ميزگردي با دوستان، سربرگ اين هفته:تاثیر روانشناختی مهریه در زندگی زناشویی ست.


ميزگردي با دوستان، سربرگ اين هفته:تاثیر روانشناختی مهریه در زندگی زناشویی ست.



ميزگردي با دوستان، سربرگ اين هفته:تاثیر روانشناختی مهریه در زندگی زناشویی ست.
درود بر جملگي دوستان.
همانطور كه قول داده بودم چنين جستاري را براي بحث و تبادل نظر آغاز ميكنيم.
گفتني ها در جستار «خبرنامه» گفته شد اما باز هم مختصري عرض ميكنم:
هر هفته با يك موضوع، ميزگردي را بربرنامه ميكنيم و با كمك يكديگر بحث مورد نظر را به جلو ميبريم تا در نهايت با يك جمع بندي به يك نتيجه واحد برسيم.
اما موضوع نخست اين آدينه: اعتياد به مواد مخدر
ميزگردي با دوستان، سربرگ اين هفته:تاثیر روانشناختی مهریه در زندگی زناشویی ست.
براي ساماندهي و هدفمند كردن ،
جستار را با ذكر چند سوال آغاز ميكنيم:
1- تعريف شما از اعتياد؟
2- نشانه هاي خماري و نءشگي كه ميشناسيد و ديده ايد؟
3- چه عواملي باعث ميشود اشخاص به مواد اعتياد آور روي آورند؟
4- راه هاي درمان اعتياد از نظر شما؟
5- ديدگاه شما و اطرافيان به فرد معتاد چگونه است؟
6-آيا خود سابقه ء مصرف اعتياد داشته ايد؟ (اگر داشته ايد، تعريف مختصري از حال و هواي ِ حين مصرف برايمان بازگو كنيد)
7- آيا مصاحبت و دوستي با فرد معتاد براي ما خطراتي دارد؟
و...(هر آنچه دوست داريد دراينباره بيان كنيد)





دیداری، شنیداری یا لمسی هستید؟

1:

من تا حالا نزدیکانم خوشبختانه دچار چنین مشکلی نشدن
لطفا بحثی که میکنید فقط مربوط به یک وقت خاص نکنید
تربیت از کودکی باعث شکلگیری میشه و خیلی مهمه که بدونیم شرایط کشش جوانان به این مواد چیه؟
قبلا اعتیاد رو صرفا تریاک و انواع و اقسامش میدونستیم ولی به لطف برخی سود جویان انواع و اقسام مواد اعتیاد اور به وفور یافت میشه
پسز من 8سالشه چند وقت پیش ازم پرسید شیشه چیه؟
چون از دوستانش شنیده بود
شاید عدم اگاهی خانواده ها باعث بشه که ناخواسته بچه فقط بخاطر تعریف دوستان کشش پیدا کنه سمت اون
پ.ن
اگه حرفام ربطی به موضوع نداشت عذر خواهم ولی به نظرم یک هفته خیلی کمه برای همچین موضوع مهمی



فرق دخترا با پسرا

2:

سپاس دوست عزيزم.
خيلي هم بجا و درست فرموديد، اعتياد ميتواند ريشه در گذشته فرد داشته باشد و به عبارتي اگر فرد در بستري مناسب رشد نكند ميتواند چنين موجباتي را رقم بزند، در گذشته ء فرد شرایط متعددي نقش دارند كه بزرگترين سهم را خانواده ميبرد و اخلاقيات بچه در گرو ِ تربيت خانواده و الگو پذيري از اونهاست، به عبارتي : ارضا شدن درست عاطفي، تحمل پذيري در برابر تاملات زندگي و انتخاب راه درست،جرات نه فرمودن، هستفاده صحيح از ماديات، و چه و چها همگي ميتوانند در كودكي به فرزند ياد داده شوند و شخصيت او در تعامل با خانواده، محيط، دوستان و...


افسردگی از شایع‌ترین تشخیص‌های روانشناسی
شكل بگيرد.
اما سوالي كه من از شما دارم اين هست كه:
شما در برخورد با اين معضل چه تدابيري انديشيده ايد؟
آيا خود را به عنوان يك الگو موظف به انجام وظايفي و دوري از مسائلي كرده ايد؟
چگونه به فرزندانتان در پيرامون مواد اعتياد آور اطلاع رساني كرده ايد؟
در برخورد با سوال فرزندتان در مورد شيشه، چه واكنشي نشان داديد؟ ايا نبايد خودتان زودتر اورا متوجه مواد اعتياد آور و مضرات اون ميكرديد؟
در انتخاب دوستان فرزندتان تا چه حد و در چه سنتي اورا در اين امر كنترل ميكنيد؟
پ ن: در مورد وقت مقرر شده براي اين موضوع ، طبيعتا اگر در پايان يك هفته، به جمع بندي نرسيديم، وقت را بيشتر ميكنيم.


ترتیب تولد آدلری

3:

همونطور که دوست خوبمون فرمودند در حال حاضر مواد مخدر هم شکلش فرق کرده وهم خطرناکتر شده وهمچنین سن اعتیاد هم پایین تر اومده .البته اعتیاد به خیلی شرایط بستگی داره ولی شاید یکی از دلایلش هیجان طلبی ادما باشه .چون خیلی از ما فکر میکنیم که همه چیزا را خودمون باید امتحان کنیم وهیچ وقت از اشتباهات دیگران عبرت نمیگیریم.


تست خود شناسی
وهمیشه پیش خودمون فکر میکنیم که همین یک باره وهیچ اتفاقی ممکن نیست که بیفته ولی غافل از اینکه همین یک اشتباه برای تباه کردن زندگی بسه .


جوزف (یوزف) فروئر : پدربزرگ روانکاوی!


پرسش نامه مشاوره قبل از ازدواج

4:

ممنون از جوابتون
شاید از نظر خودم هنوز برای دوره ابتدائی اونم دوم خیلی سن پائینی بود که بخوام از قبل به فکرش باشم
یعنی اصلا به ذهنم خطور نمیکرد یک گروه بچه 8سال بخوان در مورد این چیزها حرف بزنن
هر چند بحثی که کردن در مورد شنیده هاشون بوده بالبطع.
راستش وقتی یهو ازم پرسید مامان شیشه چیه یک لحظه خشکم زد
اول ازش پرسیدم شیشه خونه رو میگی؟ فرمود نه دوستام میگن شیشه رو میخورن
منم فقط تونستم اینطور بگم که
-وقتی مریض میشیم و بدنمون درد میکنه چکار میکنیم؟خب میریم دکتر و دارو مصرف میکنیم تا حالمون خوب بشه قرص میخوریم
بعضی موقعها هم وقتی ناراحتیم باید چکار کنیم؟بعضی ها چون نمیدونن باید چکار کنن میرن سراغ قرص فکر میکنن حالشون رو خوب میکنه
همون موقعی که میخورن خوب میشن ولی وقتی قرص تاثیر خودشو از دست بده حالشون بدتر میشه اون قرصا باعث میشه بدنشون کم کم ضعیف بشه و ...
خب یکی از اون قرصها اسمش شیشه ست
ازش پرسیدم حالا تو دوست داری وقتی ناراحتی شیشه مصرف کنی فرمود نه
صحبتای ما حداقل چندین ساعت اون هم پراکنده طول کشید یک چیزی میفرمودم میرفت فکر میکرد باز دوباره برمیگشت
اینی رو هم که من اینجا بیان کردم مختصری بود از صحبتامون
بیشتر ازش سوال میکردم تا خودش به نتیجه برسه
هر چند دیگه از اون روز چیزی نپرسید ولی خودم قانع نشد چون من هنوز خودم اطلاع درستی از این مواد ندارم
شاید با دلسوزی مادرانه باعث بشم بچه ام به بیراهه کشیده بشه


تست آیکیو با سوال

5:

درودي دوباره.
ممنون از نظرات شما،
كودك در مراحلي قدرت تجزيه تحليل نداره و با همين الگو برداري ها و صحبت هاي كودكانه بايد اورا متوجه ء بدي ِ مخدرات كرد تا كم كم به سني برسد تا بتواند از منطق خود بهره ببرد،،، در اين دوران ابتدايي بايد نظارت و كنترل بر دوستان، شرایط بيروني و مهم تر از اون رايشان اعمال و رفتار خودتان صورت بگيرد چرا كه الگايشان فرزندتان شما و خانواده هستيد و طبيعتا ارزش ها و هنجارها را در شما ميبيند.
بنده طرح هاي خوبي براي انجمن روانشناسي دارم كه يك نمونه اون مراحل رشد كودك از ديدگاه پياژه ست كه بسيار شيرين و كارآمد هست و انشالله در وقت مناسب هستارتش ميزنم.

