای كه خوراك اسب و دام هست )اسفناج معادل اسفناخ ، اسفناك ، اسفرینه كه فرموده اند گزردشتی هست و اسفرغم معادل اسپرغم و سفرغم و اسفره به معنی چرم و مهار وشاید سفره و اسفرك نوعی كافور و اسفرزه گیاهی طبی و امثال اینها همه و همه نشان شباع كلمه اسف در زبان فارسی هست .


گذشته از این كلمات و دیه ها و شهرها كه نام اون گذشت نام بزرگ اسب در اسامی بسیاری از ناموران ایران كهن و اسطوره ای دیده می شود مانند گرشاسب معادل اوستایی « ك ر س اسب » (دارنده اسب لاغر ) و ارجاسب معادل اوستایی ارجت اسب (یعنی دارنده اسب ارجمند ) و لهراسب معادل اوستایی « ا اوروت اسب » (یعنی دارنده اسب تیزرو )و ویشتاسب و گشتاسب معادل اوستایی «گشن اسب » (دارنده اسب فحل ) وطهماسب «طهم اسب » (طهم معادل تخم ) دارنده اسب زورمند و هجدسپ كه فرموده اند نیای چهارم زردشت بوده هست یعنی دارنده 18 اسب .

در حرمت و تكریمی كه ایرانیان كهن برای اسب داشته اند دیگر نباید توضیح بیشتری بدهیم و تقطیع و توضیح خود را نیز درباره اصفهان به پایان می رسانیم .


این توضیح را در پایان علاوه كنیم كه در خود اصفهان دیهی داریم به نام اصفهانك سخت نزدیك به اصفهان و در اطراف ایران هم باز محلهای بسیار به همین نام اصفهانك داریم چنانكه اصفهانك (ساوه) اصفهانك سفلی (فریدن ) اصفهانك مشاعی (فریدن) اصفهانك علیا (فریدن) و اصفهانك كلاته گرگان

53:

در میان كلیساهاى بنا شده در جلفا، كلیساى «وانك» از همه مشهورتر هست، ساختمان اون در سلطنت شاه ‏عباس دوم در سال 1065 هجرى آغاز شده و در سال 1074 به اتمام رسیده هست.

این كلیسا تزئینات نقاشى، گل و بوته و كاشى‏كاریهاى جالب و تابلوهاى زیبائى از زندگانى حضرت مسیح(ع) را در بردارد و به غیر از تابلوهاى نقاشى اون، كه نفوذ صنعت نقاشى ایتالیا و هلند در اون پدیدار هست، نوع معمارى و تمام تزئینات دیگر اون ایرانى هست.
در جنب كلیساى وانك موزه جالب كوچكى بر اهمیت كلیساى مزبور اضافه کرده هست.

این موزه قدیمى‏ترین كتابى را كه در اصفهان به چاپ رسیده هست در اختیار دارد و فرامین سلاطین ایران مجموعه جالبى هست كه در موزه مزبور دیده مى‏شود.اصفهان نصف جهان

54:

من یکم اون طرف تر از اصفهانم ...

امری داشتین
ممنون از این تاپیک تاریخیتون

55:


`از اشنايتون خوش حالم
اميدوارم بتوانيد بيايئد سر برنامه بچه اصفهانيا


29/2/85
پارك كوهستاني صفه
روبرايشان قفس شيرها

56:

اصفهان نصف جهان

57:

bad boy جون بسه.

بابا همه میدونن اصفهانی هستی و متعصب

خدایی شهر قشنگی دارین الکی نیست میگن اصفهان نصف جهان..........
منم همراه خانواده در سال حداقل 3 یا 4 بار اصفهان میام.

همین زمستون قبل هم اصفهان بودم.........

بهمن ماه.

آدم از گشتن تو شهرش و جاذبه های گردشگریش هیچ وقت سیر و خسته نمیشه.........

58:

اميدوارم بتونم ميزبان خوبي براي تمام كساني كه مي خواهمند از اين شهر رايشانائي ديدن كنند باشم

59:

نام :ميدان امام - نقش جهان آدرس :اصفهان مقابل مسجد امام اصفهان نصف جهاناطلاعات :با انتخاب اصفهان به پايتختي و گسترش شهر به طرف جنوب، ميدان عظيم نقش جهان با طول تقريبي 507 و عرض 158 متر در شرق گردشگاه چهارباغ به عنوان يکي از ايشانژگي هاي عصر صفايشان مطرح گرديد.

در طراحي شهري اين ميدان به عنوان عضو اصلي گسترش شهر مورد توجه برنامه مي گيرد و تا مدتها سپس بزرگترين و زيباترين ميدان هاي جهان ناميده مي شود.

ميدان نقش جهان به جاي ميدان کوچکي که از دوران تيموريان باقي مانده بود احداث گرديد.

به هنگامي که دو مسجد امام و شيخ لطف الله و سردر بازار قيصريه ساخته شد اين 3 بنا با طاقهاي متحدالشکل به هم مربوط شدند و با پايان يافتن ميدان و خاتمه تزئينات، کف اون شن ريزي و مسطح شد.

از اين وقت بود که ميدان براي انجام مسابقات و بازي هاي معمول اون عصر مانند چوگان و قاپوق اندازي مورد هستفاده برنامه مي گرفت و سان و رژه سربازان و سپاهيان نيز در همين محل انجام مي شد.

دو ستون سنگي که در جلو مسجد امام واقع شده و قرينه اونها نيز روبرايشان بازار قيصريه هستند بيانگر انجام بازي چوگان و ساير ورزش ها در ميدان مي باشند.

« در گرداگرد کناره ميدان نهري به عرض 3 متر و عمق 2 متر جريان داشت.

در طول نهر رديفي از درختان چنار بر رهگذران سايه مي افکند.

ميدان روزها اغلب پوشيده از چادر دستفروشان بود و در طول روز افرادي از مليت هاي مختلف نظير انگليسي، هلندي، پرتغالي، عرب، ترک، يهودي، ارمني، روسي و هندي به اين محل مي آمدند ».

شبها نيز ميدان به محل تردد بازيگران، شعبده بازان، خيمه شب بازان، بند بازان و قصه گايشانان تبديل مي شد.

به غير از بناهاي تاريخي چهارگانه که در چهار سمت ميدان برنامه گرفته اند و به جز خيابان هائي که از ميدان مي گذرند دور تا دور ميدان را غرفه هاي دو اشکوبه احاطه کرده اند.

اين غرفه ها در اون روزگار به داد و ستد و تجارت اختصاص داشتند.

همچنان که امروز همين کاربري حفظ شده و انواع صنايع دستي و منسوجات کار اصفهان در اونها به مسافران و گردشگران عرضه مي شود.

چهار طرف ميدان، چهار بازار برنامه گرفته که به وسيله مغازه هاي داخل ميدان به ميدان مربوط مي شوند.

اين بازارها در روزگار صفايشانه هر يک به شغلي اختصاص داشت.

بيشتر سياحان و جهانگرداني که از اصفهان مطلب نوشته اند بر شکوه و عظمت ميدان نقش جهان تأکيد کرده و از حضور سفرا و نمايندگان خارجي و ساير اتباع کشورهاي ديگر در اين ميدان خاطراتي را ذکر کرده اند.

به نوشته برخي از اين سفر نامه ها، بسياري از مذاکرات تاريحي که بين دولتمردان ايران و فرستادگان خارجي انجام مي شد در همين ميدان صورت مي گرفت.

امروز نيز مي امروز نيز ميدان نقش جهان اصفهان که پس از پيروزي انقلاب به نام ميدان امام ناميده شده يکي از گردشگاههاي اصفهان هست که سياحان و جهانگردان خارجي و مسافران ايراني با شوق از اون بازديد مي نمايند.

مقدمات احداث موزه بزرگ اسلامي در طبقه فوقاني ميدان انجام شده و....


60:

و به زودي ميدان بزرگ و با عظمت نقش جهان محلي براي نمايش و ارائه آثار اسلامي خواهد بود.

اونچه درباره ميدان نقش جهان مي توان فرمود اينکه اين اثر نفيس و با شکوه که در دنيا از شهرتي چشمگير و بي نظير برخوردار هست با مجموعه عناصر و عملکردهائي که در نقش هاي سياسي، مذهبي، اقتصادي، توريستي، و تفريحي داشته پيوسته در آسمان هنر و زيبائي ايران و جهان مي درخشد.

بطوري که با جرأت مي توان ادعا کرد که اين ميدان همراه با فضاهاي تکميلي و عناصر مربوط به اون يعني عمارت عالي قاپو، مسجد شيخ لطف الله، مسجد امام، توحيد خانه، سردر قيصريه و راسته بازارها به تنهائي با تمام زيبائي ها و جاذبه هاي جهانگردي ايران برابري مي كند.

<imgsrc="http://m1.nedstatbasic.net/n?id=AC6o+gLZL0MeqrKs6mPXcYnDHwAg"border="0" width="18" height="18"alt="Nedstat Basic - Free web site statisticsPersonal homepage website counter">
Free counter

61:

اصفهان نصف جهانباغ پرندگان فعاليت خود را در مرداد ماه 1375 آغاز كرده هست.

اين باغ با مساحتي بالغ بر 55000 مترمربع يكي از جاذبه هاي تفريحي شهر اصفهان هست.

اين مجموعه كه بخشي از پارك جنگلي ناژوان و رودخانه زاينده رود هست از معدود باغهاي پرندگان در خاورميانه مي باشد.

مساحت داخلي زير توري باغ 17000 مترمربع و مساحت توري كه بر رايشان 16 ستون متحرك به ارتفاع حداكثر 32 متر برنامه گرفته هست 40000 مترمربع هست.

باغ پرندگان توسط شهرداري اصفهان احداث شده هست و اكنون تحت مديريت طرح ساماندهي ناژوان و صفه اداره مي شود.

اين مجموعه از قسمتهاي مختلفي تشكيل شده هست كه به اختصار به معرفي اونهامي پردازيم : 1) جزيره باغ پرندگان : اين جزيره بزرگترين جزيره رودخانه زايند رود هست كه فضاي سبز اون زيبايي خيره كننده اي به باغ پرندگان داده هست.

اين جزيره با يك پل چوبي به باغ پرندگان متصل مي شود.

2) ماكت : نمونه كوچكي از باغ پرندگان، همراه با برخي گونه هاي پرندگان آزاد در باغ هست.

اين ماكت ساختار و سازه باغ را براي بازديد كنندگان در بدو ورود به نمايش مي گذارد.

3) ساختمان اداري : بخش اداري باغ پرندگان در اين قسمت برنامه دارد.

هماهنگي كليه امور مربوط به باغ اعم از امور بازديد كنندگان و پرندگان توسط كارشناسان و پرسنل اين بخش صورت مي گيرد.

4) ساختمان برج : اين ساختمان كه به شكل برج كبوتر تعبيه گرديده داراي دستگاههاي جوجه كشي جهت تكثير و زاد آوري پرندگان و شامل اطاقهايي براي نگهداري از جوجه هاي تازه متولد شده و والدين در حال جفت يابي مي باشد 5) وروديهاي باغ : اين مجموعه با داشتن ورودي ؛ يكي جهت خريداري بليط (ورودي اول) و ديگري براي تحايشانل اون (ورودي دوم) ، مسير ورود بازديد كنندگان را مشخص مي سازد.

باغ پرندگان مكاني هست كه امكانات ايشانژه اي جهت زندگي هر پرنده تقريباً مطابق با محيط زيست طبيعي اون پرنده اختصاص داده شده هست.

از جمله اين امكانات موارد زير را مي توان نام برد : 1) بركه ها : 4 بركه كوچك و بزرگ در باغ پرندگان وجود دارد كه محل زندگي پرندگان آبچر مانند انواع اردك ها، قوها، غازها و … مي باشد.

بركه بزرگي در قسمت مركزي باغ برنامه گرفته هست بطوريكه تعداد زيادي از اين پرندگان آبچر را در بر مي گيرد 2) صخره : صخره باغ كه در ضلع شرقي برنامه گرفته محيط زيستي مناسب جهت پرندگان كوهستاني و بياباني هست.

پرندگاني چون كبكها بيشتر در اين محيط ديده مي شوند.

3) قفسهاي شيشه اي : از اونجا كه اصفهان داراي واقعيات اقليمي خاص خود مي باشد، اين قفسها با دارا بودن امكانات ايشانژه اي چون دستگاه تهايشانه، شوفاژ و كولر محيط مناسبي را براي پرندگاني كه در محيط زيست طبيعي اونها واقعيات خاص آب و هوايي حاكم هست، فراهم مي نمايد.

4- قفسهاي آهني : اين قفسها به دليل نوع تغذيه پرندگان شكاري ساخته شده هست.

زيرا اينها در صورت آزاد بودن در محيط از ساير پرندگان و جوجه اونها هستفاده مي كنند.

همينطور سعي شده هست محيط زيست طبيعي اونها كه مناطق صخره اي كوهستاني هست در قفسهاي مربوط مهيا گردد.

5) فضاي سبز جنگلي : اين فضا كه از جمله مناطق زيست پرندگان جنگلي هست در سرتاسر محيط باغ ايجاد شده و پرندگان به صورت آزاد در اين فضا پرواز مي كنند.

اهداف مورد نظر در احداث باغ پرندگان : از مهمترين اهداف احداث اين باغ موارد زير را مي توان نام برد : 1- پر كردن اوقات فراغت و تفريح و تفرجّ بازديد كنندگان.

2- بالا بردن سطح اطلاعات و آگاهي امت در ارتباط با پرندگان.

3- فراهم كردن واقعيات مناسب جهت جذب توريست.

4- حفاظت ژنتيكي از گونه هاي در حال انقراض.

5- توليد و تكثير پرندگان نادر و فروش پرندگان مازاد.

6- تاكسيدرمي گونه هاي تلف شده به عنوان يك صنعت و هنر.

7- مطالعه و تحقيق بر رايشان گونه هاي جديد.

موقعيت جغرافيايي باغ پرندگان : اين باغ در 4 كيلومتري غرب پل وحيد در حاشيه زاينده رود و در پارك طبيعي ناژوان واقع شده هست.

پوشش گياهي و فضاي سبز پرندگان : باغ پرندگان از اراضي آبرفتي سواحل زاينده رود با مواد ريز دانه رسوبي هست.

اين اراضي عموماً نسبت به اراضي پست و سيلابي مرتفع تر هست.

آب زيرزميني نقش عمده اي در حاصلخيزي اين خاكها داشته هست.

خاك مساعد، رطوبت كافي و اقليم نسبتاً مناسب و مساعد، واقعيات فراهم شدن پوشش گياهي از نوع درخت و درختچه را فراهم آورده هست.

انواع درختان شامل : 1- گردو 2- سرونقره اي 3- سپيدار 4- نارون 5- توت سفيد 6- كاج شهرستان تهران 7- كبوده ها 8- چنار 9- زالزالك 10- سرو خزنده 11- بيدمجنون 12- اقاقيا 13- زبان گنجشك و … انواع درختچه ها نيز شامل : 1- برگ بو 2- زرشك 3- ختمي درختي 4- رزماري 5- سيب گل 6- پيچ امين الدوله 7- ماگنوليا انواع درخت ها و درختچه هاي فوق بر زيبايي و طراوت محيط اضافه کرده هست.

بازگشت منابع تأمين آب باغ پرندگان : آب مورد نياز باغ پرندگان از دو حلقه چاه نيمه عميق تأمين مي شود كه باسيستم پمپاژ و هستفاده از منابع آب، به سمت فضاي سبز، بركه، و جايشانبارها ...

هدايت مي شود.

تنوع گونه هاي پرندگان موجود در باغ پرندگان : بيش از 120 گونه پرنده از مناطق مختلف جهان در باغ پرندگان گردآوري شده و روز به روز به تعداد اين گونه ها اضافه کرده مي گردد.

تعداد اين پرندگان در حدود 2000 قطعه بوده و با توجه به واقعيات زيست طبيعي اونها، در محيطهاي مختلف به سر مي برند.

براي معرفي اين 120 گونه پرنده به ذكر انواع خانواده هاي اونها مي پردازيم : 1-مرغابي 2- طوطيها 3- شاهين 4- فلامينگو 5- بلبل خرما 6 - پليكان 7- دم جنبانك 8- كبوتر 9- مرغ شاخدار 10- توكا 11- باز، عقاب، لاشخور 12- يلوه 13- فنچ يا سهره 14- كوكر 15- آبچيلك 16- چكاوك 17- زرده پره 18- قرقاول 19- تراكو 20- توكان 21- جغد 22- گنجشك 23- كلاغ 24- بوقلمون 25- حواصيل 26- سار 27- لك لك 28- شترمرغ خدمات قابل ارائه در باغ پرندگان : 1-تفريح و سرگرمي و پر كردن اوقات فراغت بازديد كنندگان.

2-استفاده از آب و هواي سالم و فضاي سبز.

3-مشاهده پرندگان از نزديك.

4- ارائه اطلاعات در مورد پرندگان اعم از آشنايي با نام و خصوصيات اونها، نحوه تخمگذاري ، تغذيه ، زيستگاه و ...

به بازديد كنندگان علاقمند.

5- ارائه برشور، كارت پستال و تقايشانم به بازديد كنندگان.

6- مشاور دامپزشكي و راهنمايي بازديد كنندگان جهت نگهداري پرندگان در خانه، بطور رايگان.

7- معاوضه پرندگان مازاد با گونه هاي جديد مورد نياز براي باغ.

8- نگهداري پرندگان اهدا شده توسط بازديد كنندگان به باغ و ارائه مجوز بازديد رايگان جهت تشايشانق عموم امت به اين امر.

9- امكان تهيه فيلم و عكس از پرندگان توسط بازديد كنندگان با دوربينهاي عكاسي و فيلمبرداري شخصي.

10- نمايش كلكسيونهاي پر و تخم پرندگان جهت بازديد علاقمندان.

با توجه به تعداد زياد گونه هاي پرنده و فعاليتهاي مربوط به اونها واحدهايي در اين مجموعه داير گرديده هست كه توسط كارشناسان مربوط سرپرستي مي شوند.

اين واحدها عبارتند از : 1- واحد تغذيه و كلينيك 2- واحد قرنطينه، بهداشت ، آمار و تحقيقات 3- واحد روابط عمومي 4- واحد تكثير پرندگان 5- واحد پرورش جوجه و معاوضه پرندگان 6- واحد تاكسيدرمي 7- واحد فضاي سبزوخدمات تغذيـه : واحد تغذيه باغ پرندگان از بدو تأسيس باغ آغاز به كار نمود.

در ابتدا جيره هاي غذايي با بهره گيري از دانش اساتيد صاحبنظر در امر تغذيه و هستفاده از تجارب افراد موفق در زمينه نگهداري پرندگان تنظيم و جهت هستفاده در تغذيه طيور آماده شد.

سپس با تحقيقات و پيگيريهاي مداوم كارشناسان مربوط در باغ در زمينه تنظيم جيره هاي غذايي و بهره گيري از جداول علمي تغذيه اي N.R.C اقدامات لازم جهت جيره نايشانسي آغاز و جيره مناسب پرندگان تهيه شد.

پرندگان موجود در باغ از لحاظ عادات تغذيه اي به چند دسته طبقه بندي مي شوند كه عبارتند از : 1- دانه خوار 2- ماهيخوار 3- گوشتخوار 4- ميوه خوار 5- همه چيز خوار در واحد تغذيه برحسب گونه پرنده و نوع تغذيه اون مواد غذايي مختلفي در اختيار پرندگان برنامه مي گيرد كه به شرح مختصري از اون مي پردازيم : 1- پرندگان دانه خوار شامل انواع : = فنچ ها = قناريها = مرغ عشق ها = طوطيها = ميناها = سارها = بلبل ها در تغذيه اين پرندگان با توجه به نوع پرنده از دانه هاي مختلفي نظير ارزن، كتان، شاهدانه، سياهدانه، تخم گل آفتابگردان، نخود، ذرت و … هستفاده مي شود.

جهت تأمين ايشانتامين هاي مورد نياز اين پرندگان از ميوه ها و سبزيجات تازه نظير سيب، هايشانج، جعفري و … نيز هستفاده مي شود.

2- پرندگان ماهيخوار شامل انواع : = پليكانها = اگرتها = باكلانها = اكراسها = كاكائي ها 3- پرندگان گوشتخوار شامل انواع : = عقابها = جغدها = كركسها = شاهينها جهت تغذيه اين گروه پرندگان از گوشت انواع حيوانات (نظير كبوتر، موش، بلدرچين، خرگوش و …) و همينطور امعاء و احشاء (شش ، سرخ روده) حيواناتي نظير گوسفند و گاو به صورت متناوب هستفاده مي شود.

4- پرندگان ميوه خوار شامل انواع : = تراكوها = توكانها = ميوه خورها = طوطيها اين پرندگان علاقه فراواني به ميوه هايي از قبيل سيب، هايشانج و موز … دارند و سعي مي شود

62:

متناسب بافصل در جيره غذايي اونها ميوه جات تازه گنجانده شود البته بايد دانست كه اين پرندگان با وجود تمايل به ميوه ها به دانه هايي از قبيل دانه هاي فراهم شده ماكيان (نظير پلت ها) نيز بسيار علاقه مند مي باشند.

5- پرندگان همه چيز خوار : اين پرندگان علاوه بر دانه خواري، علاقه فراواني به خوردن حشرات، كرمها و لارو اونها دارند و از خوردن ميوه ها و سبزيجات نيز لذت مي برند.

در باغ پرندگان سعي گرديده كه مواد مورد نياز اين پرندگان در جيره غذايي اونها گنجانيده شود گرچه با توجه به واقعيات فيزيكي باغ و آزاد بودن پرندگان در محوطه دستيابي به لارو حشرات در محيط باغ براي اين پرندگان ميسر مي باشد.

در پايان لازم به ذكر هست واحد تغذيه باغ پرندگان عليرغم وجود برخي مشكلات نظير تنوع پرندگان موجود در باغ و به تبع اون متفاوت بودن نيازهاي هر گروه توانسته هست تا حدي احتياجات غذايي همه گروههاي پرندگان موجود در باغ را فراهم سازد و در اين راستا تحقيقات همچنان ادامه دارد.

كلينيك : فعاليت اين واحد از سال 1375 به صورت واكسيناسيون پرندگان توسط دامپزشك باغ عليه بيماريهايي مثل نيوكاسل به صورت تزريقي و خوراكي آغاز شد.

از اونجا كه برخي از پرندگان در محوطه باغ آزاد هستند و توانايي پرواز بلند دارند هستفاده از واكسن تزريقي كه مستلزم دسترسي به پرنده و تزريق واكسن به اون هست ، به تنهايي براي همه اونها ميّسر نيست لذا واكسيناسيون پرندگان به صورت خوراكي و تزريقي توأمان انجام مي پذيرد.

وجود گونه هاي مختلف پرندگان در باغ و بيماريهاي گوناگون كه در مورد هر گونه از پرنده امكان بروز دارد سبب شد تحقيقات و بررسيهايي از كتب و مقالات معتبر علمي صورت پذيرد و با شناخت بيشتر بيماريها و با كمك دامپزشك باغ كه بصورت اونكال در باغ حضور مي يافت كار درمان پرندگان بيمار توسط كارشناس مربوط به اين واحد آغاز گرديد و نتايج ارزشمندي به دست آمد كه به دليل عدم اطلاعات كافي در مورد پرندگان زينتي در كشور ما بسيار حائز اهميت مي باشد.

يكي از بيماريهاي شناخته شده در رابطه با پرندگان نوعي بيماري انگلي شايع در مرغ عشقها، طوطيها و قناريها هست كه اهميت شناخت و نوع درمان اون سبب شد تا تحقيقات انجام شده در اين واحد در كنفرانس زيست شناسي كه در سال 1377 در اصفهان انجام گرديد، ارائه شود.

هم اكنون نيز با احداث كلينيك ، كار درمان و واكسيناسيون پرندگان در باغ ادامه دارد و تحت نظارت اين واحد گونه هاي مختلف پرندگان و جوجه هاي اونها برعليه بيماريهاي مثل نيوكاسل، برونشيت عفوني، آبله ، مارك و … طبق جدول وقتبندي واكسينه مي شوند و پس از اون به مدت چند روز (حداقل سه روز) جهت پيشگيري از بروز بيماريهاي ثانايشانه به اونها اونتي بيوتيك و مولتي ايشانتامين و مكمل هاي مورد نياز ديگر داده مي شود.

در طول اين مدت كليه بركه هاي موجود در باغ تخليه مي گردد تا % بازدهي واكسيناسيون خوراكي حتي الامكان افزايش يابد وسپس جهت اطمينان بيشتر به پرندگاني كه امكان دسترسي به اونها درباغ وجود دارد واكسن به صورت تزريقي نيز داده مي شود.

اين واحد از ابتدا زير نظر دامپزشك كار خود را آغاز كرده و هم اكنون نيز اين همكاري وجود دارد و دامپزشك باغ به صورت اونكال در مواقع ضروري در باغ حضور مي يابدو داروهاي لازم را تجايشانز مي كند.

همينطور پرندگان تلف شده براي مشخص شدن علت مرگ توسط دامپزشك كالبد گشايي مي شوند و علت مرگ اونها صورتجلسه مي گردد و با مشخص شدن علت مرگ پيشگيريهاي لازم براي بقيه پرندگان انجام مي پذيرد.

در مواردي كه تشخيص علت مرگ پرنده به بررسيهاي بيشتري نياز داشته باشد لاشه اون براي انجام آزمايشات به آزمايشگاه دامپزشكي منتقل مي گردد و نتيجه آزمايش جهت درمان و پيشگيري در ساير پرندگان مورد هستفاده برنامه مي گيرد.

تا كنون گونه هاي مختلفي از پرندگان از جمله قرقاولها، طاووسها، طوطيها، مرغ عشقها، انواع پرندگان شكاري و آبچر بيمار با هستفاده از داروها و اونتي بيوتيكهاي مختلفي مانند انروفلوكساسين، سولفوناميدها، سولتريم، تايلوزين، تتراسايكلين ها لينكومايسين و … بسته به نوع بيمار تحت درمان برنامه گرفته اند و اثر اونتي بيوتيكها بر گونه هاي مختلف نيز بررسي گرديده هست.

همينطور داروهايي مانند : لواميزول، … براي انگلهاي داخلي و گرد كوپكس براي انگلهاي خارجي از جمله داروهاي مؤثر و مورد هستفاده در اين واحد مي باشند.

شايان ذكر هست اين واحد همواره آماده پاسخگايشاني به سؤالات امت و بازديد كنندگان در مورد نگهداري پرندگان و مشاوره جهت درمان پرندگان بيمار بصورت حضوري يا تلفني و بصورت رايگان آماده پاسخگايشاني مي باشد.

قرنطينه : بيشتر بيماريهاي پرندگان كه غير قابل درمان و مسري مي باشد داراي دوره كمون بوده و علائم اوني قابل تشخيص ندارند، لذا قرنطينه كردن پرندگان جديد الورودو خريداري شده براي اطمينان از سلامتي اونها و جلوگيري از انتقال بيماريها به پرندگان ديگر حائز اهميت فراوان مي باشد.

در طول مدت قرنطينه رفتارهاي پرنده مورد بررسي برنامه مي گيرد و علائم و رفتارهاي مشكوك نمايان مي شود.

همينطور در اين مدت به پرنده امكان داده مي شود خود را با محيط جديد سازش دهد و از هسترسهاي ايجاد شده ناشي از جابجايي و تغيير محل پرنده كاسته شود و پس از اون عليه برخي بيماريها واكسينه گردد.

در باغ پرندگان كليه پرندگان جديد الورود كه اهدا مي شوند يا خريداري مي گردند حداقل به مدت 2 هفته در قرنطينه نگهداري مي شوند و كليه موارد فوق مرحله به مرحله انجام مي شود و پس از تأييد سلامتي در محوطه باغ در محلهاي مربوط رها مي شوند.

بهداشت : از اونجا كه در مورد بسياري از بيماريهاي پرندگان پيشگيري مهمتر از درمان مي باشد رعايت اصول بهداشتي در همه قسمتها و واكسيناسيون پرندگان دو امر كاملاً ضروري بنظر مي رسد.

در باغ پرندگان اين امر از سال 1375 به طور مقطعي و پس از اون از سال 1377 بصورت جدي و تحت واحد جداگانه بهداشت پرندگان مورد توجه برنامه گرفت.

چرا كه بهترين راه پيشگيري از بيماريها رعايت بهداشت محيطي و تغذيه اي مي باشد.

در باغ پرندگان كليه قفسها و محيطهاي نگهداري پرندگان در محوطه باغ به صورت دوره اي (حداكثر دو هفته يكبار) با شعله آتش ضد عفوني شده و بستر و محل نشيمن اونها بطور كامل تعايشانض مي گردد.

همينطور محل نگهداري پرندگان زينتي موجود در اتاقهاي شيشه اي روزانه شستشو و نظافت شده و ظروف دانخوري و آبخوري اونها ضد عفوني مي گردد به دليل حساسيّت و ارزشمندي اين پرندگان هر 6 ماه اين اتاقها بطور كامل تخليه مي گردد و با مواد ضدعفوني مختلف باكتري كش، ايشانروس كش و قارچ‌كش شستشو مي شود و در خاتمه با شعله آتش ضدعفوني مي گردد و سپس پرندگان به محلهاي خود بازگردانده مي شوند.

در مدخلهاي ورودي باغ نيز حوضچه هاي ضدعفوني وجود دارد و بازديد كنندگان هنگام ورود بايستي از داخل اين قسمت عبور كنند.

مواد ضدعفوني كه بيشتر مورد هستفاده برنامه مي گيرند عبارتند از پايشاندون آيداين، ژرموكيلر، به آساي يددار و ستريميدين C و … مهمترين راه پيشگيري از بروز بيماري در پرندگان و بخصوص جوجه هاي اونها رعايت بهداشت كامل در محيط نگهداري و تغذيه سالم اونها مي باشد.

آمـار : ابتدا آمار پرندگان باغ و ساير قسمتها به صورت دستي نوشته مي شد و روزانه توسط كارشناسان مربوط در باغ مورد بررسي برنامه مي گرفت از سال 1382 آمار كليه قسمتها كامپيوتري گرديد و كليه واحدها آمار روزانه خود را به صورت نقل روزانه به اين واحد منتقل مي كند اين آمار توسط كارشناس مربوط وارد كامپيوتر مي شود به طوري كه آمار قسمتهاي مختلف اعم از سالن تكثير، كلينيك، قرنطينه، محوطه باغ و قفس ها، تخم پرندگان، تلفات و … به روز در دسترس مي باشد.

تحقيقات : در اين قسمت با هستفاده از كتب و مجلات علمي معتبر و سايت اينترنت اطلاعات در مورد پرندگان جديد الورود و همينطور مطالب در مورد نگهداري ، توليد مثل و پرورش، نوع لانه و هر گونه اطلاعاتي كه در مورد پرندگان مورد نياز باشد تهيه و ترجمه مي گردد و در اختيار قسمتهاي مختلف برنامه مي گيرد.

شايان ذكر هست كه از شروع سال 1383 كليه واحدها نيز در اين زمينه كوشش بيشتري مي كنند و در رابطه با واحد مربوط اطلاعات مورد نياز را جستجو مي نمايند.

واحد روابط عمومي : در اين قسمت اطلاعات در مورد پرندگان مختلف توسط كارشناسان مربوطه تهيه مي گردد و جهت ساخت تابلايشان معرفي پرندگان، تهيه كتاب، بروشور، راهنمايي امت و… مورد هستفاده برنامه مي گيرد.

همينطور عكسها و فيلم پرندگان در اين قسمت نگهداري مي شود و در مواقع لزوم براي كارهاي مختلف مورد هستفاده برنامه مي گيرد از ساير فعاليتهاي روابط عمومي مي توان : تهيه تابلوهاي هشدار دهنده، بروشور، كارت پستال، تقايشانم، فلكس از پرندگان، فيلم و … را نام برد.

واحد تكثيـر : واحد تكثير باغ پرندگان فعاليت خود را از سال 1376 آغاز نمود كار تكثير را در ابتدا با جفت كردن قناريها و ايجاد واقعيات مناسب، شروع كرد.

پس از اون تحقيقاتي در زمينه تكثير يك نوع طوطي زيبا به نام كوكاتيل آغاز شد و با تلاشهاي فراوان اين گونه كمياب نيز توليد و تكثير شد.

اين موفقيتها سبب گشت تا دامنه فعاليت اين واحد افزايش يابد و در حال حاضر تقريباً بيشتر گونه هاي موجود قابليت تكثير در اين واحد را دارا مي باشند.

اولين دستگاه جوجه كشي در سال 1379 خريداري گرديد و به اين طريق تكثير مصنوعي پرندگان آغاز شد.

واحد تكثير باغ پرندگان فعاليت خود را از سال 1376 آغاز نمود كار تكثير را در ابتدا با جفت كردن قناريها و ايجاد واقعيات مناسب، شروع كرد.

پس از اون تحقيقاتي در زمينه تكثير يك نوع طوطي زيبا به نام كوكاتيل آغاز شد و با تلاشهاي فراوان اين گونه كمياب نيز توليد و تكثير شد.

اين موفقيتها سبب گشت تا دامنه فعاليت اين واحد افزايش يابد و در حال حاضر تقريباً بيشتر گونه هاي موجود قابليت تكثير در اين واحد را دارا مي باشند.

اولين دستگاه جوجه كشي در سال 1379 خريداري گرديد و به اين طريق تكثير مصنوعي پرندگان آغاز شد.

لازم به ذكر هست كه پرندگان برپايه نوع جوجه هايشان به 2 دسته تقسيم مي شوند : 1- پرندگان با جوجه هاي ديررس (Altricial) مانند انواع طوطي ها؛ جوجه هاي اين پرندگان هنگام خروج از تخم قادر به دوري از والدين نيستند و عموماً بدن اونها بدون پر مي باشد و حداقل تا مدت محدودي بايد توسط والدين تغذيه و نگهداري شوند.

2- پرندگان با جوجه هاي زودرس (Cortical) مانند انواع ماكيان؛ جوجه هاي اين پرندگان هنگام خروج از تخم قادر به جدايي از والدين هستند و بدن اونها كاملاً پوشيده هست و خود مستقلاً قادر به تغذيه و حركت هستند.

در اين واحد ، نر و ماده جفت شده پرندگاني را كه جوجه هاي ديررس دارند از بقيه پرندگان جدا و در قفس منحصري برنامه داده و در محلي ساكت و آرام واقعيات لازم را براي اين پرندگان در فصل توليد مثل جهت تخم گذاري و جوجه در آوري و پرورش اونها فراهم مي كنند.

پرندگاني كه جوجه هاي زودرس دارند در اين مجموعه به دو صورت تكثير مي يابند.

1- طبيعي 2- مصنوعي 1- روش طبيعي : هنگامي هست كه جنس ماده كرچ شده و بر رايشان تخمهايش مي خوابد و يا اينكه جهت جوجه آوري از بوقلمون يا مرغ كرچ شده هستفاده مي گردد

63:

مهمترين مسئله در توليد مثل پرندگاني كه به روش طبيعي تكثير يافته و جوجه هاي دير رس دارند تعيين جنس نر و ماده هست، چون اكثر اين پرندگان تك زوجي بوده و تنها با يك پرنده ديگر غير همجنس جفت مي شوند.

2- روش مصنوعي وقتي انجام مي گيرد كه جنس ماده در محيط مصنوعي باغ كرچ نمي شود و بايد تخمها جهت جوجه درآوري به دستگاه جوجه كشي منتقل شوند و جوجه هاي خارج شده از تخم نيز با امكانات خاص از قبيل مادر مصنوعي و … پرورش داده شوند.

