زن در ايران باستان


زن در ايران باستان



زن در ايران باستان
در ايران باستان هميشه مقام زن و مرد برابر و در كنار هم ذكرشده است، حتي گروهي از ايزدان مانند آناهيتا زن هستندو در ميان امشاسپندان ، امرداد و خرداد و سپندارمذ ، كه صفات اهورامزدا است زن ميباشند.
وآنچه در اوستا آمده است همه نشانه اي از همسنگي زن و مرد است، در فروردين يشت چنين آورده شده : اينك فروهر همه مردان و زنان پاك را مي ستائيم آنان كه روان هايشان در خور ستايش و فروهر هايشان شايسته است اينك فروهر همه مردان و زنان پاكدين را مي ستائيم.
در زمان شاهنشاهي هخامنشيان ، براساس لوح هاي گلي تخت جمشيد زنان هم دوش مردان در ساختن كاخ هاي شاهان هخامنشي دست داشتند و دستمزد برابر دريافت مي نمودند، پيشه بيشتر زنان در دوره هخامنشيان صيقل دادن نهائي سنگ نگاره ها و همچنين دوخت و دوز و خياطي بوده است. بنابراين در شاهنشاهي بزرگ هخامنشي با برابري و تساوي خقوق زنان با مردان سر و كار داريم.
بايد خاطرنشان كرد كه زنان در زمان بارداري و با بدنيا آوردن كودكي براي مدتي از كار معاف ميشدند ، اما از حداقل خقوق براي گذران زندگي برخوردار مي گشتند و علاوه بر آن اضافه خقوقي بصورت مواد مصرفي ضروري زندگي دريافت مي نمودند، همچنين در گل نوشته هاي تخت جمشيد شاهد آن هستيم كه در كارگاههاي خياطي ، زنان بعنوان سرپرست و مدير بودند و گاه مردان زيردست زنان برنامه مي گرفتند.
اما زنان خاندان شاهي از موقعيت ديگري برخوردار بودند ، آنان مي توانستند به املاك بزرگ سركشي كنند و كارگاه هاي عظيم را با همه كاركنانش اداره و مديريت مي كردند و درآمدهاي بسيار زياد داشتند ، اما بايد خاطرنشان كرد كه حسابرسي و ديوان سالاري هخامنشي حتي براي ملكه هم استثنا قائل نمي شد و محاسبه درآمد و مخارج از وي مطالبه مي كرد.
در يكي از گل نوشته ها ( لوح هاي گلي ) رئيس تشريفات دربار داريوش بزرگ دستور تحويل 100 گوسفند را به ملكه صادر مي كند تا درجشن بزرگ تخت جمشيد كه 2000 مهمان دعوت شده بودند ، بكار روند.
دريكي از مهرهاي بدست آمده از تخت جمشيد زني بلندپايه در صندلي تخت مانندي نشسته و پاهايش را روي چهارپايه اي گذارده و گل نيلوفري در دست دارد و تاجي برسرنهاده كه چادري روي آن انداخته شده است و به تقليد از مجلس شاه ، نديمه اي در برابر او ايستاده و عود سوزي در آن ديده مي شود. اين مهر يكي از زنان ثروتمند دربار هخامنشي است كه نقش مهمي در مديريت جامعه داشته است و دستورات خود را به اين مهر منقوش مي كرده است.
بنابراين با كمك گل نوشته هاي تخت جمشيد تصويري كاملا نو از زنان و ملكه هاي هخامنشي بدست مي آوريم كه برخلاف ادعاي نويسندگان يوناني ، كه آنها را عروسكهايي محبوس در حرم سراها مي دانستند، نه تنها همدوش مردان در آئين هاي مذهبي شركت مي كردند ، بلكه در صحنه زندگي و در اداره امور كشور هم نقش و شخصيت مستقل خويش را حفظ مي كردند . بررسي دقيق لوح هاي ديواني تخت جمشيد نشان مي دهد، كه زن در دوران فرمانروائي هخامنشيان بويژه در زمان شاهنشاهي داريوش بزرگ از چنان مقامي برخوردار بودند كه در ميان همه ایجاد هاي جهان باستان نظير نداشت

تهيه و تنظيم / ارا



داریوش دژخیم باستان

1:

زن در اوستا و همچنین در زبان سانسکرت به لقب «ریته‌سیه‌بانو» یا «اَشَه‌بانو» خوانده شده، که به معنی دارنده فروغ راستی و پارسایی هست.


