آموخته ام كه...


آموخته ام كه...



آموخته ام كه...




آموخته ام كه...



دوست ندارم (یک نوع حرف دل)

1:

آموخته ام كه...


خدایا شکرت............



پند دهي فقط در دو برهه از وقت جايز هست ، وقتي كه از تو خواسته مي شود

و هنگامي كه خطري زندگي كسي را تهديد مي كند


اینجا مقبره من است

2:

آموخته ام كه...

همه خواهان اونند كه در اوج قله زندگي كنند ، اما همه شاديها و پيشرفتها

وقتي رخ مي دهند كه در حال صعود به سايشان اون هستي


سطل آشغال

3:

آموخته ام كه ............


ويرانه دل
گريه نكنم...


مداد رنگي


آسمون جای منم گریه بکن

4:

اموخته ام كه...........بنگر به خوشي ديگران و با خوشيهايشان شاد باش


بی معرفت ...

5:

اموخته ام كه به راحتي به هر كسي اطمينان نكنم

6:

اموخته ام دوست داشته باشم تا دوسم داشته باشن

7:

اموخته ام احترام نگه دارم تا حرمتم حفظ شود

8:

اموخته ام در شادي ديگران شاد باشم و در غمشان غمگين

9:

اموخته ام براي هر چيز به اندازه ي خودش ارزش قائل بشم

10:

آموخته ام كه ستاره خيلي چيزها آموخته..بايد ازش تشكر كنم...


11:

آموخته ام كه...

زندگي سخت هست اما من سخت ترم

12:

اموخته ام وقتي ازم تعريف ميشه تشكر كنم ...............


13:

اموخته ام هموني باشم كه هستم ....

..........


14:

اموخته ام زندگي رو سخت نگيرم تا سختي نكشم ...............


15:

اموخته ام هر حرفي رو به جاي خودش بزنم ......................


16:

اموخته ام عجله نكنم تو كاري تا به اشتباه كشيده نشه .................


17:

اموخته ام هيچ دوستي بالاتر از پدر و مادر نيست ...............


18:

اموخته ام هيچ وقت دروغ نگم و صداقتو كلاممو به همه نشون بدم تا موفق باشم ..............


19:

آموخته ام كه بياموزم از تجربه.......


20:

اموخته ام قدر كسايي رو كه دوسشون دارم رو بدونم ..........


21:

اموختهام صبور باشم چون با استقامت خيلي از مشكلا حل ميشه ..................


22:

اموختهام از هر لحظه ي زندگيم به بهترين شكل هستفاده كنم و لذت ببرم ...............


23:

آموخته ام كه دوست بدارم هر اونچه كه دوست داشتني هست يا نيست.....


24:

آموخته ام ...

که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا وقتی که عاشق بشویم


آموخته ام ...

که کوتاهترین وقتی که من مجبور به کار هستم، بیشترین کارها و وظایف را باید اجرا کنم

25:

آموخته ام ...

که موقعيتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری موقعيت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته ام ...

که لبخند ارزانترین راهی هست که می شود با اون، نگاه را وسعت داد

26:

آموخته ام ...

که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم، اما می توانم نحوه برخورد با اونرا انتخاب کنم

آموخته ام ...

که همه می خواهند روی قله کوه زندگی نمايند، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید

27:

افرين ليلي جونم
واقعا عالي بود
زدي رو پستاي من
محشر بود

28:

آموخته ام كه از ديگران بياموزم

29:

آموخته ام كه گر تنها شدم به اون خو نگيرم....

30:

اموخته ام كه از اموخته ها درس واز نياموخته ها مددبگيرم

31:

اموخته ام كه نيك بيانديشم , نيك انديشي را از پدر اموخته ام

اموخته ام كه پير استقامت كنم , پير صبري را از مادر اموخته ام

اموخته ام كه پايدار باشم , پايداري را از دماوند اموخته ام

اموخته ام كه روان باشم , جاري بودن را از كارون اموخته ام

اموخته ام سپاسگذار باشم از خدايي كه تنم را جان داده

دلم را روشني داده و فطرتم را پرورانده

اموخته ام كه شاكرش باشم

32:

اموخته ام كه از خدا براي هر انچه كه دارم س÷اس گذاري كنم

33:

آموخته ايم كه دوست داشته باشيم...


34:

آموخته ام كه موقعيتي بيش ندارم...
پس غنيمت شمارم صحبت دوستان

35:

آموخته ام كه ...
بنده’ خوبي براي خدا باشم ...
و برادري براي بندگان خدا ...
و فرزندي نيك براي پدر و مادرم ...
و رفيق شفيقي براي دوستان ...
و مرهمي براي خواهرانم !!!
و آموخته ام كه ...

دوست بدارم و عاشق باشم و عاشقانه زندگي كنم و عاشقانه بميرم !!!

36:

آموخته ام كه ...
هرگز شكوه و شكايت نكنم و اين درسي ست كه زندگي خود به ما خواهد آموخت !!!

37:

خيلي ممنون سوتي جان

38:

آموخته ام كه ...


نبايد يك جا ماند و فسيل شد و مثل مرداب گنديد .


بايد جاري بود شناور بود .

نه اينكه آدم اداي اين حرف ها را در بياورد .


بايد راه افتاد .


همه چيز در خطركردن هست .


وگرنه به يك زندگي عادي و تكراري بايد رضا داد !!!

39:

آموخته ام كه :

من فقط يك چيز مي دانم و اون اينكه هيچ نمي دانم !!!!!

با عرض پوزش ببخشيد

40:

آموخته ام كه :
كه اعتماد همه رو جلب كنم ......

ولي هرگز به كسي اعتماد نكنم !!!

41:

آموخته ام :
كه هيچ چيز در اين دنيا ابدي نيست و نبايد به چيزي دلبسته بشم !!!

42:

آموخته ام : كه سفر يه امتحانه !!!

43:

آموخته ام كه : كه متوقع نباشم دنيا و امت اون مطابق ميل من رفتار كنند .......


44:

آموخته ام كه : صبور باشم و ساده و صادق !!!

45:

آموخته ام كه:
آموختن به تنهايي دردي دوا نمي كند بكارگيري آموخته هست كه باعث رشد مي شود !!!

46:

آموخته ام كه :
هر چيزي بهايي داره .

براي رسيدن بهش بايد بهاشو پرداخت .

از اين قاعده گريزي نيست؛
حتي اگه از آسمون دسته دسته اسكناس رو سرت بباره تو لذت كار كردن و پول در آوردنو از دست دادي !!!!! اين بهايست كه پرداخت ميكني .


47:

آموخته ام كه :
محدوده’ قضاوت در مورد موضوعات مختلف، خيلي وسيع تر از يك محدوده شخصيه .

محدوده اي وسيع تر از خانواده؛ مليت؛ فرهنگ؛ مذهب؛ اين محدوده دقيقا" به وسعت واقعيته .

نه كمتر و نه بيشتر .


48:

آموخته ام كه :
زندگي هم زيباست و هم زشت .


كسي كه فقط يكي از اين دو رو ببينه داره از واقعيت فرار ميكنه .


اين وسط ، تنها چيزي كه اهميت داره نقش ماست در زيباتر كردن و هستفاده از زيبايي ها .

زندگی صحنه’ یکتای هنرمندی ماست ،
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود ،
صحنه پیوسته بجاست ...


خوش به اون نغمه که امت بسپارند به یاد ...


49:

آموخته ام كه :
۱ـ با زندگي كسي بازي نكنم
۲ـ دروغكي عاشق نشم
3ـ خاكي باشم
۵ـ اعتماد به نفس داشته باشم
۶ـ راز نگهدار باشم
۷ـ نزارم كسي باهام بازي كنه

50:

آموخته ام كه :
خدا تنها در قلب ماست !!!

51:

آموخته ام كه :
چيزهاي كم اهميت را تشخيص دهم و سپس اونها را ناديده بگيرم .


52:

آموخته ام كه :
باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم .


53:

آموخته ام كه :
زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت‌‌ ، مثل صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ، مثل رود ، روان ، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت .


54:

آموخته ام كه :

كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي اون را ببخشم .


55:

آموخته ام كه :

ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه كسي هست كه به كمترين ها نياز دارد و قناعت ميكند .


56:

آموخته ام كه :

دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند ولي اونرا متفاوت ببينند .


57:

آموخته ام كه :

كافي نيست فقط ديگران را ببخشيم ، بلكه گاهي خود را نيز بايد بخشيد .


58:

آموخته ام كه :

به فرموده بنگرم نه به گايشاننده !!!

59:

آموخته ام كه

دستتون درد نكنه جالبن

60:

آموخته ام كه:

كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه دوستشان داريم ، ايجاد كنيم اما سال ها طول مي كشد تا اون زخم ها را التيام بخشيم !!!!!!

61:

آموخته ام كه :

كه دوستان خوب و واقعي ، جواهرات گرانبهايي هستند كه به دست آوردن شان سخت و نگهداشتن شان سخت تر هست .


62:

آموخته ام كه :

كه همه مي خواهند رايشان قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند .


63:

آموخته ام كه :
زندگی پستی و بلندیهای زیادی داره .
بايد که در سربالایی ها به خدا توکل کرد و در سرازیری ها شکرش کنيم .


64:

آموخته ام كه :
فقط بايد براي زندگي ، زندگي کرد !!!

65:

آموخته ام كه :
اميد به آينده زيباست و با تلاش ناممكنها ممكن ميشود !!!

66:

آموخته ام كه :
فروتن باشم و انسان از خود چيزي ندارد كه به اون مغرور شود .


67:

داداش اينهمه آموخته اي؟

اي ول به اوني كه اينارو يادت داده

شوخي كه ميكنم كه ناراحت نميشي؟

68:

آموخته ام كه :
براي موفق شدن در پشت ميز ننشينم !!!!!

69:

آموخته ام كه :
ارباب خشم خود باشم و راضي به رضاي خداي خود !!!

70:

آموخته ام كه :
به مشكلات بايد هميشه خنديد نه اينكه از اونها غولي ساخت !!!

71:

آموخته های انسان به تعداد انسانهایی ست که تا کنون ایجاد شده اند که هرگز در یک جا جمع نخواهند شد ...

و آموخته های ما به اندازهء تمام لحظات و ثانیه های عمر ماست داداش گلم !!!

زندگی خود بهترین کلمه برای کسب تجربه هست و البته کسب دانش و علم ...

آموخته های من در این سن کم بسیارند :

زندگی کردن بدون شکوه و شکایت و منفی بافی و ناامیدی و غصه و غم و رنج کشیدن بزرگترین نعمت و رحمت خداوند هست !!!

72:

آموخته ام كه :
تمام انسانها خوبن ٬ مگر اينكه خلافش ثابت بشه !!!

73:

آموخته ام که :

از محبت خارها گل میشود !!!

74:

آموخته ام که :
از ماست که بر ماست !!!

75:

آموخته ام که :

هرگز دروغ نگویم و هرگز خیانت نکنم و گذشت کنم !!!

76:

آموخته ام که :

اصالت و ریشهء خودم را هرگز فراموش نکنم !!!

77:

آموخته ام که :

جز از خدا از کسی مدد و یاری نخواهم !!!

78:


اي ول داداش.....حال ميكنم باهات

79:

آموخته ام که :

همه را دوست داشته باشم عاشقانه !!!

80:

آموخته ام که :

همیشه سکوت کنم و خیلی حرف نزنم !!!

81:

اموختهام بهترين شاگرد مدرسه ي زندگي باشم ....................


82:

آموخته ام كه :
نامرد و پست و بي معرفت و نالوطي نباشم !!!

83:

اموخته ام :

هيچ وقت مرموز نباشم

84:

آموخته ام كه :

قلم را در قلبم فرو كنم و با تمام وجود و از صميم دلم و با تمام احساسم بنايشانسم !!!

85:

آموخته ام که :

به امت و بنده های خدا الکی تهمت نزنم !!!

86:

آموخته ام كه كل نكنم....همه گلند...


87:

اموخته ام یاری را

اموخته ام توانایی را

اموخته ام شاکری را

دل بری را

مهر ورزی را

چاکری را

88:

آموخته ام كه :
هرگز دروغ نگايشانم و غيبت نكنم چرا كه مسلمان واقعي هرگز اين كار را نمي كند !!!

89:

آموخته ام كه ديگر عاشق نشوم !!!!!!!

90:

آموخته ام كه :
بد نگايشانم و بد نپايشانم و ميل به ناحق نكنم و بد نبينم و بد نشنوم !!!

91:

آموخته ام كه هيچگاه از آموختن خسته نشوم

92:

آموخته ام ...


چيزهاي كم اهميت را تشخيص دهم و سپس اون هاراناديده بگيرم.



آموخته ام ...


كه باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم .



آموخته ام...



زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت‌‌، مثل

صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ، مثل رود ،روان ، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با

كرامت باشم .



آموخته ام ...

كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي اون را ارسال كنم .




آموخته ام ...

ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه كسي هست كه به كمترين ها نياز دارد.




آموخته ام ...

دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند ولي اونرا متفاوت ببنند.




آموخته ام ...

كافي نيست فقط ديگران را ببخشيم ، بلكه گاهي خود را نيز بايد ببخشيم .




آموخته ام ...

كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه دوستشا ن داريم ، ايجاد

كنيم اما سال ها طول مي كشد تا اون زخم ها را التيام بخشم .




آموخته ام ...

كه دوستان خوب و واقعي ، جواهرات گرانبهايي هستند كه به دست آوردن شان سخت و نگه

داشتن شان سخت تر هست .




آموخته ايم ...

كه همه مي خواهند رايشان قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال

بالا رفتن از كوه هستند

93:

اموخته ام :
تو بازي هاي سرنوشت شكست نخورم

94:

آموخته ام كه بخشش شيرينتراز مجازات هست....


95:

آموخته ام كه همه چيز و همه کس را دوست بدارم ولي به کسي يا چيزي دل مبندم.