6:

دوستان اگر نظري در اين رابطه دارند عنوان كنند تا بحث رو جمع كنم.

7:

خب با تشكر از دوستاني كه در اين جستار شركت كردند،
براي حسن ختام عرض كنم كه:
همونطور كه مستحضر هستيد،
اعتياد يعتي تكرار يك رفتاري كه منجر به عادت شود،
و اما اين عادت،
وقتي چهره ء منفور و ناپسند به خود ميگيرد كه به دنبال خود،
صدمات روحي، اجتماعي، جسمي و...

را در پي داشته باشد و روال عادي زندگي فرد را مختل كند،
اما در مورد علل ِ پيدايش و عواملي كه باعث رايشان آوردن فردي به اعتياد ميشود،
ميتوانيم به مهم ترين‌اون،
يعني كانون خانواده اشاره كرد،
عرض كردم كانون خانواده ، زيرا خانواده در مقابل،
محيط، دوستان، رسانه ها و...

بيشترين سهم را در كنترل و رشد فرزند خود دارد،
در واقع،
خانواده به عنوان يك الگو و ارزشي براي فرزند تعريف ميشود،
پس رفتارهاي ما،
ميتواند تاثير بسزايي در رشد فكري و شخصيتي فرزندمان بگذارد،
اينجاست كه عرض ميكنيم،
به هيچ عنوان خانواده ها،
آلوده به مخدرات و دخانيات نباشند،
چرا كه جداي از مسائل بيروني،
از حيث وراثت،
به اين مهم رسيده اند كه ،
فرزندان يك پدر و مادر معتاد،
گرايش و تمايل بيشتري نسبت به مخدرات از خود نشان ميدهند،
پس حتما به اين اصل توجه كنيد،
مورد بعدي در پيرامون،
شناخت مخدرات به فرزندمان هست،
ميتوان اين شناخت را با نشان دادن انسان هاي گرفتار اين امر، ضرب المثل ها،
تصاايشانر و...

به فرزند آموخت و همينطور اشخاصي كه با جسمي سالم و روحي سلامت به جايگاه هاي درخوري (از نظر اجتماعي، شخصيتي و...) رسيده اند نشان ِ شان داد،
در ضمن،
با فراگيري مهارتهايي به فرزندمان،
توان ِ نه فرمودن! ، انتخاب راه از بيراه! و...

را در او تقايشانت كرد.
پيروز باشيد.

8:

رهنمایان راه بین شب و روز

در تماشای احترام تو اند
[IMG]http://www.**************/forum/images/smilies/53.gif[/IMG]
درود،
سربرگ اين آدينه : احترام گذاشتن!

1- احترام رو چگونه تعريف ميكنيد؟
2- چرا افراد كوچك بايد به افراد بزرگتر احترام بگذارند؟
3- نقش احترام گذاشتن، امروزه نسبت به قديم كمتر شده يا بيشتر شده؟ 4-چه عواملي باعث كمرنگ شدن( و يا بيشتر شدن) احترام در روزگار كنوني شده؟
5- چگونه ميتوانيم اين فرهنگ زيبا رو همچنان زنده نگه داريم و به فرزندانمون هم انتقال بديم؟



9:


*احترام گذاشتن به طور كلی به معنی حفظ حریم هست و وقتی
صحبت از احترام به خود هست یعنی فرد حریم خود را نگه می‌دارد

هر انساني براي خود احترامي قائل هست .

وقتي كه به عقايد ،كارها وسلیقه هاي افراد در حد ومحدوده خودشان احترام بگذاريم وسعي نكنيم هميشه در پي رد كردن اونها برآييم ديگران ما را به رسميت مي شناسند چرا كه امت عادتا با كسي كه به اونان احترام بگذارندونسبت به ايشان ابرازتوجه وقدرداني كنندانس والفت مي گيرندپس براي جلب امت اونچه مي خواهند بايد به اونان بخشيد



10:

نوشته اصلي بوسيله antonio* نمايش نوشته ها
چگونه ميتوانيم اين فرهنگ زيبا رو همچنان زنده نگه داريم و به فرزندانمون هم انتقال بديم؟
در هر انساني داراي خصلت يا رفتار و با عقيده و بعدي هست كه شايسته ستايش و تمجيد هست وظيفه ماست كه اين جنبه هاي خوب را بيابيم و او را به سبب داشتن اونها تمجيد نماييم .

و اگر هم قصد داريم به رد و اصلاح رفتار و افكار كسي بپردازيم بايد از راه مناسبي هستفاده كنيم .

درابتدا بايد به جنبه هاي شخصيتي طرف مقابل تا حدودي آگاه شايشانم ظرفيت او را بسنجيم و آرام آرام او را به اشتباهي آگاه سازيم و در صورت نياز راه مناسب را به او پيشنهاد كنيم .
در اينجاست كه او را از قصد و نيت نوعدوستي خود آگاه كرده و خود را براي محبوبيت آماده مي كنيم .




احترام به انسانها را نامشروط جلوه دهيم .
احترام نامشروط به اين معناست كه اگر تصميم گرفتيم با فردي كه خطايي از او سرزده و يا باعث نا راحتي ما شده هست برخورد كنيم قادر باشيم درحين برخورد همچنان ايشان را يك انسان ارزشمند و قابل احترام بدانيم و اين احساس را به او منتقل كنيم چنين عملي سبب شكل گيري يك رابطه صميمي ، ايمن و اثر بخش مي گردد.


11:

نتيجه اون كه براي بدست آوردن محبوبيت در نزد ديگران وجذب قلوب ديگران بايد بياموزيم كه چگونه ، خواه در مسائل كوچك و كم اهميت و خواه در مسائل بزرگ و پراهميت به امت احترام بگذاريم و اين محبوبيت حاصل نمي شود مگراينكه :
به همگان احترام بگذاريم و هيچ فردي را كوچك نشماريم .
فروتني و پرهيز از تكبر
داشته هاي امت را ناچيز ودست كم نگيريم .

نبايد دانش خود را زياد پنداشت و دانش ديگران را اندك و بي ارزش ، حتي اگر دانش بسيار يا ثروت فراوان و يا صفاتي داشته باشيم كه ديگران از اون بي بهره اند .


همان طوركه دوست داريم ديگران به ما احترام بگذارند ما نيز همان گونه به اونها احترام بگذاريم .

چرا كه وقتي انتظار احترام از امت داريم بايد به اونها احترام بگذاريم اون گونه كه اونها دوست دارند .

12:

ممنون از موضوعی که برنامه دادید
این بحث خودش تاپیک جدا و کاملی رو میطلبه

13:

ممنون از شما،
اما خودتون مواقعي پيش اومده كه احترام رو زير پا بگذاريد؟(اگه ممكن هست علل اون را بيان كنيد.)


14:

بیشتر مواقعی که منجر میشه کسی به فرد دیگه بی احترامی کنه (ممکنه عمدی هم نباشه)وقتیه که بحث اعتقادات عقاید شخصی پیش میاد.
من قبلا خیلی روی باورام متعصبانه حساسیت نشون میدادم و همین باعث میشد که فردی که باهام صحبت میکنه احساس کنه قصد توهین و بی احترامی بهش دارم.اما خوشبختانه این عادت بدمو کنار گذاشتم

15:

سلام .
احترام از نظر لغوی از ریشه "حرم" مشتق می شود.
حرم و حرمت یعنی یکسری خطوط قرمز که گذر از اونها موجب شکستن حرمت و در نتیجه بی احترامی می شود.
احترام گذاشتن یک عمل متقابل هست و الزاما نباید ازسوی کوچکتر ها در برابر بزرگتر ها باشد .هر کس بعنوان یک انسان قابل احترام هست.
این حفظ حرمت ها نسبت به گذشته کمتر شده .