واقعيت هاي نبرد ماراتن
امروز واژه نخستین در زبان پارسی حذف شده و فقط بانو که، به معنی فروغ و روشنایی هست برای زنان به کار می‌‌بریم.


حجاریهای نیمه تمام در تخت جمشید!
باز واژه مادر در اوستا و سنسکرت «ماتری» هست که به معنی پرورش دهنده می‌‌باشد و خواهر را «سواسری» یعنی وجود مقدس و خیرخواه می‌‌نامد و زن شوهردار به صفت «نمانوپنتی» یا نگهبان خانه، نامزد شده هست.


هخامنشيان نمايندگان حقوق بشر و آزادي بيان در تاريخ بشريت


اشکانیان; یونانی یا ایرانی ؟!

2:


زن درایران باستان (درمتون پهلوی) مقامی بسیار والا و ارجمند داشته هست.


نوروز را اریایها خریدند
مهریکی از ایزدان مادینه بوده که به شکل زن مهر اون نیز وجود دارد.


معرفی قهرمانان و دلیران ایران
اما بعدها نماد مردانه پیدا کرد.


درسی که بابک خرمدین به ما داد
زن ایرانی در دوره هخامنشیان در کلیه امور همچون مردان به کار و پیشه مشغول بوده هست.

این را کشف سنگ‌نبشته‌های گلی در تخت جمشید به اثبات می‌‌رساند.

جالب این که بدانید زنان در هنگام زایمان مرخصی با حقوق داشته‌اند و همچنین پس از زایمان به اونان پاداش‌های گران بها نیر داده می‌‌شد.

در برخی از سنگ نبشته‌ها شاهد اون هستیم که مردان در خدمت زنان کار می‌نمايند و ریاست کارها به زنان هست و نیز می‌‌بینیم که زنانی معرفی شده‌اند که املاک وسیع و کارگاه‌های بزرگی داشته‌اند، همچنین زنان دوره هخامنشی می‌‌توانستند بدون هیچگونه دخالت شوهر در املاک و دارایی‌های خودهرگونه تصرفی که مایل بودند، بنمایند.



در ایران باستان، مقام زن در جامعه بسیاربالا بود و زن در بسیاری از شئون زندگی با مرد همکاری می‌‌کرد.

بنابرنوشته کتاب نیرنگستان پهلوی، زنان می‌‌توانستند در سرودن یسنا و برگزاری مراسم دینی حتی با مردان شرکت نماينده یا خود به انجام اینگونه کارها بپردازند.

زنان حتی می‌‌توانستند درا وقات معینی به پاسداری آتش مقدس پرداخته و طبق کتاب ماتیکان هزاردادستان به شغل وکالت و قضاوت مشغول شوند.

در فروردین یشت و دیگریشت‌ها و همچنین شاهنامه و دیگرحماسه‌های باستانی این سرزمین، اسامی بسیاری از این زنان نامدار و پهلوان و میهن پرست دین دار- که به واسطه کارهای مفید و نیکشان در گروه زنده و روانان جاوید، درآمده‌اند – نام برده شده و برروان فرهمند اونان درود فرستاده می‌شود.

در ایران باستان زنان همچون مردان می‌‌توانستند فنون نظامی را یاد بگیرند و حتی فرماندهی سپاهیان را بر عهده بگیرند (مانند: بانو آرتمیس که فرمانده سپاهیان ایران در برابر یونانیان بود، و گردآفرید که مرزدار ایران بود و در برابر سهراب صف آرایی کرد).