96:

اموخته ام :
حقايق زندگي را بپذيرم

97:

آموخته ام که در زندان غم برای آزادی تلاش کنم.


98:

اموخته ام :
در هيچ واقعياتي كم نيارم

99:

آموخته ام كه :

اگر كسي بهم لطف كرد هميشه قدردانش باشم و فراموشش نكنم !!!

100:

اموخته ام :
مطمعن ترين تكيه گاه باشم

101:

آموخته ايم كه خنده دواي هر دردي هست...


102:

اموخته ام :
تو هر واقعياتي صبور باشم كه با استقامت خيلي از مشكلا حل ميشه

103:

آموخته ام.....از آموخته هاي ديگران بياموزم

104:

بخشش را از علي اموختم ولي نه بخشش هر كسي.استقامت را از فاطمه اموختم.تحمل غم وسختي را از زينب .مرد ميدان ونبرد بودن را از عباس و درس وفاداري را نيز از عباس اموخته ام.عشق به برادر را از حسين و غربت را از يوسف زهرا(مهدي) !و درد انتظار را از عاشقان مهدي اموخته ام

105:

آموخته ام كه :
در مصيبت ها و از دست دادن عزيزان دوستانم با اونا همدردي و همدلي كنم !!!

106:

آموخته ام كه اعتدال....كار عاقلان هست....


107:

[ hamcho mehآموخته ام كه... boosazanam bar gholaye ghalb

108:

آموخته ام..محبت كنم....


109:

آموخته ايم هميشه راست بگيم

110:

آموخته ام كه :

بدون خداحافظي نرم !!!

111:

آموخته ام كه بمانم تا بياموزم..........


112:

آموخته ام كه :

هرگز گذشته و اصالت خودم رو فراموش نكنم !!!

113:

آموخته ام ..از آموخته هايم درس بگيرم و تكرار تجربه نكنم

114:

اموخته ام :
واسه نگه داشتن چيزي كه خيلي دوست دارم هر كاري بكنم

115:

اموخته ام اموختن را

116:

اموخته ام :
منم از اموخته هاي ديگران هستفاده كنم

117:

آإموخته ام....گاه سخت و گاه شيرين....اما با خدا هميشه تلخيها فراموش ميشه

118:

من ديگه يادم نيست چي ياد گرفتم

119:

آموختي كه آموخته هات كمه...و زود تموم ميشه..بايد بيشتر بياموزي

120:

آموخته ام که بنگرم و بیاندیشم.......


آموخته ام که گوش فرا دهم و بیاموزم........


آموخته ام که آموختهایم را به دیگران عطا کنم.............


آموخته ام که بیاموزم تا زنده بمانم..............


121:

اموخته ام :
تو این هجوم بی کسی پروانه بودن اشتباس

122:

آموخته ام كه در بيكسي خود يار دل باشم و غمخوار او............


آموخته ام محبت كنم تا از خود دلگير نباشم............


123:

آموخته ام هر لبي ارزش بوسيدن ندارد...
هر دلي ارزش بستن ندارد....


124:

آموخته ام كه آبجيم خيلي گله...............


125:

آموخته ام اشتباهم را در هر شرایطی قبول کنم .


126:

ولی من اموخته ام چه جوری حال دخترها رو بگیرم

127:

اموخته ام :
زندگي كردن را ................


128:

آموخته ام به همه سلام كنم....


129:

اموخته ام خودم را

130:

اموخته ام راه حل مشكلات را ..............


131:

اموخته ام چه کاری نکنم

132:

اموخته ام دوست داشتن را ..............


133:

اموختم زندگی را

134:

اموخته ام صداقت را ..................


135:

اموخته ام
درد و دل با سایه ی خودم

----------------------------------

136:

اموخته ام پستي و بلندي زندگي را .................


137:

اموخته ام همه چیز را

138:

آموخته ام كه ÷موختهاي شما را اگر درست بود بياموزم...........


139:

آموخته ام که نبايد به گذشته نظر کني مگر به نيت عبرت گرفتن.


140:

آموخته ام که بايد به گونه اي زندگي کنم که اگر کسي سخن نادرستي در مورد من مطرح کرد هيچ کس حرف او را باور نکند.


141:

آموخته ام که زندگي مثل دستمال کاغذي لوله اي هست.

هر چه به آخرش نزديکتر مي شود سريع تر مي گذرد.


142:

در زندگي فهميده ام که ...

فهميده ام که آدم ها گاهي اوقات انسان را به شفرمودي وا مي دارند.

بعضي وقت ها درست همان کسي به تو کمک مي نمايد تا سرپا بايستي که انتظار داشتي تو را به زمين بزند.


143:

فهميده ام که گرمي، دوستي، محبت و مهرباني پرطرفدارترين کالاهاي جهان هستند.کسي که بتواند اون ها را تامين کند هرگز تنهايي را تجربه نخواهد کرد.


144:

فهميده ام که خوب بودن خرجي ندارد.

145:

فهميده ام که بيش تر چيزهايي که باعث نگراني من مي شوند هرگز اتفاق نمي افتند.


146:

فهميده ام که هر دستاورد بزرگي وقتي غير ممکن به نظر مي رسيده هست.


147:

فهميده ام که مهرباني از کمال مهمتر هست.

148:

فهميده ام که در هر برخوردي هر چند کوتاه، از خود تاثيري به جا مي گذاريم.

149:

فهميده ام که مهم نيست چه اتفاقي براي آدم مي افته.

مهم اينه که در موردش چي کار مي نماييم.

.
.
.
سعی کنید شما بفهمید و بیاموزید ...

ما که از این زندگی هیچی نفهمیدم ...

(هنوز)

150:

اموخته ام :

هر كسي ارزش دوست داشتن را ندارد

151:

آموخته ام كه همه خوبن جز من تا وقتي كه خودمو قبول نداشته باشم.............


152:

اموخته ام قبول واقعيت ها رو ..................


153:

آموختهام كه همه وقت مي توان آموخت..........


154:

آموخته ام كه درست فكر كنم ..


آموخته ام كه غم رو به قلبم راه ندم .


155:

اموخته ام :
شریک تنهایی هات باشم ..............


156:

آموخته ام گر مرا زدي در چشانت بنگرم و بهرايشانت بخندم....................


157:

آموخته ام كه دوست داشتن از عشق برتر هست

158:

اموخته ام حرمت نهادن را ..................


159:

آموخته ام کسی را نیازارم تا ار من ناراحت گردد.......................


160:

آموخته ام باید تو این زمونه گرگ باشی تا ازت سو هستفاده نکنن

161:

اموخته ام در هر واقعياتي از اموخته هايم هستفاده كنم

162:

هيچ چيزي نمي اموزم

163:

اموخته ام تا ميتوانم از اموخته هاي ديگران هستفاده كنم

164:

اموخته ام كه
شهر تو گم تا نشود، پيدا نشود.


165:

اموخته ام سپاس را ..................


166:

اموخته ام بنده ي احساس بودن بهتر از ناكس بودن هست
اموخته ام مرگ اغازيست كه در ان واقعيت موجود هست
اموخته ام از عشق نهراسم زيرا كه ادمي هرچه دارد از عشق هست
و...
اموخته ام كه از چشمهايت بپرهيزم تا از شعله ي اتش نسوزم....


نيلوفر

167:

اموخته ام كه
اگر خيري نميرسانم حداقل شر نرسانم

168:

اوخته ام نگاهم ارزش زيادي دارد پس ان را به هركسي نمي اندازم...


169:

آموخته ام که ؛ تنها چيزی که يک شخص می خواهد ؛ فقط دستی هست برای گرفتن دست او و قلبی برای فهميدنش .


170:

آموخته ام تا سنگ صبور عزيزانم باشم تا اونهادردي نداشته باشن.................


171:

اموخته ام بردن را

172:

آموخته ام كه در همه حال اميد داشته باشم.....


173:

اموختهام كه اگر به يادت افتادم لبخند بزنم تا حس كنم هنوز يادت برايم گراميست و خاطراتت شيرين نه اينكه بگريم تا يادم بيايد كه رفته اي از كنارم....


174:

آموخته ام كه وقتي آبجيم مياد بگم سلام

175:

اموخته ام كه منم بگم سلام اقا سعيد گل.....


176:

آموخته ام بشناسم بعد عاشق شوم ...


177:

آموخته ام که ::

برای عاشق شدن همیشه موقعيت هست ...

کاری کن که عاشقت شوند .............


178:

من نياموختم حرف رضا رو

چي كار كنم عاشقم بشن ؟

179:

آموخته ام
اينو ديگه نميدونم
اگه فهميدي به منم بگو


البتـــــــــــــــه منظورم پسرا بود

180:

اموخته ام :

شعر زندگي را

181:

آموخته ام كه هميشه درحال اشتباه كردن هستم ...

حتي همين الان

182:

اموخته ام هر اشتباه يك تجربه ي جديده واسه گام بعدي

183:

اموخته ام.............نميتونم ببينم ...........


184:

آموخته ام که ....
ما اینجاییم و خدا اونجا و بین ما آتش هست .

آتش نمی گذارد دستـمان به خدا برسد.
ما اینجاییم و خدا اونجا و بین مـا دریـا هست .

دریـا نمی گذارد دستـمان به خدا برسد.
گـاهی اما برای رسیـدن به او نه طـاعـت به کـار می آیـد ، نه عبـادت ، نه ذکــر ، و نه
دعا ، نه التماس و نه هستغفار .



تنـها بی باکی اسـت کـه به کـار می آیـد .


بی باکی عبـور از آب و بی باکی گذشتـن ز آتش.

گذشتن از آتش ، اما نه به امید اون که آتش گلستان شود و تو ابراهیم .
گذشتن از دریا ، اما نه به امید اون که دریا شکافته شود و تو موسی .


آتش را به امید سوختن گذشتن و دریا را به امید غرق شدن.


جاده ایمان،خطرناک هست .

پر آب و پر آتش .

مسافرانی بی پروا می خواهد .


اون قدر بی پروا که پا بر سر همه چیز بگذارند و از سر همه چیز بگذرند .


از سر دنیا و آخرت ، ز سر بهشت و از سر جهنم .


اونان که می ترسند از لغزیدن و می ترسند از افتـادن ،
به راه ایمـان نمی مانند.


ایمان را به گستاخی باید پیمود نه به ترس .
زیرا خداونـد اون سوی گستاخی هست .
نه این سوی تردید و ترس ......



185:

اموخته ام...........كسي جز تو نميتونه تايشان قلب جا داشته باشه

186:

اموخته ام : زود قضاوت نكنم

187:

آموخته ام که :

اگر سخن چون نقره هست،خاموشی چون زر پر بهاست > لقمان حکیم

اگر می خواهی هستی را بشناسی،خود را بشناس > سقراط

یا چنان باش که هستی،یا چنان باش که می نمایی > بسطامی

بادبادك هنگامي بالا ميرود كه با باد مخالف روبرو شود.
بهترين راه پيش بيني اينده ساختن ان هست.

بزرگترين دارايشان خشم استقامت و درنگ هست.

حتي يك ساعت از كار افتاده هم ميتواند روزي دو بار وقت دقيق را نشان دهد.

در لحظه زندگي كن نعمت مي بارد و تو به جاي ديگري نظر داري

188:

كساني كه نمي توانند موقعيت كافي براي تفريح بيابند، دير يا زود وقت خود را صرف معالجه مي كنند


189:

آموخته ام که:

*صاحب اراده، فقط پيش مرگ زانو مي زند،
واون هم در تمام عمر، بيش از يك مرتبه نيست.

*وقتي شخصي گمان كرد كه ديگر احتياجي به پيشرفت ندارد، بايد تابوت خود را آماده كند


*كساني كه در انتظار وقت نشسته اند، اونرا از دست خواهند داد


*كسي كه در آفتاب زحمت كشيده، حق دارد در سايه هستراحت كند


*بهتر هست دوباره سئوال كني، تا اينكه يكبار راه را اشتباه برايشان


*هرگاه مشكلي را مطرح مي كنيد، براي رفع اون هم راه حلي پيشنهاد كنيد


*كيفيت جامع يعني درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول


*اونقدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا راه شكست دادن را بياموزيد


*اگر خود را براي آينده آماده نسازيد، بزودي متوجه خواهيد شد كه متعلق به

گذشته هستيد

190:

آموخته ام كه...

*خودتان را به زحمت نيندازيد كه از معاصران يا پيشينيان بهتر گرديد، سعي
كنيد از خودتان بهتر شايشاند.


*اينكه ما گمان مي‌كنيم بعضي چيزها محال هست، بيشتر براي اون هست كه
براي خود عذري آورده باشيم

191:

آموخته ام که...

اونگاه که تنها شدی و در جستجوی یک تکیه گاه مطمئن هستی بر من توکل کن ( نمل/79)
اونگاه که ناامیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمی شوی به من امیدوار باش ( زمر/53)

اونگاه که سرمست زندگانی دنیا و مغرور به ان شدی به یاد قیامت باش (فاطر/5)
اونگاه که دوست داری به ارزویت برسی به درگاهم دعا کن تا اجابت کنم( غافر/60)


اونگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که من همواره به یاد تو هستم ( بقره /152)

اونگاه که دوست دارس با من هم سخن شوی نماز را به یاد من بخوان ( طه/14)

اونگاه که روحت تشنه نیایش هست مرا آهسته بخوان (اعراف/55)

اونگاه که شیطان همواره در پی وسوسه توست به من پناه بیاور (مومنون/97)
اونگاه که لغزش ها روحت را آزرده ساخت در توبه به روی تو باز هست( قصص/67)

192:

آموخته ام ...


چيزهاي كم اهميت را تشخيص دهم و سپس اون هاراناديده بگيرم.

آموخته ام كه...

آموخته ام ...


كه باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم .آموخته ام كه...

آموخته ام...

زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت‌‌، مثل

صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ، مثل رود ،روان ، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با

كرامت باشم . آموخته ام كه...