لازم به ذكر هست كه موفقيتهاي بدست آمده دراين واحد به مرور افزايش يافته هست از جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد : 1-احداث يك ساختمان برج مانند جهت تكثير پرندگان.

2-خريد دومين دستگاه جوجه كشي جهت تكثير.

3-ساخت قفس ها و تأمين احتياجات جوجه ها در مراحل مختلف تكثير و پرورش اونها.

تا كنون واحد تكثير و پرورش باغ پرندگان موفق به تكثير بيش از 30 گونه از پرندگان باغ شده كه عبارتند از : الف) انواع طوطي ها : - الكساندرين - كوكاتيل - مرغ عشق - پشت قرمز - مرغ عشق سرهلايشاني - طوق صورتي - رزلا ب) انواع ماكيان : - كبك معمولي - كبك كاليفرنيا - طاووس - انواع قرقاول شامل قرقاول معمولي، سيلور، طلايي و ليدي ام هرست (Lady ) - انواع مرغ و خروس شامل مايشاني، كاكلي، مينياتوري، ابريشمي، شاخدار و فري - بوقلمون - تيهو ج) انواع كبوتران زينتي د) شترمرغ هـ) انواع قمري شامل الماسي، خانگي و معمولي ي ) كوكر م) مينا ن) اكراس و) گاو چرانك و اگرت ل) انواع فنچ ها شامل : - فنچ گوراسبي - فنچ سرسياه - فنچ معمولي انواع پرندگان آبچر شامل : - غاز - انواع اردكها - طاووسك واحد پرورش : اين واحد با شروع فعاليت تكثير در باغ پرندگان آغاز به كار نمود و با پرورش جوجه هاي يك ماهه و يا جوجه هاي زودرس (cortial) توليد شده در واحد تكثير و تحايشانل اونها در هنگام بلوغ جنسي به محوطه باغ به افزايش تعداد گونه هاي پرندگان در اين مجموعه كمك مي نمايد.

جوجه ها پس از بلوغ در صورت نياز، داخل محوطه يا قفسهاي موجود در باغ رها مي شوند و در صورت عدم نياز، با پرندگان مورد نياز معاوضه مي گردند.

تقريباً اكثر گونه هايي كه در سالن تكثير توليد و در واحد پرورش بالغ مي گردند، در محوطه رها مي شوند.

شايان ذكر هست ؛ كليه پرندگاني كه از واحد تكثير به واحد پرورش تحايشانل داده مي شوند شامل انوع جوجه هاي زودرس يا (cortial) مي باشند.

تاريخچه تاكسيدرمي : تاكسيدرمي از يك كلمه يوناني به معناي تهيه پوست، مشتق شده كه در زبان فارسي به معناي پوست آرايي مي باشد.

با بررسي هاي به عمل آمده در زمينه تاكسيدرمي مشخص گرديده كه پايه گذاران اوليّه اين فن بنحايشان در زمينه نگهداري حيوانات فعاليت داشته اند.

پدر موزه و ابداع كننده فن تاكسيدرمي و بوجود آورنده اولين باغ وحش، "سوتر" مي باشد.

سوتر اولين بار در اواخر قرن هيجدهم تصميم گرفت تعدادي حيوان زنده را در محلي گردآوري كند و جهت انجام اين كار زحمات و هزينه هاي زيادي متحمل شد.

با توجه به اينكه بسياري از گونه هاي حيوانات نادر يا گران قيمت بودند، پس از تلف شدن، جمع آوري مجدد اونها مشكلات زيادي را به همراه داشت.

سوتر به فكر افتاد كه يك نمونه از پوست دباغي شده حيوانات تلف شده را بر رايشان يك چارچوب به نمايش بگذارد و به اين ترتيب اولين كار تاكسيدرمي در دنيا به نمايش درآمد و پس از اون توسعه و تكامل يافت.

امروزه با گذشت وقت و پيدايش ابزارها و متدهاي علمي جديد تاكسيدرمي نه تنها واجد جنبه هاي هنري بلكه از نظر علمي نيز بسيار قابل توجه هست.

فعاليتهاي واحد تاكسيدرمي باغ پرندگان بر مبناي اطلاعات علمي بدست آمده در خصوص تاكسيدرمي پرندگان بوده و در اين زمينه ابتكاراتي نيز انجام شده هست.

تاكسيدرمي : اين واحد فعاليّت خود را از سال 1376 شروع نموده هست و تا كنون از تعداد زيادي پرنده از جمله بزرگترين اونها كه شترمرغ مي باشد در باغ پرندگان اصفهان تاكسيدرمي شده هست.

در بين اين گونه هاي تاكسيدرمي شده، گونه هاي كميابي مانند هوبره كه در مناطق خشك و كايشانري زندگي مي كند و چندين پرنده كمياب ديگر مانند شاهين ، طرلان، عقاب طلايي و دال را مي توان نام برد.

اين واحد جهت حفظ موقعيت علمي همواره كوشيده هست با مراكز و مؤسسات تاكسيدرمي داخل كشور در ارتباط باشد و از تجارب وتكنولوژي روز علم تاكسيدرمي هستفاده نمايد.

همينطور اين واحد در زمينه توسعه و ايجاد رشته هاي مختلف وابسته به تاكسيدرمي مانند تهيه كلكسيون هاي پا ، نوك و پـَر نيز فعاليت دارد و در چندين نمايشگاه داخلي شركت كرده و لوح تقدير دريافت كرده هست.

در اينجا لازم هست از آقايان دكتر تاجبخش بنيان گذار هنر و فن تاكسيدرمي در ايران و دكترمحمدعلي جعفريان هستاد دانشگاه اصفهان و مؤسس موزه تاريخ طبيعي هستان اصفهان قدرداني و تشكر شود.

مراحلي كه لاشه يك پرنده براي تبديل شدن به يك نمونه تاكسيدرمي بايد طي نمايد به شرح زير مي باشد : 1- پوست كني : لاشه پرنده را با يك شكاف سراسري از ناحيه سينه تا دم پرنده از پوست جدا مي كند.

2- چربي گيري : با توجه به اينكه گوشت و چربيهاي باقي مانده رايشان پوست باعث فساد و تخريب اون مي شود پس از چربي گيري پوست و با عمليات دباغي ضدعفوني و شستشو اين مرحله به پايان مي رسد بنابراين چربيهاي موجود در پوست جدا و پوست ضدعفوني و شستشو مي شود.

3- خشك كردن پرها و پرآرايي پوست شسته شده به وسيله خاك اره و براكس رطوبت گيري مي شود وپرها به كمك جريان هواي فشرده دستگاه كمپرسورباد خشكانده و به كمك پنس در رديف خود منظّم مي شوند.

4- قالب سازي : با توجه به اندازه بدن پرنده قالبي در نظر گرفته مي شود.

بصورتيكه براي لاشه هاي كوچك قالبهايي كوچك از پوشال و نخ و براي لاشه هاي بزرگ قالبهايي از فايبرگلاس ساخته مي شود.

5- اسكلت بندي : جهت ايجاد اسكلت ثانايشانه، مفتولها از داخل جمجمه و هستخوانهاي بال و پا عبور داده شده و در قالبي كه از پيش ساخته شده محكم مي شود.

6- حالت دادن : پس از اسكلت بندي ، پوست بر رايشان قالب آماده شده كشيده و محل برش به كمك نخ و سوزن با دقت دوخته مي شود.

پس از پايان كار با مشاهده دقيق پرنده زنده سعي مي شود كه طبيعي ترين حالت ممكن به نمونه تاكسيدرمي داده شود.

در واحد تاكسيدرمي باغ پرندگان جهت حفظ نمونه از آسيب هاي ناشي از تأثير گردوغبار، رطوبت و حشرات و همينطور به منظور معّرفي محيط زيست طبيعي پرنده با هستفاده از مواد فايبرگلاس و گياهان خشك و رنگ آميزي شده صحنه آرايي يا ديوراما سازي شده و نمونه مورد نظر در فضاي ايجاد شده نصب مي گردد.

اين هنر ارزشمند با تبديل يك لاشه غيرقابل مصرف به يك مدل زيبا امكان مشاهده و بررسي دقيق را براي بازديد كنندگان ايجاد مي كند و زيباييهاي طبيعت به اين شكل نيز به تصايشانر كشيده مي شود.

واحد فضاي سبز و خدمات : فعاليتهاي واحد فضاي سبز و خدمات باغ پرندگان به اختصار بشرح زير مي باشد : 1-چمن كاري قسمتهاي مختلف و حفاظت از محيط سبز باغ 2-مبارزه با علفهاي هرز 3-كاشت گلهاي فصل 4-كاشت، گياهان و درختچه هاي متناسب با واقعيات زيست پرندگان 5-هرس درختان باغ 6-كود دهي قسمتهاي مختلف فضاي سبز 7-شستشايشان بركه ها و پياده روهاي باغ به صورت مداوم 8-كاشت علوفه مناسب جهت تغذيه پرندگان 9-حفاظت و حراست از پرندگان و محوطه داخلي و خارجي باغ به صورت شبانه روزي توسط انتظامات باغ پرندگان.

10- ساخت قفسهاي مناسب مطابق با واقعيات زيست پرندگان مشخصات پرندگان خريداري شده در سال 1382 طوطيهاي آرا : يكي از زيباترين ، بزرگترين و اصيل ترين انواع طوطيها، طوطيهاي آرا هستند اين طوطيها به دليل رنگهاي متنوع پر و بال ، بسيار جذاب و ديدني مي باشند و همينطور بسيار زيرك و با هوش هستند و به راحتي دست آموز مي شوند.

خانوادهاين طوطيها از ارزش بسيار بالايي برخوردار هستند.

در باغ پرندگان در سال 1378 براي اولين بار مقدمات خريداري اين نوع طوطي از كشورهاي عربي براي مجموعه فراهم شد ولي به دليل تغيير مديريت باغ اين امر امكان پذير نگرديد و سرانجام در سال 1382 باهمكاري مديرعامل محترم طرح ساماندهي ناژوان و صفه اين امر ميسر گرديد و دو جفت از اين طوطيهاي زيبا و گران قيمت خريداري شد.

يك جفت طوطي آراي آبي و يك جفت طوطي آراي قرمز تيره يا آراي بال سبز، با اضافه شدن اين پرندگان به گونه هاي موجود، جاذبه باغ براي بازديد كنندگان صد چندان شده هست و اين موضوع با قدري تأمل در كنار محل نگهداري اين طوطيها و كنترل رفتار بازديد كنندگان و اظهار نظر اونها كاملاً مشهود مي باشد.

رده بندي و مشخصات طوطيهاي آرا : رده پرندگان (Aves ) راسته طوطي شكلان Psittaciformes خانواده Aratingidae زيرخانواده Aratinginae نام علمي : (جنس و گونه) (Ara ararauna) نام فارسي : آراي آبي، طلايي نام انگليسي Blue and Gold Macaw مشخصات آراي آبي : طول : 90 سانتيمتر رنگ پر و بال درقسمت پشتي آبي رنگ و در قسمت سينه زرد درخشان هست.

قسمت پيشاني سبز رنگ مي باشد نوك اونها سياه رنگ و پاها خاكستري تيره مي باشد.

آراي قرمز تيره نيز داراي همان رده بندي هست ولي نام علمي(جنس و گونه) اونAra Chloroptera مي باشد.

محيط زيست طبيعي اين پرنده : نواحي عمده اي از شمال آمريكاي جنوبي هست رنگ اصلي اين پرنده قرمز تيره هست پرهاي پوششي كوچك ، بال قرمز تيره و پـرجلا، پرهاي پوششي متوسط بال، سبز و شاهپرها ، آبي رنگ مي باشند.

پرهاي وسطي دم ، قرمز و سراونها آبي رنگ مي باشد.

پرهاي خارجي دم، آبي و قسمت خارجي اونها قرمز هست.

قسمت فوقاني نوك، هستخواني رنگ و قسمت زيرين اون سياه مي باشد.

تـوكـان : يك گونه پرنده اعجاب انگيز و بي نظير ديگر چه از نظر شكل ظاهري (نوك بسيار بزرگ و زرد رنگ) و چه از نظر رفتاري توكانها مي باشند.

اين پرندگان به قدري زيبا و ديدني هستند كه از نظر بسياري از بازديدكنندگان طبيعي بودنشان مورد سئوال برنامه مي گيرد و تصور مي كنند كه اونها اسباب بازي هستند.

اين پرندگان به راحتي دست آموز مي شوند و قادرند توپ بازي و كارهاي موزون ديگر را اجرا کنند.

بسيار باهوش و كنجكاو هستند.

اين پرندگان بومي آمريكاي هستوايي هستند و از مكزيك جنوبي تا آمريكاي جنوبي و جزائر اطراف اون يافت مي شوند.

در نيمه دوم سال 1382 يك جفت از اين پرنده بسيار زيبا و گران قيمت به دستور مديرعامل محترم طرح و اهتمام مشاور محترم ايشان خريداري گرديد و بر جاذبه باغ بسيار اضافه کرده بطوري كه سبب حيرت بازديد كنندگان هنگام عبور از اين قسمت مي گردد.

مشخصات : نوك توكانها گاهي به اندازه طول بدن اونها مي رسد ولي با وجود اندازه بزرگش وزن كمي دارد.

اندازه طول بدن اونها 35 تا 40 سانتيمتر هست.

اين گونه به دليل اندازه بزرگ نوك قادر به پرواز كردن نمي باشد و معمولاً براي رفتن از شاخه اي به شاخه اي ديگر مي جهد.

رده بندي : رده پرندگان (Aves ) راسته Piciformes خانواده Ramphastidae نام علمي (جنس و گونه) Ramphastos toco نام انگليسي Toco Toucan نام فارسي توكان كوكاتايشان تاج زرد (طوطي بارتا) : Cacatua sulphurea گونه ديگر پرنده خريداري شده طوطي كوكاتايشان تاج زرد يا طوطي بارتا مي باشد.

طول اين پرنده حدود 33 سانتيمتر مي باشد.

رنگ اصلي اش سفيد، رنگ پرهاي رايشان گوش و قسمت فوقاني سرش زرد هست.

داراي حركات بسيار زيبا مي باشد.

همينطور در نيمه دوم سال 1382 به دستور مدير عامل محترم طرح طي مأموريتي كه توسط مشاور مدير عامل باغ و يكي از كارشناسان به شمال كشور انجام شد گونه هاي ديگري از پرندگان آبچر مانند آبچليك، خروس كولي، اردك وحشي، چنگر، فلامينگو و همينطور چند نوع قرقاول زيبا و ديدني ديگر كه در باغ موجود نبود خريداري گرديد.

هم اكنون كار بر رايشان واقعيات نگهداري، توليد مثل و … پرندگان جديد ادامه دارد.

اضافه شدن بيش از 10 گونه پرنده بسيار نادر و ارزشمند در عرض چند ماه در طول تأسيس باغ پرندگان بي سابقه مي باشد.

جوجه شتر مرغ : شترمرغ يكي از جذابترين پرندگان هست كه براي اولين بار در سال 1378 براي باغ پرندگان خريداري گرديد و با توجه به اينكه بالغ شدن اين پرنده مدت وقتي (حدوداً 2 سال) بطول مي انجامد، لذا براي اولين بار تخم گذاري اين پرنده در سال 1381 آغاز گرديد ولي به دليل كمبود امكانات جهت تكثير اونها از قبيل دستگاه مخصوص جوجه كشي، متأسفانه توليد جوجه از اونها مقدور نشد تا اينكه در دي ماه سال 82 اين عمل با همكاري يك مركز تكثير شترمرغ امكان پذير گرديده و با هستفاده از دستگاه جوجه كشي سه قطعه جوجه شترمرغ تكثير و به باغ پرندگان انتقال يافت و تا خريداري دستگاه جوجه كشي مناسب شترمرغ، اين همكاري با مركز فوق ادامه دارد.

مرغ و خروس لهستاني : اين مرغ و خروس ها يكي از زيباترين و جذاب ترين انواع مرغ هاي زينتي هستند كه به وسيله پرهاي كاملاً سفيد يكدست به صورت كاكل بر رايشان سرشان و بدن كاملاً سياهشان جلوه اي خاص دارند.

اين پرندگان به آساني قدرت تكثير دارند و افزايش اونها بر جاذبه باغ اضافه کرده و مي تواند منبع مناسبي جهت فروش در بازار نيز باشند چرا كه به دليل زيبايي اونها علاقمندان زيادي دارند.


64:

اگر عکس تکراریه ببخشید :

اصفهان نصف جهان

65:

خيلي ممنون

66:

خیلی خیلی خیلی ممنون صادق جان

67:

بشكنه اين دست كه نمك نداره

68:

داداشی بده ناراحت نشو
من خودم ازت تشکر می کنم

69:

خيلي ممنون

شما همشهري هستيد

70:

با عرض سلام خدمت دوستان عزيز
قبلان يك تاپيك ديگه به نام اصفهان زده شده بود ولي بدون محتوا بود تصميم گرفتم به صورت كامل تر و جامع تر يه تاپيك به اسم اصفهان باز كنم
اصفهان یکی از شهرهای زیبا و مهم, با آثار تاریخی فراوان هست.

این شهر از قدیم الایام مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی بوده هست.

من برای آشنایی مقدماتی با تاریخ تلخ و شیرین این شهر و شناخت آثار تاریخی و دیدنی اون طراحی این تاپيك را شروع کردم و در ادامه سعی در جهت معرفی شخصیت ها و مکان های تفریحی و گردشگری و فرهنگی اون دارم تا مورد جلب رضایت شما عزیزان برنامه گیرد.

وقایع نقل شده در این مجموعه كه به لحاظ وقتى، از ورود اسلام به این شهر تا دوران انقلاب اسلامى را شامل مى ‏شود، از كتابهاي تاريخي و سايت www.esfahan.us گرفته شده .
با اميد موفقيت براي شما دوستان عزيز

71:

میدان امام‏
اصفهان نصف جهان

در محل این میدان (قبل از اونكه شهر اصفهان به پایتختى صفویه انتخاب شود) باغى وسیع به نام نقش ‏جهان وجود داشته هست.

در دوره شاه‏ عباس اول، اون باغ را تا حدود امروزى اون وسعت داده و در اطراف اون مشهورترین و عظیم‏ ترین بناهاى تاریخى اصفهان به وجود آمده هست.

مساحت این میدان حدود 85 هزار متر مربع مى‏باشد.

در دوره شاه‏ عباس و جانشینان او این میدان محل بازى چوگان و رژه ارتش و چراغانى و محل نمایشهاى مختلف بوده هست.

دو دروازه‌ سنگی‌ چوگان‌ در شمال‌ و جنوب‌ این‌میدان‌ تعبیه‌ شده ‌است‌.طول این میدان از شمال به جنوب بالغ بر 500 متر و عرض اون در حدود 150 متر هست.

به عقیده عموم سیاحان خارجى میدان شاه یكى از بزرگترین میدانهاى جهان هست.

میدان نقش جهان شاهد بسیارى از خاطرات تاریخى ایران درچهار قرن اخیر بوده هست.

خاطرات زندگى شاه عباس كبیر و جانشینان او تا آخر عهد صفویه بااین میدان بزرگ تاریخى به هم آمیخته هست .

اصفهان نصف جهان

72:

مسجد امام‏
اصفهان نصف جهان
این مسجد كه در ضلع جنوبى میدان امام برنامه دارد در سال 1020 هجرى به فرمان شاه‏ عباس اول در بیست و چهارمین سال سلطنت وى شروع شده و تزئینات و الحاقات اون در دوره جانشینان او به اتمام رسیده هست.

معمار مهندس اون هستاد على‏اكبر اصفهانى و ناظر ساختمان محب‏على بیك الله بوده‏ اند.

این مسجد شاهكارهاى جاویدان از معمارى، كاشى‏كارى و نجّارى در قرن یازدهم هجرى هست.از نكات‌ جالب‌ توجه‌ این‌ مسجد، انعكاس‌صوت‌ در مركز گنبد بزرگ‌ جنوبی‌ اون‌ هست‌.

ارتفاع‌ گنبد مسجد 52 متر و ارتفاع‌ مناره‌های‌ داخل‌ اون ‌48 متر وارتفاع‌ مناره‌های‌ سردر اون‌ در میدان‌ نقش‌ جهان 42 متر هست‌.

قطعات‌ بزرگ‌ سنگ‌های‌ مرمر یكپارچه‌ وسنگاب‌های‌ نفیس‌، از دیدنیهای‌ جالب‌ این‌ مسجد هست‌.

كتیبه سر در مسجد به خط ثلث غلیرضاى عباسى و مورخ به سال 1025 حاكى از اون هست كه شاه عباس این مسجد را از مال خالص خود بنا كرده و ثواب اون را به روح جدا اعظم خود شاه طهماسب اهدا نموده هست.

در ذیل این كتیبه به خط ثلث محمد رضا امامى، كتیبه دیگرى نصب شده كه به موجب اون مقام معمارى و مهندسى معمار مسجد شاه هستاد على اكبر اصفهان و ناظر ساختمان محب على بیكالله تجلیل شده هست.

مسجد شاه یكى از شاهكارهاى معمارى و كاشیكارى و حجارى ایران در قرن یازدهم هجرى هست و آخرین سال تاریخى كه در مسجد دیده مى‏شود سال 1077 هجرى یعنى آخرین سال سلطنت شاه عباس دوم و 1078 هجرى یعنى اولین سال سلطنت شاه سلیمان هست و معلوم مى‏دارد كه اتمام تزیینات مسجد در دوره جانشینان شاه عباس كبیر یعنى شاه صفى و شاه عباس دوم و شاه سلیمان صورت گرفته هست.

كتیبه‏هاى مسجد شاهكار خطاطان معروف عهد صفویه مانند علیرضا عباسى و عبدالباقى تبریزى و محمد رضا امامى هست.

تزیینات عمده این مسجد از كاشیهاى خشت هفت رنگ هست.

در مدرسه جنوب غربى مسجد قطعه سنگ ساده‏اى به شكل شاخص در محل معینى تعبیه شده هست كه ظهر حقیقى اصفهان را در چهار فصل سال نشان مى‏دهد و محاسبه اون را شیخ بهائى دانشمند فقیه و ریاضیدان معروف عهد شاه عباس انجام داده هست.

از نكات جالب در مسجد شاه انعكاس صورت در مركز گنبد بزرگ جنوبى هست ارتفاع گنبد عظیم مسجد شاه 52 متر و ارتفاع مناره‏هاى داخل اون 48 متر و ارتفاه مناره‏هاى سردر اون میدان نقش جهان 42 متر هست.

قطعات بزرگ سنگهاى مرمرى یكپارچه و سنگابهاى نفیس از دیدنیهاى جالب مسجد شاه هست.
این مسجد كه ساختمان اون در سال 1020 هجرى قمرى آغاز و در سال 1025 به پایان رسید و براى تزیین آماده شد، از مهمترین مساجد عصر صفویه و در ضلع جنوبى میدان نقش جهان واقع هست.

تزیینات این مسجد كه از سال 1025، وقت سلطنت شاه عباس اول، آغاز شد تا وقت سلطنت دو تن از جانشینان او (صفى و عباس دوم) نیز ادامه یافت.

معمار این بنا هستاد على اكبر اصفهانى هست كه نام او به عنوان مهندس و معمار در كتیبه سردرمسجد به خط ثلث آمده هست.


كتیبه سر در با شكوه مسجد به خط علیرضا عباسى خوشنویس نامدار عصر صفویه هست كه تاریخ اون سال 1025 ذكر شده هست.


اسپرهاى طرفین در ورودى 8 لوحه با نوشته هایى مشكى بر زمینه فیزوه‏اى دارند كه در هر یك از این اسپرها 4 لوحه كار گذاشته شده.

در جلو خان سردر مسجد نیز كتیبه هایى با عبارات و اشعارى وجود دارد.

تخت سنگ بزرگى نیز در ضلع غربى جلوخان هست كه از نوشته‏ هاى اون تنها بسم الله الرحمن الرحیم به جا ماند.

كتیبه نماى خارجى سردر، خط ثلث سفید بر زمینه كاشى خشت وجود دارد.


اشعارى به خط نستعلیق در اصلى مسجد را كه پوشش نقره و طلا دارد.

زینت بخشیده هست در این اشعار سال اتمام و نصب در 1038 تا 1052 ذكر شده هست.

اشعار فوق الذكر 16 بیت هست كه هشت بیت اون بر یك لنگه و هشت بیت دیگر بر لنگه دیگر اون به طور برجسته نقش بسته هست.

این در، در ضلع جنوبى واقع هست.


كتیبه‏ هاى داخل مسجد را خوشنویسانى چون عبدالباقى تبریزى، محمد صالح اصفهانى محمد رضا امامى و محمد غنى نوشته‏اند كه از اون جمله‏اند: كتیبه ایوان بزرگ مسجد و اطراف محوطه زیرگنبد به خط عبدالباقى تبریزى كتیبه بالاى محراب مرمرى به خط محمد صالح اصفهان، كتیبه‏هاى چهلستون شرقى گنبد جنوبى به خط محمد رضا امامى و كتیبه داخل ایوان شمالى مسجد به خط عبدالباقى تبریزى.


این مسجد عظیم داراى دو شبستان قرینه در اضلاع شرقى و غربى صحن هست.

یكى از این شبستانها (شبستان شرقى) بزرگتر اما ساده و بى تزیین هست و دیگرى (شبستان غربى) كوچكتر هست اما تزییناتى با كاشیهاى خشت هفت رنگ دارد و محراب اون نیز از زیباترین محرابهاى مساجد اصفهان هست.


در دو زاویه جنوب غربى و جنوب شرقى دو مدرسه به طور قرینه برنامه دارد كه مدرسه زاویه جنوب شرقى را كه حجره‏هایى نیز براى سكونت طلاب دارد، مدرسه ناصرى و مدرسه زاویه جنوب غربى را سلیمانیه مى‏نامند.


ارتفاع ایوان بزرگ جنوبى مسجد 33 متر هست و دو مناره در طرفین اون برنامه گرفته‏اند كه ارتفاع هر یك از اونها 48 متر هست.

این دو مناره با كاشى تزیین شده‏اند و نامهاى محمد و على به طور تكراراى به خط بنایى بر بدنه اونها نقش بسته هست.


گنبد بزرگ مسجد تزئینات جالبى از كاشیكارى دارد و نیز دارى كتیبه‏اى به خط ثلث سفید بر زمینه كاشى خشت لاجوردى هست.

اصفهان نصف جهان

73:

‏مسجد شیخ‏ لطف الله
اصفهان نصف جهان
این مسجد بى‏نظیر هم كه شاهكار دیگرى از معمارى و كاشى‏كارى قرن یازدهم هجرى هست به فرمان شاه‏ عباس اول در مدت هیجده سال بنا شده و معمار و بناى مسجد هستاد محمدرضا اصفهانى بوده هست.

تزئینات كاشى‏كارى اون در داخل از ازاره‏ ها به بالا همه از كاشى‏هاى معرّق پوشیده شده هست.

باستان ‏شناسان خارجى در مورد عظمت معمارى این مسجد فرموده‏ اند: «به سختى مى‏توان این بنا را محصول دست بشر دانست».

شیخ‌ لطف‌ الله ازعلمای‌ بزرگ‌ شیعه‌ در لبنان‌ امروزی‌ بود كه‌ به‌ دعوت‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ در اصفهان‌ اقامت‌ گزید.

این‌ مسجد به‌ منظور تجلیل‌ از مقام‌ او و برای‌ تدریس‌ و نمازگزاری‌ وی‌ احداث‌ شد.

مسجد شیخ لطف الله‏یكى از زیباترین آثار تاریخى اصفهان كه چشم هر تماشا كننده‏اى را خیره مى‏كند و نسبت به هنرمندانى كه در انجام اون دخیل بوده‏اند به اظهار تحسین و اعجاب وا مى‏دارد مسجد شیخ لطف الله هست كه در ضلع شرقى میدان نقش جهان و مقابل عمارت عالى قاپو واقع شده و به واسطه كاشیكاریهاى معرق داخل و خارج گنبد و كتیبه‏هاى بسیار زیباى خط ثلث كه مقدارى از اونها به خط علیرضاى تبریزى عباسى هست از زیبایى و ظرافت كمتر نظیر دارد.

این مسجد كه شاهكارى از معمارى و كاشیكارى ایران در نیمه اول قرن یازدهم هجرى هست به فرمان شاه عباس اول ساختمان اون شروع شده و سر در زیباى اون در سال 1012 هجرى به پایان رسیده هست.

سال اتمام بناى مسجد و تزیینات كاشیكارى اون و نام هستاد سازنده اون در داخل محراب معرق نفیس مسجد به خط نستعلیق سفید بر زمینه كاشى لاجوردى به این ترتیب ذكر شده هست
عمل فقیر حقیر محتاج به رحمت خدا محمد رضا بن هستاد حسین بناى اصفهانى 1028
درباره وجه تسمیه مسجد شیخ لطف الله باید فرمود كه شیخ لطف الله اصلاً كه از امت میش از قراى جبل عامل یعنى جبل لبنان حالیه بوده هست و خاندان او همه از فقهاى امامیه بوده‏ اند چنانكه پدر وجد وجد اعلاو پسرش همه به این عنوان اشتهار داشته ‏اند.

به مناسبت سعى بى اندازه پادشاهان صفوى در ترویج احكام مذهب تشیع و تشویق و اكرام فقهاى اون، شیخ لطف الله میسى عاملى نیز مانند جمع كثیر دیگرى از علماى بحرین و جبل عامل در اوایل عمر از موطن خود به قصد ایران عازم شد و ابتدا در مشهد مقدس مقدس اقامت گزید و در اونجا پس از هستقاضه از محضر علماى ارض اقدس از حمله ملا عبدالله شوشترى از جانب شاه عباس بزرگ به خدمت آستانه رضوى بربرنامه گردید و تا تاریخ فتنه ازبكان و دست یافتن ایشان بر مشهد مقدس در اون شهر مقیم بود.

سپس از شرایشان به قزوین پناه جست و در اونجابه كار تدریس مشغول شد، شاه عباس او را از قزوین به اصفهان آورد و در سال 1011 هجرى در جنب میدان نقش جهان مدرسه و مسجدى را كه هنوز هم به نام او شهرت دارد براى محل تدریس و اقامت و امامت وى پى نهاد و انجام این كار تا 1028 هجرى طول كشید و در حین اتمام همین ساختمان بود كه شاه عباس در قسمت جنوبى میدان نقش جهان كه اكنون به نام میدان شاه شهره هست طرح انشا جامع اعظم پادشاهى یعنى مسجد شاه را ریخت.

سپس اونكه مدرسه و مسجد شیخ لطف الله براى تدریس و نمازگزارى او مهیا گردید.

این مرد جلیل محترم در اون مدرسه كه امروز وجود ندارد مقیم شد و در مسجدى كه براى معرفى آثار هنرى ایران خوشبختانه صحیح و سالم مانده و آرزمندیم قرنهاى دیگر نیز با مراقبت فرزندان ایران جاویدان بماند، به امامت و تدریس مشغول گردید و شاه عباس براى وجه معاش او وظیفه‏اى معین و مقرر داشت.

تاریخ وفات شیخ لطف الله را مولف كتاب مجمل التواریخ در سال 1032 یعنى در همان سالى كه بغداد به تصرف شاه عباس درآمده هست مى‏نویسد.

همچنین در عالم آراى عباسى تاریخ فوت او را مولف این كتاب در ذیل واقع سال 1032 آورده هست و صریحاً مى‏گوید كه شیخ لطف الله میسى جبل عاملى در اوایل این سال و قبل از سفر دارالسلام بغداد كه هنوز ایات جلال در ییلاقات فیروزكوه بود در اصفهان مریض گشته به عالم بقا پیوست.

یكى از شخصیتهاى بزرگ هنرى ایران كه نام او در مسجد شیخ لطف الله مخلد شده هست علیرضاى تبریزى از خوشنویسان بزرگ وقت شاه عباس كبیر هست كه كتیبه سردر مسجد و دو كتیبه بزرگ كمربندى داخل گنبد به خط زیباى اوست علیرضا چون به خدمت شاه عباس در آمد خود را علیرضاى عباسى خواند.

این خوشنویس هستاد نخست در تبریز شاگرد ملامحمد حسین تبریزى و علاء الدین محمد بن محمد تبریزى معروف به علاء بیك بود و خط ثلث و نسخ را نیكو مى‏نوشت.

پس از اونكه در وقت شاه محمد خدابنده پدر شاه عباس تركان عثمانى اون شهر را به تصرف آوردند، علیرضا از اونجا بیرون آمده و به قزوین پایتخت دولت صفوى رفت و در مسجد جامع اون شهر منزل گرفت و به كار كتابت مشغول شد و قسمتى از كتیبه‏هاى اون مسجد را با چند قراون در اونجا تمام كرد.

علیرضا روز پنجشنبه اول شوال سال 1001 هجرى به خدمت شاه عباس درآمد و در زمره ندیمان مخصوص وى داخل شد و شاه جمعى از خوشنویسان مانند محمد رضا امامى و محمد صالح اصفهانى و عبدالباقى تبریزى را بدو سپرد تا زیردست او خط ثلث را بیاموزند.

علیرضاى عباسى تا پایان عمر در زمره مقربان و ندیمان مخصوص شاه بود و در سفر و حضر در سلك مقربان شرف اختصاص داشت و به تفقدات و انعامات و نوازشهاى بى پایان شاهانه سرافراز و مفتخر و به لقب شاهنواز ملقب شد.

محبت و علاقه شاه عباس به این مردهنرمند بدان پایه بود كه گاه پهلوى او مى‏نشست و شمعى به دست مى‏گرفت تا علیرضا در روشنایى اون كتابت كند
پروفسور ارتور اپهام پوپ‏ایرانشناس معاصر و مشهور امریكایى كه كتاب مشهود او تحت عنوان بررسى هنر ایران در شش جلد قطور تدوین شده و شهرت جهانى دارد راجع به عظمت صنعت معمارى و كاشیكارى مسجد شیخ لطف الله چنین نوشته هست: مسجدى كه در سمت مشرق میدان شاه و مقابل ساختمان عالى قاپو برنامه دارد یكى از شاهكارهاى بینظیر معمارى هست كه در سراسر آسیا خود نمایى مى‏كند.

این مسجد زیبا كه همچون جواهرى درخشان در تاریخ معمارى ایرانیان مى‏درخشد مسجد شیخ لطف الله نام دارد.

شاه عباس بزرگ این مسجد را به افتخار پدر زن خود شیخ لطف الله كه یكى از پیشوایان عالیقدر اون وقت بود بر روى خرابه‏هایى كه از بقایاى مسحد قدیمى بحار مانده بود بنا كرد.

در حقیقت میدان بزرگى كه قصر باشكوه عالى قاپو در یك طرف اون برنامه داشت به چنین گوهرى گرانبها در برابر خود احتیاج داشت و شاید همین نكته شاه عباس را براون داشت تا با ساختن این بنا كه به سختى مى‏توان اون را محصول دست بشر دانستا زیبایى میدان را به كمال رساند.

در ساختمان این مسجد باردیگر هستادى و مهارت هنرمندان ایرانى یك مسئله مشكل را حل كرده هست بدین معنى كه چون مسجد در ضلع شرقى میدان واقع هست و خواه و ناخواه در ورودى مسجد به سمت مشرق میدان خواهد بود.

اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت مى‏ساختند كارجهتیابى از لحاظ قبله مختلف مى‏شد.