زیبایی تمدن ایران و فرهنگ انسانی اش در اینجا بیشترآشکار می‌شود که زنی ایرانی دارای شخصیت حقوقی و برابر با مردان بوده و می‌‌توانسته به شغل وکالت دادگستری بپردازد و حتی بر مسند قضاوت بنشیند و قضاوت کند.

بنابه فرموده کتاب هزار دستان (هزار ماده قانون) زنان دانشمند و باسواد به پیشه قضاوت مشغول بوده اند.

این زیبایی تمدن دیدن چهره‌هایی درخشان از زنان ایرانی که بر جایگاه والای شاهنشاهی ایران تکیه زده‌اند نمایان تر می‌شود.

چهره‌هایی همچون «هما»، «آذرمیدخت»، «پوراندخت»، «دنیاک» و نیز چهره‌هایی مشهوری که فرماندهی سپاهیان ایرانی را بر عهده داشته‌اند: همچون آرتمیس، کردیه، بانوگشسب، گردآفرید و...

نیز زنان سیاستمدار و دانشمندی که به تنهایی و یا دوش به دوش مردان خود ایستادند و از این سرزمین پاسداری کردند، زنانی چون: آتوسا (همسرکورش بزرگ)، شهربانو هستر، شهربانو موزا، پروشات، آتوسا (همسرسیاستمدارو هوشمند اردشیر دوم)، پانته‌آ، کتایون، سیندخت، فرنگیس، فرانک، شیرین، منیژه، ارنواز، شهرناز، رودابه، تهمینه، دوغدو، پورچیستا (چیستا دخترکوچک آشوزرتشت).

3:

اگر اطلاعاتی درباره زنان در ایران باستان دارید
از جمله هرگونه نوشته - تصویر و نقاشی توی این تاپیک ارسال کنید
تا ببینیم تا چه حد و چه نوع اطلاعاتی میتونیم جمع آوری کنیم.

مثلا اینکه چه نوع لباسی میپوشیدند؟
توی فعالیت های اجتماعی بودند؟
در امور مملکت دخالتی داشتند؟

تصویری از اونها هست؟ تصویر منظورم با هر نوع تصویری هست
از جمله روی سنگ ها - مجسمه - نقاشی.

اگر سراغ دارید همینجا ارسال کنید.

فقط تصاویر خیالی نباشد چون یکسری نقاشی ها هست
که برایشان بال هم برنامه داده اند که بعید میدانم اینطور باشد.


4:

بد نیست دوستان دیگر بدانند که زن تنها در کیش و باور زردشتی این چنین دارای ارزش و احترام نبوده هست؛بلکه ما پیش از زروانیسم در ایران فرهنگی شالوده به زن داشتیم که با نام فرهنگ زنخدای=زن+خدا=زنخدایی میباشد که از اونجاییکه خداوند هر روز در هر حال فرشگت و دگرگونی بود و همیشه آبستن بود واز اینرو زنان را خدا میدانستند و حتی "ماه"در فرهنگ ایران وقتی که هلال بود مرد میگشت و وقتی که قرص ماه کامل میشد ماه زن میگشت؛زنها همیشه نماد خدا و اصل باروری بوده اند از اینرو پیش از زردشت هم خدایان مادینه در فرهنگ ایران فراوان بودند.و خدا که نماد زیبایی هم بود هر چه موجود زیبا بود را میافرید و الاهان و فرشتگان خود را زن منسوب میکرد مانند امشاسپندان

5:

با سلام
اما برای اینکه حسن نیت خودمان رابه شما نشان دهیم اسناد را از کتب زرتشتیان اینجا بیان میکنیم
در کتاب اوستا ، وندیداد ، فرگرد 14 ، بند 15 امده هست یکی از راههای پاک شدن از گناه این هست که گنهکار ، خواهر یا دختر نوجوان 15 ساله ی خود را به همراه گوشواره و پول و ...

به اشون مردان ( زرتشت و شاگردانش ) پیشکش کند :

او باید اشونانه و پرهیزگارانه دختر دوشیزه ی مرد نادیده ای را چون تاوانی به روان سگ آبی ، به اشون مردی بدهد .