آموخته ام ...

كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي اون را ارسال كنم .

آموخته ام كه...


آموخته ام ...

ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه كسي هست كه به كمترين ها نياز دارد.

آموخته ام كه...


آموخته ام ...

دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند ولي اونرا متفاوت ببنند. آموخته ام كه...


آموخته ام ...

كافي نيست فقط ديگران را ببخشيم ، بلكه گاهي خود را نيز بايد ببخشيم .

آموخته ام كه...


آموخته ام ...

كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه دوستشا ن داريم ، ايجاد

كنيم اما سال ها طول مي كشد تا اون زخم ها را التيام بخشم . آموخته ام كه...


آموخته ام ...

كه دوستان خوب و واقعي ، جواهرات گرانبهايي هستند كه به دست آوردن شان سخت و نگه

داشتن شان سخت تر هست . آموخته ام كه...آموخته ام كه...


آموخته ايم ...

كه همه مي خواهند رايشان قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال

بالا رفتن از كوه هستند

193:

آموخته ام ...

که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با اونرا انتخاب کنم

194:

آموخته ام كه گريه كنم تا باز شوم......
آموخته ام ...........................


195:

اموخته ام سر به سر كسي نزارم چون خيلي جنبه ي شوخي رو ندارن

196:

آموخته ام كه ديروز گذشته و حال گذشته ميشود...پس لحظه را دريابم

197:

اموخته ام :

اين زمونه پر از مشكله

198:

اموخته ام بهترين كلاس درس دنيا كلاسي هست كه زير پاي پير ترين فرد دنياست

199:

اموخته ام تمام اتفاقات كوچك روزانه هست كه زندگي را تماشايي ميكند

200:

اموخته ام اين عشق هست كه زخم ها را شفا ميدهد نه وقت

201:

آموخته ام که از تنهایی اگر دور شدم بازگشت به سمت ان خیلی سخت میشه ...


202:

آموخته ام که...


خداوند: به ارجمندی و شکوهم سوگند که برای بنده ام دو ترس و دو امان توام نخواهم کرد .

هرگاه در دنیا از من بترسد او را در آخرت امان دهم و هرگاه در دنیا از من ایمن باشد او را در آخرت بترسانم !

203:

آموخته ام که :
قلم توتم من هست.

امانت روح القدس من هست، وديعه مريم پاك من هست، صليب مقدس من هست، در وفاي او اسير قيصر نمي شوم، زر خريد يهود نمي شوم، بگذار بر قامت بلند و راستين و هستوار قلمم به صليبم كشند، به چهار ميخم كوبند، تا او كه هستوانه حياتم بوده هست، ببيند كه به نام جايشاني بر قلمم بالا نرفتم، تا ایجاد بداند كه به كام جايشاني بر سفره گوشت حرام توتم ننشستم، تا زور بداند، زر بداند و تزايشانر بداند كه امانت خدا را فرعونيان نمي توانند، از من گرفت، وديعه عشق را قارونيان نمي توانند از من خريد و يادگار رسالتم را بلعميان نمي توانند از من ربود.

هر كسي را هر قبيله اي را توتم ايست، توتم من توتم قبيله من قلم هست.



قلـمزبانخداست.
قلـم امـانت آدماست.
قـلم وديـعه عشق هست.
هر كسي را توتم ايست و قلم توتم ماست.
دکتر علی شریعتی





204:

آموخته ام: بيش از اون كه مرا بفهمند، ديگران را درك كنم.




آموخته ام: كه مرد بزرگ به خود سخت ميگيرد و مرد كوچك به ديگران.




آموخته ام: كه دانش خود را به ديگران آموزش دهم و دانش ديگران را بياموزم بنا بر اين علم خود را انفاق كرده ام و اونچه را نمي دانم آموخته ام.




آموخته ام: پيش از اونكه دوستم بدارند، دوست بدارم.




آموخته ام: هميشه فردي خوش بين باقي بمانم، چرا كه زندگي و موهبت هاي اون را دوست ميدارم.




آموخته ام: اگرچه از هرچيزي بهترينش را ندارم، ولي از هر چيز كه دارم بهترين هستفاده را كنم.




آموخته ام: لبخند ارزان ترين راهي هست كه ميتوان با اون نگاه را وسعت بخشيد.




آموخته ام: اونچه امروز در دست دارم، ممكن هست آرزايشان فرداهايم باشد.




آموخته ام: زندگي مثل يك نقاشي هست، با اين تفاوت كه در اون از پاك كن خبري نيست.




آموخته ام: كه هيچ روزي از امروز با ارزش تر نيست.




آموخته ام: زياده گايشاني شايد مقدمه ناشنوايي باشد





205:

آموخته ام گاه..سكوت كنم...


206:

آموخته ام.......گه گر شد آموخته هايم را به ديگران بياموزم.....


207:

آموخته ام که ...
وقتی خودخواهی یک فرد برای جامعه ای به صورت قانون درآمد، فانوس بردارید و در روز روشن به دنبال عدالت و انسانیت بگردید ...

208:

آموخته ام که ...

خوبیها و بدیهای اجتماع به دست ما ساخته شده هست و بجای ناله، جای اون را دارد که در صدد رفع اون برآییم ...
ویکتور هوگو

209:

آموخته ام که ...

در هر اجتماعی بیشتر قسم خورده شود، اون اجتماع خرابتر و امتانش دروغگوترند ...

حضرت علی(ع)

210:

آموخته ام که ...

انسان نباید هرگز پیروزی موقتی که به نفس یافته هست فریفته شود، زیرا نفس آدمی گاهی سالها خاموش و بدون جنبش می ماندو ناگهان به اقتضای موقع و یا در نتیجه وسوسه ای نو باز به هیجان می آید ...

ناپلئون


211:

آموخته ام اگر نمي‌توانم ستاره باشم لزومي ندارد ابر باشم

212:

آموخته ام که ...

آدم چیزی را که دارد نمی خواهد، چشم و دلش دنبال چیزهایی که ندارد می رود، در صورتیکه هزارها امت به داشته های او حسرت می برند ...


213:

آموخته ام که ...



هوسها را بازیچه برنامه دهیم نه اونکه خود بازیچه هوسها باشیم ...

214:

آموخته ايم كه دل كه شكست ديگه تيكه هاش رو نميشه پيدا كرد

215:

آموخته ام كه نشكنم دل شيشه اي رو

216:

آموخته ام که :

دو چیز را هرگز فراموش نکنم :

اول خدا ...

دوم مرگ را ...


217:

آموخته ام که :

دو چیز را همیشه فراموش کنم :

اول هر کار نیکی که برای دیگران انجام داده ام ...

دوم هر بدی که دیگران به ناروا در حقم داشته اند !!!!!

218:

آموخته ام كه قدر لحظه لحظه هايم را بدانم

219:

اموخته ام كه:
غرورم را براي انكسي كه دوست يدارم بشكنم و از دست بدهم اما به خاطر غرورم انكسي را كه دوست ميدارم از دست ندهم...


220:

آموخته ام که :


تا می توانی از درخواست کردن خویشتنداری کن ...

حضرت محمد (ص)
وقتی عدم اعتماد شروع شود، صمیمیت از بین می رود ...

الکساندر پوشکین
کسیکه به خود اطمینان دارد به تعریف کسی احتیاج ندارد ...

گوستاو لوبون

شرافت مانند تیری هست که چون از کمان گذشت بازگشت اون ممتنع هست ...

حضرت علی (ع)
کسیکه از سرنوشت خود شکایت کند از کوچکی و ناچیزی روح خود شکایت کرده هست ...

موریس مترلینگ
در دنیا تنها کسی موفق می شود که به انتظار دیگران ننشیند و همه چیز را خود بخواهد ...

شیللر
کسیکه هرچه ببیند و بشنود و به او برنخورد و متحول نشود، من اصلا با او کاری نخواهم داشت ...

پرسیس
اگر دستم را در دهان اژدهایی فرو برم، خوشتر دارم از اینکه از ناکسی که به مقامی رسیده چیزی بخواهم ...

حضرت علی (ع)
مانند پرنده باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظه ای می نشیند و آواز می خواند و احساس می کند شاخه می لرزد ولی همچنان به آواز مطالعهخود ادامه می دهد، زیرا مطمئن هست که بال و پر دارد ...

ویکتور هوگو

221:

آموخته ام كه بزرگان همنشين باش واز گلستان دانش انان کلماتي زيبا بر چين

222:

آموخته ام هيچ انساني دشمن ديگري نيست بلكه معلم اوست

223:

  • چنان باش که به همه بتوانی بگوئی چون من باش ! ( کانت )
  • اشتباه را محکوم کن نه اونکه اشتباه از او سر زده .

    ( شکسپیر
    )
  • حرمت اعتبار خود را هرگز در میدان مقایسه خویش بادیگران مشکن .

    ( نانسی
    )
  • بهترین انتقام فراموشی و بخشش هست .

    ( دیل کارنگی
    )
  • اشکهای دیگران را به نگاههای پراز شادی نمودن بهترین خوشبختی هست .

    (بودا)
  • خردمند به کار خویش تکیه میکند و نادان به آرزوی خویش .

    ( حضرت علی (ع)
  • اگر به جایی رسیدی فراموش نکن از کجا شروع کردی .

    ...

224:

"عشق قايشانترين سپاه هست ،
زيرا در يك لحظه بر قلب و مغز و جسم حمله ميكند ."


- ولتر

225:

برای یافتن مروارید دریاها رو جستجو مکن شاید در گریبان خودت باشد

226:

**هرچه بيشتر فكر مي كنيم ، بهتر مي فهميم كه هيچ نمي دانيم ."

فرانسوا ماري ولتر

**وسيله فرمانروايي زياده داشتن حوصله هست."
محمد (ص)

**"وقتي كه دارايي از دست مي رود ، دوست از دشمن معلوم مي شود ."
امام علي (ع)

**مرگ يكبار مي آيد ، ولي ترس فرا رسيدن اون ، در طول عمر آدمي را رنج مي دهد ."
- لابرايشانر


"مي انديشم ؛.............

پس هستم ."

- دكارت

"عصيان ميكنم ؛.............

پس هستم ."

- آلبر كامو


چرا اونقدر احمقم.

اگر ديگران نفهم هستند
و من يقين دارم که نفهمند ، پس چرا خودم
نمی خواهم عاقلتر شوم."

- داستايوفسکی

227:

اموخته ام که مثل اون عمل کنم

228:

آموخته ام كه آموخته هايم را پس انداز نكنم

229:

آموخته ام ...

که بهترين کلاس درس دنيا، کلاسي هست که زير پاي پيرترين فرد دنياست.
آموخته ام ...

که وقتي عاشقيد، عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود.


آموخته ام ...

که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي نمايد کسي هست که به من مي گايشاند: تو مرا شاد کردي .
آموخته ام ...

که داشتن کودکي که در آغوش شما به خواب رفته، زيباترين حسي هست که در دنيا وجود دارد.


آموخته ام ...

که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن هست.
آموخته ام ...

که هرگز نبايد به هديه اي ازطرف کودکی، نه فرمود.
آموخته ام ...

که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم.


آموخته ام ...

که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با ايشان به دور از جدي بودن باشيم .
آموخته ام ...

که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي هست براي گرفتن دست او، و قلبي هست براي فهميدن ايشان .
آموخته ام ...

که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شفرمود انگيزترين چيز در بزرگسالي هست .
آموخته ام ...

که زندگي مثل يک دستمال لوله اي هست، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شايشانم سريعتر حرکت مي نمايد.


آموخته ام ...

که پول شخصيت نمي خرد.


آموخته ام ...

که تنها اتفاقات کوچک روزانه هست که زندگي را تماشايي مي نمايد .
آموخته ام ...

که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد.

پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم .
آموخته ام ...

که چشم پوشي از حقايق، اونها را تغيير نمي دهد .
آموخته ام ...

که اين عشق هست که زخمها را شفا مي دهد نه وقت .
آموخته ام ...

که وقتي با کسي روبرو مي شايشانم انتظار لبخندي جدي از سايشان ما را دارد .
آموخته ام ...

که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا وقتي که عاشق بشايشانم.
آموخته ام ...

که زندگي دشوار هست، اما من از او سخت ترم.


آموخته ام ...

که موقعيتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري موقعيت ازدست داده ما را تصاحب خواهد کرد.


آموخته ام ...

که آرزايشانم اين هست که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگايشانم دوستش دارم.


آموخته ام ...

که لبخند ارزانترين راهي هست که مي شود با اون، نگاه را وسعت داد .
آموخته ام ...

که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با اونرا انتخاب کنم
آموخته ام ...

که همه مي خواهند رايشان قله کوه زندگي نمايند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستيد .
آموخته ام ...

که بهترين موقعيت براي نصيحت در دو وقت هست: وقتي که از شما خواسته مي شود، و وقتي که درس زندگي دادن فرا مي رسد .


230:

اموخته ام خودتو

231:

آموخته ام.....كه گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر ميخواهد،فقط دستي هست براي
گرفتن دست او و قلبي براي فهميدن او با هر کس و هر چيزي با همدردي و محبت رفتار کن.
وقتي تو در رابطه با هر چيزمقدس و يا نامقدس، فرد گناهکار و يا معصوم تفاوتي
قايل نشايشان اين خصلت نهايت خردمندي هست.
دانيل لايشانن

232:

اموخته ام كه: عشق مركب حركت هست نه مقصد حركت .اموخته ام كه: اين عشق هست كه زخمها را شفا مي دهد.نه وقت
.اموخته ام كه : بهترين كلاس درس دنيا كلاسي هست كه زير پاي خلاق ترين فرد‌‌ خالق يكتا) هست
.اموخته ام كه: مهم بودن خوب هست.ولي خوب خوب بودن از ان مهمتر
.اموخته ام كه: تنها اتفا قا ت كوچك زندگي هست كه زندگي را تماشايي مي كند
.اموخته ام كه: خداوند متعال همه چيز را در يك روز نيافريد پس چطورمي شود كه من همه چيز را در يك روز بدست اورم
.اموخته ام كه: چشم پوشي از حقايق انها را تغيير نمي دهد
.اموخته ام كه: در جست و جايشان محبت و خوشبختي وقتي براي تلف كردن وجود ندارد
.اموخته ام كه: اگر در ابتدا موفق نشدم با شيوه اي جديدتر دوباره بكو شم
(اموخته ام كه: موفقيت يك تعريف دارد:(باور داشتن موفقيت
اموخته ام كه: تنها كسي كه مرا شاد مي كند.كه مي گايشاند تو مرا شاد كردي
اموخته ام كه: گاهي مهر بان بودن .بسيار مهمتر از درست بودن هست
اموخته ام كه: هرگز نبايد به هديه اي كه از طرف كودكي داده مي شود نه فرمود
اموخته ام كه: در اغوش داشتن كودكي به خواب رفته.