در اینجا با ایجاد یك راهرو كه از ابتداى مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست مى‏چرخد بر این مشكل فائق آمده‏اند یعنى اگر چه ساختمان مسجد در مشرق هست و از نماى خارجى اون چنین بر مى‏آید كه دیوار جبهه اون در جهت شمال به جنوب هست لكن در همین محراب دیوار بنا شده كه به سوى قبله هست و وقتى به عظمت این فكر پى مى‏بریم كه در بیرون مسجد اثرى از كژى و زاویه به چشم نمى‏خورد، اما به مجرد ورود ناچاریم قبول كنیم كه صحن نسبت به نماى خارجى پیچشى دارد در صورتى كه گنبد كوتاه این مسجد به علت مدور بودن جهت یا زاویه مخالفى نشان نمى‏دهد.

این گنبد یكى از زیباترین گنبدهاى اصفهان هست كه از طرفى به خاطر عظمت و از طرف دیگر بر اثر تزییناتى كه از زمینه كرمى (Cafe ou lait) با نقش و نگارهایى به رنگ آبى سیر تشكیل مى‏شود نظر هر بیننده‏اى را به خود جلب مى ‏كند.


گنبد مسجد شیخ لطف الله یكى از چند گنبد یك پوششى وقت صفویه هست كه با ارتفاع كم پوششى مناسبى براى صحن كوچك اون به شمار مى‏رود.

از طرفى بلندى اون تا اون اندازه هست كه بتواند در كنار میدان بزرگ خود نمایى كرده و بر اون فضا مسلط باشد.

خمیدگى گنبد از نقطه برآمدگى بزرگ ناگهان به سمت داخل گراییده و راس گنبد را تشكیل داده هست و این فشار زیاد را دیوارهاى قطور مسجد تحمل مى‏كند.

)قطر دیوارها كه از پنجره‏هاى دیوار اندازه‏گیرى شده در حدود 70و1 سانتیمتر هست دیوارهاى داخلى از یك هشت ضلعى شروع مى‏شود.

این هشت ضلعیها هر یك به وسیله كاشیهاى طناب مانند فیروزه‏اى محصور شده و خطوط بسیار زیبا كه از آثار علیرضا هست مانند قابى هر یك از اضلاع هشتگانه را در میان مى‏گیرد این خطوط از كاشیهایى به رنگ سفید خیره كننده در میان كاشیهاى آبى تیره به كار رفته هست و زاویه هایى كه از این هشت ضلع به وجود آیند پایه خمیدگى بزرگ را تشكیل مى‏دهند لكن انحناى تدریجى گنبد نقطه شروع انحنا و دایره بزرگ گنبد را از نظر پنهان مى‏كنند.

خمیدگى گنبد را دیوارهاى بادبادك شكل زاویه دارى به اضلاع هشت گانه وصل مى‏كند.

قسمت بعدى به سمت خمیدگى به اندازه‏اى عادى و یكنواخت بزرگ گرایش دارد سرتا سر این خمیدگى به اندازه‏اى عادى و یكنواخت هست كه به ندرت احساس شده یا به چشم مى‏آید.

كاشیكارى پوشش داخلى گنبد از ابتدا تا انتها تقریباً به یك اندازه بود و تزیین گنبد را تشكیل مى‏دهد.

دیوارهاى جانبى صحن مسجد با گل و بوته‏هاى متصل به هم به رنگ آبى در یك متن كرمیرنگ تزیین شده هست.

زاویه‏هاى فوقانى دیوارهاى جانبى از گل و بوته هایى كه طرح اون با سایر قسمتها تفاوت كلى دارد پوشیدئه شده و تنوع خاصى به تزیین كلى صحن بخشیده و در اولین نگاه نظر بیننده را جلب مى‏كند.

زیبایى كاشیكارى این مسجد اعم از كاشیهاى معرق خود تنوعى هست دلپذیر كاشى معرق ظریفترین نوع كاشى و متعلق به قرن هفدهم هست.

در حقیقت كاشى معرق نوع ظریفى از كاشى هفت رنگ قرن پانزدهم و شانزدهم هست.

تزیینات سطح داخلى گنبد عبارت هست از ستاره‏هاى بسیار بزرگ مكرر به رنگ زرد طلایى كه با طرح درهمى از پیچكهاى به هم پیچیده پوشیده شده.

طرح و ترسیم این مسجد و نقشه قالیهاى اردبیلى منبع الهام مشتركى دارند.

ضمناً شباهت بسیار نزدیك با تزیینات مسجد شاه دارد، كاشیكارى بقیه گنبد از طاق رومیهایى تشكیل شده كه هر یك شامل گل و بوته‏هاى زیبایى هست.

این گل بوته‏ها در پارچه بافى هم به كار رفته و هم اكنون نمونه هایى از اون وجود دارد.

روشنایى داخل این مسجد نیز قابل توجه هست.

در اطراف گنبد به فواصل روشنایى داخل این مسجد نیز قابل توجه هست.

در اطراف گنبد به فواصل منظم سوراخهایى در قطر گنبد تعبیه شده كه به وسیله پنجره‏هاى گچبرى از داخل و خارج مسدود مى‏شود.

این گچبریها عباراتند از طرحهاى منظمى كه به نسبت مساوى فضاى خالى در میان اونها وجود دارد.

مجموع نورهایى كه از این پنجره‏ها به داخل مى‏تابد زیبایى آسمانى و خیالپرورى به تزیینات كلى صحن مى‏بخشد.

كوچكترین نقطه ضعفى در این بنا دیده نمى‏شود اندازه‏ها بسیار مناسب نقشه طرح بسیار قوى و زیبا به طور خلاصه توافقى هست بین یك دنیا شور و هیجان و یك سكوت و آرامش با شكوه كه نماینده ذوق سرشار زیباشناسى بوده و منبعى جز ایمان مذهبى و الهام آسمانى نمى‏تواند داشته باشد.

كتیبه‏هاى زیبایى كه علیرضا بر داخل و خارج این مسجد نگاشته زیباترین خط وقت خود هست نابغه‏اى كه این همه شكوه و جلال زیبایى و هنر را به این مسجد بخشیده كسى هست كه سمت چپ و راست محراب را امضا نموده و خود رافقیر حقیر محتاج به رحمت خدا محمد رضا بن هستاد حسین بناى اصفهانى معرفى كرده هست و سپس نام او تاریخ 1028 هجرى (1618 میلادى) دیده مى ‏شود

در ضلع شرقى میدان نقش جهان اصفهان، روبه روى كاخ عالى قاپو، مسجدى برنامه دارد كه از زیباترین و چشمگیرترین آثار تاریخى اصفهان هست.

این بنا كه به مسجد شیخ لطف الله معروف هست در وقت حكومت سلسله صفویه به منظور عبادت و تدریس شیخ لطف اله ساخته شد.

شیخ لطف الله از علماى شیعى مذهب لبنان و فرزند شیخ عبدالكریم بوده هست كه در وقت صفویه، به دلیل رسمیت یافتن مذهب تشیع به عنوان مذهب ایرانیان، همراه با بسیارى دیگر از جمله شیخ بهائى به ایران مهاجرت كرد.

این مرد روحانى به هنگام ورود مورد احترام واقع شد و در آغاز به مشهد مقدس مقدس رفته ضمن سكنى گزیدن در اون دیار به تبلیغ مذهب تشیع پرداخت.

شیخ لطف اله هموقت با تصمیم شاه عباس براى پایتخت برنامه دادن اصفهان به این شهر كوچ كرد.

شاه عباس صفوى براى اینكه این عالم به تدریس و تبلیغ و امامت مشغول شود دستور داد تا مسجد و مدرسه‏اى براى او بنا نهند.

از این رو بناى این مسجد و مدرسه در سال 1011 هجرى قمرى آغاز شد و تا سال 1028 به دراز كشید.

شیخ لطف الله پس از اتمام بناى مسجد و مدرسه به فعالیتهاى مذهبى پرداخت.

مدرسه كه ذكر اون به میان آمد، امروزه وجود ندارد، اما مسجد اون همچنان با زیبایى تمام باقى هست.

شیخ لطف‏اله بر پايه مندرجات كتابهاى عالم آراى عباسى و مجمل التواریخ در سال 1032 هجرى قمرى بدرود حیات فرمود.


مسجد شیخ لطف اله چند تفاوت پايه ى به دیگر مساجد اصفهان دارد.

این مسجد داراى صحن نیست و مناره نیز ندارد، حال اونكه مساجد باستانى دیگر معمولاً صحنى بزرگ و مناره یا مناره هایى نیز دارند.

گنبد مسجد شیخ اله با گنبدهاى مساجد دیگر متفاوت هست و دو پوش پیوسته هست.

این مسجد به خلاف مساجد دیگر وسعت چندانى ندارد و در حقیقت نمازخانه‏اى كوچك هست.


از عجیب‏ترین هنرهاى به كار رفته در این مسجد كه زاییده ذوق و هستعداد هنرمندان معمار ایرانى هست، حل مشكل قبله در این مسجد هست كه در شرق میدان واقع هست.

پوپ در این زمینه چنین نوشته هست:
...

چون مسجد در ضلع شرقى میدان واقع هست و خواه ناخواه در ورودى مسجد به سمت شرق میدان خواهد بود، اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت مى ‏ساختند، كار جهت یابى از لحاظ قبله مختل مى‏ شد.

در اینجا با ایجاد یك راهرو كه از ابتداى مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست مى ‏چرخد، بر این مشكل فائق آمده ‏اند ؛ یعنى اگر چه ساختمان مسجد درمشرق هست و از نماى خارجى اون چنین بر مى‏آید كه دیوار جبهه ان در جهت شمال به جنوب هست لیكن در همین دیوار محراب بنا شده كه به سوى قبله هست و وقتى به عظمت این فكر پى مى ‏بریم كه در بیرون مسجد اثرى از كجى و زاویه به چشم نمى ‏خورد اما به مجرد ورود ناچاریم قبول كنیم كه صحن نیست به نماى خارجى پیچش دارد در صورتى كه گنبد كوتاه مسجد به علت مدور بودن جهت با زاویه مخالفى نشان نمى ‏دهد.


البته باید خاطر نشان كرد كه دهلیز ورودى مسجد به این دلیل كه همانند زاویه‏ اى قائمه ساخته شده كمتر كسى به محض ورود انحراف مسجد را نسبت به ضلع میدان در مى ‏یابد.


بناى مسجد بر یك چهار ضلعى هستوار هست كه در قسمت بالاتر بنا به هشت ضلعى تبدیل شده در نهایت دایره وار به ساقه گنبد مى ‏پیوندد.


دیوارهاى مسجد شیخ لطف اله براى تحمل سنگینى و فشار گنبد قطور ساخته شده ‏اند و به طورى كه اون را از قسمت پنجره‏ها اندازه گرفته‏اند به یك متر و هفتاد سانتیمتر و در قسمتهاى اصلى به پیش از دو متر هم مى‏رسد.

كف مسجد از سطح میدان بالاتر هست.

در ساختمان و تزئین اژدرهاى سردر و جلوخان و همچنین سكوهاى طرفین سردر، مرمرهاى بسیار خوب به كار رفته و بفیه قسمتهاى جلوخان و سر در با كاشیهاى خشتى الوان و معرق زینت یافته‏اند.

در این تزئینات نقوش هندسى، گل و بوته، طاووس و همچنین كتیبه هایى به چشم مى‏خورد كه به خط خوش نسخ و نستعلیق نوشته شده‏اند.

اطراف جناغ تاق با كاشى پیچ فیروزه‏اى زینت یافته هست.

مقرنس كارى بى نظیرى از كاشیكارى معرق زیر جناغ تاق وجود دارد كه زیر اونها در وسط سردرپنجره‏اى مشبك از كاشى ساخته‏اند.

سردر با نقوش و رنگهاى متنوعى تزئین شده‏است كه چشم را خیره مى‏كند.

بالاى پنجره‏اى سر در مسجد دو كتیبه به خط نستعلیق وجود دارد كه یكى از اونهاچنین عبارتى را در بردارد: ((مایه محتشمى خدمت اولاد على هست)) كتیبه بزرگ و اصلى واقع در سر در مسجد به خط علیرضا عباسى هست كه با خط ثلث بر كاشیهاى معرق نوشته شده هست.

دو كتیبه بزرگ كه به صورت كمربندى درون گنبد موجودند نیز به خط همین هستادند.

علیرضا عباسى از هنرمندان بزرگ عهد صفویه هست.

او تبریزى بود و خطوط ثلث و نسخ را در محضر هستادانى چون ملا محمد حسین و علاء الدین محمد بن محمد تبریزى آموخت.

او هنگام تصرف تبریز به دست عثمانیان به قزوین آمد و هنگامى كه پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل گردید او نیز همچون شیخ لطف اله به اصفهان آمد.

او به آموزش بسیارى از خطاطان اون وقت پرداخت.

خط علیرضا عباسى را در بسیارى از كتیبه‏هاى موجود در بناهاى تاریخى شهرهایى چون مشهد مقدس، قزوین و اصفهان مى‏توان مشاهده كرد.

از تاریخ مرگ این هنرمند اطلاع دقیقى در دست نیست.


نقوش و رنگهاى به كار رفته در كاشیكارى هستادانه گنبد مسجد از زیباترین كاشیكاریهاى موجود در معمارى ایران هست.

نور درون مسجد از پنجره‏هاى مشبكى كه در جوانب گوناگون ساقه گنبد ساخته شده‏اند تامین مى‏شود.

پرتوى كه از این پنجره‏ها به درون مسجد مى‏تابد، علاوه بر اینجاد روشنایى كافى، خود به خود نمایشگر فضاى روخانى بناست.

ساقه گنبد با كاشیهایى آبى رنگ و نقوش گل و بوته و كتیبه‏اى از كاشیهاى معرق شامل چند سوره كوتاه از قراون دارد، تزیین شده هست.

فاصله بین پنجره‏ها را نیز كتیبه هایى از كاشیهاى خداوند زینت بخشیده هست كه به شیوه خط بنایى جلوه گرى مى ‏كند.


محراب مسجد زیباى شیخ لطف اله از شاهكارهاى بى نظیر هنر معمارى و از زیباترین محرابهایى هست كه در مساجد دیگر اصفهان مى‏توان مشاهده كرد.

این محراب با كاشیكارى معرق و مقرنسهاى بسیار دلپذیر تزیین شده هست.

درون محراب دو لوح وجود دارد كه عبارت »عمل فقیر حقیر محتاج برحمت خدا محمد رضا بن هستاد حسین بناء اصفهان« را مى‏توان در اونها مشاهده كرد.

در اطراف محراب كتیبه‏هاى دیگرى به خط علیرضا عباسى و خطاط دیگرى كه باقر نام داشته هست، دیده مى‏شود.

در این كتیبه‏ها روایاتى از پیامبر اكرم و امام ششم شیعیان امام جعفر صادق نقل شده هست.

اشعارى نیز بر كتیبه‏هاى ضلعهاى شرقى و غربى به چشم مى‏خورد كه احتمالاً سراینده اونها شیخ بهایى، عارف دانشمند و شاعر بزرگ دوره صفوى هست.


همان طور كه فرموده شد در ورودى مسجد به دهلیزى به صورت زاویه‏اى قائمه باز مى‏شود كه به دو در دیگر مى‏انجامد كه از دو مى‏توان وارد مسجد شد.

یكى از این درها به طرف محراب و دیگرى به سوى شمال غرب مسجد برنامه گرفته هست.

از همین دهلیز به شبستان زمستانى و همچنین به پشت بام نیز مى‏توان وارد شد.


پوپ در مورد این مسجد نوشته هست:
...

كوچكترین نقطه ضعفى در این بنا دیده نمى‏ شود، اندازه ‏ها بسیار مناسب، نقشه طرح بسیار قوى و زیبا و به طور خلاصه توافقى هست بین یك دنیا شور و هیجان و یك سكوت و آرامش با شكوه كه نماینده ذوق سرشار زیباشناسى بوده و منبعى جز ایمان مذهبى و الهام آسمانى نمى ‏تواند داشته باشد.

اصفهان نصف جهان

74:

مسجد جمعه‏‏
اصفهان نصف جهان

از آثار تاریخى سپس ورود اسلام به ایران بوده كه در قرن چهارم هجرى بناگذارى شده و در دوره‏ هاى سلجوقیان، آل ‏مظفر و شاه‏ عباس اول بر ابعاد ان اضافه کرده شده هست، در جاى جاى مسجد، غیر از سبك هاى مختلف معمارى، انواع خطوط و نظم و نثر قابل ‏مشاهده هست
این‌ مسجد مجموعه‌ای‌ از ساختمان‌ها و آثار هنری‌ دوره‌های‌ سپس اسلام‌ در ایران‌است‌.

بخش‌های‌ جالب‌ توجه‌ این‌ مسجد عبارتند از
صفه‌های‌ كوچك‌ سمت‌ راست‌ دالان‌ و رودی‌ همراه‌ با ستون‌های‌ مدور و گچ‌ بری‌های‌ زیبا كه‌ از آثار دوره ‌دیلمی‌ در قرن‌ چهارم‌ هجری‌ قمری‌ هست - گنبد خواجه‌ نظام‌ الملك‌، وزیر ملكشاه‌ سلجوقی‌ كه‌ در سال‌های‌ 465 تا 485 ه.

ق‌ ساخته‌ شده‌ هست‌.

چهل‌ستون‌ ضلع‌ غربی‌ این‌ گنبد در دوره‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ به‌ ساختمان‌های‌ مسجد اضافه کرده‌ شده‌ هست‌ - چهل‌ ستون‌ كه‌ در سمت‌ چپ‌ دالان‌ ورودی‌ واقع‌ شده‌، از آثار دوره‌ پادشاهان‌ آل‌ مظفر هست‌ - ساختمان‌ ایوان‌ جنوبی‌ مسجد از قرن‌ ششم‌ و تزئینات‌ داخل‌ و خارج‌ اون‌ از قرن‌ هشتم‌، نهم‌، دهم‌ و یازدهم‌هجری‌ قمری‌ هست‌.

دو مناره‌ این‌ ایوان‌ در عهد حسن‌ بیك‌ تركمان‌ اضافه کرده‌ شده‌ و بانی‌ تعمیرات‌ و الحاقات‌ این‌مسجد «ابونصر حسن‌ عبادر» هست - تزئینات‌ كاشی‌ كاری‌ اطراف‌ صحن‌ كه‌ از آثار دوره‌ حسن‌ بیك‌ تركمان‌ هست‌ - ایوان‌ شرقی‌ مسجد باگچ‌ بری‌های‌ زیبا از آثار دوره‌ سلجوقی‌ هست - صفه‌ عمر در شرق‌ این‌ ایوان‌ در دوره‌ قطب‌ الدین‌ محمود، شاه‌ آل‌ مظفر، به‌ وسیله‌ «مرتضی‌ بن‌ الحسن‌ العباسی‌الزینبی‌» ساخته‌ شده‌ هست‌ - ایوان‌ غربی‌ مسجد با تزئینات‌ كاشی‌ كاری‌ از آثار قرن‌ ششم‌ هجری‌ هست‌ كه‌ در دوره‌ شاه‌ سلطان‌ حسین‌ صفوی‌تعمیر و دوباره‌ تزئین‌ شده‌ هست - ایوان‌ شمالی‌ مسجد، معروف‌ به‌ صفه‌ درویش‌ از قرن‌ ششم‌ و كتیبه‌ گچ‌ بری‌ داخل‌ اون‌ از دوره‌ شاه‌ سلیمان‌صفوی‌ هست‌.

چهل‌ ستون‌های‌ شمال‌ و شرقی‌ اون‌ از قسمت‌های‌ جالب‌ و دیدنی‌ این‌ بنای‌ عظیم‌ تاریخی‌ بشمارمی‌رود - اثر تاریخی‌ مسجد جمعه‌، گنبد تاج‌ الملك‌ هست‌ كه‌ بانی‌ اون‌ «ابوالغنائم‌ تاج‌ الملك‌ خسرو فیروز شیرازی‌» یكی‌ از وزیران‌ ملكشاه‌ سلجوقی‌ هست‌ كه‌ در سال‌ 481 ه.ق‌ ساخته‌ شده‌ هست - ساختمان‌ حوض‌ وسط‌ مسجد نیز در وقت‌ سلطنت‌ شاه‌ محمد خدابنده‌ صفوی‌، به‌ وسیله‌ «یوسف‌ آقا» بنا شده‌ هست
این بنا با عظمت خاموش و جدى واسرار آمیزش یكى از زیباترین آثار معمارى جهان هست در اینجا تذكار چند نكته لازم هست :
1- بعضى از بازدیدكنندگان ابنیه تاریخى اصفهان تصور كردهاند كه دو گنبد شمالى و جنوبى مسجد جمعه در اصل آتشكده بوده و بدیهى هست این اشتباه از اونجا ناشى شده كه سبك ساختمان گنبدهاى نظام الملك و تاج الملك در جنوب و شمال مسجد جمعه از سبك معابد ایرانى در دوره ساسانیان اقتباس شده هست.
در قرون اولیه اسلامى كه ایرانیان تدریجاً به دین اسلام گرویدند به فكر ساختن مساجد باشكوه افتادند وچون قرنها در ساختن ابنیه و عمارات مختلف سابقه داشتند مساجد را به سبك معمارى اصیل ایران ساختند و تزیین كردند، به این جهت از نظر سبك مشابهت زیاد بین مساجد اولیه و معابد دوره ساسانى موجود هست و هین كیفیت در نظر اول تولید اشتباه مىنماید.

كتیبههاى داخل این گنبدها شامل آیات قراونى و كتیبههاى ساختمانى به نام پادشاهان و وزراى وقت هست.
2- در آثار تاریخى موجود مسجد جمعه اصفهان غیر از سبكهاى مختلف معمارى انواع خطوط كوفى و ثلث و بنایى و نستعلیق راهم مىتوان مطالعه نمود.
3- مسجد جمعه درهاى متعدد دارد ولى از همه اونها جالبتر در شمال شرقى مسجد و قدیمیترین سردر مسجد مورخ به سال 515 هجرى هست و كتیبه كوفى سردر كه خوشبختانه قسمت بیشتر اون باقى مانده هست از تعمیرات مسجد پس از حریقى كه به وسیله اسماعیلیه در اون صورت گرفته هست حكایت مىكند وبعد سردر باشكوه دیگرى هست كه در جنب گنبد تاج الملك واقع شده و از الحاقات دوره محمود شاه آل مظفر و مورخ به سال 768 هجرى هست.

اصفهان نصف جهان

75:

عالی ‏قاپو
اصفهان نصف جهان
این قصر كه نمونه منحصر به فردى از معمارى كاخهاى عهد صفوى هست، در اوایل قرن یازدهم هجرى به فرمان شاه‏ عباس اول ساخته شد و شاه صفوى سفراء و شخصیت هاى عالى‏قدر را در این كاخ به حضور مى‏پذیرفته هست.

این كاخ داراى 5 طبقه هست كه هر طبقه تزئینات مخصوص دارد.

در وقت شاه‏ عباس دوم به بناى اصلى اضافه کرده شده و شاه و میهمانانش از تالار همین عمارت، مناظر و چوگان و چراغانى و آتش‏بازى و نمایش هاى میدانى را تماشا مى ‏كردند .

این‌ قصر كه‌ «دولتخوانه‌ مباركه‌ نقش‌ جهان‌» و «قصر دولتخوانه‌» نام‌ داشت‌، نمونه‌منحصر به‌ فردی‌ از معماری‌ كاخ‌های‌ عهد صفوی‌ هست‌.

مینیاتورهای‌ هنرمندانه‌ رضاعباسی‌،نقاش‌ معروف‌ عهد شاه‌عباس‌، نقاشی‌های‌ گل‌ و بوته‌، شاخ‌ و برگ‌، اشكال‌ وحوش‌ و طیور و گچ‌ بری های‌ زیبای‌ اون‌ به‌ شكل‌ انواع‌ جام‌ و صراحی‌ در تاق‌ها و دیوارها تعبیه‌ شده‌ هست .

گچ‌بری های‌ اتاق‌ صوت‌ با هدف‌ آكوستیك ‌طراحی‌ و اجرا شده‌اند تا نغمه‌ها و صداها به‌ طور طبیعی‌ و دلنشین‌ شنیده‌ شوند عالی قاپو به دو صورت تلفظ گردیده كه براى هر كدام وجه تسمیه‏ى هست.

اونچه بیشتر در مورد محاورات و مكاتبات متداول می باشد عالى قاپو هست كه مركب از كلمه عالى و قاپوى تركى به معنى در می باشد یعنى باب عالى و مراد اینست همان طور كه در عثمانى باب عالى معمول بوده بین ایرانیان شیعه هم چنین یابى وجود داشته كه مانند باب عالى عثمانیه ا مورد احترام بوده هست و از این رو كلیه كسانى كه می خواستند وارد عالى قاپو شوند باید خم شده آستانه را بوسیده و داخل شوند و حتى شاه عباس هم هنگام دخول باین عمارت از اسب پیاده می شده هست.

گذشته از این عالى قاپو محل تحصن مقصران و گناهكاران بوده كه هر جانى و یا گناهكارى كه وارد درب عالى قاپو می گردید كسى نمی توانست او را از اونجا بیرون بیاورد مگر به امر شاه صفوى و خلاصه عالى قاپو همان احترامى را داشت كه باب عالى در عثمانى داشت.

و اما عده ای كه اونرا على قاپو و على قاپو نوشته ‏اند معتقدند كه هنگامیكه شاه عباس كبیر درب نقره براى بارگاه حضرت امیرالمومنین علیه السلام به نجف برد و نصب كرد درى را كه در پیش اونجا نصب شده بود براى تیمن و تبرك اصفهان آورد و در عالى قاپو نصب كرد و از این جهت اون را عالى قاپو و یا قاپى نامیده ند كه این در منسوب به حضرت على بن ابى طالب علیه السلام هست و از این رو مورد احترام شاه و امت بود و حتى تا چند سال پیش هم امت در اطراف اونجا آش‏ ها مى ‏پختند و نذوراتى می كردند و بزنجیر جلو در مزبور رشته هائى بعنوان دخیل مى ‏بستند و همانطور كه فرموده شد در وقت سلاطین صفویه جاى بست گناهنكاران بود.

در هر حال از هر دو نام و وجه تسمیه چیزیكه هستنباط می گردد نصب این دو رفتارى كه در مقابل آت در می شده مربوط به یك امر سیاسى بوده كه همان هستقلال صفویه در مقابل عثمانی ها باشد.

و اما عمارت عالى قاپو بنیانش از وقت سلطنت سلاجقه هست و در وقت صفویه داراى اون همه زیبائى و شكوه شده هست و درب اونرا شاه عباس بزرگ از نجف اشرف آورده و از این جهت مورد احترام سلاطین صفویه و امت بوده هست و چون این كاخ در مقابل باب عالى عثمانى ‏ها برنامه داشته فوق العاده در جهت عظمت و زیبائى اون همت مصروف داشته‏ اند.

كاخ عالى قاپو سه طبقه و هر طبقه منقسم به دو طبقه اطاق هست كه در واقع شش طبقه می شود و چون از بام طبقه آخر میتوان تمام مناظر شهر را دید خود بام را هم یك طبقه حساب كرده‏ اند و می گویند عالى قاپو هفت طبقه هست ارتفاع اون 48 متر و در 28 مترى داراى ایوان بزرگى هست كه در میان ستون هاى اون حوض مسى برنامه دارد كه آب از اون فوران می كرده هست.

گچبرى و نقاشیهاى عالى اطاق‏ ها متعدد اون هر بیننده را خیره می كرده و اكثر گچبری ها بشكل بطرى و شیشه‏ هاى شراب هست.

این كاخ در غرب میدان شاه هست كه عرصه اون 386 متر طول و 140 متر عرض هست در مقابل عالى قاپو مسجد شیخ لطف الله در شرق میدان واقع شده هست.

شاردن فرانسوى كه سه مرتبه باصفهان مسافرت كرده و عمارت و كاخهاى دولتى را دیده فرموده هست
عالى قاپو بزرگترین كاخى هست كه ممكن هست در یك پایتخت وجود داشته باشد.

پس می توان فرمود كه این كاخ در وقت صفویه از بهترین كاخ ها دنیا محسوب می شده هست و از این رو محتوى بر تمام مزایا و محاسن بوده و اونچه لازمه یك كاخ سلطنتى بوده در اون وجود داشته هست.


براى اینكه وضع كاخ مزبور در پایان قرن سیزدهم هجرى معلوم گردد بهتر این هست كه نظریه مورخان اون وقت را نقل كنیم.

مولف نصف جهان فى تعریف الاصفهان چنین فرموده هست: اما عمارت عالى قاپو كه دروازه بزرگ عمارات دولتى براون هست و اون مثل سردرى بر اون واقع شده محل نظر مهندسان و تمام معماران ایران و غیره هست و به وضعى ساخته شده كه مایه حیرت جمع گشته هست.

عمارت باین ارتفاع و باین قطر و باین پایه و این هستحكام كه از وقت بناى اون تاكنون كه قریب سیصد سال، هست با وجود تواتر شلیك توپ و تفنگ كه در اون میدان واقع هست اصلا خللى و تزلزلى در اصول و بنیان اون راه نیافته مگر بعض فروع اون از كاشیكارى و غیره كه فى الجمله ریخته هست.

و مجملاً عمارت مذكور ارتفاعاً محتوى بر پنچ چشمه دارد كه همه اونها مشتمل بر حجرات و همه بالاى یكدیگر هست و محلهاى نیكو هست و یك جهت اون با دیگرى چشمه‏ ها متفاوت هست این عمارت را شاه عباس بزرگ بنا و تمام نموده و دروازه از صحن نجف اشرف تیمناً و تبركاً آورده ست و بر اون نصب كرده و تا حال دروازه عمارات هست و بجا هست و به همین سبب اونرا عالى قاپو نام نهاده هست.

سلاطین سپس او پیش این دروازه را عمارت خروجى بطرف میدان طرح انداخته و ساخته‏ اند و دو طرف اونرا هم یمیناً، یساراً، دخولى و حجرات بنا كرده و بر بالاى همه اون تالارى به طرزى خوب و جهى مرغوب بنا و تمام نموده ‏اند با ستون هاى بلند و سقف مرتفع به هستحكام هستوار كرده كه بیننده را حیرت افزاید و در میان اون تالار حوضى ساخته‏ اند كه در وقت پیش آب مینموده ‏اند و با هستحكامى هست كه اصلاً رطوبتى بسقف بناى زیر اون نشر نمی كرده و این تالار محل نشیمن پادشاه براى عرض لشكر بوده و از چند حجره میانى اون عمارتن رفیع راه ورود باین تالار هست و چنان هستادى در ساخت و اتصال این دو عمارت نموده‏ اند كه كسى گمان نمی كند اینها را در دو وقت ساخته و متصل نموده اند و چون بر بالاى این عمارت به طبقه آخرى روند تمام شهر بل اطراف اون نمایان و ناظر را حالت انبساط و فرح روى بنماید و در اون بالا هم یك مربعى محلى باز ساخته‏ اند كه چون بر اون روند نمایندگى زیاد و صفا بیشتر و كیفیت غریب‏تر باشد.

مثل این عمارت و غرابت و نفاست اون كه در تمام ایران بلكه بسیارى از ممالك دیگر موجود نیست.

میرزا علیخان نائینى روزنامه نویس ناصرالدین شاه قاجار در سال 1300 هجرى قمرى گزارشى كه راجع به تاریخ و جغرافیاى ایران در دو جلد تهیه كرده كه هنوز مخطوط و تا چند سال قبل در كتابخانه وزارت دارائى بود و به طوریكه در پیش اشاره شده اونچه راجع به اصفهان نوشته عیناً با كتاب جغرافیاى اصفهان میرزا حسینخان تحویلدار كه به چاپ رسیده بعین منطق می باشد راجع به كاخ عالى قاپو چنین نوشته هست.

تالار و قصر عالى قاپو تا حال به نیكوئى و عظمت و ارتفاع اون عمارتى در ایران ساخته نشده پنج طبقه قصر مزبور بانضمام كلاه فرنگى عرشه اون 34 ذرع ارتفاع دارد هر كدام از طبقاتش و مشتمل برمكان هاى ملوكانه و اطاق هاى وسیع و طاق هاى رفیع و بیوتات زمستانه و تابستانه و جلو قصر از پایه روى زمین الى محاذى سقف طبقه دوم قصر پایه و صحن تالار عظیم تالار فوقانى واقع شده چاه و منبع طبقه دوم قصر، من سپس ظهر اون منبع حوض از مس یكپارچه هست و غیر از مجراى دو سوراخ تنگ تنلبه ممر و مدخلى بجهت قصر و تالار ندارد كه با چرخ و دلو بتوان آب كشید.

و دیگر درب بسیار عالى كه بدروازه دالان تحتانى قصر منصوب هست از چوب زیاد با دوام و قوامى هست معروف به چوب كلوذه كه جوزق درختى باشد از هر چوبى هست درب اول بقعه متبر كه حضرت امیرمومنان علیه السلام هست كه سلاطین هندوستان در نجف اشرف برده بودند.

وقتى شاه عباس صفوى درب نقره را برد و بجاى اون نصب نمود درب مزبور را جهت تیمن و تبرك به اصفهان آورد و به دروازه دالان قصر و تالار بربرنامه فرمود، الان قصر منسوب به اون درب هست و درب موسوم به على قاپو و قبله گاه خلایق هست.

وضع ساختمان عالى قاپو را مسترسایكس انگلیسى بطور اختصار چنین توصیف كرده: در طرف مشرف میدان شاه عالى قاپو یا عالى قاپو دروازه بزرگى برنامه دارد كه اون مدخل قصر سلطنتى بوده هست.

این بنا عبارت از یك طاق نماى بزرگى هست كه روى اون یك تالار بزرگ بر روى ستون هاى چوبى برنامه گرفته و یكى از نمونه‏ هاى خاص معمارى عصر نوروز را رعام می دادند.

شاردن میگوید این تالار زیباترین این تالارى هست در نوع خود كه من در تمام دنیا دیده‏ ام و از همین عمارت بود كه شاه صفوى مسابقه‏ هاى چوگان بازى، اسب سوارى، و جنگ حیوانات وحشى، را در حضور هزاران رعایاى خود تماشا مى‏ كردند.

جابرى انصارى در تاریخ اصفهان و رى اظهار نظر كرده كه اشتهار اینكه درب عالى قاپو را از نجف آورده ‏اند براى جلب افكار عمومى و احترام بدر بار صفوى بوده هست و اگر نه آوردن درب از نجف اشرف محرز نیست.

در تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان وضع گذشته و وقت تالیف 1335 ه.ش را تشریح كرده و چنین فرموده: عالى قاپو - على قاپو - در میدان نقش جهان دوره تیموریان كه تبدیل به میدان شاه امروزى شده هست عمارتى از وقت تیموریان باقى بود كه در وقت شاه اسماعیل صفوى تا اندازه ‏اى آباد و سپس بحالت خرابى در آمده وقتى كه شاه عباس اول صفوى پاى تخت را به اصفهان انتقال داد ابتدا در باغ بزرگى كه در طرف طوقچى بود منزل نمود و سپس كه میدان را مسطح و مرتب كرد عمارت قدیمى را نیز براى سكونت خود و درباریان ساختمان نمود.

و در دوران شاه صفى و شاه عباس دوم (1053) و شاه سلسمان و شاه سلطان حسین نیز تعمیراتى از اون به عمل آمده هست.

سیاحان و مورخین خارجى و داخلى شرح مفصلى نسبت به وضعیت و شكوه این كاخ نوشته ‏اند بخلاصه اینكه در اون تاریخ این قصر از تمام قصور سلاطین زیباتر و دلرباتر و جامع‏تر بوده هست.