ای دادار جهان هستومند ، ای اشون ،
چگونه دختری ؟
اهورامزدا جواب داد :
یکی از خواهران یا دختران جوان وی که از مرز پانزده سالگی گذشته و گوشواره هایی در گوش داشته باشد .

و در بند قبلش یعنی بند 14 آمده هست که این گنهکار باید از روی رضایت و خرسندی بالش ، زیرانداز و رواندازی نیکو به عنوان بستر ( ! ) هم برای این اشون مردان آماده کند .

نگاه کنید به :

اوستا ، نقل دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، چاپ شانزدهم ، 1391 هـ ش ، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان، ج 2 صفحه 822

البته این سخن ما نیست .

بلکه فرمودار اوستا هست .

راه پاسخگویی نیز برای زرتشتیان باز هست تا اگر توضیحی دارند ارائه نمايند .

البته زرتشتیان در توجیه این عوام فریبی میگویند که منظور از « دادن دختر به مردان اشو » به ازدواج در آوردن هست .


در حالیکه برای هر عاقلی روشن هست منظور اهورامزدا ( ! ) از این دستور ، پیشکش و هدیه دادن دختران بی گناه به اشون مردان هست .


به هر روی اگر ازدواج هم در میان باشد ، چرا دختر باید برای بخشیده شدن گناه پدرش فدا شود ؟؟؟
اصلاً چرا باید به زور در بستر یک اَشَوَن - مرد برود ؟

6:

با سلام
یکی دیگر از ارزش های دین زرتشتیگری به زنان

در قطعات پراکنده اوستایی (F,2) عبارت Hapsne.apno.xavo به شکل دقیقی «بایک زن صیغه ثروتمند» ترجمه میشود .
نگاه کنید به کتاب درباره حقوق ساسانی sassanidischen Rechtzum جلد اول ص32 به بعد" همچنی در «واژنمامۀ ایران باستان ستون1765» هردو از بارتلومه.

به موجب منابع حقوقی فارسی میانه ، دو یا بیشتر – داشتن پادشاه زن- زن عقدی نیز رایج بود.

«مردی با دوپادشاه زن.....حقوق ساسانی ، جلد1ص36و زن در..ص12» و چنانکه اشاره شد فریدون نیز بدو زن ممتاز ، یعنی خواهران فریدون را به ازدواج خود دراورد.

هرودوت (کتاب1بند135) نیز به تعدد زوجات اشاره کرده هست . این امر حد و مرزی نداشت – اما طبقات بی بضاعت و توده ی فقیر به ناچار به یک زن قناعت می کردند.
اما اونهم به موجب زیاده روی اغنیا و احتکارشان از زنان صیغه و عقدی ، شرعی و کنیزان در شبستان ها ، دسترسی شان برنامه نمی گرفت.


جهت حل این مشکل هست که در وندیداد4/44 اشاره به اشخاص غنی و ثروتمند میشود که هرگاه کسی برای خواهش زن مراجعه کرد به او زن واگذار نمايند.

در «ماتیکان هزارداتستان» یا هزار ماده قانونی – مطالب بسیاری دربارۀ زنان، ازدواج- واگذاری زنان یا ازدواج هستقراضی امده هست.
یک مرد حتا میتوانست علی رغم میل و رضایت پادشاه زن خود ، اورا به اشخاص تنگدستی که نیاز به زن داشتند برای مدت معینی واگذار کند.
شرابط معاهده ، وقت واگذاری ، فرزندان که از این زن در مدت قرض دادن وی تولید میشد- همه قبلا مورد موافقت دو طرف برنامه میگرفت (درباره حقوق ساسانی جلداول-ص36) و به این ترتیب دستور وندیداد اجرا میشد.

7:








دروغی دیگر
سن ازدواج در دیانت زرتشت حدود 15 سالگی هست، در مورد مجازات مرگ هیچ سخنی بمیان نیامده هست و همواره نظر دختر در ازدواج شرط بوده هست.