خصوصا از سوی جوانتر ها نسبت به بزرگتر ها.
مهمترین عامل که در مقابل احترام برنامه میگیرد غرور و تکبر هست .
اصولا این دو خصلت نسبت عکس با یکدیگر دارند.
وقتی ما خود را بر تر از دیگران ببینیم طبیعتا میل به احترام و تکریم دیگران در ما کم می شود.
از طرفی احترام با ادب هم رابطه ی تنگاتنگی دارد.
برای ترویج فرهنگ احترام باید_ مانند سایر آموزه های زندگی _به صورت عملی انجام گیرد و فرزندان ما به عینه اون را ببیند و برای اونها این فرهنگ به یک ارزش تبدیل شود.
باید در نظر داشته باشیم که هیچ انسانی ( از هر رنگ و نژاد از با هر دین و عقیده ) کوچک نیست و همه قابل احترامند .
حتی سایر موجودات هم بعنوان مخلوقات خداوند محترمند.
به نظرمن حرمت شکنی یا عدم رعایت احترام میتواند به صورت مثبت باشد یا منفی .


مثبت یعنی ما کاری را
اجرا کنیم که موجب بی احترامی به دیگران شود .
که توهین کردن یا تمسخر از این دسته اند.
منفی یعنی کاری را انجام ندهیم که اون هم موجب بی حرمتی شود .
برای کار دیگران ارزشی قائل نشویم.

به حرف دیگران و علی الخصوص بزرگتر ها گوش ندهیم و ...
وقتی کسی در پستی به شما سلام میکند و شما در پاسختان جواب سوال را نمی دهید و این خود بی احترامی محسوب می شود .خود سلام واجب نیست اما جوابش چرا.
اگر کسی به شما سلام می کند یا زیر پست شما تنکس میزند
هیچ دلیل خاصی ندارد جز اینکه برای شما احترام زیادی قائل می شود.
کسی که شما را محترم و گرامی می دارد متقابلا هم چنین انتظاری از شما دارد.
این مطلب رو خطاب به دوستانی عرض کردم که از اونها بیش از این ها انتظار و توقع داشتم.

16:

هوش کو تا ساز هشیاری کنم
رفت عقل و رفت استقامت و رفت یار

درود دوستان عزيزم،
موضوع اين هفته را يك موضوعي انتخاب كردم كه براي اكثر ما بسيار جذاب ميباشد،
موضوعي كه با يك سوال مطرح ميشود سوالي كه شايد به شوخي و كل كل هم كه باشد بارهاي بار بين ِ دوستان و بستگانتان مورد پُرسش و تحليل برنامه داده ايد وليكن در اين جستار قصد داريم سپس يك ميزگردي خودماني و دريافت نظرات و ديدگاه هاي شما دوستان در اينباره ، بنده نظر علمي و واقعيت اين امر را عرض كنم تا از چند و چون ِ علمي اين پُرسش آگاهي پيدا كنيد.
سوال اين هست كه:
هوش كدام يك برتر هست؟ آقايان و يا خانم ها؟،،،
اشاره اي تنها ميكنم و اينكه:
برخي روانشناسان به عامل وراثتي اشاره ميكنند و به اين نكته توجه دارند كه مغز زن و مرد از نظر وراثتي با يكديگر متفاوت هست ولي برخي جامعه شناسان بر اين باور هستند كه دو موجود از نظر وراثتي يكسان هستند و اين محيط و تاثير اون هست كه باعث ِ بوجود آمدن تفاوت هايي در توانايي هايي طرفين از مسائل ميشود،،، و حالا نظر شما دوستان در اينباره چيست؟(دليلتان را هم ذكر كنيد)
antonio*

17:

اطلاعی ندارم
اما یحتمل هر دو موجود مذکور هوشمندند اما نوع هوششان متفاوت باشد.

18:

درود .


هوش مقوله ی بسیار پیچیده ایست و دارای جنبه های مختلفی هست که به راحتی نمیشه دو جنس رو از نظر هوش مقایسه کرد .
اما به نظر میرسد که خانم ها بیشتر در زمینه هوش هیجانی قوی ترند و آقایان در هوش هستدلالی.
خانم ها بیشتر در کارها و هنرهای ظریف هستعداد دارند و آقایان در کارهای به اصطلا زمخت تر.


..........

19:

اين ازنظر علمى ثابت شده كه خانوم ها باهوش ترند حتى باهوش ترين انسان دنيايك خانومه

20:

شایداگر سوال به این صورت طرح می شد که
" % خانم های باهوش بیشتر هست یا آقایان باهوش؟" بهتر بود.
چون جواب سوال شما این هست که در هر دو جنس افراد با بهره های هوشی متفاوت وجود دارد و قابل مقایسه نیست من ده سال هست که مشغول تدریس هستم و هر دو نوعش را دیدم.

21:

هیچ کدوم

22:

درود.
از جواب شما ممنون هستم.
به طور كلي اگر برنامه بر درستي سوال باشد كه در نهايت با صحبت هايي كه آخر جستار خواهد شد مشخص ميشود كه سوال مربوطه درست نيست و باهوشي به هيچ كدام از گروه تعلق نميگرد!(صحبت هاي بيشتر را در روزهاي آينده سپس نظرات دوستان عرض ميكنم) جان كلام اينكه هوش و توانايي در هر دو گروه در مورد موضوعات مختلف فرق ميكند ،،، اما دليل ِ چنين طرح سوالي بيشتر مشتاق كردن دوستان به بحث و جان بخشيدن به بحث هست كه دليل ِ رواني دارد.

23:

درسته به عنوان یک مثال : دختران تواناییهای کلامی بیشتری دارند و قسمت مربوط به زبان در مغز اون ها فعال تره و آقایون با مسایل انتزاعی بهتر کنار میان نمونه های بیشتر در کتابهای روانشناسی موجوده .هم چنین با ی سرچ تو اینترنت میشه مطلب های خوبی درآورد
تشکر از شما به خاطر گذاشتن مطالب مفید

24:

درود بر دوستان عزيز،
موضوع مورد بحث اين هفته را با يك پرسشي آغاز ميكنيم:

آیا با زندگی با خانواده همسر موافقید؟ !(مزایا و معایب اون رو بیان کنید!)

25:

مخالفم...

به دلیل فاصله ی فکری وفرهنگی بین نسلها و به وجود اومدن بعضی سوتفاهمها

و احتمالا شکستن بعضی حرمتها

26:

نسل امروز طوریه که حتا با خانواده ی خودشم نمیتونه کنار بیادوناسازگاره .
اگر مشکل اقتصادی نبود شاید خیلیاشون ترجیح میدادن که تنهایی و مستقل زندگی کنن.پس طبیعیه که نتونن با خانواده همسرشون زندگی کنن.
تفاوت ها بیشتر از اونه که به تشابهات فکر کرد.


27:

منم مخالفم .

خب زندگی مشترک با خانواده همسر شامل اختلاف نظرها و سلیقه های فراوان که بعلت تازگی روابط معمولا سوء برداشت می شن و حل و فصلشون کار سختی ِ و همچنین دخالت های خواسته و نا خواسته که بازهم هضمشون سخت ِ ...


28:

با تشكر از دوستاني كه نظر دادند،
ما در زندگي زناشايشاني يك حريم داريم كه مختص به خودمان و شريك زندگيمان ميباشد،
و در زندگي هاي امروزي ، زندگي با والدين ميتواند اين حريم را مورد خطر برنامه دهد،
هرچند كه ميتواند فوايدي هم داشته باشد وليكن كمتر پيش مي آيد كه اين حريم ها رعايت شود و هركس جايگاه خود را بداند ضمن اينكه حتي زن و مرد هم هر كدام براي خود حريم خصوصي دارند به اين معنا كه حتي گاهي لازم هست زن و مرد ساعاتي براي خودشان احتصاص دهندو در تنهايي خودشان به سر ببرند.
منتظر نظرات ديگر دوستان هستيم.

29:

در اینکه خانم ها iq بالاتری دارند که شکی درش نیست ......



شوخی کردم ...

مطمئناً نوع هوش خانم ها با آقایان متفاوت هست .

آقایون در بعضی از موارد باهوش تر و دقت بیشتری دارند و خانم ها نیز در بعضی مسائل از آقایون پیشی می گیرند و هوش بالاتری از خود نشان می دهند ...


30:

من حتی با زندگی با خانواده خودمم مخالفم
به دلیل اختلاف سلیقه ها و طرز فکر
این روزا آدما حوصله خودشون رو هم به زور دارن چه برسه به کسی دیگه
و ترجیح میدن که سرشون به کار خودشون باشه
در ضمن شنیدن حرفی از طرف خانواده همسر باعث دلخوری میشه حتی اگه اون حرف از طرف خانواده خودت چیز خاصی نباشه
از قدیم هم فرمودن دوری و دوستی

31:

در مورد موضوع این هفته : به قول اونتونیوی عزیز بهتر هست که حریم ها حفظ و افراد در رعایت حد و مرز در زندگی شخصی و رفتارها و روابط خانوادگی کوشا باشند .