يكي از ارامش بخش ترين حس هاي دنيا را درون ادمي بيدار ميكند
اموخته ام كه: زندگي مثل طاقه پارچه هست.

هر چه به انتهاي ان نزديكتر مي شايشان سريعتر مي گذرد
اموخته ام كه: بايد شكر گزار باشيم كه خدا هر انچه مي طلبيم را به ما نمي دهد
اموخته ام كه: وقتي نوزادي انگشت كوچكتان را در مشت كوچكش مي گيرد.در واقع شما را به اسارت زندگي ميكشد
اموخته ام كه:هر چه وقت كمتري داشته باشيم كارهاي بيشتري انجام ميدهيم
اموخته ام كه:هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمكش نيستم.دعا كنم
اموخته ام كه: زندگي خدي هست ولي ما نياز به دوستي داريم كه لحظه اي با او از جدي بودن دور باشيم
اموخته ام كه:تنها چيزي يك شخص مي خواهد.فقط دستي هست براي گرفتن دست او و قلبي براي فهميد نش
اموخته ام كه: لبخند ارزانترين راهي هست كه مي توان با ان نگاه را وسعت بخشيد
اموخته ام كه : باد با چراغ خاموش كاري ندارد
اموخته ام كه: به چيزي كه دل ندارد نبايد دل بست
اموخته ام كه : خوشبختي جستن ان هست نه پيدا كردن ان




233:

موخته ام که همیشه کسی هست به ما احتیاج داشته باشد.
آموخته ام که هیچ وقت ،هیچ وقت ،قضاوت نکنم.
آموخته ام که انسان های بزرگ هم اشتباه می نمايند.
آموخته ام که همیشه همیشه بخندم.
آموخته ام که هرگز نگذارم کسی عصبانیتم را ببیند.
آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم.
آموخته ام که هرگز وابسته کسی نباشم

234:

تا حالا چه چيزهايي آموخته ايد كه بدرد دوستان ديگر هم مي خورد .

آموخته ام که باید بر وقت مسلط باشم نه به زیر فرمان اون

آموخته ام که نگویم ای کاش اون کار را طور دیگری انجام داده بودم بلکه بگویم بار دیگر اون کار را طور دیگری انجام خواهم داد.
آموخته ام که باید بر وقت مسلط باشم نه به زیر فرمان اون .
آموخته ام هر سفر دور و درازی با بر داشتن تنها یک گام آغاز می شود.
آموخته ام خطاهای دیگران را مانند خطاهای خیش تحمل کنم.
آموخته ام که مرد بزرگ به خود سخت میگیرد و مرد کوچک به دیگران.
آموخته ام که دانش خود را به دیگران آموزش دهم و دانش دیگران را بیا موزم بنابراین علم خود را انفاق کرده ام و اونچه را نمی دانم آموخته ام.
آموخته ام بیش از اونکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم.
آموخته ام بیش از اونکه دوستم بدارند دوست بدارم.
آموخته ام که همیشه فردی خوشبین باقی بمانم چراکه زندگی و موهبتهای اون را دوست دارم.
آموخته ام اگر از هر چیزی بهترینش را ندارم ولی از هر چیز که دارم بهترین هستفاده را کنم.
آموخته ام لبخند ارزان ترین راهی هست که می توان با اون نگاه را وسعت بخشید.
آموخته ام اون چرا امروز در دست دارم ممکن هست آرزوی فرداهایم باشد.
آموخته ام که زندگی مثل یک نقاشی هست با این تفاوت که در اون از پاک کن خبری نیست.
آموخته ام که هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست.
آموخته ام زیاده گویی شاید مقدمه ناشنوائی باشد

235:

آموخته ام كه در دنيا همه چيز برعكس اونچه كه ميخواهيم ميشود...


236:

آموخته ام که خوبی بیش از حد به یک نفر باعث برگشت بدی از سوی همان شخص به ما هست .
( نیکی و خوبی کردن باید در حد منطقی باشد )

237:

اموختني ها كم نيستن
هر چي ياد بگيريم بازم كمه
من خيلي درس ها از زندگي گرفتم ولي اينا واسه يه عمر كافي نيستن






من اموختم كه در يادگيري حريص باشم و به اموخته هايم اضافه كنم

238:

آموخته ام که....

آدمای کمی پیدا می شن که وقتی اشک می ریزی برای دیدن معجزه اشک به صورتت زل بزنن...
آدمای کمی پیدا می شن که وقتی غم روی دلت نشسته تو رو در آغوش بکشند فقط به این دلیل که بودنشون رو نشون بدن....
آدمای کمی هستن که نگاهشون وقتی روی بدنت حرکت می کنه دچار لرزش نمی شی.....

آدمای کمی پیدا می شن که توی یه روز بارونی به خاطر آدم بودنت جلوی پات ترمز بزنن...

239:

آموخته ام که اگر سنگ صبور نیستم ...

نمک روی زخم نباشم ....


240:

عالی بوده

241:

آموخته ام در برابر پرخاشگری و سنگدلی و دورئی دیگران سکوت کنم..


242:

ممنون سوها جان...
آموخته ام که.....بی معامله عشق بورزم

243:


من آموخته‌ام چطور بنویسم اونچه هست را
آموخته‌ام چطور سرما را بترسانم
آموخته‌ام پیاده برف‌ها را قدم بزنم تا مدرسه
دیر نرسم و نمانم پشت برف
آموخته‌ام درد را بشكنم
و گرسنگی را دور بیاندازم
آموخته‌ام
آموخته‌ام چگونه نداشتن را بخش كنم
صدایش را بكشم
نَ...داش...تن
سه بخش هست
آموخته‌ام و میدانم یك با یك برابر نیست
فاصله‌ها را میشناسم
تجربه كرده‌ام همه ....................


244:

اموخته ام كه به همه خوبي و مهربوني كنم ...

245:

آموخته ام که:
انسان ها خیلی زود از علت زندگی شان اگاه میشوند
وبه همین دلیل هم هست که زود از ان چشم پوشی مینمايند

246:

میشه درباره آموخته ها سوال پرسید ؟

247:

آموخته ام که سوال پرسیدن عیب نیست عزیزم...بپرس

248:

آموخته ام واسه وطنم و هم وطنام جونمو بزارم!

249:

اموخته ام كه راز نگه دار همه باشم و راز كسي رو فاش نكنم

250:

آموخته ام که سختی های زندگی باعث لذت بخش شدن خوشی های اون می شود ! و این دو با همدیگر معنا دارند ...

تا زندگی تکراری نگردد..


251:

آموخته ایم که :

همه آدمها با هم برابرند اما پولدارها محترم ترند.
همه آدمها با هم برابرند اما بچه ها واجب ترند.
همه آدمها با هم برابرند اما خانمها مقدم ترند.
همه آدمها با هم برابرند اما سفیدها بالاترند.
البته تبعیض در کار نیست، در کل همه آدمها با هم برابرند اما بعضی ها برابرترند.


252:

آموخته ام که...

در لحظه نیاز، حاجت خود را از درگاه خالق هستی طلب کن زیرا "نتیجه طلب از ایجاد اگر روا شود منت هست و اگر نه ذلت، در حالی که طلب از او اگر برآورده شود نعمت هست و اگر نه حکمت." و به خاطر داشته باش که او بی نیاز مطلق هست.
در لحظه های دردناک، به خداوند اعتماد کن.

او بهترین معتمد هست و هرگز پشت تو را خالی نمی کند.

برای هر دردی درمانی اندیشیده هست.

در لحظه موفقیت، از خدا فزونی ایمان بخواه و بدان که این مرحله نیز پایان راه نیست بلکه آغازی هست برای برداشتن گام های بعدی.

در هر قدم بر ایمان خود بیفزا.

در لحظه دلشکستگی، دلت را به خدا بده.

او بهترین مونس هست، همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند.

در لحظه عاشقی، خالق عشق را در نظر داشته باش.

باید از عشق زمینی به عشق آسمانی رسید.

در لحظه نگرانی و دلواپسی، از ذکرش غافل نشو چون "یاد خدا آرام بخش دل هاست." همه چیز در حیطه قدرت و کنترل اوست.

پس توکلت فقط به خدا باشد.

کارها را به او بسپار تا وقت انتظار به آخر رسد.

در لحظه پیروزی، از معبود، تواضع و فروتنی طلب کن.

از غرور بپرهیز که بزرگ ترین اشتباه هست.

در لحظه شکست،مطمئن باش خداوند دست تو را گرفته هست و نمی گذارد زمین بخوری مگر اون که خودت دست او را رها کنی.

هر شکستی باید مقدمه ای برای پیروزی باشد.

در لحظه ضعف و ناتوانی، از قادر مطلق توانایی بخواه.

هیچ چیز برای او غیر ممکن نیست.

در لحظه کار، به خدا تکیه کن.

او محکم ترین تکیه گاه و پشتیبان هست.

هر کاری را با نام او شروع کن.

بکوش، پشتکار داشته باش، سپس همه چیز را به خدا واگذار کن.

کسی که خود حرکت می کند، خداوند به او برکت می دهد.

در لحظه تاریکی، با نور کلامش دلت را روشن کن و اون را مایه برکت و روشنایی زندگی خود برنامه بده.
در لحظه پریشانی، به خداوند پناه ببر که او امن ترین پناهگاه هست.
در لحظه دلتنگی، با معبود خود راز و نیاز کن.

او دانای اسرار نهان و محرم رازهاست

253:

آموخته ام كه...


بهترين كلاس درس دنيا محضر بزركترهاست

آموخته ام كه
...

وقتي عاشق مي شوم ، عشق خودش را نشان مي دهد
آموخته ام كه
...

وقتي سعي مي كني عملي را تلافي كرده و حسابت را با ديگري صاف كني،
تنها به او اجازه مي دهي بيشتر تو را برنجاند
.


آموخته ام كه
...

هيچ كس كامل نيست مگر اينكه در دام عشق او اسير شايشان
.


آموخته ام كه
...

هر چه وقت كمتري داشته باشم ، كارهاي بيشتري انجام مي دهم
.



254:

آموخته ام كه...


اگر يك نفر به من بگايشاند ،
" تو روز مرا ساخته اي" روز مرا ساخته هست

آموخته ام كه
...

وقتي ، به هيچ طريقي قادر نيستم كمك كنم ، مي توانم براي او دعا كنم
آموخته ام كه...


هر چقدر آدمي نسبت به جبر وقته اش جدي باشد ، اما هميشه نياز به دوستي
دارد كه بتواند بدون تكلف و ساده لوحانه با او بر خورد كند
.

آموخته ام كه
...

گاهي اوقات همه اون چيزي كه انسان نياز دارد ، دستي براي گرفتن و قلبي
براي درك شدن هست


255:

آموخته ام كه ...


بايد شكر گزار باشيم كه خداوند هر انچه را كه از او مي طلبيم ، به ما نمي دهد
آموخته ام كه...
زير ظاهر سر سخت هر انساني فردي نهفته ، كه خواهان تمجيد و دوست
داشتن هست
.

آموخته ام كه...
زندگي سخت هست اما من سخت ترم
.

آموخته ام كه...
وقتي در بندر غم لنگر مي اندازي ، شادي در جاي ديگر شناور هست
.
آموخته ام كه...
همه خواهان اونند كه در اوج قله زندگي كنند ، اما همه شاديها و پيشرفتها
وقتي رخ مي دهند كه در حال صعود به سايشان اون هستي
.
آموخته ام كه...
پند دهي فقط در دو برهه از وقت جايز هست ، وقتي كه از تو خواسته مي شود
و هنگامي كه خطري زندگي كسي را تهديد مي كند

256:

من آموخته ام به خود گوش فرا دهم.


و صدایی بشنوم که با من می گوید : " این لحظه " مرا چه هدیه خواهد داد؟
نیاموخته ام گوش فراوان به صدایی را که با من در سخن هست و بی وقفه می پرسد : من " بدین لحظه " چه هدیه خواهم داد؟

257:

سروناز عزیز دست شما درد نکنه مرسی

بابا کارت درسته

258:

آموخته ام که بی عزیزانم هم باید زندگی کنم و پیش روم...........

259:

آموخته ام سكوت كنم و بيشتر بياموزم 1

260:

دریا...

به دریا که می اندیشم

بهانه ای برای جاری شدن پیدا می کنم

باید بروم

تا دریا راهی نیست

اما...
تا دریا شدن راه بسیار هست...
آموخته ام كه...

261:

ممنون مرجانم....
راست میگی..تا دریا راهی نیست...
بیاموز تکرار آب شدن را

262:

آموخته ام که بدون دلیل و توقع دوست داشته باشم و دوست بدارم.

حتی بدون اینکه دوستم بدارند.....

263:

آموخته ام که دوست داشتن بی دلیل یعنی قلبی به وسعت دریا

264:

آموخته ام
چيزهاي كم اهميت را تشخيص دهم و سپس اون هاراناديده بگيرم.



آموخته ام
كه باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم.