خودسر زنی-این ازدواج عبارت هست از اینکه دختر و پسر بالغ پیش از رسیدن به بیست و یک سالگی بخواهند بدون رضایت پدر و مادر خود با یکدیگر ازدواج نمايند،در این صورت موبد حق دارد صیغه عقد را جاری سازد ،ولی مادامی که نارضایتی اولیای اونها باقی هست،این زن و شوهر از ارث محروم خواهند بود.
(دختر در شانزده سالگی و پسر در هجده سالگی میتواند با رضایت اولیای خود ازدواج کند).


در تعالیم زرتشت آمده هست که: تشریفات نامزدى را هنگامى مى توان اجرا نمود که دختر کمتر از 14 و پسر کمتر از 16 سال نداشته باشد.

تشریفات نامزدى با مبادله حلقه و هدایا در حصور بستگان و لااقل هفت نفر معتمد زرتشتى که کمتر از 25 سال نداشته باشند، انجام مى یابد.

سن مردان و زنان برای ازدواج در اوستا ۱۵ سالگی می‌باشد.

با ای حال در آمارگیری سال ۱۹۳۶ در هندوستان مردان زرتشتی با میانگین ۲۱ سال و زنان با میانگین ۱۸ سال بوده‌اند.

سن ازدواج برای دختران 15 سالگی ذکر شده‌است(راوندی، 1340: 662)

اخرین تذکریست که دیافت میکنید، چنانچه به این رویه خود ادامه دهید مطالبتان قضاوت خواهد شد و از دسترس خارج میگردد.







8:


با سلام
جالب هست ما منابع را گذشته ایم !!!دقت نمی کنید
دكتر تورج دريايي، دانشيار تاريخ دانشگاه كاليفرنيا در فولرتن و متخصص تاريخ ايران باستان اگر بیشتر از شما نداند مطمئن باشید کمتر نمیداند !سخنی دارید مطالب را نقد کنید !انگ دروغ زدن خیلی سهل هست اخوی !دوره اینها گذشته
چطور سنتهای مختلف ازدواج را در دوران باستان به راحتی رد میکنید در صورتی که هیچ مدرکی در این مورد ندارید
حکایت سوت دلان هست , واسه شما تقویم تاریخ گذشته تان حساب میشود هر چند بی اعتبار باشد
حبیب : چرا نیومدی در دوکون ؟
مجید : امروز جمعه س ، تعطیلیه !
حبیب : امروز دوشنبه س ، خیلی داریم تا جمعه !!!
مجید : نخیییر ، تو اون تقویم که آقام اون سال خودش با دست خودش بهم عیدی داد امروز جمعه س !
حبیب : اون تقویم باطله س !!!
مجید : واسه من جمعه جمعه آقامه ، شنبه شنبه آقامه ، خواه مرده خواه زنده …
به مقام دفاع بر آمدید و بر کرسی سخن نشسته اید بسم الله راه باز هست !!تا ارزشهای زن در ایران باستان را یکی یکی برسی کنیم
گیریم اینجا مطالب را پاک کردید !!تاریخ را چه میکنید؟
[b]شما دروغها را جواب نده !!!
کتاب پهلوی «بندهش» چنین نقل می‌شود که اورمزد از یافتن موجودی دیگر برای انجام زایمان ناتوان بود و از روی ناچاری زن را برای اینکار انتخاب کرد.
زنی که حتی خداوند را نیز می‌رنجاند و از تبار «جِـهی» (روسپی/ دختر اهریمن) هست.

به این ترتیب زنان نمی‌توانسته‌اند همچو مردان راهی به سرای اهورامزدا داشته باشند (بندهش، مهرداد بهار، بخش نهم، در باره چگونگی زنان).

همانگونه که دراین کتاب زنان از تباردیوان شرور دانسته شده‌اند، در «اندرزهای آذرباد مهرسپندان» موبد بزرگ عصر شاپور دوم (که هنوز هم در نیایش‌خوانی‌ها به فروهرش درود فرستاده می‌شود) از بی‌خردی و رازگشایی و اعتماد‌ ناپذیر بودن زنان سخن رفته هست (آذرباد مهرسپندان، رهام اشه، بخش‌های گوناگون).