تا مشکل و خللی در ارتباط با افراد نزدیک ( بالاخص خانواده همسر ) به وجود نیاید .
البته حفظ حریم خانواده به معنای دوری نمودن از برقراری رابطه نیست بلکه مدیریت لحظه ها و روابط هست که یکی از مهم ترین و پايه ی ترین رکن خانواده محسوب می شود ...


32:

کاملا با حرف هستارتر محترم موافقم
اتفاقا شوهرم این پیشنهاد رو داده اما خدا رو شکر خانواده خودش بیشتر از من مخالفن .

همینجوری هم که از هم دوریم همش دخالت می کنن وای به اینکه زیر یه سقف باشیم .

خیلی وقتا شوهرم نمیزاره خانواده اش بفهمن که ما وسیله نو خریدیم یا بیرون رفتیم یا حتی اینکه مهمون داشتیم یا مهمونی رفتیم چون شر می شه !

33:

مهم اینه که بهاره جون همسرت شما رو درک کنه و در این کار و در این مسیر دشوار همراهت باشه ......

اگر اینطوری باشه دیگه مشکلات برات کوچک می شن و دلخوشی به اینکه همسرت می تونه پناه خوبی برات باشه ...

34:

متاسفانه ایشون طرف مادرشون هستن ! یعنی اینکه هر روز مادرش نقل کامل میگیره و از ریز زندگی ما خبر داره و نظر می ده .

مگر جاهایی که خود همسرم احساس کنه ممکنه مادرش بخاطر خرید کردن یا ...

بهش ایراد بگیره .


35:

باید به دنبال راه حل مناسبی بگردی ...

چون اگر مسیر زندگی ات به همین نحو پیش بره ممکنه مشکلاتت بیشتر بشه و ادامه ی این روش روابط بین تو و همسرت رو سرد می کنه و خیلی مشکلات دیگه که متعقاباً پیش خواهد اومد ..


سعی کن در مورد رابطه ی همسرت و مادرش حساسیت نشون ندی .

اما به نحوی هم با همسرت صحبت کن و از علایق شخصی و برنامه زندگی ات در این راه برایش توضیح بدی ....


36:

متاسفانه که تا به حال نه صحبتای من تاثیری روی رفتار ایشون داشته نه حتی بزرگترهای فامیل !!!
اتفاقا تا همینجا هم تاثیری بسیار مخربی روی رابطه ما داشته به حدی که گاهی وقتا تصمیم میگیرم به خاطر این خانم رابطمو حتی با شوهرم تموم کنم .

به تازگی مشکل مسکن پیدا کردیم که شوهرم پیشنهاد داد یه خونه خیلی بزرگ بگیرم و با خانواده اش یه جا زندگی کنیم ، تصور کن با این اوضاع چه اتفاقی ممکنه بیفته !

37:

اصلا و به هیچ وجه

38:

یکی از بدترین وضعیت هایی که یه مرد توش می تونی برنامه بگیره ، وضعیتی که زنش و مادرش یا یکی از این دو نفر از اون می خوان در موردشون قضاوت کنه ...

مرد جوان ، سالها با مادرش زیسته ، حتی گاهی مردها بزرگترین آرزوشون اینه که همسرشون شبیه مادرشون باشه ...

از طرف دیگه مادر شوهر یه عمر زحمت ِ پسرش رو کشیده و الان درک ِ اینکه حق ِ دخالت توی زندگیش رو نداره براش خیلی سخته ...


از طرف ِ دیگه زن جوان دلش می خواد همه چیز مطابق ِ میل و سلیقه خودش باشه ، دلش می خود آزاد باش ِ توی زندگی ِ شخصیش و همه توجه شوهر جوانش رو مال ِ خودش کنه ...
مادر شوهر نگران ِ زندگی ِ پسرش ِ ، مبادا این همسر جوان از پس مدیریت خونه برنیاد یا خیلی ولخرج باش ِ یا ....

امان از مهربونی بی اندازه ...


حالا اگه این دو زن که ظاهرا رقیب ِ هم هستن مجبور باشن خیلی بهم نزدیک زندگی کنن ، خدای باید به داد ِ شوهر برسه ...


39:

درسته
منم همیشه همین رو میگم ، واقعا کاراش دوستی خاله خرسه اس .

چون یک طرفه قضاوت می کنه .

من مشکلی با اینکه مادر و پسر بهم دیگه خیلی علاقه دارن ندارم اما گاهی اوقات کار به جایی می رسه که مادر شوهرم میشه کاسه داغتر از آش و جاهایی هم که دیگه حق صد در صد به جانب من هست با طرفداریهای بیجا باعث میشه اختلاف و درگیری ما خیلی بیشتر بشه .


40:

ببین من هم در اوایل زندگی مشترکم با همسرم همین مشکلات رو داشتم ولی قضیه رو یه جورایی حلش کردم ....


41:

امیدوارم برای منم همینطور بشه ، گرچه بعید می دونم .

چون شوهرم هم از لحاظ عاطفی خیلی به مادرش وابستگی داره هم مالی .


42:

در ابتدای زندگی مشترک همسرم بسیار از مادرش حمایت می کرد .

این رو هم بگم که خانواده ی همسرم سنتی هستند و همسرم نیز به تبعیت از خانواده اش به پایبندی اصول عرف ( حتی اگر اشتباه هم بود ) اعتقاد داشت و این رو هم اضافه کنم که من شخصاً رها از قید و بند سنت ها و و عرفی نگری هستم اما این به این معنا نیست که همه ی قوانین عرف رو زیر پا می گذارم بلکه به عرف و اونچه که در موردش قضاوت غلط می کنه پشت پا می زنم ....


خب بعضی رفتارهای بسیار اشتباه رو می دیدم و وقتی با همسرم صحبت می کردم دررابطه با اون موضوع ، بسیار جانبدارانه با من برخورد می کرد ( که البته بسیار اشتباهه چرا که مرد باید حکم میانجی رو در رابطه با مادر و همسر بازی کنهو این رابطه رو مدیریت کنه نه اینکه جانب یک طرف رو بگیره )...
باز هم با همسرم صحبت کردم و به او گوشزد کردم ....

اهل کنایه و زبان درازی هم نبودن و در برابر همه ی رفتارهای غلط و ناصحیح سکوت می کردم ولی دردلم خیلی ناراحت بودم و حتی این موردها وی اخلاقم تأثیر گذاشته بود ...

و حتی به خاطر عقاید سنتی اونها موسیقی رو که عاشقش بودم به اجبار در اوایل ازدواج به صورت موقت و برای جلب رضایت همسرم کنار گذاشتم ....

در زندگی ام گذشت کردم و من یک دختر 22 ساله در همان اویل زندگی برنامه ای کوتاه مدت ( از نظر مالی ) ریختم و نتیجه هم داد ...


سپس گذشت حدود 2 سال از زندگی مشترکمون وقتی که همسرم رفتار منو دید خیلی چیزها عوض شد ....

و کم کم هر دوی ما در زندگی مشترک جاافتاده شدیم .

و الان سپس 7 سال زندگی مشترک و داشتن یک دختر زیبا از زندگی مون لذت می بریم .

بهاره جون گاهی وقتها در زندگی باید استقامت کنی و صبوری پیشه کنی .

جدایی و رها کردن یکدیگر در نیمه راه زندگی آخرین و در خیلی مواقع بدترین راهه ..

پس برای حل مشکلاتمون راه آخر رو اول مطرح نکنیم ...


43:

بازم حق با شماست
خب میدونی من تازه یک ساله که ازدواج کردم خیلی چیزا برام هنوز جا نیافتاده و تازگی داره .

مطمئنا با گذشت وقت خیلی چیزا تغییر می کنه اما صبوری کردن گاهی خیلی سخته .


44:

عزیزم سال اول زندگی مشترک مثل یک دوستی تازه آغاز شده هست ...

مرحله ایه که مشخص می کند کی مرد عمله ...مرحله دیدن و شناختن همدیگر و شناخت عکس العمل ها در موقعیت های مختلف و آشنایی با برخورد هاست ...شما هنوز اول راهی ....

پس صبوری کن ..

هر چند که خیلی سخته ولی از همسرت بخواه که برای تو و همچنین برای مادرش سراپا گوش و در مرحله ی دوم میانجی خوبی باشه ...( باور کن خیلی تأثیر داره ) و اینکه به نقشش در ایجاد رابطه ی صحیح بین تو و مادرش خیلی تأکید کن و اون رو پر رنگ کن ( به قول معروف هندونه بذار زیر بغلش ) ...