آموخته ام
زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت‌‌، مثل صنوبر، صبور، مثل بلوط مقاوم، مثل رود روان، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشم.



آموخته ام
كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي اون را ارسال كنم.



آموخته ام
ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه كسي هست كه به كمترين ها نياز دارد.



آموخته ام
دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند ولي اونرا متفاوت ببنند.



آموخته ام
كافي نيست فقط ديگران را ببخشيم ، بلكه گاهي خود را نيز بايد ببخشيم.



آموخته ام
كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه دوستشا ن داريم ، ايجاد كنيم اما سال ها طول مي كشد تا اون زخم ها را التيام بخشم.



آموخته ام
كه دوستان خوب و واقعي، جواهرات گرانبهايي هستند كه به دست آوردن شان سخت و نگه داشتن شان سخت تر هست.



آموخته ايم
كه همه مي خواهند رايشان قله كوه زندگي كنند، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند

265:

ممنون سانازم....
روشنک و مرجان گلی

266:

آموخته ام كه براي اينكه دوست تر بداريم بشناسيم لحظاتي كه به يكديگر پناه مي آوريم.

267:

آموخته ام كه اگر فقط اگر دوست بداريم ، اعجاز ميكنيم.

268:

آموخته ام كه بياموزم .


آموخته ام كه بي دوست داشتن چه بيرنگم.

269:

آموخته ام كه:
به راحتي ميشه در مورد اشتباهات ديگران قضاوت کرد
ولي به سختي ميشه اشتباهات خود را پيدا کرد.
به راحتي ميشه بدون فکر کردن حرف زد
ولي به سختي ميشه زبان را کنترل کرد.
به راحتي ميشه کسي را که دوستش داريم از خود برنجانيم
ولي به سختي ميشه اين رنجش را جبران کنيم.
به راحتي ميشه کسي را بخشيد

ولي به سختي ميشهاز کسي تقاضاي بخشش کرد

270:

آموخته ام که دوست داشتن دلیل ندارد

271:

آموخته ام که پای هستدلالیان چ
وبین بود....
پای چوبین سخت بی تمکین بود....


272:

اموخته ام که
همیشه همه دنیا حتی بهترین انها در مقابل توست و تو تنهای تنها
پس همیشه تو خود در جاری شدن مشکل مقصری و بس

273:

آموخته ام گذشت کنم بی اونکه گذشت ببینم.....


آموخته ام وفادار بمانم بی اونکه وفادار داشته باشم....


274:

وقتي كسي تو را تحقير كرد به تو مي آموزد كه هيچ دو نفري مثل هم نيستند.


275:

وقتي كسي تو را مسخره مي كند به تو مي آموزد كه هيچ شخصي كامل نيست.


276:

وقتي كسي به تو عشق مي ورزد به تو مي آموزد كه عشق ،‌مهرباني ، فروتني ، صداقت ، حسن نيت و بخشش مي تواند هر نوع شر و بدي را خنثي نمايند.


277:

وقتي شخصي به تو دروغ مي گايشاند به تو مي آموزد كه حقيقت هميشه اون گونهنيست كه وانمود مي كنند پس تو مي فهمي كه صداقت هميشه آشكار نيست.




278:

وقتي كسي از توچيزي را مي دزدد به تو مي آموزد كه هيچ چيز هميشگي نيست و اينكه هميشه قدر داشته هايت را بدان و از اونها نهايت هستفاده را ببر ‌چرا كه ممكن هست روزي اونها را از دست بدهي.

حتي اگر اين داشتني ها ، يك دوست خوب يا پدر و مادر و يا عزيزترين شخص زندگيت باشد.



279:

وقتي كسي به زندگيت لطمه و خسارتي وارد مي كند به تو مي فهماند كه پيمانهاي انساني ترد و شكننده هستند.


280:

وقتي كسي قلب تو را شكست به تو مي آموزد كه دوست داشتن هميشه اين معني را نمي دهد كه شخص مقابل هم تو را دوست داشته باشد اما با اين وجود به عشق پشت نكن


281:

وقتي كسي با تو دشمني كرد به تو مي آموزد كه هر كسي ممكن هست اشتباه كند در اين لحظه بهترين كاري كه مي تواني اجرا کني اين هست كه اون شخص را بدون هيچ ريا و خودنمايي عفو كني


282:

کاش اینهارو واقعا آموخته بودید ..................

283:

آموخته ام که.....2+2=4

284:

اینم خودش خیلی ارزشمند هستش ممنونم !!!

285:

سلام خانوم
خوبي؟
ميدونم منو نميشناسيد اما من شما رو ميشانسم قبلا تو تالار فرمودمان فعايت ميكرديد

286:

آموخته ام که...

هرکجا مي روم با تمام قلبم بروم.

287:

آموخته ام که با عقلم ادراک کنم نه با احساسم.........

288:

آموخته ام که «عشق» بازیچه این و اون شده...

289:

آموختم هميشه خودم باشم

290:

آموخته ام با خودم رو راست باشم !

291:

آموخته ام که.........خواستن توانستن هست پس بخواهید تا بتوانید

292:

آموخته ام كه خيلي چيزهارو و كس هارو بايد فراموش كرد.....


293:

سلام سمیه جون..
خوبی خانومی؟
پس آـموختت کو؟

294:

آموخته ام كه :

خود را بشناس تا ديگران را بشناسي.


تو هماني كه مي‎انديشي.


هميشه به داشته‎هايت توجه كن نه به اونهائي كه نداري.


مشكلات مثل بادكنك هرچه بادش كني بزرگتر مي‎شود.


در هرواقعياتي تو دوست داشتني هستي خود را دوست بدار.


بايد باغ ذهن را هر روز وجين كنيم.


اگر خودت را عوض كني زندگي عوض مي‎شود.


مشکل با راه‎حل مي‎آيد ولي هميشه مامشكل را مي‎بينيم نه راه حل را.


خوشبختي مهمان هست هر وقت دعوتش كنيم به خانه ما مي‎آيد.


وقتي خودمان را باور نداريم چگونه انتظار داريم كه ديگران ما را باور داشته باشند.


دركوله‎بارت چه داري؟
چشمانت را بازكن.

ديدني‎ها را ببين خودت را رها كن، وقت سپري مي‎شود.


چه آموخته‎اي، چه كرده‎اي؟
فکرت چگونه ‎است، تورا به كجا مي‎برد؟
به گذشته يا به آينده؟
گذشته‎ات به توچه آموخت و از اون چه كوله‎باري براي آينده‎داري؟
حال را فراموش كرده‎اي!! براي چه؟
بالش كوچك راحتي را زير فكر خسته‎ات بگذار و به داشته‎هايت توجه كن اونقدر به افكارت خيره شده‎اي كه چشمانت درد گرفته.

چشمانت را ببند و به كوله‎بارت سري بزن.

دفتر زيبائي را كه دراون هست بردار و بازكن، صفحه‎هائي كه درهم هستند و هركدام بارنگ‎هاي مختلف نوشته شده‎اند خبر از گذشته‎ات مي‎دهند هرچه جلوتر مي‎رايشان نوشته‎ها واضح‌تر شده‎اند اونها نمايانگر آموخته‎هايت هست.


صفحه‎هاي بعدي وقت حال را نشان مي‎دهند كه هنوز تعداد زيادي منتظر پر شدن از روزهايت هستند، پس از اون صفحات به خوبي هستفاده كن و اونها را بنویس و جايش صفحه‎هاي آخر دفتر مي‎باشد كه چندتائي از اونها نوشته شده.


و اون برنامه‎نايشانسي آينده‎ات مي‎باشند كه با ايمان و اميد به اون برنامه‎ها از خواب بيدار مي‎شايشان و روزت را شروع مي‎كني.


پس از گذشته‎ ات بياموز، در حال زندگي كن و براي آينده‎ات برنامه‎ريزي كن.


295:

آموخته ام که خدای تاریخ سنگدل ترین خدایان هست....

296:

آموخته ام که بعضی مواقع باید سنگدل و بی رحم بود....!

297:

آموخته ام كه هر كاري كني نمي توني سنگ دل باشي چون قلبي سرشار از عشق و مهرباني درون تو گذاشته شده

298:

آموخته ام که بدانم نیازمند محبتم.....

آموخته ام كه...

299:

آموخته ام که مهربان باشم بی اونکه مهربانی ببینم......! آموخته ام كه...

300:

آموخته ام ...

که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي نمايد کسي هست که به من مي گايشاند: تو مرا شاد کردي

آموخته ام ...

که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن هست

آموخته ام ...

که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه فرمود

آموخته ام ...

که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم

آموخته ام ...

که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با ايشان به دور از جدي بودن باشيم

آموخته ام ...

که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي هست براي گرفتن دست او، و قلبي هست براي فهميدن ايشان

آموخته ام ...

که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شفرمود انگيزترين چيز در بزرگسالي هست

آموخته ام ...

که زندگي مثل يک دستمال لوله اي هست، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شايشانم سريعتر حرکت مي نمايد

آموخته ام ...

که پول شخصيت نمي خرد

آموخته ام ...

که تنها اتفاقات کوچک روزانه هست که زندگي را تماشايي مي نمايد

آموخته ام ...

که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد.

پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم

آموخته ام ...

که چشم پوشي از حقايق، اونها را تغيير نمي دهد

آموخته ام ...

که اين عشق هست که زخمها را شفا مي دهد نه وقت

آموخته ام ...

که وقتي با کسي روبرو مي شايشانم انتظار لبخندي جدي از سايشان ما را دارد

آموخته ام ...

که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا وقتي که عاشق بشايشانم

آموخته ام ...

که زندگي دشوار هست، اما من از او سخت ترم

آموخته ام ...

که موقعيتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري موقعيت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته ام ...

که آرزايشانم اين هست که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگايشانم دوستش دارم

آموخته ام ...

که لبخند ارزانترين راهي هست که مي شود با اون، نگاه را وسعت داد

آموخته ام ...

که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با اونرا انتخاب کنم

آموخته ام ...

که همه مي خواهند رايشان قله کوه زندگي نمايند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستيد

آموخته ام ...

که بهترين موقعيت براي نصيحت در دو وقت هست: وقتي که از شما خواسته مي شود، و وقتي که درس زندگي دادن فرا مي رسد

301:

آموخته ام که اگر فقط اگر دوست بداریم معجزه میکنیم.


302:

آموخته ام كه...


ثروت در دل هست

..........................






از راه رسيد

ديد هست ونيستش در آتش ميسوزد

سوخت و سوخت

تا آتش خاموش شد....



قلم و كاغذي برداشت

تمام اون چيزهايي را كه سوخته بودند نوشت:

1.ميز

2.صندلي

3.فرش

4.يخچال

5.....



و تمام چيزهايي را كه هنوز داشت را هم نوشت:

1.خدا

2.غيرت

3.همت

4.عبرت

5.اميد به آينده

6.....



وديد در حقيقت چيزي از دست نداده

و رفت

حالا براي بسياري از فقيران شهر پنهاني كمك ميكند....





برگرفته از وبلاگ:only-allah.mihanblog.com

303:

بگذار تا شيطنت عشق چشمان ترا به عر يا ني خايشانش بگشايد


هر چند اونجا جز رنج و پريشاني نبا شد


اما كوري را به خا طر آرامش تحمل نكن.


آموخته ام كه...

304:

آموخته ام که عاقبت تو مرا خواهي فروخت آرام و بي صدا به سيب سرخي که از باغ همسايه برايت آورده اند.

انسان

305:

آموخته ام كه...

306:

آموخته ام كه گذشت داشته باشم

307:

You don't choose your family.
They are God's gift to you, as you are to them.

تو خانواده خود را انتخاب نمی کنی
اونها هدیه خداوند هستند به تو و تو هدیه خداوندی برای اونها
To love someone means to see them as God intended them.

دوست داشتن یک نفر، یعنی دیدن او به همان صورتی که خدا خواسته هست
To love someone is to look into yhe face of God.

دوست داشتن یک نفر یعنی نگاه کردن به چهره خداوند
The hour of departure has arrived,
and we go our ways I to die and you to live.
Which is the better, only God knows.

هنگام جدایی فرا رسیده هست.

هر کس به راه خود می رود
من می میرم و شما زنده می مانید.

تنها خدا می داند کدام بهتر هست

Live in such a way that those who know you but
don't know God will come to know God because they know you.
چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند
به واسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند

God is always on the side which has the best football coach.
خدا همیشه طرفدار تیمی هست که بهترین مربی را داشته باشد

He who leaveth home in search of
knowledge walketh in the path of God.
کسی که در جستجوی دانش خانه را ترک کند، در راه خدا قدم گذاشته هست

A baby is God's opinion that life should go on.
نوزاد مشیت خداست بر ادامه زندگی

Nobody talks so constantly about God as
those who insist there is no God.
هیچ کس بیشتر از کسی که منکر وجود خداست، دائما از خدا حرف نمی زند

You don't cleanse your heart to come to God,
you come to God to cleans your heart.
شما قلب تان را پاک نمی کنید که به سوی خدا بروید
شما به سوی خدا می روید که قلب تان پاک شود

God is not what you imagine or what you think you underestand.
If you underestand you have failed.
خدا اون چیزی نیست که تصور می کنید، یا فکر می کنید که می فهمید
اگر می فهمید در اشتباهید

Fight for the sake of God those that fight against you,
but do not attack them first.
God dose not love the aggresors.
به خاطر خدا با کسانی که بر علیه تو هستند بجنگ
اما تو اول به اونها حمله نکن، خداوند مهاجمین را دوست ندارد

Prayer is conversation with God.
دعا فرمودگو با خداست

I have learned to thank God for
answering my prayers with " no " or " not now " .
یاد گرفته ام از خدا تشکر کنم که دعاهایم را با " نه " و " حالا نه " جواب می دهد

The sole purpose of this human life in nothing
but the realization of God.
تنها هدف از این زندگی انسانی، شناختن خداست

God, grant me the serenity to accept the things I cannot change,
the courage to change the things I can,
and the wisdome to distinguish the one from the other.
خدایا به من متانت عطا فرما تا اونچه را نمی توانم تغییر دهم، بپذیرم
شهامت عطا فرما تا اونچه را می توانم، تغییر دهم
و عقل عطا کن تا تفاوت میان اون دو را تشخیص دهم

308:

اموخته ام كه تنها براي خوىم باشم و بس نه بيشتر
درا كه همه طناهانم را ىر راه ىوست ىاشتن و ىاست ىاشته شىن حلال كرىم

309:

من آموختم هيچ وقت زندگي نمي ايستد ..