ازدواج با محارم یا «خْـویدودَه» چه میکنید؟
پیوند زناشویی در ایران باستان , پادشاه زن، چاکر زن، ایوک زن، ستر زن، خودسر زن را چه میکنید ؟
بارتلومه، شرق شناس آلمانى مى گوید: در عهد عتیق و قدیمى تر ساسانى، زن شخصیت حقوقى ندارد و به هیچ وجه صاحب حق به شمار نمى رود و جزو اشیاء به شمار مى آید.

به عنوان نمونه چیزى به نام «ازدواج هستقراضى» وجود داشته هست که به موجب اون مرد مى توانست زن خود را حتى بدون رضایت زن، مجددا به مرد دیگرى شوهر بدهد.( ایران در وقت ساسانیان، آرتور کریستن سن، ترجمه رشید یاسمى (تهران، امیر کبیر، 1367)، ص353.
به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه « ماتیگان هزار دادِستان »،
زنان اموال و مایملک مرد دانسته می‌شده‌ و بهایی معین داشته‌اند !
بهایی که معمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی در حدود 2000 سکه نقره بوده هست.


این نکته همچنین از نخستین شواهد پیدایش برده‌داری در ایران عصر ساسانی حکایت می‌کند.
(بنگرید به مدخل «برده و برده‌داری» Barda and Bardadari در دانشنامه ایرانیکا).
چه شرم آور و دردناک هست این مصائب زن زردشتی ساسانی


در فقه زرتشتی چنانچه پدر نخواهد با دختر خود ازدواج کند، دختر می‌باید منحصراً با مردی ازدواج کند که پدرش برای او معین کرده هست.
چنانچه در زمینه انتخاب شوهر اختلافی بین پدر و دختر وجود داشته باشد، نظر پدر ملاک عمل برنامه می‌گیرد و دختر حق اعتراض ندارد.


مگر اونکه سن او کمتر از ۹ سال باشد که در اینصورت پس از رسیدن به ۹ سالگی می‌تواند شوهر فعلی خود را با رضایت او تغییر دهد.

برای آگاهی بیشتر بنگرید به: رضی، هاشم، دانشنامه ایران باستان، جلد یکم، انتشارات بهجت، تهران، ۱۳۸۱، صفحه ۳۸۲ تا ۳۹۱؛ بارتلمه، کریستین، زن در حقوق ساسانی، ترجمه ناصرالدین صاحب‌الوقتی، چاپ دوم، تهران، ۱۳۴۴؛ متن پهلوی روایت آذرفرنبغ فرخزادان، ترجمه حسن رضائی باغ‌بیدی، انتشارات دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، تهران، ۱۳۸۴، صفحه ۱ تا ۱۲٫

در دین زرتشتی دختر موظف بود حداکثر تا سن ۹ سالگی (و ترجیحاً قبل از اون) با شوهری که برایش انتخاب می‌شد، ازدواج کند و اگر به مدتی طولانی از اینکار سرباز می‌زد و زندگی بدون شوهر را ترجیح می‌داد، باید کشته می‌شد.


به موجب فتوای سیزدهم و فتوای چهاردهم از مجموعه فتاوی موبد آذرفرنبغ فرخزدان، چنانچه دختری قبل از سن ۹ سالگی شوهر می‌کرد، پس از رسیدن به این سن می‌توانست از پیمان ازدواج پشیمان گردد و با رضایت شوهر به شخص دیگری شوهر کند؛ اما چنانچه در سن ۹ سالگی شوهر می‌کرد و از ازدواج خود پشیمان می‌شد، مجازات سختی در انتظار او بود و می‌بایست به قتل برسد.