45:

دارم سعی خودم رو می کنم ، امیدوارم موفق شم .

خیلی ممنونم از راهنماییهات عزیزم .

46:

كاملا مخالفم

47:

درود.
سپس مدت ها ٰ
بار دیگر میزگردی با شما.
موضوع این هفته در مورد افراد جنایتکارٰ سارقٰ کلاه بردار و...

میباشد اینکه چه عواملی باعث میشود افرادی چنین طرز نگرشی پیدا نمايند که به خود ٰ خانواده و اجتماع آسیب برسانند؟

ميزگردي با دوستان، سربرگ اين هفته:تاثیر روانشناختی مهریه در زندگی زناشویی ست.

48:

تقسیم بندی لومبروزو درمورد مجرمین :
1) مجرمین عادی یا حرفه ای : این گروه هیچ نقصی در حین تولد ندارند و عاملی که باعث ارتکاب جرم از سوی اینها میشود جامعه هست ،اینها دست به تبهکاری می زنند و دائما تکرار مینمايند و این برای اون ها عادت شده در نتیجه حرفه ای میشوند .این گروه مدت قابل توجهی از عمرشان را در زندان هستند .


«...اینها در دانشگاه زندان آموزش می بینند ...»
2) مجرمان اتفاقی : این گروه ذاتا میل به بدی ،جرم و خلاف ندارند .

شرایط و اوضاع و احوال خاص، اینها را وادار به ارتکاب جرم می کند .
اینها از لحاظ اخلاقی آدم های ضعیفی هستند و یک عامل خارجی ضعیف این دسته را به سمت جرم می کشاند.


3) مجرمان احساسی و هیجانی : اینها افرادی هستند که در واکنش به ناموس ، عشق ، وطن و...ُُُُُُُُُُُ اغلب با واکنش های هیجانی اقدام به انجام یکسری اعمال می نمايند .

این گروه آدم های زود رنج و پر توقع هستند مردانی هستند با قیافه متبوع و چشمانی با حالت و آثاری از جنایت در چهره ندارند بلکه بخاطر مسائلی از قبیل عشق ، وطن ، ناموس عمل مجرمانه انجام می دهند .
4) مجرمان ضعیف و سست عنصر : اینها ذاتا افرادی هستند که زود منحرف می شوند و بنیان شخصیتی قویی ندارند و خوب و بد را تشخیص نمی دهند .

اینها شبیه مجرمان بالفطره هستند اما اگر اونها دارای سرشتی خطا کار باشند اینها تحت اثر تحقیقات محیطی زود مرتکب جرم میشوند.
5) مجرمان دیوانه و کم عقل: این گروه چون کم عقل و ناقص العقل هستند ، بازیچه و لوازم دست دیگران می شوند و به این خاطر جرم انجام می دهند.
6)مجرمان بالفطره:(criminal born)
یا جانی زاده ، اینها افرادی هستند که یکسری خصلت های فیزیکی و جسمی و دارای تمایلات خاص بوده و سرشت اونها طوری هست که جرم و تبهکاری از اونها سر میزند.


49:

چرا این عکسی که اینجا گذاشتین فقط جنس مذکر

50:

3) مجرمان احساسی و هیجانی : اینها افرادی هستند که در واکنش به ناموس ، عشق ، وطن و...ُُُُُُُُُُُ اغلب با واکنش های هیجانی اقدام به انجام یکسری اعمال می نمايند .

این گروه آدم های زود رنج و پر توقع هستند مردانی هستند با قیافه متبوع و چشمانی با حالت و آثاری از جنایت در چهره ندارند بلکه بخاطر مسائلی از قبیل عشق ، وطن ، ناموس عمل مجرمانه انجام می دهند .

این نوع مجرم برا من خیلی جالب بود

51:

ممنون هانا عزیز.
اینکه چرا عکس مرد گذاشتم تنها یک اتفاق بود و اِلا دلیل خاصی نداره چه زن و چه مرد میتونن مرتکب جرم بشن.
البته ما در اکثر جرم ها بیشتر مردان را به عنوان مجرم میبنیم و یک دلیل اون بر میگرده به خصوصیت دو جنس، اینکه مردان به دلیل طبیعتشون بیشتر میل به ریسک کردن و نشان دادن قدرت دارند یکجورایی مردان نسبت به زنان بیشتر حاضر هستند هر خطری رو بپذیرند اما زنان بیشتر به عنوان یک همراه هستند و معمولا در ارتکاب یک جرم نقش یک یاری دهنده را دارند و میشه فرمود در جرم های بزرگتر بیشتر پشت صحنه هستند، همچنین زنان به دلیل روحیاتی که دارند بیشتر مرتکب جرم های کوچک و ظریف میشوند حال اونکه مردان به جرم های بزرگتر و خشن روی می آورند .
مواردی رو که ذکر کردید جالب بودند.
و در کنار سوالی که در پیک پیش عرض کردم میتونیم این سوالم داشته باشیم که میل به ارتکاب جرم ایا به طور فطری در انسان ها هست؟ و اینکه وراثت و ژنتیک در این امر بیشتر تاثیر گذار میباشد یا محیط و تربیت؟
ممنون از دوستانی که در بحث شرکت میکنن.

52:

دقیقا بیشتر ما ها وقتی میگیم مجرم ناخودگاه ذهنون میره به سمت جنس مذکر

یاد فیلم خواب و بیدار از مهدی فخیم زاده افتادم ناتاشا؛ زنی مرموز، قوی، خبیث، متکی به نفس، غیرقابل پیش بینی، مصمم، کینه جو، باهوش، جدی، خشن، سرد، تند و تیز، شرور و البته حرفه ای.

احساس میکنم بیشتر این مجرمین این خصوصیات رو دارن

53:

دوستان عزیز خوشحال میشم در بحث شرکت کنید.
از نظر روانشناسی افراد برون گرا یعنی افرادی که بیشتر در اجتماع هستن، ریسک پذیری بالایی دارند، جنب و جوش و هیجان بیشتری دارند بیشتر مرتکب جرم میشوند تا افراد درونگرا که بیشتر منزوی، گوشه گیر دور از اجتماع و گاهی ترسو نیز هستند،
همچنین افراد هیستیری، پارانوئید و بدبین نیز به دلیل روحیات نامتعادلی که دارند دست به اعمال خشونتی میزنند.

54:

درودی دیگر.
دوستان مبحث این هفته رو با یک سوالی شروع میکنیم:
ما باید مسایل جنسی را از چه کسانی یاد بگیریم؟
بواقع که بسیاری از مشاجره ها و طلاق های امروزی بر سر همین شناخت ناکافی از مسائل جنسی ست چیزی که ما در مراکز مشاوره میبینیم.

55:

دوستان نظری ندارند؟
آیا به نظرتون لزوما یادگیری در این خصوص باید صورت بگیرد؟
و از طرف چه کسانی یا نهاد ها این امر میتواند صورت بگیرد و به چه شکل و در چه سن و سالی؟

56:

سلام ...



در تالار اصلي همايش‌هاي بيمارستان ميلاد كنفرانسي انجام شد با اين عنوان: نرمال سكس! مي‌شد حدس ‌زد اين بار هم پاي همايشي در ميان هست كه با يك فيلم آموزشي شروع مي‌شود و با چند مقاله خشك علمي به پايان مي‌رسد اما خوشبختانه اين بار، اين‌طور نبود.

دكتر مجد، روان‌پزشك و سخنران اصلي جلسه، حرف‌هايش را در زمينه <نرمال سكس> اون قدر ساده و روزمره به زبان آورد كه همه توانستند حرف‌هايش را درك كنند و با او ارتباط بربرنامه كنند، به نحايشان كه جلسه پرسش و پاسخِ سپس سخنراني نزديك به يك ساعت طول كشيد.

اونچه در پي مي‌آيد، بخشي از صحبت‌هاي دكتر مجد، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران، در اين جلسه‌است.