این عمارت فعلاً داراى جلوخانى هست كه در طرفین اون دو اطاق و از اره‏اش تماماً به ارتفاع یك متر و نیم از سنگ سیاه پوشیده و هستوار شده و تمام بنا از آجرهاى تراش و یكنواخت ساختمان گردیده هست و كسى حق نداشته سواره وارد شود.

در جلو این جلوخان از قدیم زنجیر دانه درشت آهنى وجود داشت كه بحلقه‏ هاى طرفین باز و بسته میشد كه هر كس پناهنده میشد در امان سلطان بوده هست.

به فاصله چند متر در اصلى كاخ ببلندى 5 متر واقع هست كه روى اونرا از فلز مطلا جدول كشى نموده‏ اند و در طرفین دو سكوى بزرگى به ابعاد 4 در 5.2 متر از شش پارچه سنگ مرمر ظریف ساخته شده و بالاى در ورودى عبارت: انا مدینة العلم.

و على بابها بر روى كاشى زمینه زرد نوشته شده هست.

آستانه این در سنگ مرمر مدورى هست كه میگویند شاه عباس هر وقت سواره می آمد در اینجا پیاده می شد و پا روى آستانه نمی گذاشت و عبور می كرد.

درباره وجه تسمیه عالى قاپو بعضى را عقیده اونست كه این در را شاه عباس از نجف و بجاى در نقره‏ اى كه بدانجا برده آورده و از این جهت على قاپو نامیده می شود.

عده دیگرى گویند به جهت اینكه در بلند و عالى هست بنام عالى قاپو فرموده‏ اند و یا در برابر باب العالى تركیه نام گذارده شده این در نیز داراى زنجیر مطلائى بوده كه حكم بست را داشته و الحال نیز قطعه از اون باقى هست كه تا این اواخر امت متوسل باون شده نذوراتى مینمودند و مانند مقابر متبركه نیز پارچه ‏اى باین زنجیر مى ‏بستند.

بالاى در ورودى پنجره مشبك چوبى از وقت قدیم باقى هست.

دهلیز عمارت ازاره ‏اش از سنگ هاى سیاه و بالاتر تماماً از نقاشی هاى زیبا گل و بوته تزیین یافته ورودى اونرا گچ كشیده بودند كه این اواخر كم و بیش نثاشی ها را از زیر گچ بیرون آورده‏ اند.

دو دهلیز ورودى و خروجى عمارت از مشرق به مغرب یا به عكس بطور عمود بر یكدیگر مانند صلیب ساخته شده كه در اصلى و سكوهاى سنگ مرمر طرفین واسطه بین اون دو هست.

در یكى از چادرهاى این كاخ طبقات مختلفه تعمیر و نقاشى كاخ را در گذشته بخوبى نشان مى ‏دهد در روى یكى از ورقه‏ هاى نقاشى، دیوار این عبارت خوانده میشود: گركند براه تو....

زانكه تقوى سر هم كرم هست نا گرفتن درم بوجه حرام
بهتر از بذل كردن امیرالمومنین ...
كتبه الفقیر سید افضل مقصود على دورانى بتاریخ جمادى الاول 1032 و مخصوصاً نامى از شاه صفى و تاریخ اون برده هست.

این بنا در قدیم دو راه پلكان پیچ مانند داشته كه اكنون باقى هست و شاه عباس راه وسیع‏ ترى براى ایاب و ذهاب خود و سفراء ساختمان نموده كه كف تمام اونها از كاشی هاى هفت رنگ عالى تزیین شده بوده هست.

این راه شامل 40 پلكان و دوراه دیگر داراى 17 پله می باشد و تا طبقه چهارم اطاق هاى متعدد و منقوش در اطراف دهلیز ببالار دارد كه مختص بدرباریان بوده هست.

شاه عباس كبیر بیشتر وقت خود را در این قصر بسر میب رد و پذیرائى ‏هاى و رسمى را نیز در همین جا اختصاص داده و از بالاى تالار سان قشون و پیشك هاى سفرا و چوگان بازى و یا عملیات ورزشى پهلوانان را تماشا می كرده.

این ایوان بطول 28 و عرض 16 و ارتفاع 12 متر و از كف میدان تازیر سقف 24 متر می باشد كه فقط طرف غرب اون متصل بكاخ یا اطاق هاى مسكونى هست ایوان داراى 18 ستون چوبى و بر روى پایه ‏هاى سنگى منشورى شكل برنامه دارد.

این ستون ها مانند ستون هاى عمارت چهلستون 16 ضلعى و 8 ضلعى و داراى نقاشى و آینه كارى بوده هست كه در دوره قاجاریه از بین رفته و در سال 1327 نیز براى تعمیر و جلوگیرى از نفوذ موریانه تخته‏ هاى روكوب اون برداشته شد.

در وسط این ایوان حوض مستطیل شكلى بابعاد 4در6/5 متر هست كه اطرافش از سنگ هاى مرمر و كف حوض از مس پوشیده شده و داراى سه فواره بوده هست.

در پاشویه این حوض قسمتى از سنگ مرمر مشبك و براى خروج آب هاى زیادى بوده كه در ناودان مطلاى طرفین تالار رو بطرف میدان شاه می ریخته هست منبع آب این حوض را در دامنه كوه صفه می دانند كه از اونجا به عمارات سلطنتى دنباله رودخانه مانند آینه خانه و هفت دست و غیره می رسیده و سپس به این عمارت می آمده هست.

ولى از نوشتجات سیاحان و غیره مخصوصاً بنا به فرموده شاردن چنین معلوم میشود كه در جنب این كاخ نیز چاهى بوده كه بوسیله چهار گاو با دم مخصوصى آب بطبقات مختلفه می رسیده هست در بالاى این تالار اشعارى بشرح زیر موجود هست كه چند فرد اون نوشته می شود:
كلب درگاه على فخر شهان - یا الله
حامى دین جان سلطان وقت - یا محمد
زانكه آب رحمتست خاك بهشت- یا على مدد
دست قدرت طینت گردون سرشت - یا الله
پایه ایوان كاخش بى حساب - یا محمد
باشد اون جائى كه سرزد آفتاب - یا محمد یا على
منتظم باشد از اون گردون ماب - یا الله
ران........

همچو........انتخاب - یا محمد
روز بادا امیرالمومنین - یا على
شاه دین شاه وقت سلطان حسین
یا الله...........

این سلیمان بن سلیمان بارگاه
از اره دیوارها تماماً از نقاشی هاى بسیار زیبا و مصلا تزیین شده بود ه كه الان نیز مشاهده میشود در قسمت هاى بالا هم تصاویر متعدد ایرانى و اروپائى موجود هست كه هر بیننده را مات و متحیر میسازد این نقاشی ها در دوران هر یك از سلاطین بطرز خاصى تعمیر و نقاشى شده و بعد در زیر گچ مستور گردیده روى بعضى صورت هاى موجوده را در سال 1328 از طرف باستانشناسى شیشه نصب نموده‏ اند كه از دستبرد و خرابكارى جهال محفوظ ماند ولى متاسفانه افراد مغرض و نادان از شكستن شیشه‏ ها و خرابى صورت هاى دریغ نداشته‏ اند.

سقف این تالار از تخته چوب هاى مثلث الشكل و با رنگهاى عالى منقش تزیین گردیده هست.

اتاق شاه نشین بمساحت 9*8*7 متر و طول اون شش اطاق كوچكتر و منقش گوناگون كه هر یك دلپذیرتر از دیگرى هست واقع شده و طول وقت و كچ كشى روى اونها كمترین تاثیرى و تغییرى و در نقاشى و آب و رنگ اونها نداده هست.

در شاه نشین اطاق از از اره ببالا همان نقاشى ‏هاى عالى و قلم معجزآساى نقاشان با ایمان صفوى كه با هستادى علیرضا و امثالهم ساخته شده بقدى زنده با روح و متناسب هست كه هر قدر نگاه كنى غیر ممكن هست كه دیده خسته و یا كسل شود.

هر قسمتى از این اطاق ها و طاقچه‏ ها نوعى مخصوص و بقلم نقاشان ایرانى و اروپایى تزیین شده هست.

اطراف این ایوان در قدیم نرده و طارمی هاى چوبى مشبكى داشته هست.

چوب بست روى ایوان كه از الوارهاى قطور و چوب هاى عظیم با اصول معمارى و هندسى كلاف كشى شده و سقف ایوان و ستون ها را هستوار داشته موجب حیرت و تعجب هست.

در سال 1334 بنابرتصمیم اداره كل باستان‏شناسى تعمیرات لازمه سقف و طرح‏ هاى اطراف بعمل آمده و شیروانى آهنى زده شده در طبقه پنجم عمارت اطاق ها و ایوانچه هائى هست كه همه از نقاشی هاى بسیار زیبا و خوش آب و رنگ نقاشى شده و چنانچه معروف هست و مورخین نیز نوشته‏ اند از این طبقه ببالا مسكن حرامسراى شاهى بوده كه مسلط بر تالار و ایوان شاهى باشند و بتوانند عملیات و جشنها و پذیرائى ‏هاى شاهانه را مشاهده نمایند.

در طبقه ششم كه وارد شوید بر حیرت و تعجب شما اضافه کرده می شود زیرا اطاق هاى متعدد تو در تو و گچبری ها و نقاشی هاى حیرت‏ انگیز مختلف را خواهید دید كه هر قسمتى بطرز خاصى جلوه گر هست از اره و بدنه بنوعى خاص نقاشى شده و در بالا گچبری هاى زیبائى مانند جاى ظروف و یا باشكال هندسى ساخته‏ اند.

عده ‏اى را عقیده بر اونست كه در وقت شاه عباس حبس الصوت بوده كه وقتى نوازندگان دست از نواختن می كشدند مجدداً همان صدا و آواز بگوش می رسیده هست و در كتب و نوشتجات نیز این اطاق ها را بسفره خانه و یا شرابخانه و یا چینى خانه نامیده ‏اند.

طبقه هفتم عمارت یا سقف بام كه بارتفاع 48 متر از روى زمین می باشد مشرف بر تمام شهر اصفهان هست و منظره بى نهایت عالى و جالب توجهى را در بیننده ایجاد می كند و بیشتر سیاحان و یا تماشاچیان آمدن به عالى قاپو را براى دیدن منظره شهر اصفهان و نقاشی هاى زیباى اون انتخاب می نمایند.

از بالاى این كاخ آثار تاریخى اصفهان در مشرق مانند بناهاى دوره سلجوقى و مسجد سلطانى در جنوب و طرف مغرب كوه آتشكاه و مدرسه سلطانى و سایر بناهاى زیباى اصفهان را میتوان بخوبى مشاهده و عكس بردارى نمود.

منظره میدان شاه و مسجد زیباى شیخ لطف الله روح تازه یا بهر بیننده و عاشق این ابنیه میدهد.

در مغرب این كاخ عمارت شهربانى هست كه گنبد آجرى توحید خانه یا گنبد طاوس دوره صفوى واقع شده این گنبد داخلش تزیینات آجرى زیبائى دارد كه در وقت صفویه قابل توجه بوده و اكنون زندان شهربانى هست و شرایط اونرا گنبد شیر گویت می نمامند.

این كاخ در وقت صفویه احترام خاصى داشته و تمام امت درباره اون بچشم احترام و بزرگوارى نگاه میكردند و بتمام باغات و عمارات سلطنتى متصل بوده هست.

شاه عباس جشن نوروز سال 1006 ه1598 م را براى اولین مرتبه در اینجا بر پا نمود و سپس او نیز هر یك از سلاطین در این قصر جشن هائى ترتیب داده و پذیرائی هاى شاهانه از بزرگان و سفراى خارجى نموده و بر شكوه و جلال این قصر اضافه کرده‏ اند شاه عباس دوم و شاه سلیمان هر یك از پذیرائی هاى مفصلى در این كاخ نموده كه شرح تفضیلى اونها در تاریخ درج هست.

در وقت شاه سلطان حسین نیز این قصر تعمیر شده و در دوره افاغنه و اواخر قاجاریه خراب گردیده هست.

مطابق كتیبه سر در ورودى بر روى كاشى بسال 1274 هجرى در وقت ناصرالدین شاه قاجار تعمیر گریده و بعداً متروك مانده تا در دوره رضا شاه فقید تحت تعمیر درآمده و مدتى اداره شهردارى بوده و اكنون در تصرف وزارت فرهنگ و اداره باستان‏شناسى محافظت می شود.

در این پانزده سال اخیر كه نگارنده عهده دار قسمتى از امور باستان‏شناسى میباشم بعلت نبودن اعتبار نمایندگان محترم باستان‏شناسى موفق نشدند كنجكاوى بیشترى نسبت به نقاشی ها و یا تاریخ و كتیبه‏ هاى اون بنمایند علاوه بر این احتیاج كاملى بتعمیر و كلاف كشى اطراف و تعویض بعضى ستون هاى معوج اون دارد زیرا شكاف هاى گوناگون بر این بناى باستانى وارد گردیده و امید هست بزودى تعمیرات شایانى از این بعمل آید.


مولف دانشمند گنجینه آثار تاریخى اصفهان راجع بوضع ساختمان عالى قاپو چنین نوشته هست: تالار عمارت عالى قاپو از الحاقات دوره شاه عباس دوم هست: به طبقه سوم عمارت عالى قاپو در دوره شاه عباس دوم تالارى با 18 ستون از چوب چنار اضافه شده هست كه ستون هاى اون با آینه پوشش می شده و سقف اون با صفحات بزرگ نقاشى روى آلت هاى چوبى تزیین شده.

با یك نظر بساختمان این تالار، الحاقى بوده اون بعمارت اصلى، واضح می شود.

در وسط این تالار حوضى از، مرمر و مس برنامه دارد كه داراى فواره هائى بوده و در مراسم مخصوص آب از اونها جستن می كرده شاردن سیاح فرانسوى كه در دوره سلطنت شاه عباس دوم و شاه سلیمان در اصفهان بوده و این عمارت را در سفرنامه خود توصیف كرده هست صریحاً می نویسد كه آب را بوسیله ماشین هاى مخصوصى بالا می آوردند و بدیهى هست اونچه را كه شاردن ماشین می نامد چیزى غیر از چرخ آبهاى معمولى منازل اصفهان، نمی تواند باشد: مولف اصولا توجه به ساختمان تالارها با حوض وجهش آب از فواره یا شیرهاى سنگى از اختصاصات بناهاى دوره شاه عباس ثانى هست و این كیفیت در تالار چهلستون و تالار عمارت آئینه خانه كه در دوره سلطنت این پادشاه با تمام رسیده به خوبى مشاهده می شود.

دیوارهاى تالار عمارت عالى قاپو بطوری كه عیان هست داراى دو پوشش تزییناتى می باشد كه بر روى هم برنامه گرفته‏ اند.

پوشش زیرین تزیینات عهد شاه عباس دوم هست و پوشش بعدى تزییناتى هست كه بذوق و سلیقه شاه سلطان حسین در تالار این كاخ اضافه شده هست.

تزیینات نقاشى و اشعارى بخظ نستعلیق قرمز رنگ بر زمینه گچ سفید در زیرقشرى از گچ دیگر كه در اواخر عهد قاجاریه در پوشش عهد صفوى را مستور نموده بوده هست آسیب زیاد دیده معذلك در بعضى قسمت ها تشخیص این تزیینات و بعضى خطوط در سنوات اخیر از زیر گچ خارج شده امكان‏پذیر شده هست
كلمات و مصرعهائى از اشعار منقوش بر دیوار عمارت عالى قاپو كه از تعمیرات با اضافات دوره شاه سلطان حسین حكایت می كند و هنوز قابل مطالعههست بشرح زیر می باشد.


یا الله (شهنشاه دین) یا محمد (داور دین پرور ایران زمین) یا على مدد
كلب درگاه على فخر شهان (یا الله) حامى دین نبى...(یا محمد) اونكه ز آب، رحمت و خاك بهشت (یا على مدد) دست قدرت طینت گردون سرشت (یا الله) پایه، ایوان قدرش بى حجاب (یا محمد) باشد اونجائیكه سر زد آفتاب (یا على مدد)، منتظم باشد از اون گردون مآب -یا الله.


ملت همچون اون (یا محمد) - (یا على مدد) شاه دین شاه وقت سلطان حسین (یا الله) بن سلیمان این سلطان بارگاه.

اشعار دین شاه وقت سلطان حسین (یا الله) بن سلیمان این سلطان بارگاه (اشعار محمد بیك موقعيت راجع بساختمان ایوان عالى قاپو )بنقل از قصص الخاقانى، خطى در سال 1053 هجرى شاه عباس ثانى به میرزا تقى الدین محمد وزیر اعظم خود دستور داد معماران عالى قدر در عمارت عالى قاپو رو بطرف میدان نقش جهان تالارى بنا نمایند و روز پنجشنبه بیست و چهارم شهر ذى القعده سال 1053 بناى این تالار گذاشته شد و در عرض اندك مدتى با تمام رسید.

شاعرى موسوم به محمدى بیك متخلص به (موقعيت) كه تو پیچى سركارشاهى بود در تاریخ بناى تالار این اشعار را سروده هست
اى معلا بناى عرش نظام وى فلك كرسى فرشته مقام
سر به سر عالم از تو گلشن شد از تو چشم وقته روشن شد
گرچه فرزند مادر خاكى خلف خاندان افلاكى
تا زمین از تو یك نشان دارد سرفرازى برآسمان دارد
آسمان از بلندیت شده پست تا تو برخاستى سپهر نشست
گر فرو ریزد آسمان بر هم نشود خشتى از بناى تو كم
چل ستون تو چهلستون باشد كه مدامت نگاه باون باشد
هر ستونى كه از تو پاى بجاست فلك پیر را بدست عصاست
هر ستون تو اى رفیع بناى شده راهى بعالم بالاى
طرحش از گرد نور ریخته ‏اند در گچ او ستاره بیخته‏اند
آسمان با مهى در افشانش كهنه فانوسى از شبستانش
بهر دیوان اون سپهر بنا زحل افكنده خشت بر بالا
حسن خورشید بام دیوارش من ندانم كه بوده معمارش
سقف او را چه جاى زیور بود قبه زر بسى مكرر بود
نصب كرد آخر اوستاد هنر مهر انور بجاى قبه زر
زده اون طارم فلك پایه آسمان را بسر گل سایه
سقف تالار اون رفیع بنا بر سر عرش گشته چتر گشا
تا فلك دیده سرفرازى او خوانده تكبیر جان درازى او
روى طاقش ز فیض یزدانى چون كریمان گشاده پیشانى
درو دیوارش از كرشمه نگار گل تصویر او همیشه بهار
بلبلان خمش بناله زار میسرایند بن در و دیوار
مرع تصویرش ازر نظاره كند گل گریبان رنگ پاره كند
نیست ممكن كه هیچ دانائى بخیال آورد چنین جائى
دم عیسى هواى منظر او لوح تقدیر تخته در او
بت چنین هست نقش خاك درش در فردوس سینه چاك درش
دیده كى بیند از نظر سیرش دل گرفتار زلف زنجیرش
بارها خورده آسمان بلند بشر آستانه‏اش سوگند
كه برون از تلاش فرمود و شنید كس چنین نقش بى قرینه ندید
هست در وصف او زبان مغرور شاه بیت هست در جهان مشهور
الواحى از كاشى بر جبهه شرقى عمارت عالى قاپو از تعمیرات دوره ناصرالدین شاه قاجار حكایت می كند چهار جانب عمارت عالى قاپو در دوران پادشاهى شاه عباس اول و شاه عباس دوم با كاشی هاى خشتى خوش نقش تزیین شده بود كه توام به درها و پنجره‏ هاى نفیس اون منظره ‏اى بس جالب باین عمارت تاریخى می داده هست و موجب نهایت تاسف هست كه از اون همه در و پنجره فقط یك پنجره در طبقه سوم عمارت بر جاى مانده و بقیه اونها به تاراج رفته هست.

در دوره سلطنت ناصرالدین شاه قاجار كه مختصر توجهى نسبت به تعمیر بعضى بناهاى تاریخى اصفهان شده در عمارت عالى قاپو و هم ظاهراً كارهائى صورت گرفته كه بطور حتم تعویض طرح ‏هاى فوقانى عمارت یكى از اون جمله كارها هست و به این مناسبت بجاى كاشى ‏هاى خشتى گل و برگ عهد صفویه بر جبهه بالاى سردر ورودى فعلى كاشی هاى دیگرى كه در بین اونها سه لوح خط نیز جاى داده شده برنامه داده‏ اند.

عبارت این سه لوح اشعارى هست كه شاعرى بنام كفاش سروده ضمن تعمیرات سال 1274 هجرى قمرى بخط نستعلیق سفید و در هم بر زمینه لاجوردى بجاى كاشی هاى عهد صفویه نصب شده هست.


عبارات و اشعار لوح وسط این كاشیكارى بشرح زیر هست:
ناصرالدین شاه قاجار
در وقت ناصرالدین شاه قیصر پاسبان شد ز تعمیر على قاپى رشك جنان
باده دولت بجامش تا در آید آفتاب سكه شاهى بنامش تا بگردد آسمان
السلطان بن السلطان
لوح سمت راست:
دلا تاریخ تعمیر على قاپو هست این انشاء كه شد از ناصرالدین شاه‏این نیكو بنا احیاء
لوح سمت بشرح زیر هست:
تا على در عالم امكان ولى الله باد
صدر اعظم در پناه ناصرالدین شاه باد در فهرست ابنیه تاریخى و اماكن باستانى ایران نیز تایید گردیده كه عمارت عالى قاپو در سال 1274 هجرى قمرى تعمیر گردیده هست و حاج میرزا حسن خان جابرى انصارى در كتاب آگهى شهان از كار جهان تاریخ تعمیر را سال 1272 نوشته هست.

در اشعارى كه كفاش اصفهانى براى تعمیر عالى قاپو در وقت ناصرالدین شاه سروده تاریخ تعمیر كه در شعر فرموده شده با تاریخى كه در ذیل اشعار نوشته شده و نیز با تاریخ مرقوم در آگهى شهان از كار جهان مطابقتى ندارد.

تاریخى كه صراحة در ذیل السلطان بن السلطان نوشته شده: 1274 میباشد و تاریخى كه از شعر ماده تاریخ كفاش بر میاید كه شد از ناصرالدین شاه این نیكو بنا احیا یك هزار و دویست و هشتاد و نه می باشد و اگر فرض كنیم كه لفظ كه عدد اون به حروف جمل 25 هست جز تاریخ نباشد می شود 1274 و با تاریخ تصریح شده در كتیبه مطابقت دارد و قسمت دوم درست بنظر می رسد و ممكن هست فرمود كه تاریخ مندرج در آگهى شهان از كار جهان تاریخ شروع تعمیر بوده هست.

در هر حال در سال 1299ه.ق ممیزمالیه اصفهان عمارت عالى قاپو را جزء عهمارات نیمه خراب قلمداد كرده و در مجله ارمغان سال اول شماره 59 صفحه 986 مندرج می باشد.

اونچه مسلیم هست سپس ناصرالدین شاه توجهى كه به عمعارت عالى قاپو نشده كه هیج حتى المقدور وقت %د خرابى و برداشتن آثار عتیقه اون بوده‏ اند و حتى آثار گذشتگان را محو می كرده ‏اند و از همین جهت بوده كه روى نقاشی ها را گچ می گرفتنه ‏اند.

نگارنده بخاطر دارم پیش از طلوع سلسله پهلوى این عمارت گردشگر عمومى هر كسى به سلیقه خود می توانست در اونجا تصرفاتى كند و با یادگارى بنویسد و اونجا محل آش پختن و دخیل بستن شده بود و در واقع خرابه و جغد نشین بود.

ولى پس از طلوع سلسله پهلوى روز به روز موجبات تعمیر و حفط اینگونه عمارات با تصویب قانون عتیقات و تاسیس ادارات وابسته به اون فراهم گردید و اكنون این كاخ تاریخى و دیگر انبیه باستانى تقریباً بحال اول برگدانیده شده‏ اند.

عمارت عالى قاپو اكنون مورد تعمیرات پايه ى و تزیینى و مهاركشى آهنى بنا و اصلاح نقاشی هاى داخل ساختمان و تحدید كاشیكارى جبهه خارجى و پشت بغل هاى اون می باشد.

كاخ مزبور در طى شماره 104 به ثبت تاریخى رسیده هست
عمارت عالى قاپو از دو قسمت متمایز تشكیل شده هست:
1- قسمت جلویى و مدخل عمارت
2 - ساختمان اصلى كاخ
1 - قسمت جلویى ساختمان از ساختمان اصلى جلوتر هست و مدخل وسیع عمارت در همین بخش واقع هست.

مدخل داراى تاق جناغى هست و در دو طبقه طرفین اون درها و تاقنماهاى كوچكترى وجود دارند.

بالاى مدخل ایوانى هست كه از سه جهت باز هست و تاق چوبى دارد.

تاق ایوان بر 18 ستون تراشیده برنامه گرفته هست.

در وقتهاى گذشته به هنگام ضرورت اطراف ایوان را باپرده مى‏ پوشانیده‏ اند.

حوضى با لبه‏ هاى مرمرین در وسط ایوان برنامه دارد كه فواره هایى دارد ؛ كف حوض را از مس ساخته‏اند.

از نوشته‏هاى جهانگردانى چون تارونیه و شاردن چنین بر مى‏آید كه در گذشته دور، دیوار انتهاى ایوان و سطوح ستونها آینه كارى بوده هست.

بناى این ایوان یا به عبارت دیگر تالار بر پايه كتاب قصص الخاقانى در سال 1053 هجرى قمرى آغاز شده در مدتى بسیار اندك به اتمام رسیده هست.

مدخل به دهلیزى راه مى‏یابد كه به صورت شمالى - جنوبى ساخته شده.

در پشت این دهلیز عمارت اصلى عالى قاپو برنامه دارد كه در اون مقابل مدخل كه از اون نام بردیم برنامه دارد.


2 - بناى اصلى عالى قاپو از شش طبقه تشكیل شده هست.

در طرفین در ورودى عمارت شش طبقه دو سكوى سنگى وجود دارد.

كتبه‏ اى نیز در بالاى این در برنامه دارد كه قسمتى از اون با گذشت وقت از بین رفته هست.

كرباسى كه پس از در ورودى برنامه گرفته سقفى بلند به اندازه مدخل جلویى ساختمان دارد.

در همین كرباس مقابل در ورودى عمارت اصلى درى دیگر با دو سكو در طرفین هست كه كرباس را به حیاط پشت ارتباط مى ‏دهد.

بالاى این در پنجره‏اى مشبك برنامه دارد كه از اون نور به داخل كرباس مى ‏تابد.

اتاق هاى اطراف همین كرباس در حقیقت محل ادارات دولتى بوده هست.


دو راه پله مارپیچ در دو گوشه طبقه اول راههاى ارتباطى را تشكیل مى‏دهند.

بالاى طبقه اول چهار طبقه هست كه هر دو طبقه علاوه بر اتاقهایى كه دارند داراى تالار بزرگ هستند.

نخستین تالار به وسیله درى بزرگ به ایوان بخش جلویى عمارت باز مى‏شود.

بر در دیوار این تالار نقوشى زیبا و رنگارنگ وجود دارد كه اغلب از آثار رضا عباسى هست.


طبقه ششم تالارى بزرگ دارد كه تماماً گچ كارى هست.

این تالار كه به اتاق صوت نیز شهرت دارد، بر پايه شناخت فیزیكى صوت و انعكاس اون به نحوى ساخته شده كه مثل یك هستودیوى مجهز به ضبط صدا طنین‏هاى اضافى صدا را از بین مى ‏برده هست و اصوات را به صورتى صاف به تمام قسمتهاى تالار مى‏رسانده هست.

دیوارهاى اتاقهاى اطراف نیز با نقاشیهاى زیبا تزیین شده‏اند.


با چند روش مختصر از سفرنامه پیترودولااله، جهانگرد ایتالیایى كه در سال 1617 میلادى، هنگام روى كاربودن سلسله صفویه به ایران سفر كرده به معرفى بیشتر عمارت عالى قاپو مى ‏پردازیم:
...

اتاقهاى كوچك به اندازه‏اى از راههاى مختلف به یكدیگر مرتبط شده‏ اند كه به برنامه فرموده مستحفظ در عمارت پانصد در كوچك به وجود آمده هست.

زیبایى این عمارت بیشتر از اون ناشى هست كه تمام دیوارها از صدر تا ذیل تذهیب و با مینیاتورهاى بسیار ظریف و الوان منقوش شده هست و در بین طلاكاریها و رنگهاى مختلف در بعضى نقاط روى دیوار كنده كاریهایى شده كه واقعاً زیبایى خاصى دارد، مضافاً به اینكه دایوارها نمى‏دانم از گچ مخصوص با چه ماده دیگرى به وجود آمده كه علاوه بر یكپارچگى و صافى، درخشش و جلاى خاصى دارند و گویى از حریر سفیدند و روى اونها نه تنها خطوط سیاه كنده كارى شده بلكه برق طلا و رنگ لاجوردى و رنگهاى تند دیگرى كه به كار رفته فوق العاده جلب نظر مى ‏كند.


به اندازه ‏اى سقفها زیبباست كه باید از طرف ما ایتالیایی ها مورد تقلید برنامه گیرد.


بعضى پنجره ‏ها نیز واقعاً شایسته تقلیدند.

این پنجره‏ها غالباً در بالاى اتاق واقع شده‏اند زیرا فقط براى گرفتن نور از اونها هستفاده مى‏ شود و به این ترتیب باز كردن اونها مورد لزوم نیست.


در داخل این عمارت، روى دیوارها به طور تك تك چهارچوبى وجود دارد كه داخل اون را نقاشى كرده ‏اند.


اینك كه با كل عمارت عالى قاپو آشنا شدیم، یادآورى این موضوع نیز خالى از فایده نیست كه از پشت بام آخرین طبقه اون مى ‏توان منظره عمومى شهر اصفهان را تماشا كرد.


اصفهان نصف جهان

76:

كاخ چهل‏ستون‏
اصفهان نصف جهان

باغ چهل‏ستون كه بالغ بر 67 هزار متر مربع مساحت دارد، در دوره شاه‏ عباس اول احداث گردیده و در وسط اون عمارتى ساخته شده و در سلطنت شاه ‏عباس دوم در ساختمان موجود مركزى، تغییرات كلى صورت گرفته هست اگرچه انعكاس ستون هاى بیست‏ گانه، تالار چهل‏ستون در حوض مقابل عمارت، مفهوم چهلستون را بیان مى‏كند ولى در حقیقت عدد چهل در ایران، كثرت و تعداد را مى‏رساند و وجه تسمیه عمارت مزبور به چهل ستون‏ به علت تعداد زیاد ستون هاى این كاخ مى‏باشد
قسمت‌های‌ جالب‌ و دیدنی‌ كاخ‌ چهل‌ ستون‌عبارتند از
شیرهای‌ سنگی‌ چهارگوشه‌ حوض‌ مركزی‌، تالار و ازاره‌های‌ مرمری‌ منقش‌ اطراف‌ اون - تزئینات‌ طلاكاری‌ سرسرای‌ پادشاهی‌ و اتاق‌های‌ طرفین‌ تالار آینه‌ و تابلوهای‌ نقاشی‌ تالار پادشاهی‌ كه‌ تصویرشاهان‌ صفوی‌ بر اون‌ نقش‌ بسته‌ هست - تصویر شاه‌عباس‌ اول‌ با تاج‌ مخصوص‌ و مینیاتورهای‌ اتاق‌ گنجینه - سردر «مسجد قطبیه‌» و سردرهای‌ «زاویه‌ درِكوشك‌» و آثاری‌ از مسجد «درب‌ جوباره‌» و «مسجد آقاسی‌» كه‌ بردیوارهای‌ ضلع‌ غربی‌ و جنوبی‌ باغ‌ نصب‌ شده‌ هست‌.

تالار و ایوان‌ این‌ كاخ‌ در پنجمین‌ سال‌ سلطنت‌ شاه‌ عباس‌دوم‌ بناشده‌ هست‌.

انعكاس‌ ستون‌های‌ بیست‌گانه‌ تالارهای‌ چهل‌ ستون‌ در حوض‌ مقابل‌ عمارت‌، مفهوم‌ چهل‌ستون‌ را القاء می‌كنند
این كاخ در جنوب خیابان سپه كنونى واقع و 67000 متر مربع مساحت دارد.

اغلب مورخان نوشته اند كه كاخ مزبور قسمتى از باغ نقش جهان بوده و مقدارى از اون را شاه عباس بزرگ جدا كرده و در وسط اون عمارت كلاه فرنگى سبكى ساخته بوده و جشن و نوروز سال بیست و سوم جلوس خود را در اون محل بر پا داشته هست.


سپس در وقت سلطنت شاه عباس دوم بر عمارات اون اضافه کرده و كاخ چهلستون بنا گردید.

و در تاریخ یك هزار و پنجاه و هفت هجرى پایان یافت و ماده تاریخ اون را مباركترین بناهاى دنیا فرمودند.


برخى از مورخان فرمودهاند چهلستونى كه بدست شاه عباس دوم ایجاد گردید داراى چهل ستون بوده و در هنگام آتش سوزى كه در 21 رمضان سال هزار و یكصد و هیجده (1118) هجرى اتفاق افتاد از پنج ستونى هشت تائى فقط بیست ستون اون باقى مانده و در واقع قسمتى از عمارت و بیست ستون طرفین از جلو سوخته هست و تاریخ آتش سوزى اونرا چنین سرودهاند:
یكصد و هیجده زهجرت نبوى
گذشته بود كه آتش به چهلستون افتاد و تاریخ تعمیر اونرا كه در وقت سلطنت شاه سلطان جسین صفوى اتفاق افتاده چنین سرودهاند.

مبارك باد تالار بلند ایوان جمجماهى كه سال 1118 ه.ق را میرساند.


این كاخ كه شامل چهلستون و باغ هست عمارت چهلستون در وسط اون واقع شده و ساحتش دو هزار و یك صد و بیست متر مربع می باشد و یك شعبه از مادى فدا از وسط اون میگذرد محل بناى عمارت ساخته شده كه حكم دریاچه دارد.

گویا بعنوان دولتخانه بنا شده بوده و لیكن چون چهلستون داشته بنام اخیر معروف شده هست.

كاخ چهلستون مشتمل بر ایوان بزرگ بطول 38 متر و عرض 17 متر و به ارتفاع 14 متر رو بطرف مشرق ساخته شده و هیجده ستون از چوب چنار و كاج دارد و شكل اون كثیرالاضلاع و 16 ضلعى و 8 صلعى مدور می باشد.

چهارستون وسط بر روى چهارشیر سنگى برنامه دارد و طورى حجارى شده دو شیر با یك سرنشان داده می شود و از دهان چهارشیر جلو آب جستن كرده وارد حوض مرمر وسط می شده هست.


در ایوان دومى كه اندكى مرتفعتر هست دو ستون چوبى با ارتفاع دوازده متر برنامه گرفته كه با ستونهاى ایوان بزرگ بالغ بر بیست ستون میشود.