برای آگاهی بیشتر بنگرید به «حقوق زنان در دین زرتشتی»؛ و متن پهلوی روایت آذرفرنبغ فرخزادان، ترجمه حسن رضائی باغ‌بیدی، انتشارات دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، تهران، ۱۳۸۴، صفحه ۹ تا ۱۱؛ و دریایی، تورج، شاهنشاهی ساسانی، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، انتشارات ققنوس، تهران، ۱۳۸۳، ص ۱۷۳ تا ۱۷۵٫

شوهر دادن دختر در سن سه سالگی عملی مجاز و مباح در فقه زرتشتی بوده هست.
به موجب فتوای دوازدهم از مجموعه فتاوی موبد آذرفرنبغ فرخزادان، دختری که او را در سن سه سالگی به همسری مردی در آورده‌اند و زندگی مشترک تشکیل داده هست، می‌تواند و این حق را دارد که پس از رسیدن به سن بلوغ ۹ سالگی از شوهری که برایش انتخاب شده، پشیمان شود و با رضایت شوهر فعلی به همسری مرد دیگری در آید.
این نیز ستم دیگری بر اون زنان مظلوم سه ساله هست که امروزه عده‌ای سعی می‌نمايند چنین واقعیت‌هایی پوشیده و پنهان بماند و نگذارند صدای رنج اون دختران ستم‌کشیده پس از گذشت قرن‌ها شنیده شود.

برای آگاهی بیشتر بنگرید به متن پهلوی: روایت آذرفرنبغ فرخزادان، ترجمه حسن رضائی

باغ‌بیدی، انتشارات دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، تهران، ۱۳۸۴، صفحه ۸ و 9

منبع: پژوهش های ایرانی

مورادی از فتاوای موبدان زرتشتی در متون فقهی (از جمله فتوای ۱۲ از روایات آذرفرنبغ فرخزادان) وجود دارد که نشان می‌دهد در دین زرتشتی، شوهر دادن دختر سه ساله عملی مجاز شمرده می‌شد.[۱] همچنین در فتوای چهاردهم از روایات آذرفرنبغ فرخزادان می‌خوانیم:
if a girl of nine years has attained to puberty, she cannot give herself in marriage to a man without the consent of a lawful guardian, and turn away from the wifehood of that man;‎ if she turns away, she is a sinner deserving death, after a full year expires thereafter.‎
اگر یک دختر ۹ ساله به سن بلوغ برسد، بدون اجازه سرپرست قانونی‌اش نمی‌تواند به ازدواج مردی درآید، یا اگر هم در این سن به ازدواج مردی درآمد، و پس از مدتی از همسریِ شوهرش رویگردان شود، گناهکار و سزاوار مرگ خواهد بود...[۲].

[۱].

روایت آذرفرنبغ فرخزادان، ترجمه حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: انتشارات دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۴.

ص ۸-۹؛ و همچنین: The Pahlavi Rivayat of Adur-Farnbag, Translate by Behramgore Tahmuras Anklesaria, Question 12
[۲].

بنگرید به: The Pahlavi Rivayat of Adur-Farnbag, Translate by Behramgore Tahmuras Anklesaria, Question 14


http://www.avesta.org/mp/adurfarn.html

http://guides.lib.uw.edu/c.php?g=341422&p=2298739

9:

یک متن را منتشر کرده ام قبلا و خود برای این ماجرا کافیست :

در گات‌ها، هات ۵۳، پند زرتشت به دخترش پوروچیستا هنگام ازدواج با جاماسپ وزیر دوران کی گشتاسپ چنین آمده‌است.

اینک تو ای پوروچیستا، جوان‌ترین دختر زرتشت، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از راست‌کرداران و پشتیبانان آیین راستی هست، جهت تو برگزیده‌ام.

پس اکنون برو و در این باب بیندیش و خردت را راهنما برنامه داده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج پرداز


چه زیبا سخن از حق انتخاب و خرد فرموده شده در حالی که هزاران سال بعد برخی با نام خدا حرم سراها بنا کردند و حتی به دختر بچه ها هم رحم نکردند !

10:

درود و سپاس...

11:


درود و سپاس...


53 out of 100 based on 58 user ratings 283 reviews