يك سوال مهم:‌ ما بايد مسايل جنسي را از چه كساني ياد بگيريم؟ از پدر و مادرمان؟ دوستانمان؟‌ مگر اونها چقدر در اين زمينه تخصص دارند؟ مگر اونها اطلاعاتشان را در اين زمينه از چه كساني گرفته‌اند؟ آيا از كساني به جز پدر و مادرشان و يا دوستانشان؟ نه! من واقعا تاسف مي‌خورم كه ما متخصصان داريم در اين مملكت زندگي‌ مي‌كنيم،‌ اون‌وقت بسياري از هموطنانمان نمي‌دانند كه اين خصوصي‌ترين و مهم‌ترين اطلاعات زندگي ماديشان را بايد از كجا و چطور به دست بياورند؟ تاسف مي‌خورم كه بسياري از هموطنانمان نمي‌دانند رفتار جنسي بهنجار يعني چه؟ و افتخار مي‌كنم كه آموزگار مسايل جنسي ام.‌ يادم هست كه سال 1362 در خصوص آموزش‌هاي اوليه مسايل جنسي در مسجد سخنراني كردم.

اون روز، بعضي‌ها در اوايل صحبتم خيلي خشمگين به من نگاه مي‌كردند، اما در اواخر جلسه احساس كردم كه همه نگاه‌ها صميمي‌تر و همراه‌تر شده و حتي در انتهاي جلسه از من تشكر كردند و تشايشانقم كردند كه اين كار را ادامه بدهم.حقيقت اين هست كه حتي از نظر مذهبي هم ما مكلفيم كه تمام تعاليم جنسي را قبل از ازدواج ياد بگيريم.

بهترين آموزگار براي کودکان والدين مي‌باشند.

بچّه‌ها بايد : تا سن 5 سالگي
1- نام صحيح اعضاي بدن از جمله اعضاي تناسلي را بدانند.


2- درک نمايند که نوزادان از رحم مادر متولد مي‌شوند.


3- مفهوم فضاي خصوصي را هنگام تعايشانض پوشش و رفتن به توالت بدانند.

به ايشانژه ضروري هست کودکان 5 ساله تفاوت خصوصي و سري را بفهمند.


4- بتواند به راحتي با والدين يا فرد بزرگسال قابل اعتماد ديگري، درباره جنسيت صحبت نمايند.


5- نسبت به هايشانت مذکر يا مونث خود عزت نفس داشته باشند.


بين 6 تا 9 سالگي
بچّه‌ها بايد:
1- بتوانند توليد مثل حيوانات و گياهان را به عنوان بخشي از چرخه حيات درک نمايند.


2- در جواب به سوالاتي چون «نوزادان از کجا مي‌آيند؟» «چطوري به دنيا مي‌آيند» چيزهاي شنيده باشند.


3- از تفاوت بين دو جنس آگاه باشند و بتوانند نام صحيح اندام تناسلي خود و جنس مخالف را نام ببرند.


4- درک کلي از ايدز و عفونت‌هاي ديگري که از طريق جنسي منتقل مي‌شود داشته باشند.


5- نسبت به سلامت کلي و نيازهاي ايمني بدن خود مسئوليت روزافزون پيدا نمايند و بهداشت شخصي خود را با مسواک زدن، دوش گرفتن، رعايت تغذيه مناسب و غيره حفظ نمايند.


6- مفاهيم دوستي و عدالت را بفهمند و بتوانند احساسات خود را با والدين يا افراد بزرگسال قابل اعتماد ديگر درميان بگذارند.


بين 9 تا 13 سالگي
بچّه‌ها بايد:
1- جنسيت را به عنوان بخشي طبيعي از زندگي درک نمايند.


2- با تغييرات طبيعي دختران و پسرها در دوران بلوغ (عادت ماهيانه و احتلام) آشنا شوند.


3- بتوانند با ديگران دوست شوند و دوستي‌هايشان را حفظ نمايند.

(معمولاً با هم جنس‌هاي خودشان)
4- روند توليد مثل و از جمله مفاهيمي چون: آميزش جنسي، پدر و مادرشدن، سقط جنين و جلوگيري از بارداري را درک کند.


5- بدانند سوء هستفاده جنسي چيست؟ چگونه مي‌توان اون را تشخيص داد و در موقعيت‌هاي بالقوه خطرناک چگونه بايد رفتار کرد.



واقعیت این هست که آموزش امور جنسی و دادن آگاهی های لازم در این رابطه از مسائل ضروری و مورد نیاز خانواده هاست.

آموزش جوانان ونوجوانان درباره چگونگی رفتار صحیح جنسی و بیماری های ناشی از انحرافات جنسی دارای اهمیت زیادی هست.
شواهد گوناگونی حاکی از اون هست که امت و به خصوص نوجوانان و جوانان در این مورد اطلاعات درستی ندارند و منابع یادگیری رفتار جنسی در بین اونان منابع قابل اطمینانی نیست.

معمولا اون چه جوانان در این باره می دانند اطلاعات خیابانی هست که از افراد فاقد صلاحیت آموخته اند.

نه پدر و مادرها، نه مدرسه و دانشگاه، نه رسانه های گروهی و نه مطلعین دینی، عموما مطلب مهمی در این باره به جوانان نمی آموزند.

حتی جنبه های بهداشتی و چگونگی مقابله با بیماری های عفونی مقاربتی و ایدز نیز به اونها آموخته نمی شود.
آموزش های انحرافی کانال های تلویزیونی ماهواره ای و فیلم ها و مجلات مبتذل و غیر اخلاقی، خطر شیوع ایدز و بیماری های ناشی از رفتارهای نادرست جنسی را افزایش داده هست.

باید با آموزش صحیح به نوجوانان و جوانان، در ضمن دروس بهداشت و فیزیولوژی بدن و روان شناسی و تربیت بدنی و امور خانواده و اخلاق و تعلیمات دینی و یا از طریق برنامه های ویژه توسط تیم های متشکل از پزشک و روانشناس و متخصصین علوم تربیتی و دینی و اخلاقی، زمینه مناسبی برای مقابله با این خطر ها فراهم شود.
بدیهی هست تا در مورد امور مربوط به امور جنسی آگاهی های مورد نیاز به جوانان داده نشود، آمادگی لازم برای مقابله با انحرافات جنسی و مفاسد و عواقب سوء ناشی از اون و نیز بیماری های مختلف جنسی و راه های انتقال اون حاصل نخواهد شد.

پدران و مادران شرعا وظیفه دارند آداب اسلامی را در این رابطه به فرزندانشان بیاموزند و اونها را در این رابطه تقویت نمايند تا شیادان و آلودگان نتواند فرزندان اونها را بفریبند و اونها را به وادی فنا و سقوط بکشانند.

اما خود پدر و مادر نباید مستقیم وارد موضوع شوند بلکه تحت نظارت انها انجام شود چون حرمت والدین نزد فرزندان شکسته می شود .


شما می توانید برای آگاهی بیشتر ازکتاب های زیر هستفاده ببرید:
1-رشد جسمی و جنسی در نوجوانی، دکتر حسین لطف آبادی، ص 86
2 خانواده و مسائل جنسی کودکان، دکتر علی قائمی، بخش 12، تربیت جنسی کودکان و نوجوانان، ص 250
3-ازدواج مکتب انسان ساز، اثر شهید پاک نژاد
4-روان شناسی زنا شویی
5آداب آمیزش
6-روان شناسی زن.


57:

با تشکر از شما دوست عزیز، واقعیت امر همین هست که اشاره گردید ولی همچین باوری متاسفانه هنوز در افکار ها ریشه نکرده و خیلی ها حتی فکر کردن به این مسائل رو هم جایز و درست نمیدانند! در صورتی که باید به این مسئله خیلی جدی نگاه کرد چرا که در شکل گیری شخصیت کودکان سهم بالایی دارد.

58:

سلام

جسارت بنده رو ببخشید میخواستم پیشنهاد بدم پست اول این تاپیک رو هم با موضوعات هفته تغییرش بدین ..

چون پست اول یه چیزیه و موضوع هفته یه چیز دیگه ..

برای هر موضوعی هم باید تمام پستها یک به یک مرور بشه تا به موضوع اصلی هفته برسیم .


59:

درود دوست عزیز.
ممنون از نظرتون حتما اعمال میشه.

60:

تنها بخشی که قابل قبول مینمود شکستن تابوهای ذهنی والدین در برابر مشکلات جنسی فرزندان و وجود اونهاست ...



بخشهایی در اون نیازمند بازنگریست...من جمله:

الف) تلفظ اندامهای جنسی برای یک کودک...



کودک به هر علتی نمیتواند نام اندامهای جنسی خود یا جنس مخالف را بر زبان بیاورد مگر اینکه:

1- دچار بیماری یا اختلال در سیستم اندامهای خود شده باشد...
2- کودک بتواند از کسانیکه وی را مورد آزارجنسی برنامه داده یا میدهند شکایت کند...