بالاى این ایوان دو كتیبه یكى از وقت شاه عباس دوم شامل این اشعار هست:
بعهد شهنشاه عباس ثانى كه عهدش جوان كر دپیر جهان را
بنا كرد از فیض لطف الهى بنائى كه شد رشك نه سقف مینا
زیس رعتش بر سپهر كواكب نماید چو ریگ ته جو ثریا
كواكب چو گلهاى باغش نمایان مجره در او همچو جوئى هست پیدا
كند سالها اندر اون كامرانى بود قرنها سجده گاه برایا
مبارك بود زانكه تاریخ اون شد مباركترین بناهاى دنیا
كتیبه دیگر از اول تا آخر ایوان در وقت سلطنت شاه سلطان حسین صفوى و بخط نستعلیق سفید محمد صالح نوشته شده كه شامل 28 فرد بوده و قسمتى از اون كه خوانده میشود چنین شروع میگردد:
بحمدالله كه باز از نو باقبال شهنشاهى مرصع شد زمین و آسمان از ماه تا ماهى
تجلى در گریبان طالع از جام جهان بین شد صفاى صبح عید و فیض انوار سحرگاهى
بحكم شاه دین سلطان حسین اون ماه مهر آئین كه صبح و شام عالم را كند خورشیدى و ماهى
سهیل صبح عید زندگانى خسرو عادل فروغ اختر روشن دلى خورشید آگاهى
ز شیر و پرچم سرپنجه تیغ جهانگردى بلند و پست عالم را گرفت از ماه تا ماهى
زبس در كفه میزان احسانش سبك گشته خجالت میكشد دائم طلا از چهره كاهى
شب و روز جهان را ریخت درهم مهر و مه یكجا كه ریزد طرح و رنگ این بناى آسمان جاهى
زهى عالى بنا كاندر بلندریهاى اوصافش قباى لفظ براندام معنى كرده كوتاهى
خدا زان بیستون گرداند ایجاد این آسمانها را كه بر پا باشد از این چهل ستون از ماه تا ماهى
چو شمع محفل خضر نبى زرین ستونهایش یدبیضا بكف با خضر و موسى كرده همراهى
برنگ چل تنان چلستون در ربع اون مسكون گرفته اربعین بهر دوام دولت شاهى
مرصع كارى سرو ستونهایش باون ماند كه آیین كرده با دست دعا با عرش همراهى
چهل دیوند بر سر داده جا تخت سلیمان را ستونهاى مرصع پوش تالار شهنشاهى
بجز در آب و آئینه ندیده مثل و مانندش سكندر گرد عالم گشت همچون حرف افواهى
زهى نقاش صورت آفرین كلك نقاشى كشیده درین روشندلى تصویر آگاهى
زرنگ روحى و جسمى نموه ظاهر و باطن بهر معنى كه میجوئى و هر صورت كه میخواهى
ز آهنگ شبیه چارتارى هم نیم غافل دو گاهى میرساند گاه بر گوشم سحرگاهى
صفاى منبع فواره گوهرفشان اون كبوترهاى زرین بال انجم را كند چاهى
ضیاء چار دیوار مرصع كار مینایش بود تا صبح حش آئینه دار طلعت شاهى
اگر چه ماه اوج سلطنت دارد بهر شهرى مكان هاى همایونى و منزل هاى جمجماهى
ولیكن این همیون بارگاه آسام رفعت گرفت از كرسى اعلى خطاب عرش درگاهى
نگهدارش بود از چشم زخم دیده بدبین على مرتضى تعوید بازوى یداللهى
چو شد اتمام این عالى بنا زینت ده گردون بتاییدات یزدانى و توفقیات الهى
نجیب از نو بطاق آسمان بنوشت تاریخش مبارك باد تالار بلند ایوان جمجاهى
كتیبه محمد صالح
از قصیده مزبور كه بعضى از ابیات اون خوانده نمیشود معلوم میگردد كه نامیدن این كاخ به چهلستون براى شكون عدد چهل و داراى بیست ستون بوده كه در آب منعكس و جمعاً چهلستون میشده هست.


این نكته از شعر:
برنگ چل تنان چل ستون در ربع اون مسكون گرفته اربعین بهر دوام دولت شاهى
و شعر:

چهل دیوند بر سر داده تخت سلیمان را ستونهاى مرصع پوش تالار شهنشاهى
كاملاً معلوم می گردد.

از دو موضوع دیگر بسیار توصیف شده یكى فوارهها و دیگر تذهیب كارى ستونه و سقف.


این اشعار سروده نوالدین محمد نجیب كاشانى هست كه ملك الشعراى دربار شاه سلطان حسین صفوى بوده و كتابى هم بنام كشیك خانه در (1109ه.ق( تالیف كرده هست كه در كتابخانه سلطنتى كاخ گلستان دیده شده هست.


در دو طرف شاه نشین چهلستون و ایوان مدخل سالون پادشاهى و در داخل تزیینات آئینه كارى دو طرف مقرنس سقف اون در دو لوح بخط نسخ مشكى بر زمینه گل و بوته دار مذهب بخط شمس الدین بن ملا محمد سعید جیلانى مورخ بسال (1119 ه.ق( این عبارات نوشته شده.


1 - لوح جنوبى شاه نشین نصر من الله و فتح قریب و بشر المومنین رب انزلنى »منزلا مباركاً وانت خیرالمنزلین تولوا قفل تولوا قفل حسبى الله كتیبه العبد شمس الدین بن ملا محمد سعید الجیلانى فى 1119)
2 - لوح شمالى: نصر من الله و فتح قریب و بشر المومنین رب انزلنى منزلا.


مباركاً و انت خیرالمنزلین و لایوده حفظهما و هو العلى العظیم كتیبه العبد شمس الدین بن ملا محمد سعید الجیلانى.«
تمام اونچه در ساختمان و نقاشیها و تذهیبها كه در كاخ مزبور دیده میشود از دوره صفویه هست مگر چند تابلو كه عبارت از:
1 - جنگ شاه اسماعیل اول با سپاه عثمانى در چالدران 2 - مجلس جنگ نادر شاه افشار با هندوها كه سپس صفویه الحاق شده هست.


میرزا علیخان نائینى روزنامه نگار دربار ناصرى در سال یكهزار و سیصدهجرى قمرى گزارشى راجع به عمارت چهلستون داده كه با مطالب جغرافیاى اصفهان میرزاحسین خان تحویلدار عیناً مطابقت دارد و اون چنین هست:
عمارت باغ چهلستون و دریاچههاى دو طرف تالار وسط باغ و اطاقهاى بزرگ جنین و بیوتات فوقانى و اطاق طنابى تحتانى كه سرتاسر عقب تالار افتاده با عرض عریض و ارتفاع طاقى كه دارد و درهاش بچهار سمت باز، بانضمان ایوانهاى بزرگ و ایوانچههاى و غلام گردشهاى اطراف عماراتى هست قوى بنیاد كه نظیر مانند ندارد از بنائى و نجارى و حجارى و آینه كارى و طلا و لاجورد و تصویرات كثیره كارهاى هستادان بزرگ و ستونهاى رفیعه و حمالهاى عظیمه و سایرآلات ادوات جراثقالى كه در زیر و رو و جوف سقف تالار و غیره بكار رفته در غرابت عظمت و در رفعت و صناعت عقل همه اهالى خبره و بصیرت بحیرت هست.

یك زبان خواهد زافواه ملك تا بگوید وصف اون رشك فلك
یكى از اوصاف این عمارت اون هست كه در بزرگى و وسعت هم میان تالار جلو و هم در اطاق طنابى عقب میتوان سلام عام ملوكانه بست و نیز یك دریاچه بزرك جلو طنابى عقب و یك دریاچه عظیم كه در عظمت ثانى ندارد در پیش روى تالار افتاده كه همیشه آب رودخانه از اونها جارى هست وجوى وجداول سنگى و آب نماها و آب افشارها در میان خیابانهاى باغ واقع شده كه بسیار نقل دارد.


مولف تاریخ نصف بیشتر به توصیف كیفیت ساختمان كاخ چهلستون پرداخته و چنین فرموده هست؟
دیگر از عمارات عالیه دولتى كه قابل ذكر هست عمارت چهلستون هست كه اونرا شاه عباس ثانى ساخته و وضع اون مركب هست از طرز عمارات چین و فرنگستان و ایران و بنفاست و خبوى این عمارت در تمام ایران نیست، تالار عالى با سقف آینه و ستونهاى غریب چوبى كه در زیر چهارعدد اونها سنگى بزرگ و اطراف اون سنگها را صورت شیریال دار در آورده و ساختهاند، و حجارى بكمال خوبى نموده و حوضى در میان این چهارستون هست كه اطراف اونها بسنگ مرمر فرش نمودهاند ساخته و از دهان اون شیرهاى روى بحوض راه و سوراخ آب هست كه در اون حوض میریخته و در سقف اون مهندسان صنعتهاى عجیب نمودهاند و در هستحكام اون مبالغه فرموده ستونهاى اون بیست عدد هست و تمام اونها را نقش و آینه كارى نموده بودند، عقب اون تالار طنابى هست بس عالى و زیبا كه اون را سقفى رفیع به سه چشمه زدهاند و مذهب تذهیب و زرنشان نموده و در نماهاى اون صورت بعضى از سلاطین صفویه را ساختهاند كه اكثر اون مطابق واقع هست چنانچه صورت شاه اسماعیل و هر دو ساه عباس موافق صورت شاه اسماعیل در میدان جنگ اوزبك هست و از دیگران مجلس بزم هست و در نماهاى میان صورت جنگ شاه اسماعیل با رومى.


و جنگ نادرشاه را با محمد شاه هندى ساختهاند در وقت متاخر از اونها و هیچیك از صورتها موافق نیست.


بالجمله این عمارت مطمح نظر همه كس میباشد و این عمارت و تالار در باغى هست كه معروف به همان چهلستون هست و در پیش روى اون عمارت دریاچه مربع طولانى ساختهاند كه اكثر پرآب و در كمال صفا هست.


جابرانصارى كه در تاریخ اصفهان بصیرت كافى داشته راجع بساختمان این كاخ و بانى و وقت اون نیز مطالبى نوشته كه عین اون نگاشته میشود.


و باغ چهلستون كه اون هم از باغ نقش جهان گرفته شده یكى از بزرگترین مبانى صفویه هست و طرحش را وقت شاه عباس اول ریختند و بناى چهلستون را شاه عباس دوم در (1057) پس از صلح با عثمانى اقدام كرد، و مساحت اون با باغچههاى گرداگردش قریب پنجاه جریب میشود.

عمارت وسط چون دیگر مبانى قدیم تیموریه روى به مشرق افتاده طنابى بزرگ عقب تالار ایوان هست كه شاه نشین سلطنتى بوده و داراى سه گنبد طول تقریباً بازیردیوارها 28 ذرع و عرض بیش از 11 ذرع و نیم در بهایش از اطراف روبه ایوانهاى گرداگرد باز میشود و دو اطاق بزرگ خروجى جنبین ایوان شاه نشین هست و صندوق خانهها و بالاخانهها عقب هم دارد و خود جنین ایوان شاه نشین و اطاقها هست و بیست ستون بلند پایههاى اون سقف بیستون مانند هست و بیست ستون هم عكس اون در آینههاى سقف میافتاد.

طول حوض بیرون تخمیناً 12 ذرع و عرضش بیش از 10ذرع و اون سقف محیرالعقول را از چوبهاى كاج زدهاند حقیقة دیدنى هست.

چوتیرهائى قویتر از تیرهاى عصارى و بلندتر با چه آهنها و میخها بهم بسته و با جرثقیل بالا كشیدهاند و بچه زنجیرها پیوسته میان كف سقف زیرین و سقف پائین ایستاده براحتى گردش توان كرد و دربها و بباغ باطراف براى دخول هوا میان دو سقف باز هست و تذهیب ستونها و قابهاى سقف زیرین نمایش زیبا دارد، و سقف ایوان و دیوارهایش همه به آینههاى سنگ بزرگ و نقشهاى كار هستاد مزین بود و در این شصت ساله پیش از (1300) همى بردند و فقط شاه نشین آینه كارى ماند، آینههاى بزرگ دیوارها حكایتى از چرخ آینه گون مینمود خصوصاً آینه چهلستون نما یا جهان نماى دیوار بالاى سر حوض كه چندان بزرگ و عالى و شفاف و روشن بود هر قدر جمعیت از درب عراد چهلستون كه تا عمارت تقریباً 180 متر فاصله داشت پیدا میشد عكس اون جماعت در اون آینه بخوبى نمودار بود و دربها یكسره خاتم و پاره منقش بنقوش دلربا كار اساتید بزرگ و ستونها نیز بآینههاى ریزه و رنگارنگ با نقاشیهاى قشنگ زینت افزا و اون آینههاى را با دربهاى بحدود (1300 قمرى( بمسعودیه طهران بردند و شنیدم آینه چهل ستون نما را یكپارچه دربى بزرگ قرقره دار ساخته كه با فنر باز و بسته میشد و جیوه را برداشته و دور و بلور نمایان و بعضى از اون آینهها در هجوم بختیارى بطهران شكسته و بعضى را به عمارت دیگر پیوسته پنجرههاى بالاى سردربها نیز بسى زیبائیها داشت.

وسط ایوان حوض میریخت و منبع اون آب از هزار جریب و جوى سیاه بود و در شاه نشین پرده شكل جوانى ناصرالدین شاه كار حسن خان لال مصور بود گوئى خود ناصرالدین شاه هست سخن میگوید و از محمد شاه نیز صورتى عینا در طنابى بود و دو آیة الكرسى خط میرزااحمد تبریزى هستاد نسخ بستونها و سلام سلطنتى در این ایوان بود و حوض بزرگ وسط باغ و طول تالار بیش از 32 ذرع و عرض 22 ذرع.


در 1118 عمارت چهل ستون سوخت كه بفال بدگرفتند و پس از چهارده سال فتنه افغان عراق و فارس را ویران نمود خاصه اسپهان را دیوارهاى دو ایوان شمالى و جنوبى طنابى را نقشهائى بود از چهره دختران گرجى و ارامنه كه دیده را خیره میساخت و دل بدان نقش و نگار بى روان میباخت.

امروزه كه بر اون گچها كشیده اند و طرح برداشته باز حسنش نمودار هست.


بالاخانههاى گوشه ایواونهابراى خلوت نشینى و خواب بود و خرقه شاه صفى و طومار عهدنامه منسوب به حضرت امیر)ع( و قراون منسوب بخط امام حسن عسگرى )ع( در اون بالاخانه محفوظ و خواص را ملحوظ، خط طومار و قراون را چنین نسبت میدادند ولى خلجانى بقلب مولف بخاطر هست كه شاید مانند سیاست آل عثمان در قراون منسوب بخط عثمان صفویه نیز در مورد این قراون خط قدیم نظر سیاسى داشتهاند.


در طنابى چهل ستون ارازههاى سنگ مرمر و گچبرى كار اساتید معتبر و طلا و میناكارى و شش مجلسى نقاشى هست: چهار مجلس اون را گویند از عهد صفویه بوده یكى مجلس همایون شاه پسر ظهیرالدین با بركه پس از هجوم شیرخان بدو او بدرباز ایران پناه آورد در (951) هر چند اون روزگار قزوین مركزیت داشت اما همایون را بگردش بلاد تا اصفهان آوردند كه طهماسب بزرگ همه جا سلطان محمد پدر شاه عباس را بمهماندارى او مقرر داشت و اگر مهمانى هم شهر دیگر بوده نقشه را اینجا كشیدهاند.


و مجلسى هم بزم شاه عباس بزرگ و حضور ولى محمد خان پادشاه ترك 1019 كه او نیز ملتجى بدربار صفویه شد.


و مجلسى هم جنگ شاه عباس و باز مجلسى دیگر از شاه صفوى و اكبر یكى از شاهزادگان هندى كه باصفهان آمده و دو مجلس هم پس از صفویه نقاشى شده و بامر نادر و یقیناً مجالس قدرت صفویه را قبلا داشته از آمدن سلاطین ترك چون ولى محمد خان و عبدالعزیز خان و ندر محمد باصبهان یا جنگهاى فاتحانه شاه عباس بزرگ بارومیان و بامر نادر بسیاست اتحاد اسلام و برانداختن نام صفویه حك نمودهاند و روى اونها نقشه شكت شاه اسماعیل را از سلطان سلیم و فتح نادر هند را كشیدهاند ظنى قوى هست و هم گمان میبرم نقش بزم باده گسارى صفویه نیز بامر نادر پیوست بوده خصوصاً مجلش شاه طهماسب كه یقینى هست باده نبوده و او سالها بوده همه را از میگسارى توبه داده و خود لب نیالوده پس از نادر هم كریمخان زند صورت خود را فرموده كشیدهاند.

بكودكى یاد دارم در طنابى چهلستون قالى تخت دو رو بافت بود كه هر وجبى از اون را ببهائى گزاف میخریدند بى مبالاتى از سال 1298 قمرى تا 1305 قطعه قطعه از میان رفت.


مسترسایكس انگلیسى در جلد دوم تاریخ ایران ترجمه فخر داعى در باب كاخ چهلستون كه اونجا را در اواخر قرن سیزدهم و اوائل قرن چهاردهم هجرى مشاهده كرده شرخ مختصرى چنین ایراد كرده هست:
عالى قاپو انسان را به باغهاى وسیعى هدایت میكند كه در اون كاخهاى متعددى برنامه داشته و مهمتر از همه كاخ چهلستون هست.

این تختگاه مجلل بابام اون از تنه درختان عظیم چنار بنا شده و بر بیست ستون ساخته شدهاى از همان درخت یعنى درخت چنار نگاهداشتهاند.

اطراف این ایوان از سنگ مرمر سفید پوشیده شده بود و روى اون آئینه كارى كرده بودند.

جایگاه واقعى سریر سلطنت در عقب این ایوان واقع شده بود و از اونجا شاه نشینى تكیه گاه سریر راه داشت در هر طرف اطاقهاى كوچكى براى وزیران و كار اونها تعبیه شده بود و پشت سر كه در تمام طول ساختمان امتداد دارد راهرو و یا غلام گردش درازى با سه تابلو نقاشى روغنى بسیار بزرگ و نفیس در هر طرف اون وجود دارد كه هر سه تاى اونها در این كتاب گراور شده هست لرد گرزن شرحى كه در این باب نوشته ما اونرا ذیلاً نقل میكنیم:
این تابلوها دوره مجلل سلطنت شاه عباس و اسلاف و اخلاف او را در نظر ما مجسم میسازد، در این تابلوها شاه ایران در حال جنگ و یا در مجلسى بزم با پیاله شراب مشاهده میشود، سبیلهاى بلند و ضخیم، چانههاى تراشیده و عمامه هائى، كه در این تابلو بنظر میرسد نماینده یك نوع آرایشى هست كه مدتها هست و از مد اتفاده و منسوخ گردید هست.

سلاح و پوشش جنگجویان آلات طرب مطربان و حركات رقاصهها درهاى بسته گذشته را بر روى ما باز و تاریح روزگار پیشین را در پیش چشم ببینده مصور مىنمایند و گوئى بى اختیار هر بینندهاى خود را در این مجالس پرشور و مجلل بزم و رزم پادشاهان صفوى شریك و سهیم میباشد.


كروزنیسكى میگوید: عمارت اولیه چهلستون طعمه حریق شده و این بناى فعلى را دوباره شاه سلطان حسین بجاى اون ساخته هست.


این بود وضع گذشته كاخ چهلستون كه مورخان شرح اونرا نوشتهاند و در برخى موارد اختلافات مختصرى دیده میشود و اما وضع كنونى این كاخ مطابق اونچه اخیراً نوشتهاند بررسى میگردد:
مولف تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان كه در سال 1335 شمسى انتشار یافته شرح مبسوطى راجع بكاخ چهلستون نوشته كه منتخبى از اون این هست:
در جنوب خیابان سپه باغ مشجر بزرگى بمساحت 67000 متر مربع واقع شده كه میگویند در ابتدا جز باغ نقش جهان بوده و از وسط اون مادى فدا میگذرد این باغ داراى سه درب خروجى هست و در قدیمى باغ در طرف خاور میباشد.

در وسط باغ تقریباً یك متر بلندتر كاخ چهلستون ساخته شده و مساحت اون دو هزار و یكصد وبیست (2120) متر میباشد.

پس از نقل قول میرسید على مولف الاصفهان راجع بسوختن بیست ستون از چهل ستون فرموده كه آقاى معارفى معمار ابنیه تاریخى آثار سوختگى را در قسمت غرب عمارت دیده هست .و نیز فرمودهاند بعضى را عقیده بر اینست عمارت چهلستون دورو بوده و تالار بیست ستونى یا كمتر در طرف مغرب عمارت وجود داشته و این قسمت آتنش گرفته كه آثار در و پنجره اون هنوز باقى و در وقت شاه سلطان حسین تعمیرات كلى در اون بعمل آمده هست.

و نیز متذكر شدهكه سلاطین صفویه پس از عالى قاپو جشنهاى مهم را در كاخ مزبور انجام میكردهاند و وضع كنونى را چنین بیان كرده هست:
ایوان بزرگ كاخ بطول 38 متر و عرض 17 متر و بارتفاع 14 متر روبطرف مشرق بنا شده و داراى 18 ستون از چوب چنار و كاج هست كه بشكل كثیرالاضلاع 16 ضلعى و 8 ضلعى مدور میباشد چهارستون وسط بر روى چهار شیر سنگى برنامه داد و حجارى اونها طورى هست كه دو شیر بایك سر نشان داده میشود و از دهان چهار شیر جلو آب فوران نموده داخل حوض مرمر وسط میریخته هست.


تاریخ حجارى شیرها را بعضى بوقت هخامنشیان و عدهاى بساسانیان )خسرو پرویز( و حتى اشكانیان و برخى بدیالمه و بالاخره بصفویه مربوط میدانند.


در ایوان دومى كه كمى مرتفعتر هست دو ستون چوبى بارتفاع 12 متر برنامه دارد كه با ستونهاى ایوان بزرگ كه بیست ستون میشود.

بالاى این ایوان دو كتیبه دارد یكى مربوط ببناى اون در سلطنت شاه عباس دوم یعنى سال (1057ه.ق( دیگرى مربوط به تغییر اون سپس حریق یعنى سال یكهزار و یكصد و هیجده قمرى هجرى هست كه در سال 1327 هجرى شمسى از زیر گچ بیرون آمده هست.


سقف ایوان از آیئنههاى مستطیل شكل و اطرافش از قطار بندیهاى رنگین ساختمان شده هست دیوارهاى سفیدیكه دیده میشود در قدیم نقاشى و آینه كارى بوده و ازارهاش سنگهاى مرمر منقوش میباشد.


در دو طرف ایوان دو اطاق كه بچهار طرف در دارد واقع شده و هر یك داراى تصاویر گوناگون هست كه ازیر گچ بیرون آمده هست و میرزا عبدالله نقاش طرحهاى اولیه رضا عباسى را با تغییراتى تعمیر نموده هست در اطاق شمالى در منبت كارى و منبر خاتمه دور صفوى و كاشیهاى متفرقه سلجوقى و صفوى و سقف زراندودى كه از زیر گچ بیرون آوردهاند و نیز در اطاق جنوبى تصویرهائى دیده میشود.


ایوان سومى كه مرتفعتر و كوچكتر هست بنام شاه نشین و بمساحت 7*5/5 متر ساخته شده.

در طرفین ایوان علاوه بر آینههاى مستطیل شكل سنگى چهارتابلو مصور كه دو تاى اونها بسیار خوب و بپوشش اروپائى و دو تاى دیگر را تعمیر بسیارى بدى كردهاند و دو لوحه از آیات قراونى بخط شمس الدین ملا محمد سعید الجیلانى در 1119 دیده میشود.


در طرفین شاه نشین دو اطاق منقوش هست كه درهایش به ایوان شمالى و جنوبى باز میشود.

نقاشیهاى اطاق جنوبى كه داراى صورتهاى اصلى و قدیمى هست در سال 1331 از زیر گچ بیرون آورده شده هست و شامل مجلس بزم مفصلى هست كه به سبك ایرانى و هندى نقاشى شده شاید طرح عروسى رضاقلى میرزا باشد یاقصه وامق و غذرا و طاقچه بلند سمت راست مجلس یوسف و زلیخا و روبرویش خسرو و شیرین هست و چند تصور دیگر.

در اطاق مقابل شمالى كه در دیماه سال 1334 شمسى از زیر گچ خارج شده روبرو مجلس بزم شاه عباس هست كه در كنار نهر آبى نشسته و جمعیت زیادى از مرد و زن در اطارفش میباشند و در طاقچه سمت راست یكى از شاهزادگان صفوى و روبرو شاه عباس با كلاه مخصوص گرجى دیده میشود كه از ساقى با حضور چند نفر جام میگرد.


در جرزهاى طرفین در ورودى دو اطاق سه تصویر زیبا دیده مىشود كه بنا بفرموده حاج مصور الملكى نقاش از آثار رضا عباسى هست.


در بالاى شاه نشین محفظهاى وجود دارد كه در قدیم قراون امام حسن و عهدنامه على بن ابى طالب بانصارى وجبه شیخ صفى الدین اردبیلى در اونجا محفوظ بوده و الحال در ویترینهاى سالن گذارده شده هست.


شاه نشین بسالن بزرگى كه طولش 22 و عرضش 11 متر از شمال بجنوب و به ارتفاع 12 متر متصل میگردد.

سالن داراى سه گنبد منقوش زراندود عالى هست كه بیننده رامات و مبهوت مینماید.

لچكهاى رنگارنگ و طرحهاى طلائى و شفاف از شاهكارهاى هنرى و نفیس محسوب هست ازاره طالار كه فعلاً با گچ سفید پوشیده شده در قدیم از كاشیهاى منقش مستور بوده هست.


ولى اكنون روى نمونه كتاب بررسیهاى هنر ایران پرفسور پوپ كاشیهائى تهیه و زینت افزاى تالار گردیده هست.

در بالاى ازاره دور تا دور 24 مجلس مینیاتور مختلف دیده میشود كه در حال عیش و سرورند همه بر روى گچ و اطرحهاى اولیه وقت شاه عباس صفوى هست كه در سال 1307 شمسى بدون توجه بطرز و سبك قدیمى اونها تعمیر و روغن مالى شده هست.

بالاتر شش مجلس نقاشى نفیس بطول 4*6 مشاهده میشود كه دو مجلس وسط طرفین تالار جنگ چالدران و كرنال را نشان میدهد و مربوط بدوره نادرشاه افشار هست كه در وقت محمد خان قاجار بقلم هستاد صادق نقاشى تعمیر گردیده هست.

و در زیر تابلو جنگ كرنال چنین نوشته شده هست:
بحسب الحكم شاهنشاه دوران فریدون فر محمد خان قاجار
زكلك صادق نقاش نو شد نشان و فر نادرشاه افشار
یا صادق الوعد
چهار مجلس كه دو تا از اونها مجلس پذیرائى شاه عباس اول و دوم پادشاهان از بك و دو تا دیگر مجلس پذیرائى شاه طهماسب از همایون شاه هندى پسرظهیرالدین بابركه از شیرزار افغان شكست خورد و در سال 951 هجرى قمرى به ایران پناهنده شد و یكى جنگ با ازبكان از نقاشیهاى خوب قدیمى و جالب هست.

بنا بنظر حاج مصور الملكى نقاش معروف مجالس آخرین بقلم هستاد رجبعلى شاگرد مظفر على و دو تاى اول بقلم هستاد صادق هست.


عكس ناصرالدین شاه قاجار بقلم محمد حسن افشار نقاش در تاریخ 1276 هجرى در زیر لنگه طاق نیر دیده میشود.

چهاربخارى در اطراف سالن بدستیارى مرحوم هستاد حاجى اسماعیل گچ بر و میرزاعلى بطرز قدیم در سال 1327 شمسى ساخته شده هست.


اشیائى كه در این سالن دیده مىشود بیشتر مربوط به مقبره شیخ صفى الدین اردبیلى هست كه بر حسب مساعى سید محمد تقى مصطفوى ریاست وقت اداره كل باستانشناسى و مساعدت مرحوم احسنى رئیس فرهنگ وقت و سرپرستى مهندس روانبد از شهرستان تهران به اصفهان نقل شده و اعلیحضرت همایونى شاهنشاه آریا مهر هنگام مسافرت براى زدن كلنگ تونل كوهرنگ موزه چهلستون را نیز افتتاچ فرمودند و این افتتاح در تاریخ هشتم مهر ماه 1327واقع گردید.


در سه طرف دیگر این سالن سه ایوان وجود دارد كه هر یك داراى نقاشیها و صورتهاى بسیار عالى ایرانى و اروپائى هست كه با لباسهاى قرن 17 میلادى ترسیم شده و امكان دارد صورت سفرا یا شاهزادگان فرانسوى و ایتالیائى باشد كه بدست نقاشان هندى و ایتالیائى ساخته شده هست.


در توصیف اون محمد بیك شاعر معاصر شاه عباس دوم سروده هست:
عكس آئینهاش بجلوه گرى میكند دیو را بشكل پرى
در و دیوار گشته رنگارنگ همه تصویرهاى كارفرنگ
روى دو ایوان بزرگ چوب بست عجیب و غریبى از الوارهاى قطور و بلند با یك اسلوب هندسى و.

فنى درست كلاف شده كه ببیننده را متعجب میسازد و بفاصله سه متر بالاترشیروانى آجرى كه بمنزله بام عمارت هست ساخته شده و پنجرههاى اطراف براى هواكش و عبور و مرور پرندگان میباشد.

اطراف عمارت مجراى آب هست كه در وسط اون فوارهاى سنگى از قدیم موجود هست.


در جنوب شرقى باغ عمارت هستاندارى از وقت قاجاریه هست و برج هشت شلعى سه طبقه مرتفعى از وقت صفویه نیز دیده میشود.

قسمت فوقانى اون مورد هستفاده هستاندارى و تحتانیش در تصرف اداره آمار میباشد.

نكته ایكه ممكن هست مورد مداقه و بحث واقع شود چهلستون هست كه با اینكه كمتر از چهل ستون داشته و دارد اونرا چهلستون نامیدهاند.


اونچه از مطالعه تاریخى اینگونه اسامى هستنباط میگردد اعداد 7و40و100 در موقع اغراق در توصیف و غرابت ابنیه بكار میرفته هست.


مثلاً كاخ صد ستون در تخت جمشید و یا چهلستون مسجد جامع اصفهان و چهلستون مسجد جمعه شهرستان تهران و نظائر اونها و یا چهلستون مسجد گوهرشاد در مشهد مقدس مقدس كه هیچكدام از نظر عدد با اسم مطابق نیست بلكه چهلستون كنایه از اینستكه اون قصر یا شبستان در بزرگى و توسعه بحد اعلى كه احتیاج بداشتن چهل ستون باشد رسیده و اون اندازه وسیع هست كه بدون اتكاء به چهل ستون ابقاى اون مقدور نبوده هست.


و همینطور هست كلمه صد ستون در كاخ صد ستون كه حاكى و مبین وسعت زیاد كاخ هست كه در حدود صد ستون تكیه گاه لازم دارد.


و با تشریح نكات مزبور روشن گردید اینكه فرمودهاند كاخ چهلستون در موقع حریق چهل ستون داشته و بیست ستون اون سوخته هست پايه ى ندارد و همان بیست ستون را داشته هست، زیرا اگر كاخ چهلستون پیش از حریق داشته بود خلف شاه عباس دوم هنگام حریق همان چهل ستون را میساخت نه اینكه نقصى در اون قائل شود و با بیست ستون تجدید بنا كند.


در كاخ چهلستون سردرها و ساختمانها و تابلوها و آثار دیگرى مشاهده میشود كه جزكاخ مزبور نبوده و براى محافظت باونجا نقل گردیده هست:
1 - پنجره عالى گچبرى كه از شاهكارهاى این صنعت هست و ابتداء تمام اون از گچ ریخته شده و سپس از قسمت پشت خلل و فرج اون با شیشه هاى رنگى تزیین شده و سرانجام تركیبى بى نظیر و عالى شده هست این پنجره از بناى تاریخى درب امام كه ساختمان اون مورخ بسال 857 ه.ق هست بعمارت چهل ستون انتقال داده شده هست.


2 - پایه ستونهایى كه به صورت مجسمه هاى شیر و انسان در چهارگوشه هستخر برنامه دارد و چهار قطعه هست و دو تخته سنگ حجارى شده بشكل چهارشیر كه در دو باغچه دو طرف خیابان ورودى كاخ برنامه دارد از بقایایى عمارات سرپوشیده صفوى و آینه خانه بكاخ چهلستون نقل شده هست.


3 - سردركاشیكارى مسجد قطبیه مربوط بوقت شاه طهماسب اول كه در مسیر خیابان واقع و براى محافظت چهل ستون انتقال یافته ورودى دیوارهاى جنوبى باغ چهلستون برنامه داده شده هست.


4 - قطعات كاشیكارى از مسجد آقاسى - مسجد خواجه علم - مسجد درب جوباره - پیربكران نیز بر روى دیوارهاى جنوبى باغ كاخ مزبور دیده میشود.


5 - سردرب كاشیكارى بناى تاریخى در كوشك مورخ بسال 902 ه.ق از عهد رستم آق قوینلو كه براى محافظت به كاخ چهل ستون منتقل و در قسمت ضلع غربى باغ نگهدارى می گردد.


این كاخ باستانى طى شماره 108 به ثبت تاریخى رسیده هست.

کاخ چهلستون به روایتی دیگر

باغ چهلستون كه بالغ بر 67000 متر مربع مساحت دارد در دوره شاه عباس كبیر احداث شده و در وسط اون عمارتى ساخته شده بوده هست.

در سلطنت شاه عباس دوم در ساختمان موجود مركزى تغییرات كلى داده شده و تالار آینه و تالار 18 ستون و دو اتاق بزرگ شمالى و جنوبى تالار آینه و ایوانهاى طرفین سالن موزه فعلى و حوض بزرگ مقابل تالار با تمام تزیینات نقاشى و آینه كارى و كاشیكارى دیوارها و سقفها اضافه کرده شده هست.


قسمتهاى جالب و دیدنى كاخ چهلستون به شرح زیر هست:
1 - سقف باشكوه نقاشى تالار 18 ستون و سقف آینه كارى تالار آینه و مدخل آینه كارى سالن جلوس شاه عباس دوم.


2 - ستونهاى عظیم تالارهاى 18 ستون و تالار آینه كه هر یك از اونها تنه یك درخت چنار هست.


3 - شیرهاى سنگى چهارگوشه حوض مركزى تالار و ازاره‏هاى مرمرزى منقش اطراف كه معرف صنعت حجارى در عهد صفویه هست.


4 - تزیینات عالى طلاكارى سالن پادشاهى و اطاقهاى طرفین تالار آینه و تابلوهاى بزرگ نقاشى سالن موزه كه پداشاهان صفوى را به شرح زیر معرفى مى‏نماید:
شاه عباس كبیر در حال پذیرایى از ولى محمد خان فرمانروایى تركستان شاه اسمعیل اول در جنگ چالدران شاه طهماسب اول در حال پذیرایى از همایون پادشاه هندوستان.

شاه اسماعیل اول یا شاه عباس اول در جنگ ازبكان، شاه عباس دوم در حال پذیرایى از ندر محمد خان امیر تركستان.

بعلاوه یك تابلو از جنگ كرنال كه در سلطنت نادر شاه افشار اضافه کرده شده و تصویرى از ناصرالدین شاه قاجار.


5 - تصویرى از شاه عباس كبیر با تاج مخصوص مینیاتورهاى دیگرى در اتاق گنجینه چهلستون كه در سنوات اخیر از زیر گچ خارج شده و اخیراً به وسیله متخصصین ایتالیایى تحت تعمیر و ترمیم واقع شده هست.


6 - پنجره عالى گچبرى اتاق جنوبى تالار آینه كه از بناى تاریخى دیگرى به نام درب امام به عمارت چهلستون انتقال داده شده و شاهكار هنرگچبرى در ایران هست.