310:

من آموختم هيچ كس تنهاترين نيست ، چون خدا هميشه باهامونه !!

311:

آموخته ام
چيزهاي كم اهميت را تشخيص دهم و سپس اون هاراناديده بگيرم.



آموخته ام
كه باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم .



آموخته ام
زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت، مثل صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ، مثل رود ،روان ، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشم .



آموخته ام
كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي اون را ارسال كنم .



آموخته ام
ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه كسي هست كه به كمترين ها نياز دارد.




312:

آموخته ام
دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند ولي اونرا متفاوت ببنند.



آموخته ام
كافي نيست فقط ديگران را ببخشيم ، بلكه گاهي خود را نيز بايد ببخشيم .



آموخته ام
كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه دوستشا ن داريم ، ايجاد كنيم اما سال ها طول مي كشد تا اون زخم ها را التيام بخشم .



آموخته ام
كه دوستان خوب و واقعي ، جواهرات گرانبهايي هستند كه به دست آوردن شان سخت و نگه داشتن شان سخت تر هست .



آموخته ايم
كه همه مي خواهند رايشان قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در ال بالا رفتن از كوه هستند

313:

آموخته ام که اگر نمی توان زندگی کنم نفس بکشم .


314:

آموخته ام که هرگز سوال نکنم

315:

فکر کنم اشتباه فهمیدی به نظر من یاد گرفتن یه چیز به سوال کردنش می ارزه ...

یه سوال نا قابل

316:

آموخته ام که محبت کنم بی اونکه توقع مهربانی و محبت داشته باشم....!

317:

آموخته ام که باور نکنم....


318:

آموخته ام...

و آری آه


اکنون می دانم که هر اونچه آموخته ام اون بوده که چگونه به بازیها بچه گانه ای

سخت تر و ماهرانه تر مشغول باشم!!!!!!!!!!!!

319:

اموخته ام كه سكوت بعضي وقتا لازمه

320:

آموخته ام كه گذشت بهترين كاره

321:

آموخته ام که به احساسم بگم خفه شو ...


322:

آموخته ام که اول خودم...بعد دیگری.....اینجوری حتی توی قربونی شدنم اول منم.....


323:

آموخته ام که حتی در مقابل خیانت و بی صداقتی صبور باشم و مهربان........!

324:

نا مردی ببینم و سکوت کنم

325:

آموخته ام با هزار بی وفایی و آزارش باز هم بگویم هنوز عاشق ترینم....!

326:

کلمات محبت آمیز کوتاه و آسانند.

ولی بازتاب اونها واقعاْ بی انتهاست.


327:

آموخته ام كه سكوت بهترين حرف در قبال آدمهاي نادان هست

328:

آموخته ام که یا اعتراف نکنم یا پایش بمانم!

329:

آموخته ام كه به ديگران بايد احترام گذاشت

330:

آموخته ام هر سخنی را از درون قلبم بر زبانم جاری نسازم!

( وای که چقدر جای هستارتر خالیه اینجا! )

331:

اموخته ام که 2+2=4 !!

332:

آموخته ام که گاه سکوت بلندترین فریادهاست!

333:

آموخته ام که همیشه سکوت نمی توان راه حل مشکل باشد!

334:

بالاخره تکلیف ما رو با این سکوت روشن کنید!میگم چطوره چند دقیقه سکوت کنیم و بعد چند دقیقه فریاد بزنیم اینجوری عدالت بربرنامه میشه!

335:

آموخته ام دوست داشتن برتر از عشق هست!

336:

آموخته ام که چاقوی تیزم را به سمت کسی نگیرم شاید روزی به سمت خودم گرفته شود

337:

اموخته ام كه خيانت بده

338:

آموخته ام که اگر میخواهم از کسی جدا شوم بگویم خداحافظ شاید ناراحت شود و دلش بشکند ولی بهتر از این هست که چشم انتظار بماند...


339:

آموخته ام که به دنیا بخندم

340:

آموخته ام که به غمها هم بخندم...


341:

آموخته ام که اصلا به غم فکر نکنم

342:

آموخته ام که :
انسانها نه دوست منند نه دشمنم تنها معلم من هستند !!!!!!

343:

آموخته ام که تجربیات اشتباهم را تکرار نکنم

344:

اموخته ام که 1+1=2

345:

جالبه

346:

آموخته ام که زخم خیانت و بی صداقتی و دو رو یی هیچ مرحمی ندارد!

347:

آموخته ام که هیچگاه در تصمیماتم نباید احساسم را شریک کنم!

348:

اره منم از دورویی و عدم صداقت متنفرم.همچنین بدگویی و غیبت.تا اونجایی که تونستم صاقد و رک بودم چون به حرفام اعتقاد دارم برای همین هیچ وقت پنهانشون نمی کنم.اخه این عمر ما مگه چقدر بساط داره که توش صادق نباشیم و فیلم هم بازی کنیم.من در جمع همانجوری هستم که در تنهایی با خودم هستم...

349:

آموخته ام که با همه زودی باز نشم

350:

آموخته ام كه...

درسته که ضربه ی خيلی سنگينی خوردم.

جوری که

هنوزم يه جوريم.

ولی خيلی چيزا ياد گرفتم.


ياد گرفتم که .

.

عاشقی يعنی چی.
عاشقی يعنی تنهايی.
يعنی انتظار.
يعنی دلتنگ بودن.
يعنی .

.

.

ياد گرفتم که .

.

عاشقی چه جوريه (خيلی سخته!).
ياد گرفتم که .

.

دل شکستگی چه مزه ای ميده (خوش مزس!).
چه دردی داره (خيلی دردش سنگينه.

جوری که يدفعه احساس می کنی که تمام هستخونات خورد شدن! چه برسه به دل نازکت!).

و درست شدنی هم نيست! (پس به هيچ کسی اجازه نده که دلت رو بشکونه!).
ياد گرفتم که .

.

اگه دلت شکست، نمی تونی فراموشش کنی.

مگر اينکه بيخيال بشی! (ولی مگه ميشه؟!).

ياد گرفتم که .

.

برای اينکه دلت نشکنه، دلت رو به هيچ کس هديه نده!
ياد گرفتم که .

.

اگه به يه دختری بگی دوستت دارم، (اگه واقعا از ته دل دوستش داشته باشی .

.) فکر ميکنه که يا تو فکرت منحرفه يا فقط برای خوشگليش ميگی.

(پس هيچ وقت به هيچ دختری نگو دوستت دارم!).

خيلی چيزای زيبا تر از زيبا رو بودن وجود داره .

.

.

ياد گرفتم که .

.

کسی که عشق تو دلش نيست، يه مرده ی متحرکه!
ياد گرفتم که .

.

به هيچ کسی اعتماد نکنم.
ياد گرفتم که .

.

هيچ کسی ارزش اشک هايی که از چشمای يه عاشق می ريزه رو نداره (ولی چی کار کنم که اين اشک لعنتی واسه خودش مياد.)
ياد گرفتم که .

.

اگه خالصانه و با تمام وجود عاشق کسی باشی و جونتم واسش فدا کنی، اصلا انتظار اينو نبايد داشته باشی که اونم همين کارو بکنه.
ياد گرفتم که .

.

طول می کشه تا عشق کسی در دل تو رشد کنه.

ولی وقتی عاشق شدی، هيچ وقت نمی تونی عشقت رو فراموش کنی (مخصوصا اگه اولين باری باشه که عاشق شده باشی).

ياد گرفتم که .

.

اگه عاشق کسی شدی، بهش نگو (به عبارتی اگه بگی ممکنه ضايع کنی!).

خودش از نگاهت و طرز رفتارت ميفهمه (اگه دل داشته باشه!).

ياد گرفتم که .

.

عاشق بودن خيلی سخته.

ولی دل شکستن خيلی راحته!

ياد گرفتم که .

.

امت به راحتی دل همديگرو ميشکنن!
ياد گرفتم که .

.

منم مثل آدمای ديگه سنگ دل باشم (ولی حيف که نمی تونم!).
و
فهميدم که .

.

عشق تو دل امت مرده!


اگه عشقی هنوز تو دلت باقی مونده، حفظش کن.

خيلی با ارزشه!


351:

آموخته ام كه بيخودي به كسي دل نبندم

اين دنيا محل گذره..


352:

آموخته ام که خاطرات شیرین کسانی که روزگاری در سراچه قلبم پا گذاشته اند را به کررات با خود مرور کنم !

353:

آموخته ام که همچون شمع در وادی عشق پروانه بسوزم !

354:

که آموخته هایم را بیاموزم ان طور که شایسته انیم

355:

آموخته ام که در عصبانیت زود تصمیم نگیرم
زندگی به من آموخته که نباید هیچوقت به کسی اعتماد کنم اما باز هم اشتباه میکنم و اعتماد میکنم

356:

آموخته ام که خود همچون کسی باشم که از دیگران انتظار دارم

357:

آموخته ام که رسم آدمیت را بیاموزم و سپس زندگی را آرزو کنم

358:

تمام زیر بنای یک کشور در بخش اموزش نیروی انسانی خلاصه می شود.از مدارس ابتدایی تا دانشگاه.باید اموزش به گونه ایی باشد که به جای اینکه مشتی حفظیات فراموش شدنی تحویل مغز بچه ها داده شود ذهن انها را خلاق و پرسشگر و مبتکر بار بیاوریم.اموزشی که فقط منحصر به نوشته های خشک و خالی کتاب و فضای بسته کلاس باشد نمی تواند مخترع ومبتکر بسازد.مثلا وقتی می خواهیم بخش علوم و زیست شناسی به بچه ها بیاموزیم چقدر خوب هست که انها را مستقیم به طبیعت سر سبز ببریم تا از نزدیک حرکت جانوران و بوی خوش گیاهان و اسمان ابی را ببینند و فضای تجربی زیست را از نزدیک و به طور شهودی درک نمايند.نباید اموزش منحصر به نوشته های خشک و خالی کتاب و فضای بسته کلاس شود.مثلا وقتی مدارات الکتریکی به بچه ها اموخته می شود باید اموزگار چندین مدار واقعی را بر سر کلاس بیاورد تا از نزدیک بچه ها مقاومت و خازن را لمس نمايند و حتی با کیتها پیش ساخته اندکی لحیم کاری نمايند و با ازمون و خطا لذت ساختن مثلا یک رادیو را ببرند.اموزش باید از تمام امکانات تصویری بهره ببرد.از عکس و فیلم.بر سر هر کلاسی باید پرده بزرگی برنامه داشته باشد که بر روی ان عکس و فیلم مربوط به درس نشان داده شود.شنیدن کی بود مانند دیدن.حتی در خود کتاب هم باید بیشتر از عکس هستفاده کرد.تاثیر یک فیلم اموزشی بسیار بیشتر از نوشته کتاب یا سخنرانی خشک و خالی هست.نکته مهم دیگر در مورد اموزش این هست که اموزگار نباید همه چیز به صورت اماده در اختیار دانش اموز یا دانشجو برنامه دهد و او فقط حفظ کند.بلکه باید مطلب را به گونه ایی سوالی مطرح کند تا ذهن دانشجو و دانش اموز به فکر فرو برود و اموزگار به او ماموریت دهد که در مورد بخشی از درس تحقیق کند.فرایند یادگیری حفظ کردن نیست.بلکه در تحقیق و فکر کردن و نواوری و بدست اوردن یافته های جدید هست.فردی که از دانشگاه بیرون می اید باید خود ضمن تسلط بر یافته های قبلی رشته تخصصی خود انقدر مهارت یافته باشد که بتواند چیزهای جدیدی به علم رشته خود اضافه کند.یعنی همیشه جیره خور قدیمیان نباید باشیم که اگر اینگونه بود که علم پیشرفتی نداشت.در زندگی شخصی هم همین گونه هست.بسیاری از سنتهای قدیمی اشتباه و غلط هست.مثلا ازدواج فامیلی.یااینکه کسی توان مالی نداشته باشد اما به رسم خانواده بچه دار شود در حالیکه توان هزینه ان بچه را ندارد.برای همین هست که می گوییم اموزش زیر بنای یک جامعه هست.چون حتی زندگی شخصی افراد را نیز تحت تاثیر دارد.یک انسان خلاق و مبتکر فرمان زندگی خود را بدست خودش می گیرد و از تقلید سنتهای غلط می پرهیزد.
از تقلید مذهب گرفته تا تقلید برای ازدواج و دیگر رسومات.مفهوم کلاس درس باید تغییر کند.اینکه بعضی دانش اموزان از محیط بسته خشک و خالی کلاس و اموزگار اخمو بدشان می اید حق دارند.کلاس درس باید خیلی پر نشاط و رنگی و پر از عکس و فیلمهای اموزشی و اموزگار خوش ذوق و خوش اخلاق باشد.مثلا اموزگار تاریخ ما برای اینکه تاریخ صفوی را بهتر به ما اموزش دهد ما را به خود اصفهان برد و ما درست بری همان جایی نشستیم که شاه عباس نشسته بود.و محیط و فضای انجا چنان در ذهن ما باقی ماند که در این همه کتاب تاریخ که خواندیم تنها همان قسمت را به خوبی مسلط هستیم.
حال برای همه دروس باید اموزش اینگونه باشد.بریا زیست و علوم باید به طبیعت سبز رفت و حرکت مورچه ها را از نزدیک دید.برای اموزش الکتریسیته باید دانش اموز مقاومت و خازن را در کف دستانش لمس کند.برای اموزش فیزیک نجومی باید با تلسکوپ در شب پر ستاره اسمان را ببیند.نوشته خشک و خالی کتاب بسیار خسته نماينده و بی رمق هست.خلاصه اینکه اموزش باید 90 % عملی و تجربی باشد و 10 % تئوری و نوشته کتاب.