ب) سن رشد و تشخیص کودک...

سن رشد عدد مشخصی برای فرزند نیست...بسته به میزان هوش و قدرت تحلیل مسائل توسط وی میتوان تشخیص داد در چه مرتبه ای برنامه گرفته هست؟ آیا نابغه هست یا اختلال ذهنی دارد؟

ج) دوستی با والدین...

فرزند را میتوان بگونه ای تربیت نمود که دیدن یک واقعه برایش اعجاب انگیز و تازه نباشد...مثلا در هر نقطه ای که آمیزش انسانها یا حیوانات را دید نه بترسد و فرار کند و نه بحالتی کنجکاو تعجب کند...
بلکه نگاه کند و بیاموزد...منتهی هر سئوالی که داشت از والدینش بپرسد...بعبارت بهتر اونها را اولین و بهترین دوست خود بداند...

و مطلب آخر اینکه سنتها که از مبانی اسلامی - ایرانی نشئت گرفته در تقابل با فرهنگ غرب کرنش و نرمش نشان میدهد! ماهواره، نت و مجلات وجود دارند نمیشود اونها را نابود کرد و نمیشود چشم و گوش بچه ها را بست...بلکه بایستی بدنبال راهکار عملی برای تطابق جامعه با حوادث بود...

در مورد موضوع طلاق و مشکلات جنسی دیدگاهی مجزا دارم...


61:

اینو میدونم که نباید الگوها از برنامه های ماهواره ای برداشته شه%خو فرهنگ اونا خیلی فرق میکنه با ما%
و ای کاش آموزشا و راهنمایی ها مطابق با علم و فرهنگمون صورت بگیره%

62:

هر وقت که صحبت از مسائل جنسی بشود...خواسته و ناخواسته ذهن ما درگیر یک رابطه اونی یا موقت میشود...چه بسا اگر به عمق مطلب بیندیشیم میتوان علت هستحکام یک پیوند یا جدایی را کاوش کرد؟

1- ایجاد شرایط متناسب بینابینی:

دختر و پسری که میخواهند ازدواج را شروع نمايند...بایستی بر بخشی از نیازهای جنسی خود واقف باشند منجله:

الف) سرد مزاجی یا گرم مزاجی فرد مقابل و میزان تطابق اون با شرایط جسمی خود فرد...گاهی مواقع مشکلات عصبی، کم خونی یا فشارهای بیرون مزید برعلت هست

ب) کشف نقاط حساس خود و طرف مقابل که غالبا به تجربه و تکرار یافته میشوند...نه لزوما با شخص دیگری بلکه با ابزارهای مصنوعی...

ج) دانستن سایز و شکل اندامهای جنسی پیش از ازدواج که درصورت انحراف از میزان نرمال بایستی حتما به پزشک مراجعه نمايند...

د) آموختن و تجربه فیگورهای مختلف آمیزش...

2- شناخت میزان تنوع طلبی فرد مقابل:

گاهی مواقع گام اول (که در بالا توضیح داده شد) کاملا برای طرفین ماجرا شناخته شده هست، این میل بصورت پنهان در همه افراد با شدت و ضعف وجود دارد که فرد پس از گذر وقت دلزدگی و تکراری بودن زوجیت را حس نموده و به داشتن زوجی دیگر نیاز پیدا میکند...

متاسفانه قانون حاکم بر جامعه راه را برای هر دو طرف موضوع (علی الخصوص زنان) بسته هست که موجبات جدایی زوجین را فراهم میکند و به اصطلاح قدیمیها میگویند:

زیر سر طرف بلند شده یا شلوارش دوتا شده و...


63:

باتشکر از دوست عزیز (ای بابا).
دیگر دوستان نظری ندارند؟
به فرض اینکه فرزندی داشته باشید آیا دانستنی های جنسی رو به اون یاد میدید؟ این آموزه ها در چه سنی باید بازگو شوند؟ از لزوم این آگاهی دادن مطلع هستید؟

64:

مسلما من اگر فرزندی داشته باشم هر گاه حس کردم که متوجه تفاوت جنستی خودش با جنس مخالف شده نسبت به آگاهی دادنش در خصوص این تفاوتها اقدام میکنم .پس لزوما سن خاصی رو شامل نمیشه .باید دید نگاه کودک به این تفاوت در چه سنی شروع میشه .و مطمئنا این اموزه ها بسته به نوع سوال و سن اون محدود تر هست .تا وقتی که بشه به صورت علمی و همینطور دقیق مسائل رو بهش یاد داد .ممکنه در کودکی این روند به سرعت شکل بگیره و در کودکی دیگر به کندی .

اتفاقا چند وقت پیش بود که برادر زاده شوهرم از من سوالی پرسید .متوجه شدم که با من احساس صمیمت زیاد میکنه و با من خیلی راحته .(پنجم ابتدایی هست ) ازم پرسید که میتونم این مسائل رو بپرسم و یا این که من در سنی هستم که این مسائل رو یاد بگیرم .بهش فرمودم هر وقت سوالی داشتی حتما بپرس اما نه از هر کسی بلکه از مادر و خاله و عمه و یا نهایت کسی که میدونی راهنمایی درست بهت میکنه .و بهش فرمودم که داشتن این اطلاعات قبل از وقوع بهترین راه هست تا در برخورد با مساله بتونی بهترین عکس العمل رو نشون بدی .


65:

درود.
مبحث این هفته: تاثیر اشتغال زنان بر زندگی خانوادگی را چگونه میبینید؟

با تشکر از دوستان .

66:

از وقتی که سن ازدواج رفته بالا خانم ها هم دوست دارند کار نمايند و اگر همین خانم در طول زندگی زناشویی کار در بیرون خانه رو ادامه بده مطمئناً نه از لذت زناشویی متنعّم خواهد شد و نه بچه داری بماند که اون بچه معصوم رو که نیاز به پرورش فکری از سوی مادر داره رو به مهد می سپارند اما چرا سن ازدواج در ایران بالاست(باید بگیم ایران چون ما با فرهنگ ایرانی زندگی می کنیم نه فرهنگ آلمانی یا فرانسوی)چرا دختر و پسر در سن بالا ازدواج می نمايند سپس لیسناس ارشد و حتی دکتری چرا میانگین سن ازدواج اطراف 28 هست ؟؟ فرمودیم که سن بالای ازدواج در خانم ها و آقایان باعث میشه که خانم برای فرار از روزمرگی و فرار از ترس از آیند خودش رو به درس و به تبع به اشتغال در بیرون از خانه مشغول کنه خب مشخصاً دلایل گوناگونی داره مثلاً الان سال هاست (حدود یک دهه) که تنها راه نجات متصور برای جوون ها درس هست از اون طرف یک پسر و یک دختر و صد البته یک پسر با مدرک دیپلم در جامعه جایگاهی نداره پس تا اینجا مدرک گرایی2- اینکه در خانواده های ایرانی چشم و هم چشمی حداقل در شهرستان ها بسیار فجیع هست دختره می گه چون دوستم ارشد گرفته پس من هم باید بگیرم توجه کنید که به دنبال رفتن درس قطعاً نتیجه این میشه که شخص سر کار هم بره و وقتی هم سر کار رفت و شاغل شد اثرات سوء ای که ابتدا عرض کردم اتفاق می افته همین و دیگر هیج.


67:

ممنون دوست عزیز.
ما با دو سوی ِ این قضیه سروکار داریم.
نخست اینکه با اشتغال زایی و تحصیل هم سطح روابط اجتماعی، سواد، درآمد و...

رو بالا میبریم و در سوی ِ دیگر این تمرکز کردن ممکن هست آسیب هایی در کانون خانواده داشته باشد از جمله: صعف در مهر مادری، تربیت فرزندان، همسر داری و..، حالا به نظر شما چگونه میتوان بین این دو توازن بربرنامه کرد و شاهد بازخورد مثبتی بود؟

68:

وقتی که یک زن شاغل میشه در تمام مواردی دیدم حقوقشو برای خودش نگه میداره
و در مخارج خونه کمکی نمیکنه ،
این اتفاق در حالی داره میوفته که یک زن داره امتیازه شاغل شدن رو از یک مرد و یک خانواده دیگه میگیره
وقتی زن وارد خونه میشه به دلیل خستگی حجمی از کارهای خونه رو روی مرد میریزه
این وسط کی ضرر میکنه؟
کی برد میکنه؟ به نظر من کسی که برد میکنه لوازم مانتو فروشیا ولوازم آرایشی فروشی های برند و ...