7 - قراونهاى بسیارى نفیس به خط كوفى و خرفه شیخ صفى الدین اردبیلى

تبصره:
1 - سال ساختمان كاخ چهلستون به موجب اشعارى كه در جبهه شرقى تالار از زیر گچ خارجى شده مصراع مباركترین بناهاى دنیا هست كه به حساب حروف ابجد سال 1057 هجرى مى‏شود یعنى پنجمین سال سلطنت شاه عباس ثانى.


2 - سنگ شیرها و مجسمه‏هاى سنگى اطراف حوض و داخل باغچه‏ها تنها آثارى هست كه از دوقصر با شكوه دیگر صفویه یعنى آینه خانه و عمارت سرپوشیده باقى مانده هست.


3 - اگر چه انعكاس ستونهاى بیست گانه تالارهاى چهلستون در حوض مقابل عمارت مفهوم چهلستون را تشریح مى‏كند ولى در حقیقت عدد چهل در ایران كثرت و تعدد را مى‏رساند و وجه تسمه عمارت مزیور به چهلستون تعدد ستونها هست.


اكنون كه قصر سلطنتى چهلستون تا حدى توصیف شد به شرح دو مجلس از نقاشیهاى دیوارى چهلستون كه موضوع اونها پیرایى شاه عباس اول و دوم از مهمان خود ولى محمد خان و ندر محمد خان پادشاهان تركستان هست و در شهر اصفهان پذیرایى شده ‏اند مى‏پردازیم.




اصفهان نصف جهان

77:

استان زیبای اصفهان

استان اصفهان با مساحتي بالغ بر107044 كيلومتر مربع ( معادل 49/6 % مساحت كل كشور ) در قسمت مركزي كشور ايران بين 30 درجه و42 دقيقه تا 34 درجه و 27 دقيقه عرض شمالي خط هستوا و 49 درجه و 36 دقيقه تا 55 درجه و 31 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينايشانچ برنامه دارد .

اين هستان در قسمت فلات مركزي ايران برنامه دارد و از شمال به هستانهاي مركزي ، قم و سمنان
از جنوب به هستانهاي فارس ، كهكلايشانه و بايشانر احمد از غرب به هستانهاي لرستان و چهارمحال و بختياري از شرق به هستانهاي يزد و خراسانمحدود هست .شكل هستان از لحاظ گسترش در امتداد طول وعرض جغرافيايي به گونه اي هست كه ميانگين طول اون در نصف النهار33 درجه و30 دقيقه شرقي برابر با 5/532 كيلومتر و در امتداد مدار 51 درجه و 45 دقيقه شمالي برابر با 405 كيلومتر هست .به عبارت ساده ترميتوان فرمود درازا و پهناي هستان 5/532 * 405 كيلومترمربع مي باشد .


بر پايه آخرين تقسيمات كشوري در سال 81 اين هستان داراي20 شهرستان ، 83 شهر ، 43 بخش و 121 دهستان مي باشد .

مركز هستان اصفهان ، شهرستان اصفهان مي باشدكه در ميان كو ههاي مركزي و در دامنه هاي زاگرس و فاصله424 كيلومتري شهرستان تهران واقع شده هست .

از سال 1316 كه اصفهان به عنوان هستان دهم كشور ، به شهرستانهاي اصفهان و يزد تقسيم شده تاكنون تغييرات زيادي در تقسيم بندي اون بوجود آمده هست و طيق آخرين تقسيمات كشوري شهرستانهاي هستان اصفهان به ترتيب حروف الفبا عبارتند از : 1- اصفهان2 - اردستان 3 آران و بيدگل 4- برخوار و ميمه 5- تيران و كرون 6- چادگان 7 خميني شهر 8 -خوانسار 9 سميرم 10 - شهرضا ( قمشه ) 11 فريدن ( منطقه داران ) 12 فريدونشهر13 فلاورجان 14 كاشان 15-گلپايگان 16- لنجان 17- مباركه 18- نائين 19- نجف آباد 20 نطنز .
وسعت هر يك از شهرستانهاي هستان متفاوت مي باشد ، نائين با وسعت 35927كيلومتر مربع بزرگترين شهرستان و خميني شهر با وسعت 175 كيلومتر مربع كوچكترين شهرستان هستان مي باشد .
به علت برنامه گرفتن در مركز فلات ايران راه هاي مناطق مختلف كشور از اين هستان عبور مي نمايد .

اصفهان شاه راه حياتي راههاي مبادلاتي جنوب به شمال و شرق به غرب كشور محسوب شده و به علت رونق اقتصادي از قديم الايام اين منطقه پلي بر سر راه بازرگانان و تجار بوده هست .

وجود اين هستان در مسير راه آهن سراسري جنوب به شمال وهمينطور ساخت راه ها و مسيرهاي مبادلاتي بنادر هستانهاي هرمزگان ، بوشهر و خوزستان به مركز و شمال كشور بر اهميت اين هستان اضافه کرده هست .

اصفهان نصف جهان

78:

تصاايشانر زيبا از شهر تاريخي اصفهان

نمايي از ساحل زاينده رود در اصفهان

اصفهان نصف جهان

نمايي از ميدان نقش جهان در اصفهان
اصفهان نصف جهان

نمايي از سي و سه پل زاينده رود در اصفهان
اصفهان نصف جهان

تصايشانر ي ازنماي اندرون مهمانسراي عباسي اصفهان
اصفهان نصف جهان
نماي ديگري از مهمانسراي عباسي اصفهان كه توريستهاي خارجي به حرفهاي راهنما در مورد معماري اين بناي زيبا گوش ميدهند
اصفهان نصف جهان
تصايشانر ي ميدان نقش جهان اصفهان
اصفهان نصف جهان
بناي عالي قاپو در ميدان نقش جهان اصفهان
اصفهان نصف جهان
نماي زيبا ازيك مسجد در مجاورت مهمانسراي عباسي
اصفهان نصف جهان

79:

ماهه اصفهانمون

80:

دوستای عزیز ممکنه بدونم از دوستای خوب چه کسی ساکن اصفهانه؟

راستش به امید خدا از 4 شنبه به مدت 4-5 روزی توی این هستان مهمان و مسافرم !

خیلی مشتاقم با دوستای اصفهانی میتنگی داشته باشم !

81:

نبود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

82:


من!
مهرداد!
سلطان!
طناز!

83:

کجا می تونم ببینمت

84:

کسی می تونه به من بگه که چرا اب زاینده رود بسته هست؟
شهر داره از بی ابی از بین می ره

85:

در طول تاریخ به آسانی نمی‌توان رد شهر اصفهان را بطور پیوسته دنبال نمود.

هر چند اصفهان در مرکز فلات ایران برنامه داشت.

به علت اونکه در دوران پیش از اسلام نقطه ثقل امپراتوری‌های هخامنشی تا ساسانی، قلمرو غربی امپراتوری‌ها و بخصوص بین النهرین بود، این شهر در کانون توجه این سلسله‌ها برنامه نداشت.

در طول تاریخ تا دوران اسلامی می‌توان در محل فعلی شهر اصفهان ردپای شهرهای مختلفی تحت نامهای مختلف، محلهای مختلف و حتی امتان متفاوتی را پیگیری نمود.[۶] هر چند در دوران اسلامی منطقه جغرافیایی اطراف شهر نام اَسپاهان که نام تقسیم بندی حکومتی وقت ساسانیان بوده‌است را حفظ کرده‌است.

در هنگام حمله اسکندر مقدونی به ایران، این شهر مرکز گابیویی‌ها[۷] بوده‌است و از اون تحت عنوان گابای یا تابای[۸] نام برده شده‌است.[۶] در قرون اولیه اسلامی، منابع اسلامی از دو شهر در مکان فعلی شهر اصفهان نام می‌برند؛ شهری بنام جَی در مکان فعلی محله جِی و دیگری شهری در سه کیلومتری غرب جَی با نام یهودیه که جمعیتی قابل توجه از یهودیان را در خود جای داده بود.

[۶] سپس اسلام این شهر رو به پیشرفت نهاد.

در دوره سلجوقی این شهر به عنوان پایتخت سلجوقیان برگزیده شد.

اوج شکوفایی اصفهان به وقت صفویان بر می‌گردد؛ هنگامی که شاه عباس کبیر پایتخت صفویه را به این شهر منتقل نمود

86:

برپايه پيش‌بيني مديركل حمل و نقل و پايانه‌هاي هستان اصفهان در تعطيلات نوروز88 اصفهان نصف جهان شهر تاريخي و پر از جاذبه‌هاي ديدني كشور ميزبان بيش از يك ميليون و 800 هزار نفر مسافر و گردشگر باشد.

مهندس حسين علي شمائيان، مديركل حمل ونقل و پايانه‌هاي هستان اصفهان در فرمود‌وگو با خبرنگار پايگاه خبري دانشجايشانان ايران (ايسنا)، فرمود:‌ فراخوان آمار مسافران نوروزي به اين هستان با توجه به پراكندگي محل ورود‌ي‌ها مشخص نيست.

ايشان با اشاره به اين كه 27 بهمن پيش‌فروش بليت‌هاي نوروزي در بخش حمل ونقل جاده‌اي آغاز شد اضافه کرد: در نوروز 88، تشكل‌هاي صنفي و ناوگان مسافر‌ي فعال زير پوشش شركت‌هاي مسافري با بيش از سه هزار و 15 دستگاه شامل 688 اتوبوس ايشانژه، 782 اتوبوس عادي، يكهزار و 5 ميني بوس از 25 اسفند امسال تا 20 فروردين ماه88 طرح نوروزي را اجرا مي‌كنند.


87:

بنابر اونچه از تاریخ هستفاده مى‏شود اولین چاپخانه خاورمیانه در اصفهان توسط خاچاطور ایجاد گردید.

وى از سال 1620 م سمت پیشواى دینى ارامنه اصفهان را عهده ‏دار شد.

از كارهاى وى تأسیس اولین چاپخانه در ایران و خاورمیانه در شهر اصفهان بود، این چاپخانه كه با سعى و جدیت روحانیون كلیساى وانگ تهیه شده بود اولین كتاب خود را به عنوان «زبور داود» در سال 1638م به چاپ رسانید، این كتاب داراى 572 صفحه هست.

مدت وقت بسیار زیادى صرف چاپ اون شده، و امروزه تنها یك نسخه اون در كتابخانه بادلیال دانشگاه آكسفور مى‏باشد.

توجه:از دوستان عزيزي كه از اين وبلاگ بازديد ميكنند خواهشمندم در خصوص مطالب بخش اصفهان نظرات خود را بنايشانسند و بگايشانند كه آيا مطالب اين بخش مفيد هست و خواستار انتشار چه مطالبي در بخش اصفهان ميباشند.باتشكرhttp://images.jupiterimages.com/comm...4/22248450.jpg

88:

زاینده‌رود اصفهان
زاینده رود، یا زنده‌رود، بزرگ‌ترین رودخانهٔ مرکزی ایران، بخش عمده‌ای از این رود از هستان اصفهان می‌گذرد، بر روی این رودخانه پل‌های تاریخی بسیاری از وقت صفویان و پیش‌تر از اون برجا هست که جاذبه گردشگری دارد، حاشیه‌سازی این رودخانه در شهر اصفهان (اسپهان)، و بوستان‌ها و بیشه‌های پیرامون این رودخانه در فصل تابستان گردشگاه مناسبی برای اهالی شهر و گردشگران هست.


این رودخانه از زردکوه واقع در رشته کوه زاگرس سرچشمه می‌‌گیرد.وجه تسمیه اون بدین جهت می‌‌باشدکه درطول مسیر چشمه‌های متعددی زایش کرده وبه اون می‌‌پیوندد.

جهت افزایش آب ان در وقتهای قدیم ازجمله هخامنشیان-ساسانیان-سلجوقیان-صفویان اقداماتی جهت حفر کانال صورت گرفته که نتیجه کاملی در برنداشته هست.

دروقت رضاشاه اولین تونل به بهره برداری رسید.تونل دوم نیز دروقت محمدرضاشاه راه اندازی گردید.عملیات حفر تونل سوم در همین وقت شروع ولی بدلیل وقوع انقلاب تعطیل گردید.بعد ازانقلاب باتاخیر بسیار زیادعملیات حفاری مجددا" آغاز گردید که تا کنون ادامه دارد.(سال۱۳۸۴) جهت آبیاری شهر اصفهان در قدیم از نهرها یی بنام مادی هستفاده می‌گردید.

درحال حاضر برای آبیاری زمینهای کشاورزی هستان اصفهان از سدهای آبیاری که بدین منظوراحداث گردیده هستفاده می‌‌شود.

این رودخانه آب آشامیدنی شهر یزد را نیز تأمین می‌‌نماید که در آینده با اتمام تونل سوم پیش بینی می‌شود هستان کرمان رانیز سیراب نماید.

زاینده رود در انتهای مسیر خود به باتلاق گاو خونی میریزد.

89:

روزى شاه ‏عباس به شكار رفته بود.

در میان كوهها از همراهان پیش افتاد به پسر بچه‏ اى رسید كه در كنار گله‏ بزى نى مى‏زد شاه با او به فرمودگو پرداخت و سؤالات گوناگون از وى نمود.

پسرك بى‏اونكه شاه را بشناسد، به هر پرسشى با عباراتى كه دلیل كمالى و هوشمندى بود جواب فرمود بطوریكه باعث حیرت و تعجب شاه گردید.

پس از اون از امام قلى خان پرسید كه هوش و شعور این طفل را چگونه مى‏یابى؟ خان در جواب فرمود به عقیده من اگر این طفل صاحب خط و سواد بشود مى‏تواند خدمات خوب به اعلیحضرت بكند، شاه طفل را بدو سپرده، امر به تربیت و تعلیم فرمود.

واضح هست اون جوان به‏اون شدت هوش و قوت عقل و سرعت انتقال حافظه عمیق در مدت قلیل پیشرفت فراوان حاصل كرده، داراى معلومات شد و از عهده چندین شغل و منصب كه خان در اداره و دستگاه خود به او رجوع كرد به‏ خوبى برآمد.

پس از اونكه خان شرح احوال او را به شاه راپرت كرد، اعلیحضرت منصب ناظرى كل و ریاست دربار و خزانه خود را با لقب محمدعلى بیك به او ارزانى داشت و در طى خدمات دربارى كه هر روز درستى و حسن رفتار او بیشتر به‏ ظهور مى‏رسید دو مرتبه او را به سفارت كبرى نزد مغول كبیر پادشاه(هندوستان) مأمور كرد، و هر دو مرتبه از حسن نتیجه سفارت خود خاطر شاه را راضى و خرسند نمود.

محمدعلى بیك عدالت را دوست مى‏داشت و به رشوه و تعارف فریفته نمى‏شد و هرگز رشوه قبول نمى‏كرد و این رفتار عموماً بسیار نادر و نایاب هست.

این محسنات و فضایل بزرگ حسد و عداوت تمام بزرگان دربار را بر ضد او برانگیخت، خصوصاً خواجه ‏سرایان و زنهاى حرم كه گوش شاه پیوسته به طرف ایشان هست؛ اما تا شاه‏ عباس كبیر زنده بود احدى جرأت نمى‏كرد كه به مخالفت ناظر زبان به سعایت بگشاید و او چنان از روى هستحقاق در دل شاه جاى گرفته بود كه هرگز تصور خطاكارى در حق او نمى‏كرد.

سپس فوت شاه ‏عباس، شاه صفى جوان به‏ جاى جد خود شاه‏ عباس به‏ تخت سلطنت جلوس كرد، چون بسیار جوان بود دشمنان ناظر تصور كردند كه موقع اون رسیده هست كه در نزد این شاه جوان از ناظر و رئیس دربار شكایت و سعایت كرده، رفتار او را در نظر پادشاه به‏ خیانت جلوه بدهند.

خواجه‏ سراها كه اغلب نزدیك و دور و بر شاه هستند شروع به سعایت و بدگویى از محمدعلى بیك كردند، اما شاه جوان گوش به حرف اونها نمى‏داد و تمام فرموده‏ هاى ایشان را ناشنیده مى‏انگاشت.

بالاخره روزى كه شاه هوس كرده بود شمشیر و خنجر و اسلحه‏ هاى مرصع سلطنتى را تماشا كرده، از نظر بگذراند یكى از خواجه سرایان فرمود بفرمائید اون شمشیرى را كه عثمانى براى مرحوم عباس به هدیه فرستاده بود بیاورند كه جواهرات اون، همه قیمتى و تماشایى هست.

راست هست سلطان عثمانى یك شمشیر بسیار نفیس قیمتى براى شاه‏ عباس فرستاده بود، اما مدتى قبل از اونكه محمدعلى بیك داخل خدمات دربارى بشود شاه ‏عباس اون شمشیر را شكسته جواهرش رابه مصرف كارهاى دیگر رسانیده بود.

هر چه در خزانه كه ریاست اون با ناظر بود تفحص نمودند اون شمشیر را پیدا نكردند، بجهت اینكه سالها مى‏گذشت كه شمشیر در خزانه نبود.

شاه متغیر شد، زیرا كه در كتابچه خزانه و هدایا اون شمشیر ثبت شده بود.

خواجه ‏ها و بزرگان دربار كه در اون وقت حضور داشتند موقع یافته، بنا كردند بدى اعمال ناظر را ذكر كردن و فرمودند كه او این همه كاروانسراها ساخته، سدها و پلها بسته و براى خود خانه و عمارتى بنا كرده هست كه قابل اینست كه از نظر اعلیحضرت بگذرد، واضحست این همه مخارج ممكن نیست جز اینكه از مال دولت شده باشد، خوب هست مقرر بفرمائید به حسنات او رسیدگى شود.

در این اثنا محمدعلى بیك رسید صحبت را قطع كردند، اما شاه مثل همیشه با او برخورد نكرد بلكه بعضى عبارات تغییرآمیز هم بواسطه پیدا نبودن شمشیر ادا نمود و فرمود مى‏خواهم موجودى خزانه را با كتابچه تطبیق كنم.

پانزده روز به‏تو مهلت مى‏دهم كه اینكار را مرتب نمائى.

با وجودیكه شاه دو مرتبه تكرار كرد كه پانزده روز مهلت دارى اما محمدعلى بیك بدون اینكه مضطرب بشود با كمال متانت هستدعا كرد كه همین فردا تشریف‏ فرماى خزانه بشوید مهلت ابداً لازم نیست، شاه قبول كرد و فرداى اون روز بخزانه رفت تمام اشیاء اونجا را مرتب و منظم مطابق صورت كتابچه هر چیزى را بجاى خود یافت، تفصیل شمشیر مفقود را هم ثابت و محقق داشت كه كى و بچه مصرف رسیده هست، شاه از خزانه بیرون آمده، بدون سابقه و خبر به خانه محمدعلى بیك رفت.

در ایران رسم هست وقتى كه پادشاه به خانه یكى از بزرگان برود باید پیشكش گزاف درخور شأن صاحب‏خانه تقدیم نمایند اما محمدعلى بیك پیشكش خیلى مختصرى تقدیم كرد شاه همه اطاقها را گشت دید غیر از نمدهاى پست فرش و زینتى ندارد و حال اونكه خانه‏ هاى سایر بزرگان دربار همه از زرى و ابریشم مفروش و مزین‏اند، شاه خیلى متعجب شد زیرا كه منتظر بود چنانچه به او فرموده بودند در خانه این مرد كه داراى اول شغل و مقام بود غرائب و عجائب از ثروت و تجملات مشاهده نماید.

در آخرِ دهلیزى شاه درى بسته دید كه سه قفل بر اون زده شده بود، شاه بدواً ملتفت اون در نشد خواست برگردد یكى از خواجه‏ هاى سفید كه مدیر اطاق مخصوص شاه بود و مهتر نام داشت شاه را بدان در متوجه ساخت.

شاه از ناظر سؤال كرد در این حجره چه دارى كه با سه قفل درب اون‏را بسته‏اى؟ در جواب فرمود: شهریار این اطاق را باید در كمال دقت حفظ و حراست كنم، به جهت اینكه هر چه دارم در اون هست.

هر چه اعلیحضرت در این خانه دیدند متعلق به‏ اون شهریار هست.

اما اونچه در این اطاق هست به خود من تعلق دارد و امیدوارم كه اعلیحضرت مرحمت و تفضل فرموده، اون را هیچوقت از چاكر هسترداد نفرمایند.

این تقریر محمدعلى بیك كنجكاوى شاه را بیشتر محرك شد و امر به گشودن در نمود.

پس از اون كه در باز شد شاه را فوق ‏العاده تعجب دست داد زیرا كه اطاقى بدون فرش و اثاثیه دید، یك چماق شبانى بر روى دو میخ نصب شده بود، یك خورجین مندرس كه جاى نان و یك مشك كوچك كه جاى آب شبانان هست با یك نى، هر یك به میخى آویخته و پوشش كهنه پاره شبانى هم در طرف دیگر میخ دیگر آویزان هست.

پس از اونكه شاه مدتى از روى حیرت به این اطاق و اثاثه اون مبهوت تماشا كرد و چیزى نمى‏فهمید، محمدعلى بیك نخواست زیاده بر این شاه را در حالت حیرت و نادانى بگذارد.

و فرمود: شهریارا وقتى كه شاه ‏عباس مرا در كوهستان ملاقات كرد مشغول چراندن گله بز بودم این بضاعت من بود كه در این اطاق به نظر مبارك مى‏رسد و او از من بضاعتم را نگرفت شما هم نگیرید، بگذارید مالیه خود را برداشته از پى كار خود بروم و من این مرحمت را از طرف اعلیحضرت بزرگترین احسان و لطف مى‏شمارم، شاه از این همه سادگى اخلاق و شرافت نفس به‏ رقت آمد، در همان حال پوشش خود را كنده، به‏ ناظر پوشانده و رفتند فوراً پوشش دیگرى براى شاه آوردند.

پوشش را پوشید و به دربار مراجعت كرد و این بزرگترین افتخار هست كه شاه پوشش تن‏پوش خود را حضوراً به كسى بدهد.

محمدعلى بیك در سر شغل خود باقى بود تا با كمال افتخار و نیك‏نامى ترك زندگانى نمود و دشمنان او كه ناحق و ظالمانه در فناى او متحد و یكدل شده بودند قرین خفت و خجالت و غصه و اندوه گردیدند.


90:


91:

كمتر سیاح و مسافریست كه براى دیدن شهر تاریخى اصفهان به این دیار بیاید و از منارجنان اصفهان دیدن نكند.

هفته ‏نامه چهلستون كه در سال 1331 منتشر شده گزارشى در این مورد چاپ نموده هست: عصر روز دوشنبه بود كه آقاى وزیر فرهنگ براى افتتاح دبستان سروش سده باونجا تشریف بردند و پس از اونكه مراسم افتتاح دبستان پایان یافت چون قدرى بغروب و رسیدن ساعت هفت و ملاقات با فرهنگیان باقى مانده بود، قسمتى از وقت خود را صرف دیدن منارجنبان اصفهان نمودند.

اتومبیل نمره شش وزارتى جلوى در حیات منارجنبان توقف كرد و همراهان نیز از اتومبیل هاى خود پیاده شده و بداخل حیاط رفته و از پله ‏ها بسطح بام رفتند.

رعیتى كه اونجا بود داخل منار شد و بشدت منار را تكان داد.

دكتر حسابى كه روزى در امریكا، در شهر نیویورك در مقابل انشتین ریاضى‏دان معروف نشسته و با او در باره فرضیه‏ هاى مختلف مباحثه نموده وقتى دید این منار با این عظمت حركت مى‏كند نتوانست از تعجب خوددارى نماید.

در حالیكه حاضرین همه با تعجب زیاد حركت مناره را تماشا مى‏كردند آقاى دكتر حسابى در ذهن خود مى‏خواست فرضیه حركت منار را ثابت كند.

در باره حركت منارجنبان مطالب مختلف فرموده شده.

عالم‏زاده كارلادانى كه عنوان متولى اونجا را براى خود حفظ كرده، معقتد هست حركت منار از بركت قبر عمو عبداله سقلانى هست كه در زیر دو منار دفن هست.

حتى مدعى هست كه وقتى حاكمى خواست لك‏لكى را كه بالاى منار آشیانه داشت صید كند گرفتار دلدردى شدید شد و فوت كرد.

بعضى از سیاحان چسبندگى گل اصفهان و خاك اونرا باعث حركت منار مى‏دانند.

با وجود این در تعمیریكه در 25 سال قبل از منار شده و اونرا از كمر برداشته و مجدداً ساخته ‏اند در حركت منار تغییرى نداده هست.

علماى فیزیك حركت منار را مربوط بخاصیت رزیستانس دانسته و آقاى مهدوى لیسانسیه فیزیك در این باره رساله‏ اى نوشته و منتشر ساخته ‏اند علماى ریاضى نیز مى‏گویند خاصیت حركت منار در هر دو منارى كه ارتفاع اونها از سطح بام كمتر از ارتفاع اون از روى زمین باشد، موجود هست.

بناى اصلى مقبره عمو عبداله و دو منار منارجنبان متعلق بدوره مغول مى‏باشد.


92:

من در اصفهان بیش از 10سال زندگی کردم وخصوصیات زیر در اونان دیدم :
1 - غریبه ها را جذب نمی نمايند
2 - مخفی کاری مینمايند ودر عین حال میخواهند از کار تو سر درباورند
3 -فکر مینمايند زرنگ هستند ولی کمی که در کارهایشان وفرمودارش دقت کنی متوجه میشوید که زرنگ نیستند
4 - نسبت به سایر شهرهای ایران کمی حسود هستند.
5 ....................

93:

اصفهان رو دوست دارم اما نه برای زندگی.
شهربسیارزیبایست.


94:

رييس اتحاديه‌ي هتل‌داران اصفهان:
امسال ورود گردشگران خارجي به اصفهان 95 % كاهش يافته هست



رضايت درباره‌ي وضعيت رزرو هتل‌ها براي فصل پاييز توسط گردشگران خارجي، فرمود: امسال ورود گردشگران خارجي به اصفهان 95 % كاهش يافته هست.

تا پيش از انتخابات رياست جمهوري، وضعيت ورود گردشگران بين‌المللي به اصفهان خوب بود؛ اما با توجه به بحران‌هايي كه در داخل كشور و جهان به‌وجود آمدند و هم‌چنين نبود آب در زاينده‌رود، بسياري از رزروها ابطال شدند.

اكنون وضعيت تأسف‌باري در صنعت گردشگري اين هستان به‌وجود آمده هست.


اصفهان نصف جهان

95:

حق آب وگل
دوستان سلام .درروزگاران قديم شهري بود شهري بود بسيارباصافا و سرسبز.

اکثريت امت اين شهر بزرگ به کشاورزي ودامدام پروري مشعول بودند.

البته عده اي از امت شهر هم به صنعت و بازرگاني اشتغال داشتند.

علت اين آباداني و سرسبزي هم رودخانه اي بود که کوه هاي بلند غرب اين شهر بزرگ به اون جاري بود.

اين رودخانه همچون ماري پر پيچ مسافت هاي زيادي را طي مي کرد تا خودشا به دشت هاي اين شهر برسونه و اونها را سيراب پرمحصول کنه.

اين وضعيت هميطور ادامه داشت تا اينکه بعضي از حاکمان روزگار اين شهر با صفا را به پايتختي و مرکز حکومت خود انتخاب کردنند ، واگر از انصاف دور نشيم درآباداني بييشتر اون شهر کوشيدن و آثارتاريخي زياد فعلي هم بجا مانده از اون دوران و اون حاکمان هست .

مانند پل خواجو- سي وسه پل-پل شهرستان_پل مارنان_ ميدان نقش جهان و....

اين رودخانه همچون رگ حياطي که خون را به ساير اندامها بدن مي رسنونه عمل کرده هست.

درواقع مي توان فرمود که رگ حياطي شهر اصفهان رودخانه زنده رود بوده هست .

اما متاسفانه در سالهاي گذشته حاکمان وقت ما نظر ديگري نسبت به اين رودخانه پيدا کردند و براي آباد کردن دشت هاي کايشانر از آب اون هستفاده کردند.

حالا سپس گذشت نزديک به دودهه که آب اين رودخانه بوسيله خط لوله 300 يا400 کيلومتري به اون دور دورا مي رود، دشت ها و جلگها و بيشه زارها و زمين هاي کشاورزي اين شهر بزرگ خشگيده ، دامداري اين شهر هم دچاراشگال شده هست.

سرزميني که روزي علاوه برتامين کندم ،برنج، وسيفي جات خود شهرو هستان به ديگر شهرها واستانها هم صادرات محصولات کشاورزي داشت ،حالا کم کم داره تبديل مي شه به دشت کايشانر، هزاران نيرايشان کار اين شهر که کشاورزي ،باغداري؛ دامداري وغيره مشعول بودند حالا بيکار شدند.

اون قديما مي فرمودند که اگه آبي در ده يا شهري وجود داره اول امت اون شهر حق آب و گل دارند ،بعد جاهاي ديگه .

اما حالا مثله اينکه ديگه اين ضرب المثل قديمي شده و کاربردي نداره

اصفهان نصف جهان



اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

96:

امید به روزی که زنده رود دوباره زنده رود شود




اصفهان نصف جهان




اصفهان نصف جهان





اصفهان نصف جهان

97:

واقعا غم انگيزه
اصفهان شهريه كه من واقعا دوستش دارم
اين انتقال آب زاينده رود از دستاورد هاي دوران رياست جمهوري خاتمي بود كه آب زاينده رودو به يزد منتقل كرد

98:

عکسهای زیبا از هنر پارچه های قلمکاری در اصفهان



اصفهان نصف جهان


اصفهان نصف جهان


اصفهان نصف جهان


اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان


اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

99:

مرسی واقعا اقا صادق زحمت کشیدی
اشنا شدم تا یه حدودی
دلم وا شدددددد

100:

هنر زیبای قلم زنی در اصفهان


قلم زنی چیست:

قلمزنی عبارت هست از تزیین و کندن نقوش بر روی اشیای فلزی به ویژه مس، طلا، نقره، برنج و یا به عبارت دیگر ایجاد خطوط و نقوش به وسیله قلم با ضربه چکش و بر روی اجسام فلزی.

قلمزنی یکی از رشته‌های هنرهای سنتی ایران هست که در دسته بندی، در رده هنرهای صناعی و در گروه فلزکاری برنامه دارد.
امروزه برای قلم‌زنی ابتدا داخل یا زیر ظرف یا سینی مورد نظر را که معمولا از جنس نقره یا طلا هست از محلول قیر و گچ پر می‌نمايند تا سروصدای قلم کمتر به گوش برسد و همچنین مانع از سوراخ شدن ظرف در حین کار شود.

سپس نقش مورد نظر را روی ظرف رسم کرده و قلم مناسب را انتخاب کرده و روی سطح ظرف برنامه می‌دهند و با چکش بر انتهای قلم می‌کوبند تا شیارها و نقش‌ها با تغییر شدت ضربه روی ظرف ایجاد شوند.
قلم‌های این هنر متنوع هستند و نام‌های خاص خود را دارند مانند قلم سایه و قلم نیم‌بر.

پس از ایجاد نقش‌ها، قیر را جدا می‌نمايند و روی شیارها گرده زغال می‌ریزند و روی ظرف را با روغن جلای سیاه می‌پوشانند.

به این ترتیب نقش‌های قلم‌زده شده به شکل خط‌هایی تیره و مشخص دیده می‌شود.

اصفهان نصف جهان

101:

قلمزني‌ مس‌ و برنج‌‌

اونچه امروز بعنوان قلمزني‌ شناخته ميشود و مصنوعات فراواني‌ اعم‌ از مس‌ و برنج‌ بوسيله اون‌تزئين ميگردد در ايران داراي سابقه اي بسيار طولاني‌ هست‌.

از آثار فلزي دوره‌ هخامنش نمونه‌هاي بسياري‌ بدست‌ نيامده تا دور نماي رواج اين‌ هنر در‌اون دوران را مشاهده کنيم ولي‌ مجموعه‌ ظرفها و بشقابهاي نقره و طلاي عصر ساساني‌ که‌ ‌بدست‌ هستادان ايراني‌ قلم خورده‌ هست‌ و سلاطين اين‌ سلسله را در بزم يا رزم‌ و شکار ‌نشان ميدهد و در موزه‌ ارميتاژ شهر لنينگراد نگاهداري‌ ميشود رواج صنعت قلمزني‌ را در ‌اون عصر تاييد ميکند.

در دوران اسلامي‌ تاريخ‌ ايران صنعت قلمزني‌ رواج فوق العاده‌ داشته هست‌ و شاهد بر اين‌‌مطلب مجموعه‌ ابريقهاي برنزي و آثار زيباي فلزي از نوع بخوردان و ظرفهاي آبخوري‌ هست‌ که‌ ‌بشکل حيوانات و پرندگان ساخته شده و بيشتر اونها در خراسان و همدان و ري‌ و سمرقند ‌بدست‌ آمده هست‌.

جالب‌ترين‌ هنر فلز کاري‌ دوره‌ سلجوقي‌ ترصيع مس‌ قرمز رنگ‌ و دادن‌ نقره بر رايشان‌ ظروف‌‌برنزي و بعدا رايشان‌ برنج‌ بوده‌ هست‌.

هنر طلا کوبي‌ و نقره کوبي‌ مفرغ در سده هشتم و نهم ‌هجري به‌ درجه‌ کمال رسيد و در اين‌ دوره‌ آثاري‌ مانند قدح و سيني و تنگ و هاون‌ و قلمدان ‌و منقل و آينه و جعبه جواهر و شمعدان ساخته شده هست‌.

کارهاي مفرغي‌ عصر صفايشانه‌ از بهترين‌ کارهاي جهان بشمار ميرود.

فولاد در دست‌ هنرمندان‌عصر صفايشان مانند قلم نقاش مط‌يع و انعطاف پذير و لط‌يف شده بود.

نقش بر فولاد اونچنان ‌زيباست‌ که‌ با قلم نيز بهتر از اون نميتوان ايجاد کرد.

نمونه‌هاي اين‌ ظروف‌ در موزه‌ ايران ‌باستان شهرستان تهران موجود هست‌.

از پسنديده ترين‌ نگاره‌هاي قلمزنان به‌ رايشان‌ ظرفهاي مسي و برنجي در دوره‌ قاجار نقشهاي غير‌اسليمي گلهاي در هم‌ پيچيدهاي هست‌ که‌ حيوانات و پرندگان بسياري‌ را در بر ميگيرد و ‌برخي‌ از اونها همچون ميمون و فيل بومي‌ ايران نيستند تصاايشانر پرندگان و حيوانات وجه‌ ‌مشخص اينگونه‌ ظرفهاست‌.

بيشتر فرآورده‌هاي فلزي که‌ ظرف يک‌ قرن اخير در ايران ساخته شده از مس‌ هستند که‌‌بسياري‌ از اين‌ فرآورده‌ها براي مصرف روزانه‌ ساخته شدهاند و بدون‌ تزئين هستند و عنصر ‌اصلي زيبايي‌ اونها همان شکل اونهاست‌ ولي‌ آلات مسي که‌ ارزش‌ نمايشي بيشتر داشتهاند ‌معمولا مورد توجه‌ صنعگران و هنرمنداني‌ چون قلمزني‌ و کنده کار و گاه نيز بر جسته کار ‌برنامه گرفتهاند.

اصفهان هميشه از مراکز مهم صنعت قلمزني‌ ايران بوده‌ و هست و در حال حاضر بيشترين‌‌تعداد کارگاههاي صنايع‌ دستي اصفهان را کارگاههاي قلمزني‌ مس‌ و برنج‌ تشکيل ميدهند و ‌تعداد شاغلين اين‌ رشته نسبت به‌ ساير رشتهها زيادتر هست‌.