359:

آموخته ایم که بعضی اوقات سکوت کنیم به هر قیمتی!

360:

آموخته ام
چيزهاي كم اهميت را تشخيص دهم و سپس اون هاراناديده بگيرم.




361:

آموخته ام

كه باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم

362:

آموخته ام
زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت‌‌، مثل صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ، مثل رود ،روان ، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشم.




363:

آموخته ام
كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي اون را ارسال كنم.



364:

آموخته ام كه به كسي اعتماد نكنم!

365:

آموخته ام که بسیار نادرند کلماتی که ارزششان بیشتر از سکوت باشد !

366:

آموخته ام هرگز به کسی دل نبندم ! چشم امید به کسی ندوزم !

فقط به نیروی عقل و حرکت دستان و پاهای خودم !

367:

آموخته ام: اگرچه از هرچيزي بهترينش را ندارم، ولي از هر چيز كه دارم بهترين هستفاده را كنم.

368:

آموخته ام که به کسی راحت اعتماد نکنم.
آموخته ام که دورو نباشم.
آموخته ام که به اطرافم خوب نگاه کنم و یاد بگیرم.
آموخته ام که مهربان باشم.
آموخته ام که ...............


369:

آموخته ام که دنیا خیلی نامرده...!

370:

(haooz nayamookhteyim dorost sohbat kardan ra(2

371:

یاد گرفتم که خیلی چیزا هنوز یاد نگرفتم

372:

یادگرفتم همه رو دوست داشته باشم اما به کسی دل نبندم!

373:

یاد گرفتم گرفتم که دوست داشتن از عشق برتره...

374:

یاد گرفتم باید از خودم واسه عشقم بگذرم و از خودم واسه عشق یکی دیگه

375:

یاد گرفتم که به احساساتم پشت کنم....(عقل بهتر از احساس)

376:

یاد گرفتم وقتی آدم عصبانی باشه نباید رو سر دیگرون خالیش کنه

377:

آموخته ام که به آموخته هام اعتباری نیست!
چون هر لحظه این دنیا رنگ دیگریست...

378:

به زندگي دل نبندم
مواظب خودت باش

379:

آموخته ام که تنها آموختن مهم نیست

380:

اموختم كه ادم هميشه به چيزي كه دوست داره نميرسه

381:

آموخته ام مصداق واقعی این جمله را : ((بمیرید پیش از اونکه بمیرید.))؟!

382:

اومخته ام که تنها ،تنهایی تنهاست...و ان تنها فقط خداست...که با تنها ها هست و بازهم تنهاست......
اموخته ام که دنیا اموختنی نیست..حل کردنی هست..
اموخته ام که خدا منم و من خدا...


383:


اموخته ام که انسان بدون احساس خطرناک هست و انسان بدون عقل ناقص...


384:

اموخته ام که یک پشتوانه محکم در زندگی میتواند قاب شکستنیه اندوهت را عاشقانه به دوش بکشد

385:

آموخته ام که خوبی به هرکس در ابتدا لطف هست و بعد وظیفه .....

و اگر انجام ندهی..........!

386:

آموخته ام که به چیزهای فانی دل نسپارم اما نتوانستم بهش عمل کنم!

387:

اموخته ام که ادم ها تنها کاری که بلد نیستند و از ان دم میزنند عاشقیه!

اموخته ام دل شکستن هنر هست در این کره ی خاکی!

اموخته ام که نیاموزم چیزی که ارزش یاد گرفتن ندارد...


388:

در زندگی ا مو خته ام صادق و روک باشم/ امو خته ام هستوار و یای بند اصول باشم.

امو خته ام که بدانم که هر کی هستم بنده ضعیف خدایم/ امو خته ام امو خته های خود را منقل کنم / امو خته ام که دانم که تا بد ین جا رسید دانش من همی دانم که نا دانم ....

389:

صادقانه سخن بگویم / از هیچ کس به کنینه نگیرم حتی بعدی اش را خو ب حسا ب کنم

390:

اموخته ام که خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند!!

391:

اموخته ام که بیاموزم تا نابینا نمان و نابینا نبینم

392:

آموخته ام كه باشم مرحم زخم نه نمك زخم

393:

آدمها مثل کتابها هستند؟

بعضی از آدمها جلد زرکوب ،بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازک و بعضی ها اصلا جلد ندارند.
بعضی از آدمها ترجمه شده اندو بعضی ها تفسیر می شوند.
بعضی از آدمها با کاغذ کاهی و نا مرغوب چاپ می شوند و بعضی با کاغذ خارجی .
بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و بعضی ها فقط یک بار چاپ می شوند و بعضی از آدمها فتوکپی آدمهای دیگرند.
بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه و سفید اندو بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.
بعضی از آدمها تیتر و فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدمها نوشته اند: حق هرگونه کپی برداری و هستفاده بدون اجازه ممنوع و محفوظ هست.
بعضی از آدمها قیمت روی جلد دارند بعضی ها با چند % تخفیف به فروش می رسند و بعضی از آدمها سپس فروش پس گرفته نمی شوند.
بعضی از آدمها را باید جلد گرفت بعضی ها را می شود توی جیب گذاشت و بعضی ها را توی کیف و بعضی ها را روی قفسه برنامه داد.
بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند و بعضی ها فقط جدول و سرگرمی اندو بعضی ها معلومات عمومی.
بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و بعضی ها غلط چاپی و بعضی ها غلط املایی فراوانی دارند.
از روی بعضی از آدمها باید مشق و از روی بعضی از اونها باید جریمه نوشت.
بعضی از آدمها در کلاسها تدریس می شوند و بعضی ها ممنوع بوده و مخفیانه دست به دست می شوند.
بعضی از آدمها را باید چندین بار خواند تا معنی اونها را فهمید و بعضی ها نخوانده قابل فهم هستند.
بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت و بعضی ها را همیشه باید با خود همراه نمود.
بعضی از آدمها تفرقه انداز هستند و بعضی ها بانی وحدت و همبستگی.
بعضی از آدمها به نام دیگران چاپ می شوند و بعضی ها قبل از چاپ به فروش می رسند.
بعضی از آدمها در قفسه خاک می خورند و بعضی ها در انبار بایگانی شده اند.
بعضی از آدمها تاریخی اندو از گذشته صحبت می نمايند و بعضی ها آینده نگرند و به آینده می پردازند.
بعضی از آدمها لطیفه اندو بعضی ها بی روح اند و خسته نماينده.
بعضی از آدمها سیاسی اند و در هر نوبت چاپ رنگی دیگر به خود می گیرند.
بعضی آدمها منبع و ماخذ ندارند و بعضی ها منبع و مرجع دیگرانند.


بعضی از آدمها شیرازه ندارند و زود از هم پاشند و بعضی ها شیرازه شان میخ دارد و قبل از میخ کهنه و پاره می شوند.
بعضی از آدمها با محتوا هستند و بعضی ها بی محتوا و پوچ اند و فقط برای امرار معاش.
بعضی از آدمها ماندگارند و بعضی ها در چاپخانه می مانند و بازیافت می شوند.
بعضی آدمها هویت ندارند و بی نام و نشان اند و بعضی ها چندین نویسنده دارند.
بعضی از آدمها در کتابخانه نگهداری می شوند و بعضی ها در پیاده رو خیابان به فروش می رسند.
بعضی آدم ها را کادو می گیرند و هدیه می دهند .
بعضی آدمها را به مفت هم نمی خرند و بعضی ها از موزه ها به سرقت می روند.
بعضی از آدمها بدون مجوز چاپ می شوند و بعضی ها نیاز به مجوز ندارند و بعضی ها تا ابد مجوز چاپ نمی توانند اخذ نمايند.
بعضی از آدمها خاطره اند و بعضی ها یاداشت شخصی .
بعضی آدمها در مدح دیگران نوشته می شوند و بعضی ها در مذمت دیگران.
بعضی از آدمها افسانه اند و بعضی ها رمان و بعضی ها داستان.
بعضی آدمها مذهبی اند و بعضی ها لامذهب و خیلی ها در این میان.
بعضی از آدمها احساسات دیگران را جریحه دار می نمايند و بعضی ها به دیگران احترام می گذارند.
بعضی از آدمها به دیگران توهین می نمايند و بعضی ها توهین را به جان می خرند.
بعضی از آدمها به زور بر دیگران تحمیل می شوند و بعضی ها خود به میان دیگران می روند.
بعضی از آدمها چند جلدی و قطورند و بعضی ها تک جلدی و لاغر .
بعضی از آدمها از جنگ می گویند و بعضی از صلح و صفا .
بعضی از آدمها از شادی سخن می گویند و بعضی ها از غم .
و ......................

به نظر شما آدمها مثل کتابها نیستند؟

394:

آموخته ام بسیار سفر باید تا پخته شود خامی !

395:

امو ختم که از دانش و علم دیکران بهر ه بگیر م ./ اموختم از تجر به دیکران عبر ت بگیر یم تا خود ما یه عبر ت دیگران نشوم./ اموخته ام به هر حال او نز د یکتر ین یار و دوست خود بدانم و ببینم./ امو خته ام در برابر ظلم و بی عد التی یا جهاد کنم و اگر امکان ان نبود هجر ت کنم و حال گویم این غم هجرا ن را زین دیار که برایم غر یب هست اما اشنا از هر اشنا تر هست ...

شما را چه امده سکوت تان بنای رضا یت هست ....

مگر امام تان حسین علیه السلام نفر موده اگر دین ندارید لا ا قل ازاده با شید...

مگر فقط عدالت و اجرای حکو مت حق و...

به حرف هست دانیم که بهایش خون هست.....


396:

اموخته ام بعضیا میخوان ره صد ساله رو یه شبه برن واسه خاطر همین شکست میخورن و همیشه عقب تره همه هستن !

397:

آموخته ام که جواب خوبی فقط بدیست

398:

آموخته ام با عصبانیت و خشم هیچ کاری از پیش نمی بریم !

399:

آموخته ام که اگر کوتاه بیای سوارت میشن

400:

امو خته ام در اوج گر فتاری استقامت و تو کل به خدا کنم.


401:

آموخته ام باید عادت کنم خودم باشم نه اون چیزی که در رویاهام هستش !

402:

اموختم كه انسان در دايره ي جبر مختار هست....

403:

آموخته ام نباید دهن به دهن هر نادانی شد !!!

404:

داريم دنياي كثيفي ميسازيم.
داريم لجنزار ميسازيم.

405:

اموختم كه تنها خداست كه تكيه گاه هميشگي و جاودان هست.

به بنده ي خدا نميشه هميشه تكيه كرد!!!

406:

آموخته ام كه
به هركسي خوبي كني بدي جوابت رو ميده
آموخته ام كه
اگه خوب باشي سرت كلاه ميره
آموخته ام كه
بايد دورنگ باشي ..

بايد دروغ بگي ...


آموخته ام كه
اين دنيا قانونش قانون جنگله ...

اگه گرگ نباشي مي درنت
آموخته ام كه
اين روزگار كه ما داريم خيلي بي رحمه
آموخته ام كه
عشق و عاشقي وجود نداره و عاشق فقط يه دروغگو ي قهاره

407:

آموخته ام : راست نگم ، حقه باز باشم ، بی معرفتی کنم ، صادق نباشم

افسوس که عرضه هیچکدوم رو ندارم

408:

آموخته ام همیشه بزنم تا هیچ وقت ضربه نخورم
همیشه بد باشم تا خوب نصیبم بشه

409:

اموخته ام با رنگ محبت همه دنيا ميشه رنگي

410:

آموخته ام که ؛ وقتي با کسي روبرو مي شايشانم ؛ انتظار " لبخندي " از سايشان ما دارد .


آموخته ام که ؛ لبخند ارزانترين راهي هست که مي توان با اون نگاه را وسعت بخشيد .


آموخته ام که ؛ باد با چراغ خاموش کاري ندارد .


آموخته ام که ؛ به چيزي که دل ندارد ، نبايد دل بست .
آموخته ام که ؛ خوشبختي جستن اون هست نه پيدا کردن اون

411:

آموخته ام که هرچه بیشتر تلاش کنی بیشتر هم دستگیرت میشه !

412:

اموخته ام که خوب بودن راحت ترین راهه..!

اموخته ام که انچه که بردهام باختنیست..!

اموخته ام که احساسات من هر طوری که هست بد یا خوب متعلق به خودمه به کسی هم مربوط نیست..!

413:

Amookhte Am Ke Meykhane Agar Saghiye Saheb Nazari Dasht Meykhari O Masti Rah Orasme Degari Dasht

414:

اموخته ام هرچی از دارایی و زندگیت واسه پدر و مادرت صرف کنی کمه !

415:

امو خته ام
لبي كه خند ه ندارد شكاف ديوار هست
سري كه عقل ندارد كد ايشان بي بار هست

416:

آموخته ام که یک عمر شادی دنیا به یک لحظه غمش نمی ارزد !

417:

که به هیچ هیچ وهیچ کس اعتماد نکنم

418:

آموختم که دنیا وفا نداره

419:

عشقم عشقاي قديمي...

420:

اموخته ام که بهترین کلاس درس دنیا محضر درس بزرگترهاست
اموخته ام که هر چه وقت کمتری داشته باشم کارهای بیشتری انجام میدهم

421:

آموخته ام جز خدا امیدم به هیچکس نباشد

422:

آموخته ام

ما اشتباهات خود را جمع می کنیم واز اون قولی می سازیم به نام
سرنوشت

423:

اموخته ام ..........روزها میگذرند و ما نیز باید ا انها بگذرریم

424:

آموخته ام فراموش کنم

425:

اموخته ام...........چقدر خوابیدن خوبه

426:

اموخته ام که همیشه باید تنها باشم

427:

آموخته ام که حتی به چشمای خودم هم اعتماد نکنم .