سود میکنن.


69:


واقعاً خودت به این حرفت باور داری ؟؟

70:

ظاهرا شما باور نداری

71:

نمی دونم چی بنویسم چون کاملاً هنگ کردم...یعنی شما میگی خانمی که بیرون کار می کنه هزینه ی درآمدی حاصل از اشتغال در بیرون رو صرف خرید کالاهای خونه و فرزندانش نمی کنه ؟؟


این یک محال ِ عقلی ِ .


72:

هیچی محال نیست
فقط کافیه دورو برتو خوب نگاه کنی

73:


ما باید یک الگویی رو به خانم ها معرفی کنیم که در هر دو ضمبنه موفق بوده یعنی هم مادر دلسوزی برای فرزندانش هم همسر خوبی برای شوهرش و هم زن فعال و موفقی در حوزه ی اشتغالش به هر حال این چیزی هست که الان اتفاق افتاده و مثل قدیم نیست که زن در خانه کار می کرد البته شهرنشین هاش رو عرض می کنم و الا خانم های عشایر رو دوششون بچه رو نگه می دارند و با یه دست مشک رو تکون میدن و با دست دیگه نون می پزن و با فروش این ها به هم روستایی هاشون پول هم در می آرن ...

اما این در روستا هست در شهر چطور ؟؟ این خانمی که که هر دو مشخصه رو در خودش جمع کرده چجور خانمی هست ؟؟ مشخصا این خانم متناسب یا سطح توانایی های خودش دنبال کار رفته هست اگر واقعا بچه براش مهم هست و پول هم برای ادامه زندگی نیاز داره نمی آد بره توی یه شرکت انفورماتیک کار کنه که از سیطح توانش بالا تر هست بلکه در یک شرکتی کار می کنه که هم درآمد داشته باشه و هم فشار کاری و مشغله های ذهنی اون رو از خانه داری که مهم ترین وظیفه ی یک زن و بعد مرد هست تاثیر نذاره پس به نظر این چنین خانمی متناسب با سطح توان خود و هستعداد ها و چشم داشت به حداقل سطح درآمدی که چرخدنده های زندگیش رو بچرخونه در بیرون از خانه به کار مشغول میشه و این قطعاً بستگی به سطح مسئولیت پذیری خانم و اون میل و اشتیاقش به همسرداری و خونه داری دارد .


74:


درسته...همیشه در هر حوزه ای یک سری هستثناء وجود داره...اما من از حرف شما اینگونه برداشت کردم که "هر" خانمی که بیرون از خونه به کار مشغول میشه صرفاً فقط برای مال اندوزی همچین کاری می کنه ...

نه برای اداره زندگیش...شما تایید می کنی یا تکذیب ؟؟؟

75:

هستثنا زنانی هستند که حقوقشون رو صرف مخارج زندگی میکنن
تمامی همکارای من از مدیر تا کارشناس حرفه منو تایید میکنن
ولی جزو بدیهیاته که زنان به مسائل ظاهری و زیور آلات خیلی اهمیت میدن و اینها هزینه داره

76:

منتظر نظرات دیگر دوستان هستیم

77:

به نظر من زنان اگر بیرون از خونه هم کار مینمايند باید به وظایف زناشویی در قبال همسر و مادری خود در قبال فرزندان عمل نمايند هستند فرزندانی که باه دلیل نبود مادر در خانه در ساعاتی طولانی از روز در زندگی ضربه خوردند.


78:

کار کردن زن در بیرون از خونه میتونه خیلی مفید و یا خیلی مخرب باشه

جنبه های مفیدش: حضور فعال در اجتماع میتونه از افسردگی جلوگیری کنه چون فرد احساس پوچی و بیهودگی

نمیکنه داشتن در آمد میتونه به نوعی باعث افزایش اعتماد به نفس بشه و اگه دلش بخواد میتونه به مخارج خونه

کمک کنه اینجوری مرد میتونه ساعت کمتری کار کنه بیشتر با هم باشن با هم بودن بیشتر میتونه به شزط آدم بودن

طرفین خیلی خوب و لذت بخش باشه و به هستحکام زندگی کمک کنه فردی که میره توی اجتماع میتونه عاقلانه تر

تصمیم بگیره و خب کسی که عاقلتر افسرده نیست و اعتماد به نفس بالایی داره میتونه فرزندانش رو بهتر تربیت

کنه و اون فاصله رشد عقلی ای که بین زن و مرد وجود داره و از سن 40 سالگی معکوس میشه رو کم کنه و...

جنبه منفی: ممکنه باعث شه زن خسته شه و نتونه درست به کار خونه اش برسه و خونه اش بره رو هوا بعدم

ممکنه به خاطر خستگی نتونه به حد کافی به بچه و همسرش توجه نشون بده و دلخوری پیش بیاد و ممکنه زن به

هر دلیلی نخواد از در آمدش برای خونه خرج کنه و مرد توقع داشته باشه زن این کار رو بکنه و گرنه برای چی

میخواد بره سرکار بشینه بچه بزرگ کنه و دعوا شه و...

79:

درود دوست عزیز.
چگونه میشه جنبه های منفی رو به حداقل رسوند؟

80:

این بستگی به خود زن و همسرش داره اگه تعادل و برنامه ریزی داشته باشن خیلی تاثیر گذاره چه بسا ازدواجهای که بخاطر اشتغال همسر به طلاق کشیده شده من خودم به شخصه کار کردن رو دوست دارم چون یه جورایی هم بهم اعتماد بنفس میده و اگه بیکار باشم به شدت رنج میبرم الان که مخراج زیاد و خواسته های آدما هم زیادشده وبرا ی یک زندگی ایده آل و مفرح به نظر من لازمه که خانم هم هم پای همسرش کار کنه ولی باید فراموش نکنه وظایف مادری و همسری رو مرد هم باید همراه و دوست خانممش باشه وتوی کارای خونه به همسرش کمک کنه و هردو چه بیرون و چه درون خانم باید باهم مشارکت داشته باشن

81:

دوستان
با سپاس و احترام

کم شدن جــــــــنبه های منفی اون در صورتی امکان پذیر هست
که فرهنگ اجتماعــــی جامعه متعالی تر شود.
حال اگر نخواهیمخیلی آرمان گرایانه به این مســــاله بنگریم،
به حداقل رسیدن جنبه های منفی اون شاید در صورتی میسر
باشد که برای کار ِزن در جامعه حــد و مرزهایی تعریف شود،
براستی خیلی از مشاغل برای یک زن ، پســـندیده نیست
از جوانب مختلف ....!
در این راستا
اولین قدم را خود ِ زن باید بردارد و از پذیرفتن هر کاری و به هر قیمتی
پرهیز کند ....!

82:

خب در مورد نرسیدنش به کارای خونه آقای همسر میتونه کمک کنه مثه همسر خود من این یه راهه

یه راهش اینه زن شغلی داشته باشه که زیاد وقت گیر و خسته نماينده نباشه مثلا برای خود من یه کاری

مثه برنامه نویسی بعد ساعتها هم خستگی نمیاره و میتونم کار کنم و چیزی از توجهم به کسی کم نکرده

و در مورد موضوع آخرم مردا باید قبول کنن که زن وظیفه ایی نداره برای خونه خرج کنه حداقل مردایی

که مسلمون و شیعه هستن باید قبول کنن زن چنین وظیفه ایی نداره این رو دینمون فرموده

83:

درود بر دوستان عزیز.
موضوع میزگرد این هفته :
تاثیر روانشناختی مهریه در زندگی زناشویی ست.
آیا مهریه باعث هستحکام بخشیدن و تداوم یک زندگی میشود یا خیر میتواند اون رابطه را به یک رابطه ء شرطی تبدیل کند و یا منافع های شخصی را در بر داشته باشد؟( به فرض مثال شخص مورد نظر سپس گذشت مدت وقتی از همسر خود جدا شود و طلب مهریه کند)

84:

مهـریه ضمانت شایسته ای برای حفـظ بنیان خانواده نیست
چرا که ستون اصلی زندگی بر پایه عاطفه ، تعامـل و تفـاهم
زوجین هست

با اینکه گاهی شرطی شدن یا شرطی کردن بازدهی دارد به ویژه
در تربیت کودکان و خردسالان ولی تصور می کنم برای یک زندگی
سالم ،مشکل آفـرین خواهد بود


71 out of 100 based on 26 user ratings 1051 reviews