دامنه هنر فلز کاري‌ در ايران بسيار وسيع هست‌ از جمله مي‌توان از هنر مشبک کاري‌ نام برد‌که وسايلي از قبيل فانوس، آباژورهاي پرنقش و نگار مسي و برنجي، بخوردان، گلدان و ‌پوشش‌ بط‌ري را شامل‌ ميشود.

مواد اوليه مورد مصرف سازندگان فرآورده‌هاي مس‌ و برنج‌ شامل‌: مس‌، برنج‌ و آلياژ هايي‌‌از اين‌ دو هست‌.

لوازم کار صنعتگران اين‌ رشته از دو دسته تشکيل ميگردد يک‌ دسته ابزاري‌ که‌ در مرحله‌ساخت‌ محصولات مورد مصرف برنامه ميگيرد مانند دستگاه خم‌ کاري‌، موتور فرچه‌، کوره‌ برقي‌، ‌سندان، چکش، دسته ديگر ابزاري‌ که‌ در مرحله قلمزني‌ مورد احتياج هست‌ مانند دستگاه قير ‌آب کني، پرگار انواع قلم آهني، چکش و غيره.

نحوه توليد

شيوه کار قلمزنان چنين هست‌ که‌ ابتدا داخل‌ ظرف ساخته شدهاي را که‌ برنامه هست‌ قلمزني‌ بر‌رايشان‌ اون انجام شود از قير پر مينمايند تا هم‌ ضربات چکش باعث‌ اعوجاج فلز نگردد و هم‌ ‌صداي ناشي‌ از کار کردن‌ با قلم و چکش کاهش‌ يابد.

سپس صنعتگر با بهره گيري از پرگار و ‌الگوهايي‌ که‌ قبلا بر رايشان‌ کاغذ ترسيم گرديده نقش مورد نظ‌ر را بر رايشان‌ فلز منتقل نموده‌ و ‌پس از اون خط‌وط اصلي و مهم را قلم زده‌.

و سپس پايان قلمزني‌ خط‌وط اصلي به‌ انجام ريزه ‌کاري‌ها و حک‌ خط‌وط ظريف‌تر ميپردازد.

در پايان محصول ساخته شده را حرارت‌ داده‌ و قير را از اون جدا نموده‌ و بوسيله روغن‌ جلا و‌روغن‌ کرچک‌ به‌ جلا دادن‌ اون مي‌پردازند.

طرحهاي مورد هستفاده‌ قلمزنان بيشتر ذهني هست‌ ‌و ندرتا طرحهايي‌ از کتب قديمي يا مينياتورهاي ايراني‌ مورد هستفاده‌ شان برنامه ميگيرد.

بعضي از کارگاهها صرفا به‌ ساخت‌ محصولات مسي و برنجي مشغول هستند و در مقابل‌‌کارگاههاي ديگري فقط کار قلمزني‌ بر رايشان‌ اين‌ فلزات را انجام ميدهند و دسته سوم ‌کارگاههاي هستند که‌ هر دو کار را انجام ميدهند.









اصفهان نصف جهان

102:

آیا سی‌وسه ‌پل فرو می‌ریزد؟



اصفهان نصف جهان



كارشناسان می‌گویند بستر اصفهان و اطراف سی‌وسه پل شنی هست و با جنس خاك كشورهایی كه در اونها مترو از نزدیكی آثار تاریخی اون گذشته، متفاوت هست.

به نوشته "همشهری"، به تازگی تاسیسات مترو اصفهان در فاصله‌ای كمتر از 40 متری سی‌وسه‌ پل مستقر شده هست.

با وجود حكم دادگاه و مصوبه شورای عالی ترافیك مبنی بر توقف ساخت مترو در نزدیكی آثار تاریخی، حفاری تونل‌ها همچنان ادامه دارد.

این در حالی هست كه شعبه 5 دادگستری اصفهان دستور ممنوعیت عبور تونل مترو را از زیر خیابان چهارباغ عباسی صادر كرده هست.

حتی موافقان این طرح از جمله شورای شهر اصفهان، حداقل فاصله مجاز برای عبور تونل مترو را 150 متری سی‌وسه پل عنوان كرده‌اند.

با این همه مجریان همچنان به كار خود ادامه می‌دهند.

از سوی دیگر بر پايه شنیده‌های غیررسمی این طرح تاكنون یك‌هزار میلیارد تومان هزینه در برداشته هست.

اما گویا این مبلغ تنها توانسته 80 % طرح را به سرانجام برساند.

زیرا به فرموده حاج رسولی‌ها، رئیس شورای شهر اصفهان، شورا امسال برای به انجام رساندن مابقی طرح، یعنی ریل‌گذاری، خرید واگن و...

مبلغی حدود 300 میلیارد تومان تقاضا كرده كه هنوز به تصویب نرسیده هست.

هر چند حاج رسولی‌ها، به‌طور علنی موافقت یا مخالفت خود را درباره عبور تونل مترو از سی‌وسه پل مشخص نكرد اما از میان صحبت‌های او می‌شد فهمید كه نه‌تنها موافق هست كه تمایلی هم برای پاسخگویی ندارد.

برای همین سراغ دیگر مسئولان و كارشناسان شهری اصفهان رفتم.

همه اونها به محض شنیدن عبارت "خبرنگار همشهری هستم." یا نشستن در یك جلسه مهم را بهانه می‌كردند یا خود را در این باره ذیصلاح نمی‌دانستند.

به ناچار سراغ یك مقام غیررسمی اما فعال در این موضوع رفتیم.

علیرضا روحانی عضو یك انجمن غیردولتی به نام "حامیان میراث فرهنگی اصفهان" هست كه هموقت با روز تولد اصفهان، اول آذر فراخوان موجودیت كرد.

روحانی درباره رد شدن تونل مترو از فاصله 40 متری سی‌وسه پل و خطراتی كه این بنای تاریخی با اون مواجه هست، فرمود: "متاسفانه خیلی از مسئولان موافق عبور مترو از چهار باغ بر این باورند كه گذر مترو در خیلی از كشورهای دارای تمدن كهن در كشورهای اروپایی هم عملی شده هست.

در حالی كه خاك اونجا به هیچ عنوان قابل مقایسه با خاك اصفهان نیست.

كارشناسان امر مدام تاكید می‌كنند كه زیر پایه‌های سی‌وسه پل، چاهك‌هایی به عمق بین 20 تا 30 متر حفر شده و پایه‌های سی‌وسه پل را بر روی این چاهك‌ها بنا كردند.

پرسش این جاست كه اگر برنامه باشد تونل از زیر سی‌وسه پل رد شود با چه عمقی برنامه هست رد شود؟ آیا برنامه هست بیشتر از عمق 20 متر تونل را حفر كنند؟ و اگر باز هم با عمق بیش از 20 متر حفر كنند آیا لرزه‌های ناشی از عبور مترو بر این بنای تاریخی كه حجیم‌ترین بنای آبی جهان هست تاثیر نمی‌گذارد؟ حالا اگر این فاصله را كمی عقب‌تر ببریم، یعنی همان 40 متر یا كمتر از اون قطعا اینها به سی‌وسه پل آسیب وارد می‌كند و این تنها نظر من نیست."

با اینكه علاوه بر دستور قضایی توقف طرح مترو هر 2 دولت هشتم و نهم یكی در سال 81 و دومی در سال 85 تاكید بر توقف گذر تونل مترو از محور چهارباغ و وارد شدن محور اون از طرف شمس‌آبادی داشته و دارند باز هم انگیزه‌هایی برای پافشاری بر اجرای طرح وجود دارد كه چرایی اون هنوز بر هیچ‌كس روشن نیست.

ماشین‌های حفاری "تی‌بی‌ام" همچنان به سمت تخریب سی‌وسه پل پیش می‌روند.

به طوری كه كارشناسان زیست‌محیطی می‌گویند پس از پایان ساخت مترو، هر بار كه قطار از زیر چهارباغ رد می‌شود، لرزه‌ای به قدرت 2 ریشتر با خود همراه دارد كه نه‌تنها آسیب جدی به این میراث تاریخی شهر اصفهان و ایران می‌زند كه حتی می‌تواند به گنبد مدرسه چهارباغ هم ضرر برساند.

روحانی در ادامه به عدم مخالفت كارشناسان زیست‌محیطی با ساخت مترو در اصفهان اشاره كرده و می‌گوید: " چرا چهارباغ؟" و اضافه كرد: "شاید یك دلیلش این هست كه مسئولان اشتباهات دیگری را درباره این طرح انجام داده‌اند كه فكر می‌كنند اگر بخواهند اینجا اشتباهاتشان را بپذیرند، مجبورند اشتباهات قبلی را هم بپذیرند.

در نتیجه تاكید بر عبور مترو بر چهارباغ، تاكید بر اشتباهات پیشین و فرار از پاسخگویی و جبران خسارات هست." حالا فرض كنید مسئولان اشتباهات خود را بپذیرند و از همین جا، حفاری را متوقف كنند و مسیر عبور مترو را از چهارباغ به محلی دیگر تغییر دهند.

آیا هنوز جای امیدواری هست كه آسیبی به سی‌وسه پل نرسد؟ روحانی در برابر این پرسش فرمود: "اگر از كنار سی‌وسه پل رد شود، فكر نمی‌كنم دیگر موقعيتی باقی بماند.

الان آخرین نقطه‌ای هست كه می‌شود از این خطر جلوگیری كرد."

ولی با این حال دكتر امین‌پور، رئیس میراث فرهنگی هستان اصفهان در مصاحبه‌ای كه اخیرا با یكی از خبرگزاری‌ها داشته، فرموده هست: "الان تونل مترو حفر شده هست.

با اینكه ما تاكید كردیم كه این اتفاق نباید بیفتد و باید تونل مترو پر شود.

بعد كارشناسان مترو فرمودند كه چون ما حفر را با دستگاه تی‌بی‌ام انجام داده‌ایم نه می‌توانیم تغییر مسیر بدهیم نه می‌توانیم تونل را پر كنیم.

كارشناسان میراث پیشنهاد دادند كه تونل موازی حفر شود و این تونلی كه تا امروز حفر شده به‌عنوان تونل كمكی هستفاده شود كه باز امین‌پور در همان مصاحبه فرمود اگر این اتفاق هم بیفتد و همین تونل به قوت خودش باقی بماند، این مسیر ادامه پیدا كند و مترو عملا راه‌اندازی شود و از همین مسیر عبور كند، پاسخگویی‌اش با مدیرعامل مترو هست."

اما مدیرعامل مترو اصفهان در فرمود‌وگو با ما فرمود: "هیچ خطری به واسطه حفاری‌های تونل مترو، سی‌وسه پل را تهدید نمی‌كند." وقتی توضیحات بیشتری از او در این باره خواستم تنها به این جمله بسنده كرد: "با هیچ خبرنگاری مصاحبه نمی‌كنم، پاسخگو هم نیستم!"

103:

خدا لعنتشون بکننه

104:

«زاينده رود» ، منبع طراوت و سرسبزي اصفهان كه همواره الهام بخش شاعران و هنرمندان و فراخواننده گردشگراني از همه عالم به سايشان «نصف جهان» بوده هست، اكنون در آخرين ماه سال، به خشكرودي تبديل گشته كه با ديدن اون، آهي جانسوز از نهاد هر عاشق وطن و طبيعت بر مي آيد.

تازه ترين تصاايشانر زاينده رود را پيش رو داريد.

http://i39.tinypic.com/2wf5noh.jpg

زاينده رود كه بزرگترين رودخانه مركزي ايران به شمار مي رود و همواره ، نقش مهمي در بافت اجتماعي و اقتصادي اصفهان داشته هست، در سالهاي اخير بر اثر خشكسالي هاي پياپي ، با كمبود آب و حتي خشكي روبرو شده اما خشك شدن اون در اسفندماه كه علي القاعده بايد يكي از پرآب ترين ماهها باشد ، تاسف بارتر هست.

زاينده‌رود كه از اون به عنوان رگ حياتي و عامل اصلي سرسبزي و حاصلخيزي اصفهان نام مي برند و پل هاي تاريخي «سي و سه پل» ، «خواجو» و «الله وردي خان» بر رايشان اون بنا شده هست ، از دامنه‌هاي زردكوه بختياري حد فاصل بين اصفهان و لرستان سرچشمه گرفته و از غرب به شرق جريان دارد.سرچشمه زاينده‌رود به شكل حوضي مدور با مساحتي در حدود 300 زرع مي‌باشد كه به «چشمه جانان» معروف هست.

چشمة مذكور در اين ناحيه مي‌جوشد و به طرف مشرق سرازير مي‌شود.

پس از طي سه فرسنگ، به چشمه ديگري به نام «چهل چشمه» مي‌رسد.

همينطور از سمت شمال اين منطقه، يعني ناحية فريدن، دو چشمة بزرگ ديگر به نام «خُرِسنگ» و «كودَنگ» به جانانه‌رود ملحق مي‌شود.

انشعاب ديگري نيز به نام زرين‌رود از طرف جنوب يعني چهارمحال به اين رودخانه اضافه مي‌شود.

منبع اصلي انشعاب‌ اخير زير‌ِ كوهي برنامه دارد كه زردكوه ناميده مي‌شود.





عظمت رودخانه زاينده‌رود پس از الحاق آب كوهرنگ به اون، مشخص مي‌شود.

در حقيقت سرچشمة اصلي زاينده‌رود، كوهرنگ هست كه باعث مي‌شود در فصول مختلف رودخانه زاينده‌رود پر آب و با بركت باشد.

اتصال آب كوهرنگ را به زاينده‌رود، به وقت صفايشان و شاه طهماسب نسبت مي‌دهند.



هفتم مهرماه سال 1327شمسي مقدمات حفر تونل كوهرنگ آغاز و در 24 مهرماه سال 1332شمسي تونل مزبور افتتاح و آب كوهرنگ به زاينده‌رود هدايت گرديد.تونل كوهرنگ در ارتفاع 2700 متري كوه تعبيه گرديده.

طول اون 2835متر و قطر اون 11متر مربع مي‌باشد.

اين تونل به وسيله دريچه‌هايي باز و بسته مي‌شود.

عرض تونل 75/2متر و ارتفاع اون 5/2متر هست.آب رودخانه زاينده ‌رود پس از عبور از تونل مذكور هزاران هكتار زمين را مشروب كرده، پس از پيمودن 360كيلومتر از راههاي پرپيچ و خم و سرسبز و حاصلخيز ، در 140كيلومتري جنوب شرقي اصفهان به باتلاق گاوخوني مي‌ريزد.



يكي ديگر از سرچشمه‌هاي معروف زاينده‌ رود ، «چشمه ديمه» هست كه از نظر شرب و املاح، داراي سالم‌ترين و عاليترين نوع آب در جهان هست.

اين چشمه در روستاي ديمه نزديك فارسان و پايين كوه، در سطح زمين برنامه گرفته هست كه آب اون در طول سال به طور يكنواخت از زمين مي‌جوشد.

در سالهاي اخير املاح معدني آب اين چشمه در آزمايشگاههاي معتبري مورد آزمايش برنامه گرفته و به دنبال تأييد كيفيت عالي اون، كارخانه‌اي بزرگ با سرمايه‌اي سنگين در شرف احداث هست تا آب اين چشمه به صورت بطرهاي سربسته و بهداشتي.

به كشورهاي جهان صادر شود.





اين رودخانه در كتب تاريخ و جغرافيا به نام‌ هاي زاينده ‌رود ، زنده ‌رود ، زند رود ، زرين ‌رود ، زرينه‌ رود ، زن رود و زندك‌رود آمده هست زيرا آب اون در طول مسير زايش كرده، تزايد مي‌يابد و به همين مناسبت زاينده‌ رود ناميده شده هست.

بعضي نيز اون را عامل سلامتي و زنده‌ بودن مي‌دانستند و نام زنده ‌رود بر اون نهاده‌اند.
ttp://i42.tinypic.com/n4glg2.jpg

105:

نصف جهان هنوز هم لقب اصفهان مانده

106:

آب زاینده‌رود‌ کجا می‌رود؟
دریا قدرتی‌پور: عضو شورای اسلامی شهر اصفهان از شوراهای اسلامی شهر، شهرستان و هستان خواست به خاطر برخی تخلفات صورت گرفته در مدیریت زاینده‌رود به محاکم قضایی شکایت نمايند.

فتح‌الله معین از آب رودخانه زاینده‌رود به عنوان رگ حیاتی امت اصفهان یاد کرده و با اشاره به سابقه تقسیم آب و ایجاد حقابه این رودخانه تصریح کرد: این حق شرعی و قانونی با قدمتی 500 ساله هست که با تدوین طومار شیخ بهایی نظام‌مند و دارای ترتیب و نظم خاصی شد و حق آب هر روستا و وادی از رودخانه به طور شفاف و صریح مشخص شد.



او فرمود: با احداث سد زاینده‌رود و ایجاد شبکه‌‌های آبیاری جدید، میزان آب رودخانه زاینده‌رود افزایش یافت و مکان‌هایی که قبلاً حق آب نداشته به علاوه برخی صنایع بزرگ و تعداد قابل توجهی از ساکنان شهرها و روستاهای گوناگون از این آب بهره‌مند شدند.



معین با اشاره به وظیفه قانونی دولت مبنی بر تأمین آب شرب امت تصریح کرد: در ایام گذشته بعد
از انقلاب حتی آب آشامیدنی نقاط دوردست هستان‌های یزد و اصفهان نیز توسط رودخانه زاینده رود تأمین می‌شد و میزان آب مصرف شده در این بخش از آب سیلاب زمستانی ذخیره شده بیشتر بوده هست.



او توضیح داد: متأسفانه در هستان همسایه بدون هیچ گونه محدودیتی در تمام مناطق اقدام به پمپاژ آب می‌شود به نحوی که به نظر می‌رسد حتی با بهره‌برداری کامل از تونل سوم کوهرنگ و اجرای تونل بهشت آباد هم مشکل آب اصفهان حل نخواهد شد چرا که این آب پیش‌خور شده هست.



عضو شورای اسلامی شهر اصفهان همچنین از حرکت غیرکارشناسی مدیریت سد زاینده رود و اعمال خط مرزی در خط‌القعر رودخانه گلایه کرد و فرمود: نمی‌توان تأسیسات حیاتی مستقر در این منطقه که آب شرب ده‌ها شهر و روستا را در هستان‌های اصفهان و چهارمحال و بختیاری تأمین می‌کند، مرزگذاری کرد چرا که ساخت سد زاینده رود با میلیاردها تومان هزینه انجام شده و با اعمال مرز در خط‌القعر، این مدیریت قابل کنترل نیست.

معین در پایان از اعضای شوراهای اسلامی شهر، شهرستانها و هستان اصفهان خواست با توجه به اختیارات قانونی و مسلم خود نسبت به این حق ضایع شده به محاکم قضایی شکایت نمايند و امت را از این نگرانی نجات دهند.


107:

خشکي رودخانه زاينده رود ظلم به امت اصفهان هست
نايب رييس کميسيون عمران، شهرسازي و معماري شوراي اسلامي شهر اصفهان از عدم اقدام عملي مسوولين هستان و شهر اصفهان براي "احقاق حقوق از دست رفته امت در مورد رودخانه زاينده رود" انتقاد کرد.


به نقل ايسنا، به نقل از نقل روابط عمومي شوراي اسلامي شهر اصفهان، مهندس فتح الله معين رودخانه زاينده رود را شريان حياتي و تاثير گذار در سلامت و شادابي محيط زيست اين شهر بيان کرد و فرمود: قطع جريان آب اين رودخانه که ناراحتي هاي روحي و رواني و تعطيلي مراکز صنعتي و اقتصادي را به دنبال داشته، به ظلم و اجحاف صورت گرفته هست.


ايشان نقش امت اصفهان در پيروزي انقلاب اسلامي، 8 سال دفاع مقدس و دوران سازندگي کشور را تعيين نماينده و سرنوشت ساز بيان و به جايگاه ايشانژه علمي، فرهنگي، صنعتي و اقتصادي شهر و هستان اصفهان اشاره کرد و سکوت در مقابل "تضييع و پايمال شدن حقوق" اين امت را جايز ندانست و اضافه کرد: اقدام عملي و قانوني مسوولان شهر و هستان براي تامين حقوق حقه شهروندان اصفهاني و جاري شدن آب در رودخانه زاينده رود ضروريست.


عضو شوراي اسلامي شهر اصفهان برداشت هاي غير قانوني آب در حوزه ي زاينده رود را علت اصلي خشک شدن رودخانه زاينده رود دانست و قطع آب در اين رودخانه را از بين بردن يک تمدن طولاني و ريشه دار عنوان کرد و فرمود: در نظام جمهرايشان اسلامي زيبنده نيست که حقوق امتي مستضعف و نيازمند تضييع شود و هيچ اقدامي توسط مسوولان صورت نگيرد.


ايشان تاکيد کرد، شوراي اسلامي شهر به عنوان نمايندگان امت اصفهان بايد براي احقاق حقوق اونان از هيچ تلاشي دريغ نکند.


مهندس معين در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينکه سالانه بيش از 10 هزار اصله درخت بر اثر قطع جريان آب رودخانه زاينده رود و اجراي پروژه هاي عمراني از بين مي رود، فرمود: تدايشانن و تصايشانب برنامه 5 ساله براي توسعه فضاي سبز و بهبود واقعيات زيست محيطي در شهر اصفهان ضروريست.


ايشان اقدامات صورت گرفته براي جبران تخريب شرایط موثر در محيط زيست و قطع درختان در شهر اصفهان را ناکافي و علت اون را ناشي از عدم حساسي مديريت شهري دانست و اضافه کرد: متاسفانه در بازنگري طرح هاي جامع و تفصيلي شهر اصفهان به موضوع فضاي سبز کمتر توجه شده و علت اون گراني اراضي با کاربري فضاي سبز هست وعملا تملک اين اراضي براي شهرداران مناطق مشکل و غيرممکن هست.


نايب رئيس کميسيون عمران، معماري و شهرسازي شوراي اسلامي شهر اصفهان بر تدايشانن برنامه 5 ساله توسعه فضاي سبز دراين شهر تاکيد کرد و فرمود: شوراي اسلامي شهر بايد شهرداري را مکلف کند تا برنامه 5 ساله توسعه فضاي سبز و بهبود واقعيات زيست محيطي شهر اصفهان را تدايشانن و براي تصايشانب به اين شورا ارائه کند.


108:

واقعا وقتی که زاینده رود را می بینم بی اختیار اشک درون چشمانم جمع می شود و دلم می خواهد بزن زیر گریه .که چرا باید آبی که چند صد سال هست در این شهر جاریست به خاطر منفعت طلبی یک سری از افراد به جای اصفهان به یزد_رفسنجان_قم و کاشان برود

109:

ایول به تو که انقدر عقل کلی
یادم باشه واست پشگل نه ببخشید اسفند دود کنم

110:

یه کم اسفند به مامانش بگو براش بریزه رو ماست، صبح که از خواب پا میشه ققره کنه شاید حاش خوب بشه

111:


آقا پروژه مترو اصفهان تموم بشه ، وضعیت زایندرود هم به روزا اولش بر میگرده

طبق اخبار مترو مسیرش یه چند کیلومتری انحراف پیدا کرده و رفته طرفای پل خاجو

نمی دونم محاسبات چطوری بوده که این اتفاق افتاده، ولی با پایان یافتن پروژه مترو همچی به روز اولش بر میگرده

112:

آقا فرمودن که از اول آبان ماه آب به رودخانه زایندرود بر خواهد گشت
حالا اینکه چقدر صحت داره باید نشست و دید

113:

فقط ازاصفهان شهرش رو دوست دارم.


114:

شهردار اصفهان:
750 پمپ در بالادست زاينده‌رود آب را به سمت زمين‌هاي کشاورزي هستان چهارمحال و بختياري هدايت مي‌كنند



شهردار اصفهان فرمود: 750 پمپ در بالادست زاينده رود به طور شبانه روزي آب اين رودخانه را به سمت زمين‌هاي کشاورزي هستان چهارمحال و بختياري هدايت مي‌كنند.


سيد مرتضي سقائيان‌نژاد در فرمود‌وگو با خبرنگار ايسنا، با بيان اينكه در زمين‌هاي كشاورزي هستان چهارمحال و بختياري كه وسعت اون معلوم نيست، به صورت نيمه اصولي انواع محصولات كشت شده هست، اضافه کرد: اين زمين‌ها با هستفاده از سهم اصفهاني‌ها از حقابه زاينده رود آبياري مي‌شوند.


ايشان از طرح شکايت به مراجع قضايي براي بازپس گيري سه سهم اصفهاني‌ها از 33 سهم بر طبق طومار شيخ بهايي درخصوص آب رودخانه زاينده رود اظهار داشت و فرمود: با وجود اين همه پمپ آب در بالا دست نمي‌توان اميدي به بازگشت اين سهم‌ها داشت.


ايشان خشک شدن و بي آبي زاينده‌رود را ناشي از نبود مديريت واحد برمنابع آب کشور دانست و فرمود: پيشرايشان مرز هستان چهارمحال و بختياري در سالهاي 70 و80 و افزايش دسترسي اين هستان به مخزن سد موجب شد تا اصفهان كه در پايين دست زاينده رود برنامه دارد دچار بحران كم آبي و در تابستان امسال خشك شود.


به فرموده طرفه، مديرعامل شركت آب منطقه‌اي اصفهان، درحال حاضر ميزان ورودي و خروجي آب به سد زاينده رود اصفهان به ترتيب 840 ميليون و700 و650 ميليون مترمكعب بر ثانيه هست.


با توجه به ذخيره 575 ميليون مترمكعبي آب درپشت سدزاينده رود اصفهان (حدود 35 % كمترازپارسال) سال آينده درصورت بارش كم از اين ذخيره‌ها براي تأمين آب آشاميدني بيش از چهارميليون و200هزارنفر بايد هستفاده شود.


طبق طومارمعروف شيخ بهايي در400 سال قبل، حقابه اصفهان از رودخانه زاينده رود 33 سهم هست و مصرف اونبدون اجازه امت اصفهان به ايشانژه كشاورزان شرق اصفهان غصبي بوده و قانوني نيست.


حدود 290 كيلومتراز طول 400 كيلومتري بزرگ‌ترين رودخانه فلات مرکزي ايران، درمحدوده هستان اصفهان برنامه دارد.



اصفهان نصف جهان

115:


زیاد به این حرفا گوش ندید

همین الان یه سدی هست حدودا 60 کیلومتری اصفهان نزدیکای شهرستان مبارکه ، یه جایی به نام نکوآباد که به همین نام معروفه، سد نکوآباد
پشت این سد پر آبه و فقط و فقط به خاطر حفاریهای پروژه مترو آب رودخانه زایندرود قطع شده که امکان ریزش در قسمتهای که مسیر مترو از زیر رودخانه رد می شه رو کم کنن و بعد ا اتمام پروژه که تمام شده هستش
از یکم تا هشتم آبان ماه فرمودن که آب به رودخانه زایندرود بر خواهد گشت

116:

این امتشن که شهرو ساختنا هر جایی رو اهلش آبادش میکنه و میسازتش

117:

حرف شما کاملا درسته ولی پروزه مترو همون روزها منظورم تو تابستونه تمام شد
بعد بهونه را گذاشتند سر تعمیر پل خواجو و فلزی

118:

خیلی سخته واسه بعضیا که خوبیهای بعضی امت رو ببینن.فقط ترجیح میدن به هرانچه که شنیدن اکتفا کنن.بعضی ها عادت کردن که از امت یک شهر به طور کلی بد بگن.اما این عده خیلی مهم نیستن.چون آدمهای با شعور و باشخصیت زیادترن که از روی منطق حرف میزنن.وهمه اونها به صفات خیلی خوب و بیشمار اصفهانیها اعتراف میکنن.دوست داشتن اصفهانیها لیاقت میخواد که بعضیا ندارن.فقط یه چیز افتاده گل زبونشون که حتی خودشونم به عینه ندیدن فقط حرف بقیه رو تقلید میکنن.البته این حرفا به هیچ عنوان به شخص خاصی برنمیگرده به طور کلی فرمودم

119:

ای بابا کی حرفشون راست بوده که حالا راست باشه
ولی امیدوارم درست باشه

120:

گل فرمودی

121:

طبق شواهدی که هست امکان داره درست باشه
انشاا...

که ایندفعه حرف راست زدن

122:

خب هر کسی رو به اندازه عقل و شعوری که داره ازشش انتظار دارن
شما فقط گوش کن، بذار هرکی به اندازه فهم و درکی که داره حرفشو بزنه

123:

من هم امیدوارم ولی ...


124:

ولی و اما و اگه و شاید و اینا نداریم
انشاا...

که درسته

125:

مهی با موهات مختم تراشیدن مگه؟؟مگه نمدونی این اقا فدکی مثه لادان تو بنر با همه چی مخالفه

126:

تالارتیموری در جنوب خیابان هستانداری ( صوراسرافیل ) قراردارد که نام دیگر اون عمارت چهارحوض هست.

تالار تیموری از بناهای دوره تیمور گورکانی هست که در سال 805 هـ.ق سپس قتل عام امت اصفهان ، تیمورلنگ دستور ساخت اونرا در مجاورت باغ نقش جهان داد .



این تالار در ابتدا دارالحکومه بوده هست .

تالار تیموری دارای سالن وسیع ، با ایوان بزرگی در مقابل اون همراه با چند اتاق متصل به هم ، دارای تزئینات بسیار جالب از نوع طاربندیهای گچی هست و پنجره‌های گچبری بسیار ریز و قشنگی داشته هست .



در دوران حکومت پهلوی تالار تیموری محل لشکر و سربازان بود که در سال 1327 هـ.ش به باشگاه افسران اختصاص یافت و هموقت با اون به تقلید از مینیاتورهای کاخ چهلستون تابلوهای مینیاتور را به ترئینات اون اضافه کرده‌اند .



بر دیوار مقابل ایوان شرقی لوح سنگی مرمرین بر دیوار نصب شده که نشان می‌دهد در سال هزار و سیصد و بیست و هفت به دستور محمد رضا شاه پهلوی این بنا تعمیر و بازسازی شده هست .



سنگاب بسیار نفیس و زیبای بنا دارای اشعاری زیبا که به خط نستعلیق برجسته روی اون حجاری شده هست .

این سنگاب وسط یکی از باغچه‌های این کاخ در ضلع جنوبی زینت بخش عمارت هست .


در جلوی تالار حوض آبی وجود داشت که به چهارحوض معروف بوده و بنابراین این تالار را ، عمارت چهارحوض نیز می‌نامیدند .

این تالار که چندین دوره از هنر معماری اسلا می را به تصویر می کشد ، اکنون در اختیار موزه تاریخ طبیعی اصفهان هست .



نشانی : خیابان هستانداری ( صور اسرافیل )

127:

خانه حقیقی درمحله قدیمی پشت بارو قرارگرفته و از خانه های بسیارزیبا و دیدنی دوران زندیه هست که توسط اخوان حقیقی ساخته شده و دراین محله قدیمی باقی مانده هست .

خانه حقیقی در کوچه‌ای قدیمی بنام یازده پیچ واقع شده که اکنون اونرا کوچه پردیس می‌نامند .



معماری خانه کاملا به شیوه معماری دوران صفوی هست .

اما تزیینات اون مربوط به دوران زندیه می باشد .

شباهت فوق العاده تزیینات طلا کاری و گل و بوته ای این بنا با تزیینات ارگ کریم خانی در شیراز ارتباط این بنا را با دوره زندیه ثابت می‌کند .

خانه حقیقی همچون تمام خانه ها ی ایرانی دارای خلوت و بیرونی بوده پنجره های ارسی مشبک با شیشه های رنگی از هنرهای ارزنده مشبک کاری به شمار می‌رود .


تزیینات طلا کاری و آینه کاری و مقرنس کاریهای نفیس به سبک دوره صفوی و گچبریهای ظریف رنگی این خانه را درشمار آثار ارزنده و جالب و دیدنی شهر اصفهان برنامه داده هست .



خانه اخوان حقیقی درسا ل 1350 هـ.ش از مالکیت خصوصی خارج و در اختیار وزارت فرهنگ و هنر وقت برنامه گرفت و در حال حاضر دراختیار دانشگاه هنر اصفهان می باشد .



نشانی : خیابان چهارباغ پایین ، حدفاصل چهارراه تختی و میدان شهدا .


128:

کاخ عالی قاپو عمارتی هست که در غرب میدان نقش جهان و روبروی مسجد شیخ لطف اله سر بر افراشته و به عنوان یکی ازمهمترین شاهکارها ی معماری اوائل قرن یازدهم هجری از شهرتی عالم‌گیر برخوردار هست .

تاریخ ساخت بنا به 1054 هـ.ق باز می گردد و بانی اون بانی : شاه عباس اول می باشد.




این قصر دروازه مرکزی و مدخل کلیه قصرهایی بود که در دوران صفویه در محدوده میدان نقش جهان بنا شده بودند .

عالی قاپو مرکب از دوکلمه عالی و قاپو هست که با هم به معنای « سر در بلند » یا « درگاه بلند» هستند.

اسامی دیگر اون علی قاپو ، دولتخانه مبارکه نقش جهان و قصر دولتخانه می باشند.





از زیر سر در بلند کاخ که تمامأ با سنگ ساخته شده به قصر وارد می شویم و به وسیله پلکانی که در دو طرف تعبییه شده اند به طبقات فوقانی می‌رسیم .


عالی قاپو دارای پنج طبقه هست که هر طبقه اون تزئینات ویژه‌ای دارد در طبقه همکف دو تالار وجود دارد که در اون روزگار به امور اداری و دیوانی اختصاص داشت ، در طبقه سوم ایوان بزرگی هست که بر هجده ستون بلند و رفیع هستوار هست و در وسط این ایوان حوض زیبایی از مرمر وجود دارد .


اونچه عالی قاپو را در عداد آثار با شکوه و بسیار نفیس برنامه داده هست اثر هنرمند معروف عصر صفوی رضا عباسی یعنی گچبریهای آخرین طبقه هست که تالار اون به اتاق موسیقی یا اتاق صوت نیز معروف هست .


در این قسمت از کاخ شکل انواع جام و صراحی در دیوار تعبییه شده هست که این اشکال علاوه بر نمایش زیبایی و خلاقیت و ابتکار هنرمندان گچکار برای این بوده هست که انعکاس حاصل از نغمه‌ها ی نوازندگان به وسیله این اشکال گرفته شود و صداها طبیعی و بدون انعکاس صوت به گوش برسند .


به طورکلی بنای عالی قاپو به عنوا ن یک بنای تشریفاتی خوش ساخت و زیبا دستاورد دیگری از هنر معماری دوران صفویه هست .



نشانی : مغرب میدان نقش جهان

129:

مهر ماه هم داره تموم می شه ولی آب تو زاینده رود نیامد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا این همه دروغ می گویند؟؟؟؟؟؟؟

130:

زنده رود دباره زنده شد


جاری شدن آب در زاینده رود پس از 8 ماه

عصر روز11 آبان ماه آب به پای پلهای تاریخی اصفهان رسید و امت شهر را خوشحال کرد.