هیچکس قابل اعتماد نیست .


428:

آموخته ام ظاهر 80% آدمها با باطنشون فرق داره

429:

آموخته ام هرگز هيچ انسانى را بد نبينم

آموخته ام همه مى توانند خوب باشند

430:

آموخته ام که دیگه نمیشه همه رو خوب ببینی چون اکثر آدمها بد هستن

431:

من هم تا دو سال پیش همه رو خوب میدیدم ، همه رو دوست داشتم ، ولی متأسفانه همه بهم ثابت کردن اشتباه کردم
آموخته ام كه...

432:

اموخته ام برای دیدن خوبی عینک تیزبینی نیاز داریم !!!

433:

دنيا پر از انسان هاى خوب و بد هست ،

من به خيلى ها خوبى كردم و اونا به من بدى

ولى ازشون دلتنگ نيستم چون مى دونم : نيش عقرب نه از بهره كينه ست ،

من به مرام خودم خوبى مى كنم اوناهم به مرام خودشون بدى كنند

هركسى اون درود عاقبت كار كه كشت

434:

آموخته ام دنیا به هیچکی وفا نداره

435:

عروس جهان گرچه در حد حسن هست

ز حد مى برد شيوهء بيوفايى

436:

اموخته ام صبوری زیادی هم باعث .........


437:

آموخته ام خوبی زیاد هم باعث .......................................


438:

آموخته ام خوبى هيچگاه ضرر نمى رساند ،

آموخته ام ادب هيچگاه انسان را پشيمان نمى كند

حتى در حق دشمن

439:

اموخته ام از تمام دنیا و دار و ندارش فقط خوبی جاودان هست !!!

440:

آموخته ام

ادب هيچ گاه خرجى نخواهد داشت ولى هرچه را بخواهيد برايتان خواهد خريد

441:

آموخته ام :

دنيا و امتانش ، بسيار خوبند اگر مخالفشان نباشيد

442:

آموخته ام :

اين روزها عشق يك معامله شده هست نه يك احساس

443:

اموخته ام که عشق فقط یک کلمه هست نه یک احساس !

444:

آموخته ام كه خوراك چلوكباب بهتر از املت هست!

445:

آموخته ام كه به هيچكس اعتماد نكن هيچ كس

446:

اموخته ام كه: عشقمركب حركت هست نه مقصد حركت
.اموخته ام كه: اين عشق هست كه زخمها را شفا ميدهد.نه وقت
.
اموخته ام كه : بهترين كلاس درس دنيا كلاسي هست كه زير پاي خلاقترين فرد‌‌ خالق يكتا) هست
.
اموخته ام كه: مهم بودن خوب هست.ولي خوب خوب بودن ازان مهمتر
.
اموخته ام كه: تنها اتفا قا ت كوچك زندگي هست كه زندگي را تماشايي ميكند
.
اموخته ام كه: خداوند متعال همه چيز را در يك روز نيافريد پس چطورمي شودكه من همه چيز را در يك روز بدست اورم
.
اموخته ام كه: چشم پوشي از حقايق انها راتغيير نمي دهد
.
اموخته ام كه: در جست و جايشان محبت و خوشبختي وقتي براي تلف كردنوجود ندارد
.
اموخته ام كه: اگر در ابتدا موفق نشدم با شيوه اي جديدتر دوباره بكوشم
(
اموخته ام كه: موفقيت يك تعريف دارد:(باور داشتن موفقيتاموخته ام كه: تنها كسي كه مرا شاد مي كند.كه مي گايشاند تو مرا شاد كردياموخته ام كه: گاهي مهربان بودن .بسيار مهمتر از درست بودن هستاموخته ام كه: هرگز نبايد به هديه ايكه از طرف كودكي داده مي شود نه فرموداموخته ام كه: در اغوش داشتن كودكي به خوابرفته.

يكي از ارامش بخش ترين حس هاي دنيا را درون ادمي بيدار ميكند
اموخته امكه: زندگي مثل طاقه پارچه هست.

هر چه به انتهاي ان نزديكتر مي شايشان سريعتر مي
گذرداموخته ام كه: بايد شكر گزار باشيم كه خدا هر انچه مي طلبيم را به ما نميدهداموخته ام كه: وقتي نوزادي انگشت كوچكتان را در مشت كوچكش مي گيرد.در واقعشما را به اسارت زندگي ميكشداموخته ام كه:هر چه وقت كمتري داشته باشيم كارهايبيشتري انجام ميدهيماموخته ام كه:هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمكشنيستم.دعا كنماموخته ام كه: زندگي خدي هست ولي ما نياز به دوستي داريم كه لحظهاي با او از جدي بودن دور باشيماموخته ام كه:تنها چيزي يك شخص مي خواهد.فقطدستي هست براي گرفتن دست او و قلبي براي فهميد نشاموخته ام كه: لبخندارزانترين راهي هست كه مي توان با ان نگاه را وسعت بخشيداموخته ام كه : باد باچراغ خاموش كاري ندارداموخته ام كه: به چيزي كه دل ندارد نبايد دلبست
·اموخته ام كه : خوشبختي جستن ان هست نه پيدا كردن ان
(( انسان زاده شرایط نیست خالق شرایط هست ))آموخته ام كه...

447:

آموخته ام :

اعتماد گر نباشد ، انسان تهی می گردد ، تها می گردد ، شکاک می گردد

448:



وقتي كسي از اعتمادات سوء هستفاده كنه اونوقت چي؟؟؟ بازم ميگي عدم اعتماد اشتباهه

449:

بارها فرمودم و بار دگر می گویم

آری ، باز هم باید اعتماد کرد ، اما اعتمادت را به پای ان بریز که ارزشش را داشته باشد

450:

آموخته ام پیش از ان که مورد احترام برنامه گیری باید احترام بگذاری !

451:

اموخته ام كه در اين دنيا به چيزي كه به من تعلق ندارد فكر نكنم ولي نميدانم چطور او همه فكرم شد

452:

آموخته ام كه گاهي صبر......فقط همين....معجزه در راه هست....


453:

اموخته ام استقامت کردن سخت ترین کار دنیاست

454:

آموختم از ظاهر آدمها نمیشه فهمید درونشون جه غوغاییه

آموختم هر کس شخصیت محترمی داره

آموختم چیزی که انسان رو به تفکر وادار میکنه مشکلاته

آموختم مادر تنها گوهریه که هیج جا مثلش پیدا نمیشه

و از همه مهم تر آموختم به خدا اعتماد کنم تا اونم لطفشو از من دریغ نکنه.

455:

اموخته ام بدون انتظار جواب محبت نثار کنم و دریغی نکنم !!!

456:

آموخته ام که تلاش...راهی هست....


457:

آموخته ام که آمده ام که بیاموزم

458:

آموخته ام ...

که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي نمايد کسي هست که به من مي گايشاند: تو مرا شاد کردي

459:

آموخته ام ...

که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن هست

460:

اموخته ام انسان ساخته افکار و عقاید خویش هست ! آموخته ام كه...

461:

آموخته ام هميشه اون نشد كه ميخواستم

462:

آموخته ام كه:
فاصله ,
عشق هاي کوچک را از بين مي برد
ولي عشق هاي بزرگ را قوت مي بخشد.


مثل باد که شمع را خاموش مي نمايد
ولي آتش را شعله ور مي سازد .


شكسپير

463:

آموخته ام با استقامت و انتظار به همه خواسته هام ميرسم

464:

اموخته ام استقامت بهترین دارایی هست که هرکسی ندارد !

465:

آموخته ام که آموختن پایانی ندارد

466:

اموخته ام بی انتظار جواب محبت کنم !

467:

تو پرنده کوچک منی! می دونستی!؟


در آخر پاییز
پرنده ها ، کوچ می نمايند
عده ای می آیند
عده ای می روند
من منتظرم که ببینم
پرنده کوچک من
خواهد ماند
یا میرود ...

او رفت
اما
خدا هم
دستم را گرفت و
با خود برد ...

468:

ای کاش میشد هیچ وقت نره و منو تنها نزاره !!!

469:

آموخته ام
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.سکوت را


470:

آموخته ام که:اگه اون نره، سرویس که می ره!

471:

آموخته ام هیچ سلامی بی علیک نمی ماند !

472:

آموخته ام که به کسی تکیه نکنم جز خدا و خودم
آموخته ام که ببخشم
آموخته ام که گذشت کنم
آموخته ام که استقامت کنم
آموخته ام که کمک کنم
آموخته ام که بپذیرم .......

473:

آموخته ام خدا بهترین و بیشترین دارایی هست !

474:

آموخته ام که هدیه خدا به من یک دست پر از آرزوست..باید بروم تا تجسمشان را ببینم

475:

آموخته ام انساني مغرورم و اين يعني شكستم در زندگي

476:

اموخته ام محبت و عشق هر جا باشد جوشان هست ! حتی از پس ساعت ها و کیلومترها فاصله !

477:

آموخته ام که راهی بس دشوار هست...به همین زودیها تمام خواهد شد...نباید غافل شد...


478:

آموخته ام ؟؟
واقعا چه آموختیم ,
رسم مردانگی را ؟؟؟
از که؟
رسم محبت را ؟؟؟
باز هم از که
هیچ نیاموختیم جز ناامتی ....


479:

اموخته ام که زندگی کنم

480:

اموخته ام كه در پس هر نگاه وابستگي بزرگي نهفته هست

481:

آموخته ام كه سكوت بهترين كار هست

482:

اموخته ام که چشمها هم همیشه حقیقت را نمیگند

483:

آموخته ام که نباید اعتماد کنم.


484:

آموخته ام هميشه براي كسي كه قادر به كمك كردنش نيستم دعا كنم

485:

آموخته ام که ...

امروز اولین روز از بقیه عمر من هست!

486:

آموخته ام که دلی نشکنم و صبور باشم.


487:

آموخته ام که به حیات موجودات دیگر احترام بگذارم ...


488:

اموختم كه شيريني عشق در نرسيدن هست.

489:

خاک خواهی شد
از رخ آیینه ها هم پاک خواهی شد
چون غباری گیج، گم، سرگشته در افلاک خواهی شد.

490:

آموختم كه:
هر كه باشي و به هر جا برسي
آخرين منزل هستي اين هست
آدمي هر چه توانگر باشد
چون بدين نقطه رسد مسكين هست

491:

آموخته ام که .............
هرکجا که باشمآسمان مال من هست.


عشق، زمین ،مال من هست

492:

آموخته ام که خدایی در این نزدیکیست!

493:

آموخته ام که
زندگی جدی هست ولی ما نیاز به د وستی داریم که لحظه ای با او از جدی بودن دور باشیم

494:

آموخته ام كه از حرف ها برداشتاي زيادي مي شه كرد!

495:

آموخته ام كه:
به شما نزديك شوم به حرفتان گوش بدهم و به شما بگايشانم كه چقدر برايم عزيز هستيد.

آخر من نمي خواهم شما را از دست بدهم.


496:

آموخته ام که در صورت اطلاع از اسرار بقیه اونا رو توی سینه ام نگه دارم!

497:

آموخته ام که هنوز زود هست....


498:

amukhte am ke hame be ham dorugh migan

499:

amukhte am ke ..........

yadam raft khodai chi mikhastam begam

500:

آموخته ام که محبت معجزه گر بی همتاییست!

501:

اگر گناه كسي را نبخشيدم از بزرگي گناه او نيست از كوچكي قلب من هست

502:

آموخته ام كه هنوز .....


503:

آموخته ام استقامت كنم تا كي رو نميدونم

504:

آموخته ام که گاهی بیخود میشوم...اونگاه ده تا بشمارم..شاید معجزه بیاید!

505:

اموختم كه تنهايي خيلي بده...

506:

آموخته ام کسانی موفقند که به تلاش معتقدند نه به شانس!

507:

آموخته ام مطالعهو نوشتن را که از انچه که تو به ما داده ای شکر کنم و بنویسم

که تنها تویی .

یکتا

508:

آموخته ام که به هیچ کس اعتماد نکنم

509:

آموخته ام كه فقط خدا حلال مشكلات هست و بايد به التماس كرد نه كسي ديگه

510:

اموخته ام که خواستن توانستن هست

511:

آموخته ام كه دنيا خيلي بي وفاس

512:

اموخته ام که..........اخرین برگ سفر نامه باران ایسنت که زمین چرکین هست!

513:

اموخته ام که زندگي مثل يه جاده هست ، من و تو مسافراشيم ، قدر لحظه ها رو بدونيم ، ممكنه فردا نباشيم

514:

آموخته ام فقط ضده حال بزنم یک فازی داره این ضده حالیآموخته ام كه...

515:

آموخته ام که ...
اگه خواسته دلم رو همون اول نگم بعدا ممکنه بهش نرسم.

516:

آموخته ام كه زندگي هميشه اون نيست كه انتظارش را دارم

517:

آموخته ام که زندگی کنم

518:

اموخته ام كه شكرگذار خدا باشم اما ...


519:

آموخته كه هرز گاهي به مرگ فكر كنم

520:

اموخته ام هميشه تو حرفام دروغ نگم

521:

امو خته ام که در هر شرایطی صداقت و یکرنگی ام را از دست ندهم

522:

آموخته ام که همیشه میتونه بدتر از این چیزی که الان هست اتفاق بیفته

523:

آموخته ام ......

كه زندگي مثل يك دستمال لوله اي هست هر چه به انتهايش نزديكتر مي شايشانم سريعتر حركت مي كند

524:

آموخته ام ......

كه تنها اتفاقات كوچك روزانه هست كه زندگي را تماشايي مي كند


65 out of 100 based on 50 user ratings 175 reviews