نقل تصویری:


اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

131:

زییبایی اصفهان بازگشت
برای تک تک اون مسافرانی که توتابستان با زاینده رود خشک مواجه شدن متاسفم
نمیدونید چه حالی میده تو بارون امشب کنار زاینده رود راه رفت

132:

اقا تبریک تبریک
زنده شدیم دوباره

133:

خدایا شکرت

/نقل تصايشانري/
بارش اولین باران پاييزي - اصفهان


اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان



134:

شب بخیر
اصفهان نصف جهان گر نباشد تبریز
این بخاطر این نیست که من تبریزی هستم بلکه بدلیل اینه که تبریز واقعا زیباست
با وجود اینکه من 3 بار بیشتر اونجا نرفتم اما در اصفهان یک سال کار و زندگی کرده ام
زاینده رود زیباست و خ چهار باغ اما هیچ میدونید بیشتر آثار تاریخی که در اصفهان وجود داره ابتدا در دوران صفویه در قزوین ساخته شده بوده هست از جمله چهلستون عمارت کلاه فرنگیعالی قاپوو ...


135:

از کاربر محترم m_titan08 بابت عکسای بسیار زیبای که گذاشتن تشکر می کنم

136:

سلام ممنونم از تصاویر زیباتون ، میدونید بارون همیشه و همه جا زیباست چه برسه به اصفهان من در بلوار احمد آباد جاده ی خوارسگان یک سال کار کردم اما متاسفانه تصادفی اونجا داشتم که منو 8 ماه زمین گیر کرد و دکتر حسین فهامی پسرِ شیخ فهامی پزشک متخصص ارتوپد مرا 3 بار جراحی کرد در بیمارستان عیسی بن مریم
از ایشان همیشه سپاسگزارم و از شما که مرا به اونجا و اون دوران بردیدعلیرغم اینکه دوران سخت ودردناکی بود

137:

درود بر تمامی هم شهریان مثل گلم
امیدوارم همییشه دلهاتون مثل زنده رود زنده و جاری باشه
تبریک میگم خون در رگ اصفها ن جاری شد

138:

خبر ها رسیده که ساوقت جهانی یونسکو هشدار داده بوده که اگه اب جاری نشه اصفهان از لیست آثار تاریخی دنیا حذف می شود


دستش درد نکنه حداقل اون به فکر این اثار بوده ...


139:

خب حالا ديگه ااصفهان اومدن لذت دارههههههههه
هووووووووووورا

ماهم در شادي شما شريكيم

140:

این شادی بزرگ اصفهانیه تقدیم به تمام هم میهنی های عزیزم

141:

کلیسای مریم در محوطه‌ی میدان بزرگ جلفا روبروی کلیسای بتلهم ساخته شده هست .


اولین ساختمان این کلیسا در سال 1610 ساخته می‌شود که سپس اون در سال هزار و ششصد و سیزده کاملاٌ ساخته می‌شود این کلیسا در سال هزار و ششصد و شصت و شش با نقاشی مزین می‌شود و کاشیهای دیوارهای اون بین سالهای هزار و ششصد و پنجاه و یک و هزار و ششصد و شصت و شش به تدریج نصب می‌شود این کلیسا بدون ستون برپا شده هست .








این کلیسا دارای نقاشی‌های زیبایی هست که بر دیوارهای نمازخانه نقش بسته‌اند در دیوارهای شمالی و جنوبی دو تابلوی رنگ روغن روی بوم وجود دارد اثر یک هنرمند ماهر ونیزی که توسط آقای گراک هدیه شده هست که متعلق به سیصد سال پیش هستند .


چون این کلیسا به نام حضرت مریم نام نهاده شده زنها با علاقه‌ی بیشتری به این کلیسا می‌رفتند در قدیم روزهای چهارشنبه دختران و زنها گروه گروه از محله‌های جلفا به این کلیسا می‌رفتند و چهارشنبه‌ی قبل از عید پاک بعضی‌ها پابرهنه به این کلیسا می‌آمدند تا با خوشحالی و شادی حضرت مریم شریک شوند و او را به خاطر قیام حضرت مسیح بشارت دهند .


در قسمت شمالی محوطه‌ی کلیسا کلیساهای کوچکی به نام هاکوب مقدس وجود دارد که خیلی پیشتر از بنای اصلی کلیسا ساخته شده بود تا امت در اون محل به دعا و نیایش بپردازند .


کلیسای مریم تا سال 1848 به جای ناقوس ، تخته‌ای داشت که از اون هستفاده می‌شد ولی در همین سال یعنی هزار و هشتصد و چهل و هشت کشیش بارسق گالستانیان به هنگام بازگشت از هند با خود ناقوسی به جلفا می‌آورد و به جای ناقوس تخته‌ای نصب می‌کند .


محوطه‌ی این کلیسا سپس کلیسای وانک بزرگترین محوطه را داراست و مراسم بیشتری در این کلیسا انجام می‌شود .


این کلیسا دارای دو در ورودی هست در شرقی و غربی که بیشتر از در غربی اون هستفاده می‌شود در غربی دقیقاٌ روبروی در شرقی کلیسای بتلهم باز می‌شود .


142:

ارامنه سپس کوچ بزرگ یعنی در سال 1605 به دستور شاه عباس دوم به اصفهان آورده شدند .

اونها از بدو ورود شروع به ساختن محل زندگی کردند و در وحله‌ی اول کلیساها را بنا کردند .


ارامنه امتانی بودند که مذهب برایشان اهمیت بسیاری داشت .

پس این باعث می‌شد که محلی برای دعا و راز و نیاز با خدای خود داشته باشند .

اولین اونها کلیسای وانک بود .


وانک اولین بار در سال 1604 ساخته شد که البته این بنا خیلی کوچکتر از بنای فعلی و با وسعت کم ساخته شد.


50 سال سپس ساخت اولیه به خواست و تشویق خلیفه‌ وقت داویراول ( خلیفه شخصی هست روحانی که ازدواج نمی‌کند و امور ارامنه در دست اوست این شخص از ارمنستان و یا لبنان که رئوس مذهبی ارامنه هستند انتخاب شده وبه نقاط مختلفی که ارامنه ساکن هستند فرستاده می‌شود )
این مکان ویران شده و جای اون بنایی با طرحی شکوهمند و عظیم ساخته می‌شود .


ساخت این مکان 9 سال به طول می‌انجامد .


و در سال 1664 در وقت سلطنت شاه عباس دوم به اتمام می‌رسد این مکان را برای تعلیم راهبان و اسکان خلیفه بنا می‌نمايند این کلیسا و یا دیر آمناپرگیچ ( ناجی همگان ) در جنوب اصفهان در محله‌ جلفا یعنی در میدان بزرگ این محله واقع هست ، بنای عظیم و برج ساعت اون از فاصله‌ی دور مشخص هست با ایرن این بنا با ذوق و سلیقه‌ی امتان این منطقه بیشتر آشنا می‌شویم امتانی که خاک خود را رها کرده وبه سرزمین غریب آورده شدند و اثری چنین زیبا ایجاد کرده‌اند .


این بنا دو در ورودی دارد که در اصلی دری چوبی بزرگ هست که امت از اون رفت و آمد می‌نمايند .


سر در این ورودی منظره‌ای از داخل دیر با کاشی لاجوردی و خاکستری مزین شده بالای تصویر به خط ارمنی این چنین نوشته شده ( دیر ناجی همگان محلی برای راهبان )
سپس ورود دالانی وجود دارد که در دو طرف دالان دو اتاق وجود دارد که قبلاٌ در اون اتاقها به امور مربوط به ارامنه رسیدگی می‌کردند ولی در حال حاضر یکی به عنوان مغازه‌ای کوچک و دیگری به عنوان اتاق نگهبانی از انها هستفاده می‌شود .


دالان ما را به سمت پلکان ورودی راهنمایی می‌کند .


در سمت راست پلکان برج ناقوس واقع هست در زیر این برج دو قبر وجود دارد این قبرها مطعلق به سربازی ارمنی و دیگری مطعلق به پیشوای ارمنی هست این برج 38 سال سپس بنای اصلی دیر ساخته می‌شود هزینه‌ی اون را تاجری ارمنی به اسم هوانجان جمالیان متقبل می‌شود .


در سمت راست این بنا ( برج ناقوس ) کتیبه‌ای بزرگ به رنگ آبی مشخص هست و دور اون را سنگهای صلیبی احاطه کرده‌اند این سنگهای صلیبی به زبان ارمنی ( خاچ کارم نام دارند یعنی همان سنگ صلیبی ) این سنگها یا خاچ کارها از کلیساهای ویران شده‌ی جلفا به این مکان آورده شده و در این دیوار نصب شده‌اند .


در قسمت سمت چپ برج ناقوس بنای یاد بودی چشم بیننده را به طرف خود جلب می‌کند این بنای یاد بود ، یاد بودی از قتل عام ارامنه هست که در سال هزار و نه صد و پانزده به دست ترکان عثمانی صورت گرفته هر ساله در این مکان در روز بیست و سه آوریل مراسم برگذار می‌شود که امت ( ارامنه ) جمع شده و شمع روشن می‌نمايند و یاد شهدای ارمنی را گرامی می‌دارند .


143:

بلندترین کلیسای جلفا هست و گنبد اون بزرگتر از کلیساهای دیگر هست و از نظر نقاشی‌های داخل نمازخانه بهتر از کلیسای وانک هست .

این کلیسا در سال 1627 بنا شد .


بانی این کلیسا شخصی ثروتمند بود به نام خواجه پطروس .

خواجه پطرس بانی ساخت میدان بزرگ جلفا نیز هست .


گنبد کلیسای بتلهم دو پوش هست 8 پنجره دور گنبد دارد از داخل نمازخانه دور گنبد با نقاشی‌های زیبایی آزین یافته هست و سقف اون با گلبوته‌های زیادی زنگاری شده هست .

محراب اون نسبتاٌ وسیع هست و دور تا دور اون 12 تصویر وجود دارد طبق روایات سال خوردگان این کلیسا از روی حسادت بنا شده هست .


می‌گویند بانی کلیسای مریم به خادم خود دستور می‌دهد که روز هفته‌ی مقدس خواجه پطروس را به کلیسا راه ندهد به خاطر همین خواجه پطروس سپس این ماجر خود کلیسایی بنا می‌کند تا به قول معروف پا در کفش آودیک بانی ساختمان کلیسای مریم بکند ، ولی بعضی‌ها نیز می‌گویند چون در روز هفته‌ی مقدس خواجه پطروس به کلیسای مریم می‌رود و جایی برای نشستن نمی‌یابد بنا را بر این می‌دارد که خود کلیسایی بسازد این کلیسا روبروی کلیسای مریم واقع هست .







در سال 1970 هنگام تعمیر گنبد کتیبه‌ای یافته می‌شود که نام چند نقاش که نقاشی دیوارهای کلیسا را به عهده داشته‌اند آورده شده بود این نقاشان عبارت بودند از میناس - ماردیروس - آسدوازادور ( میناس یکی از نقاشان مشهور اصفهان بوده هست )
این کلیسا دو انجیل خطی دارد که بر پوست نوشته شده‌اند که به سال هزار و صد و هشتاد و هفت میلادی بوده هست .


در سمت غرب محوطه‌ی کلیسا قبر خواجه پطروس بانی کلیسا و خواجه غوکاس فرزندش و فرزند خواجه غوکاس برنامه گرفته هست .


کلیسای بتلهم به خاطر داشتن جاذبه‌ توریستی و به علت فرسودگی در حال حاضر به عنوان یک موزه هستفاده می‌شود و مراسم مذهبی در اون انجام نمی‌شود .

ولی هر ساله در آخر مرداد ماه بنا بر رسم ارامنه به 12 کلیسای موجود در جلفا سر می‌زنند و در هر کدام از کلیساها شمع روشن کرده دعا می‌خوانند و فقط در همین روز خاص هست که این کلیسا شاهد رفت و آمد ارامنه می‌شود .کلیسای بتلهم

144:

تصاویری از کلیسای وانک واقع درمحله جلفای شهر اصفهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

145:

m_titan08 دستت درد نکنه

146:

بناهای تاریخی اصفهان و تهدید خشکسالی

طی ۹ ماهی که از خشک شدن زاینده رود می گذرد، کارشناسان حوزه های مختلف هشدارهایی در مورد تاثیرات خشکی رودخانه در زمینه های مختلف دادند.
در این بین به فرموده فعالان و کارشناسان میراث فرهنگی، نه تنها خشکی رودخانه زاینده رود پل‌های تاریخی و بخصوص سی و سه پل را در معرض خطر برنامه داده هست، بلکه کاهش سطح آب سفره های زیرمینی و افزایش سطح تبخیر از جداره های بناها، سایر آثار را نیز در دراز مدت با مشکل روبه رو می سازد.طبق بررسی های کارشناسی، سطح آبهای زیرزمینی در بخش‌هایی از شهر اصفهان به یک سوم کاهش یافته بود.
ترک های بزرگ گنبد شیخ لطف الله نیز به فرموده کارشناسان ناشی از همین مسئله هست و خود مسجد امام و صحن اون نیز دچار چنین مشکلاتی هست.

حتی فرموده می شود که حیات بنای مدرسه چهارباغ تا حد زیادی به نهر فرشادی (مادی) که از پای فونداسیون دیوار مدرسه جریان دارد، بستگی دارد در حالی که بیشتر مادی های اصفهان طی سالهای اخیر خشک شده اند.
بناهای تاریخی اصفهان به واسطه نوع ملات به کار رفته در اون، همگی با آب پیوندی دیرینه دارند و قطع شدن آب در شهر اصفهان و کاهش آب های زیرزمینی به این بناها لطمه جدی می زند.
هرچند به این واسطه جاری شدن دوباره آب در بستر زاینده رود خبر خوبی برای فعالان میراث فرهنگی اصفهان بود ولی اونان نگرانی دیگری از بابت سلامتی سی و سه پل دارند زیرا فاش شدن مساله انحراف مترو اصفهان این احتمال را مطرح کرد که دستگاه حفار در وقت انحراف با رمپ جنوبی سی و سه پل برخورد کرده باشد و مصالح غیر عادی مشاهده شده، قسمتی از پی سی و سه پل هست که در صورت صحت داشتن این قضیه و آسیب دیدن پی سی و سه پل، احتمال نشست کردن پل در وقت جاری شدن آب در رودخانه وجود دارد.

هرچند در اون وقت نیز مطرح شد که پی بردن به درستی این مساله نیازمند بررسی های کارشناسی هست ولی متاسفانه طی ماه های اخیر اقدام کارشناسی جدی برای بررسی این موضوع صورت نگرفت و اقدامات در حد شعارهای رسانه ای باقی ماند.


147:

بچه ها مقاله ای رو در باب موضوع شهر اصفهان و امتش از دیدیگاه جهانگردان آماده کردم.



البته این بخش اولشه و در آینده و سر موقعيت بخش های بعدی رو تکمیل می کنم.

امیدوارم مورد توجه برنامه بگیره.

سعی کردم مانند نوشتار ویژگی های اخلاقی ایرانیان از دیدگاه سیاحان 1- 2 - 3 - 4 کامل و جامع باشه.



________________________

اصفهان و اصفهانی از دیدگاه جهانگردان - بخش اول


محمد جمشیدپور - نیکوسگال

« من در همه ی زمین پارسی گویان، شهری نیکوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان ندیدم.»(1)


شهری دلگشا و شادی اصفهون / که بشش* لقب دادند نصف جهون

از قديم محفلی اوليا بـــودس / باغی دلهاش مملو از صفا بودس

مردومی روشنا با هوشا زرنگ / وقتی عاشقی همه مسّا ملنـــگ

آمپری آی کيوشون زدس بالا / رسيدس تا ناقلوسی* عرشی خدا

مطلبا قاپ می زنند توی هوا / چی چی ناقلا! چی چی مادامولا*!(2)


برای ارزیابی اهمیت و جاذبه های شهرهای دیدنی جهان، شاید مهم ترین معیار یا حداقل، یکی از معیارهای مهم، جاذبه های جهانگردی هست.



شکوه بسیاری از شهرها، به ویژه در جهان صنعتی امروز بسیار چشمگیر هست، بسیاری شهرهای بزرگ با عمارات مرتفع، راه ها، پل های زمینی و دریایی، کثرت وسائط نقلیه و حرکت تند اونها، قطارها و هواپیماهایی که بر فراز و بر زمین این شهرها با غرش می گذرند در نخستین نگاه چشم هر بیننده ی تازه واردی را به خود معطوف می نمايند.

اما پس از چند روز یا چند هفته، حتی برای کسانی هم که برای نخستین بار به شهرهای بزرگ و بسیار بزرگ قدم می نهند، این جاذبه اون جلوه ی اول خود را از دست داده و پس از چند ماه یا سالی، درست برعکس نا آرامی، کوفتگی و تشنج عصبی و خستگی و دلزدگی را به دنبال می آورد.



سخن در این باره، سخن امروز ما نیست، تنها یادآوری این نکته برای توجه بیشتر به جاذبه های جهانگردی و توریستی هست که هر ساله میلیون ها نفر را به سفر و گردش وا می دارد.



ما آدم ها مشتاق به دیدن اونچه ندیده ایم هستیم.

به ویژه اگر حس اعجاب مان را تحریک کند و به کاوش بیشتر و اندیشیدن درباره ی اونچه که دیده ایم وا دارد.

انسانی که رنج سفر را بر خود هموار می سازد و خطر ها را می پذیرد تا به جهان های نادیده پا بگذارد، مایل هست که به هنگام بازگشت، چیزی بر بینش او اضافه کرده شده باشد.

انسان ها به توسط هنر مجذوب جهان می شود و از این رو هست که جهانگردان به سراغ موزه ها رفته، نقاشی، خط، آثار هنری و صنایع دستی را با دقت می نگرند و هوش و اندیشه ی هنر امتی که اون آثار را پدید آورده اند مورد توجه برنامه می دهند.

همین توجه به هنر هست که در اروپای صنعتی و متمدن، خرابه های باستانی یونان و رم بیش از آسمان خراش ها مورد تامل و دقت امت اون سرزمین هاست.



و اما ایران یکی از چند کشور بسیار قدیمی و کهنسال جهان هست.

برخی از کشورهای قدیمی مانند: کلده، آشور، سومر و بابل از میان رفتند ولی چند کشور دیگر همچون ایران، هند، مصر، چین و یونان همچنان باقی ماندند.



کشور ما از لحاظ جغرافیایی در نقطه ی پر مخاطره ای برنامه دارد، چنان که بیش از همه کشور های کهن سال بر جای مانده، در معرض خطر تاخت و تاز و هجوم اقوام بیگانه واقع شده هست اما با همه این تفاسیر موجودیت خود را حفظ نموده و تمدن و هنرش نه تنها در سایر تمدن ها مضمحل نگردیده بلکه به صدور تمدن خویش به نقاط دیگر و همچنین آموزش هنر خود پرداخته هست.



هنگامی که یک جهانگرد مشتاق، از ایران و مجمع دیدنی های اون می پرسد در نخستین وهله، با نام دو شهر بزرگ و تاریخی اصفهان و شیراز، از زبان مخاطب خویش آشنا می شود.



اصفهان شهر بزرگ و نام آور ایران، با بناهای عظیم و تاریخی اش، به صورت موزه ای درآمده به همان هیأتی که شهر رم در اروپا دارا می باشد.

از این رو کمتر سفرنامه هایی را می توان یافت که جهانگردان ایرانی و غیر ایرانی به توصیف شهر اصفهان در اون نپرداخته باشند.

به گونه ای که برخی از این جهانگردان هفته ها و ماه ها در اصفهان اقامت گزیده و دیده های خویش را به فزونی و گستردگی به رشته نگارش در آورده اند.

برای برخی این توهم پیش آمده فقط از هنگامی که اصفهان پایتخت صفویه گردید، آثار چشمگیر در اون به وجود آمده و شهره آفاق گشت، در حالی که با مراجعه ساده ای به قدیمی ترین سفرنامه یعنی سفرنامه ناصر خسرو، شاعر، حکیم و نویسنده بزرگ ایرانی ملاحظه خواهیم کرد که اصفهان از وقت های دور شهری بزرگ و دیدنی بوده هست.

ناصر خسرو در حدود یک هزار سال پیش از اصفهان دیدن نموده هست و می نویسد: « من در همه ی زمین پارسی گویان، شهری نیکوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان ندیدم.»

و همچنین در خصوص وسعت اصفهان و کاروانسراهای اون که نشان دهنده ورود مسافران و بازرگانان بسیار، به این شهر بوده هست می نویسد:« کوچه ای بود که اون را کوطراز می فرمودند و در اون کوچه پنجاه کاروانسرای نیکو، و در هر یک بیاعان و حجره دراان بسیار نشسته و این کاروان که ما با ایشان بودیم یکهزار و سیصدخروار بار داشتند، که در اون شهر رفتیم، هیچ بادید(=پدید)نیامد که چگونه فرود آمدند و هیچ جا تنگی موضع نبود و نه تعذر مقام و علوفه.»(3)

"ابن بطوطه" (جهانگرد مراکشی) که در سال 527 مهی(: قمری- حدود 900 سال پیش ) در سن 22 سالگی به اصفهان می آید، اوضاع اجتماعی این شهر را این گونه توصیف می کند:

«اهالی اصفهان امتی زیبا روی اند.

رنگ اونان سفید و روشن و متمایل به سرخ هست.

شجاعت و بی باکی از صفات بارزشان هست.

اصفهانی ها امتی گشاده دستند.

چشم و هم چشمی و تفاخری که میان اونان در مورد اطعام و مهمان نوازی وجود دارد، منشا حکایات غریبی شده هست.

مثلا اتفاق می افتد که یک اصفهانی رفیق خود را برای اطعام دعوت می کند و می گوید: «بیا برویم تا با هم نان و ماست بخوریم.» ولی وقتی او را به خانه می برد، غذاهای گوناگونی برای او می آورد.

بین جوانان مجرد این شهر و گروه های اونان، رقابت بر برنامه هست.

مهمانی ها می دهند و هرچه می توانند در این مجالس خرج می نمايند و محفلی عظیم با انواع غذاهای مختلف فراهم می آورند.

حکایت می کردند که یکی از دسته ها، دسته دیگر را به مهمانی خوانده و غذای اونان را با شعله شمع پخته بود، دسته دیگر برای تلافی در دعوت متقابلشان برای تهیه غذا به جای هیزم از حریر هستفاده کرده بود.*»(4)

پانویس:
1- سفرنامه ناصر خسرو، به کوشش دبیر سیاقی، زوار، صفحه 167
2- سروده های دکتر محمد خاقانی-www.khaqani.org
3- سفرنامه ناصر خسرو، به کوشش دبیر سیاقی، زوار، صفحه 167
4- هفته نامه خبری، فرهنگی و اجتماعی اصفهان، دی ماه 84-85، صفحه 34

توضیحات(*):
* بشش: بهش
* ناقلوسی: در کل به گلو ناقلوسی می گویند.

اینجا هم منظور شاعر فکر می کنم سر حد و نهایت باشد.
* مادامولا: کسی که همچین جنسش خرده شیشه داشته باشد.

بد جنس، بد ذات
* به نگر من از دید فرهنگی ایرانیان، همیشه مهمان داری و مهمان پذیری جایگاه ویژه ای داشته اما زیاده روی و افراط، روی نادرست این منش ایران هست.

شوربختانه اغراق در توانایی خرید و زیاده روی بیش از حد توان به روشنی هنوز در میان اصفهانی ها دیده می شود که چنین کنشی خود به خود شوند کاهش سطح رفت و آمد های خانوادگی و دوستانه در بین اون ها می شود.


ادامه دارد...

148:

دستت درد نکنه مطالب جالبی بود
حتما بقیقه اش را بذار

149:

اصفهان نصف جهان

150:

عالی قاپو:


اصفهان نصف جهان

151:

سلام.


تقریبا از چندین کتاب دیدگاه های جهانگردان رو درآوردم اما مسلما وقت بیشتری می خواد تا بتونم مطلب رو به صورت کامل گرد آوری کنم.

در ضمن من فعلا سرباز هستم و مشکلم مشکل تر هست

اما تلاشم رو میکنم که ماهانه بخش های بعدی رو آماده کنم.


152:

موقعيت: ميدان قيام، خيابان علامه مجلسي

سال تاسيس:قرن دوم هجري

ابعاد مسجد: 140*170

اين بنا تركيبي از سكه هاي معماري و تزئين كاري ايران در گذر وقت هست از قديمي ترين مساجد ايران هست كه بر رايشان ايشانرانه هاي مسجد قديمي تري ساخته شده كه اعراب ساكن حومه اصفهان در قرن دوم هجري ساخته بودند

اين مسجد داراي بناهاي متعددي هست از جمله:

صحن چهار ايواني، شبستانها، مدرسه مظفري، صفه هاي كوچك دوره ديلمي، گنبد نظام الملك، گنبد تاج الملك، محراب اولجايتو، چهار ايوان معروف صاحب، هستاد، شاگرد، درايشانش







قديمیترين بنای تاريخی اصفهان را بايد مسجد جمعه يا مسجد جامع اصفهان تلقی کرد.

سيمای فعلی مسجد عمدتاً مربوط به اقدامات دوره سلجوقی هست اما تعميرات و الحاقات اون به دورانهای بعد به خصوص عصر صفايشانان مربوط می شود .

اما در کاوش های باستان شناسی مراحل قبل از سلجوقی هم به دست آمده که به دوران آل بايشانه و قرن سوم هجری باز می گردد.

در همين کاوش ها آثار قبل از اسلام نيز کشف شده هست.



مسجد دارای وروديهای متعدد هست که هر يک فضای مسجد را به بخشهايی از بافت پيرامون اون مربوط می کند اين ورودیها همه در يک وقت ساخته نشده اند و هر يک در مقطعی از تاريخ و در ارتباط با ساختمان درون و بيرون بنا به وجود آمده اند.

گذرها و معابری که در گرداگرد مسجد وجود دارند بيانگر ارتباط گسترده ای هست که مسجد با بافت قديم شهر دارد.

مسجد جامع اصفهان با نقشه چهار ايوانی بنا شده و از اونجا که ابداعات هنری و معماری 15 قرن دوران اسلامی را در خود گرد آورده هست يکی از بهترين آثاری به شمار می رود که در دنيای امروز شهرت دارد.

با توجه به منابع و مآخذ مختلف اين نکته مشخص می شود که مسجد جامع در طول وقت به سبب آتش سوزی و جنگ های متعدد و نا آرامی های دوران های مختلف آسيب فراوان ديده و دوباره بازسازی و مرمت شده هست.

چهار ايوان اطراف ميدان مشخص نماينده شيوه مسجد سازی ايرانيان هست که پس از احداث اون در ساير مساجد نيز رواج يافته هست.

اين ايوان ها که به نامهای صفه صاحب در جنوب صفه درايشانش در شمال صفه هستاد در مغرب صفه شاگرد در مشرق ناميده می شوند با تزئينات مقرنس سازی و کاربندی يکی از فنون بسيار جالب معماری ايران را بيان می دارد.







نمای داخلی صحن مسجد و کاشيکاری های اون مربوط به قرن نهم هجری هست که احتمالاً مناره ها نيز مربوط به همين وقت می باشند به طورکلی بنای کنونی مسجد جامع اصفهان شامل بخشهای زير می باشد:

شبستان مسجد : اين شبستان که بر ستون های مدور هستوار هست که با گچبريهای بسيار زيبا تزئين شده هست.

اين قسمت مربوط به عصر ديلميان هست.

گنبد و چهل ستونهای اطراف اون که در ايوان جنوبی مسجد واقع شده و در فاصله سالهای 465 تا 485 هجری قمری بنا شده هست.

اين گنبد در وقت سلطنت ملکشاه سلجوقی و وزارت خواجه نظام الملک ساخته شده از نمونه های نادر ساختمان های عصر سلجوقی هست.

ايوانی که در جلوی اين گنبد آجری واقع شده در اوائل قرن ششم هجری بنا گرديده و سقف اون از مقرنس های درشت ترکيب شده هست.

اين گنبد دارای زيباترين طرحهای تزئينی ساخته شده از آجر و گچ ميباشد.

گنبدی که در بخش شمالی حياط مسجد واقع شده و قرينه گنبد خواجه نظام الملک هست در سال 481 بنا گرديده هست.

احداث اين گنبد را به ابوالغنائم تاج الملک يکی ديگر از وزرای عصر سلجوقی نسبت می دهند.







ايوان معروف به صفه صاحب که در دوران سلجوقی ساخته شده و تزئينات اون مربوط به عصر قراقايشانونلو و صفوی هست.

در اين قسمت کتيبه هائی از دورانهای مختلف از جمله صفايشانان به چشم می خورد.

ايوان غربی معروف به صفه هستاد که در عصر سلجوقی بنا شده و در دوره صفايشانان با کاشيکاری تزئين شده هست .

در اين صفه علاوه بر خطوط ثلث و نستعليق که به تاريخ 1112 هجری قمری و در وقت سلطنت شاه سلطان حسين کتابت شده عباراتی به خط بنائی بسيار زيبا و با امضاء محمد امين اصفهانی نوشته شده هست.

با مطالعه اين عبارات و دقت در خطوط بنائی اين ابيات بسيار زيبا مشخص می گردد.

چون نامه جرم ما به هم پيچيدند بردند و به ميزان عمل سنجيدند

بيش از همه کس گناه ما بود اما ما را به محبت علی بخشيدند

رو به روی اين ايوان، صفه شاگرد برنامه دارد که در عصر سلجوقی بنا شده و در قرن هشتم و يازدهم هجری قمری در دوران حکومت ايلخانان و صفايشانه تزئيناتی به اون اضافه شده هست.

اين ايوان فاقد تزئينات کاشيکاری هست و با مقرنس های آجری تزئين شده هست.

در اين ايوان سنگ مرمر يکپارچه نفيسی هست که در اطراف و بالای اون لوحه ها و کتيبه هايی نوشته شده هست.

در منتهی اليه ضلع شرقی مسجد جمعه صفه عمر واقع شده که کتيبه تاريخی هلال ايوان اون به سلطنت سلطان محمود آل مظفر اشاره می کند.

تاريخ اين کتيبه 768 هجری قمری هست و خطاط اون عزيز التقی الحافظ می باشد.

در سقف اين صفه خطوط تزئينی و تاريخی به چشم می خورد که با خط بنائی عبارات مذهبی و سازنده بنا به نام مرتضی بن الحسن العباسی الزينبی نوشته شده هست .

علاوه بر اون در اين صفه نام هستاد کاران ديگر همچون حسن کاروان کاشيکار و کوهيار الابرقوهی خطاط کتيبه محراب صفه به چشم می خورد.

در شمال ايوان هستاد شبستان کوچکی برنامه دارد که زيباترين محراب گچبری مسجد را در بر دارد .

اين شبستان که به مسجد الجايتو نيز معروف هست دارای محرابی هست که به مثابه گوهری تابناک از هنر ايرانی در جهان از شهرتی عظيم برخوردار هست.

بر اين محراب زيبا نام سلطان محمد خدابنده ايلخان مشهوری که قبل از تشرف به دين اسلام لقب الجايتو را داشت و سپس مسلمان شدن خود را خدا بنده ناميد و وزير دانشمند او محمد ساوی و سال ساختمان اون يعنی 710 هجری قمری به چشم میخورد.

زيباترين منبر منبت کاری موجود در مسجد جمعه اصفهان نيز در اين مسجد برنامه دارد که سال ساخت اون ذکر نشده هست.

از مسجد اولجايتو به شبستان زمستانی بيت الشتاء می رسيم که به موجب کتيبه سر در اون در وقت تيموريان به دستور عماد بن المظفر ورزنه ای ساخته شده هست.

به همين علت به شبستان عماد نيز معروف هست اين شبستان با شکوه دارای ستون های قطور کوتاه و اتاقهای خيمه ای شکل هست.

در وسط هر چشمه طاق يک قطعه سنگ مرمر شفاف نصب شده که نور شبستان را تأ مين میکند.







شبستان جنوب شرقی مسجد که احتمالاً کتابخانه عظيم و مشهور خواجه نظام الملک را در بر داشته در بمباران شهر اصفهان تخريب گرديده که مجدداً به شيوه اول بازسازی شده هست.

اين اثر نفيس و با شکوه به علت در بر داشتن نمونه های گوناگون ادوار مختلف اسلامی از نظر فنی و هنری اهميت بسياری داشته و از شهرت جهانی برخوردار هست.

اين شهرت و نفاست همه ساله گروه های بی شماری از علاقمندان و پژوهشگران را به خود جلب می کند حاصل اين مطالعات، مقالات و رسالات و کتب متعددی هست که به وسيله معماران و مهندسين و باستان شناسان مشهور جهان و ايران به رشته تحرير در آمد که اغلب اونها به زبان فارسی ترجمه شده اند.

به طور کلی به همان اندازه که ميدان نقش جهان و عمارات تاريخی اطراف اون ياد آورد معماری و هنر دوران صفوی هست مسجد جمعه و محلات پيرامون اون افسانه زندگی در عهد سلجوقيان و روزگار پيش از اون را بيان می دارد.


153:

احداث بزرگترين شهربازي کشور در اصفهان

رئيس شوراي اسلامي شهر اصفهان احداث بزرگترين شهر بازي كشور با 100 ميليارد تومان در اصفهان را از پروژه‌هاي مشاركتي مهمي دانست که با قدرت جذب سرمايه گذاري بر اهميت اين شهر اضافه کرده هست.

اصفهان نصف جهان

154:

سخنگايشان شوراي اسلامي شهر اصفهان فرمود: در راستاي حفظ سلامت شهروندان تنها شهربازي اصفهان که داراي قدمت زيادي نيز بود تعطيل خواهد شد.شهرداري اصفهان بارها در خصوص بهبود وسايل شهربازي آبشار اصفهان تاکيد کرده بود که تا کنون اقدام خاصي در اين خصوص انجام نشده لذا در راستاي حفاظت از جان شهروندان اين شهربازي تعطيل شد.


155:

عكس از خانه هاي قديمي اصفهانم بذارين دوستان خدا خيرتون بده ...


156:

اصفهان نصف جهان

157:

تصاویری از کلیسای وانک واقع درمحله جلفای شهر اصفهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

کریسمس بر هم میهنان مسیحی بخصوص مسیحیان شهر اصفهان مبارک باد

158:

اصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهاناصفهان نصف جهان

159:

نقل تصویری/ بازگشت پرندگان به سی سه پل

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

اصفهان نصف جهان

160:

ساعت به خواب رفته ، قرارت نمی رسد
پاییز می دود به بهارت نمی رسد


هر چه گل هست ، من ، به تو تقدیم می کنم
یک شاخه هم به خواستگارت نمی رسد

حتی برای خاطر چشمان کور من
تصویر های تیره و تارت نمی رسد

هر هشت شنبه را تو به من فکر می کنی
پاهای من به روزشمارت نمی رسد

" لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد "
آقا دلت خوش هست ، نگارت نمی رسد !

حتی اگر اصالت کاشانی ات دهند
قدری گلاب هم به مزارت نمی رسد

تا ارتفاع موی تو قدم بلند نیست
لبهای من به سرخ انارت نمی رسد

زاینده رود با پل خواجو برای تو
این میهمان به میز ناهارت نمی رسد

چون بچه ها به شوق تو پر درمی آورم
پرواز من ولی به قطارت نمی رسد

حالا که دیر آمده ای زود می روی
آهوی من به فصل شکارت نمی رسد

این بیت آخر هست سلامت رسیده ام
یعنی سرم به حلقه دارت ...

نه ، می رسد!

161:

اصفهان قديم:

اصفهان نصف جهان

162:

پل خواجو:

اصفهان نصف جهان

163:

پل شهرستان(قدیم مدیما):

اصفهان نصف جهان

164:

خیلی خیلی باحا بود
ممنون

165:

هی یادش بخیر


62 out of 100 based on 27 user ratings 652 reviews