yad4u آناتومي


آناتومي



آناتومي
در مورد خودمان و بدنمان و اجزاي ان

انواع آناتومی

امروزه آناتومی با یک صفت استفاده می‌شود که شاخه خاصی از آناتومی را بیان می‌کند.



  • آناتومی عملی: بطور معمول از شناخت و درمان کلینیکی استفاده می‌شود مثل استفاده از علم آناتومی در اجرای یک آزمایش فیزیکی بر روی بدن.
  • آناتومی کلینیکی: مطالعه آناتومی وابسته به عمل دارو.
  • آناتومی مقایسه‌ای: مطالعه آناتومی ارگانیسمهای مختلف با کشیدن شباهتها و تفاوتها در رابطه با ساختار و عملکرد.
  • آناتومی عرضی: آناتومی‌ای که بدن را در خلاف جهت طرح بدن بررسی می‌کند.
  • آناتومی تکامل: مطالعه فرایندهای زیستی از لقاح تا تشکیل یک انسان بالغ. جنین شناسی نوعی از این است که بطور گسترده در رابطه با فرایندهای تکاملی که قبل از تولد اتفاق می‌افتد درگیر است.
  • آناتومی ماکروسکوپیک: مطالعه آناتومی با چشم غیر مسلح بر روی برشهایی از قسمتهای مختلف بدن.
  • آناتومی منطقه‌ای: مطالعه آناتومی یک قسمت خاصی از بدن مثل قفسه سینه در این نوع همزمان همه سیستمهای زیستی مثل اسکلتی ، گردش خون و... و ارتباطات اعمال سیستمهای مختلف باهم و بطور همزمان در یک قسمت خاص از بدن مطالعه می‌شود.
  • آناتومی سطحی: آناتومی که مطالعه بر سطح خارجی بدن دارد که بخصوص در شناسایی و درمان مشکل کلینیکی مهم می‌باشد.
  • آناتومی مربوط به عمل جراحی: اجرا و مطالعه آناتومی بطوری که مربوط می‌شود به عمل جراحی که هدف آن ممکن است شناسایی یا درمان باشد.
  • آناتومی سیستمیک: مطالعه آناتومی بوسیله سیستمهای زیستی مثلا سیستم ماهیچه‌ای ، اسکلتی ، گردش خون و .. در این نوع یک سیستم زیستی بطور منفرد در کل بدن مطالعه می‌شود.

علائم هشدار دهنده افسردگی!

1:

اسكلت به بدن شكل مي دهد، به عنوان تكيه گاهي براي اون عمل مي كند و از اون حفاظت مي كند. آشنایی با 6 غذایی که برای شما مفیدند اين اسكلت از 206 هستخوان تشكيل مي شود كه خود تحت حمايت غضروف (يك ماده سفت و ليفي) برنامه دارند. لاغری اسكلت محوري (جمجمه، ستون فقرات، قفسه سينه) از 80 هستخوان تشكيل مي شود و از مغز، طناب نخاعي، قلب و ريه ها حفاظت مي كند. فواید گوناگون انواع ماست اسكلت جانبي 126 هستخوان دارد و شامل هستخوان هاي اندام ها، ترقوه هستخوان كتف و هستخوان هاي لگن هست. روزی هفت عدد گردو بخورید تمام هستخوان ها، بافت هاي زنده هستند و سلول هايي دارند كه مرتباً‌ با مواد جديد جايگزين هستخوان قديمي مي شوند. چه خوراکی های به شما پوستی شفاف و زیبا می بخشند ؟ هستخوان ها، حاايشان يك ماده نرم و چربي دار هستند كه مغز هستخوان نام دارد؛ اطراف اون هستخوان اسفنجي برنامه مي گيرد كه خود با هستخوان متراكم كه چگالي بيشتري دارد، محصور مي شود. خندیدن سرعت بهبودی را افزایش می‌دهد مغز هستخوان در ستون فقرات، جمجمه، دنده ها و گردن، سلول هاي خوني را مي سازد.اوناتومي
انواع مفصلمفاصل در محل اتصال هر يا چند هستخوان تشكيل مي شوند. كمر درد وافتادن دندان ها، نشانه های پوكی استخوان انواع مختلف مفاصل، درجات مختلفي از حركت را تأمين مي كنند. تعدادكمي از مفاصل، از جمله مفاصل جمجمه، ثابت هستند. مفاصل نيمه متحرك مثل مفاصل ستون فقرات، پايداري و تا حدي انعطاف پذيري راتأمين مي كنند. بيشتر مفاصل كه مفاصل سينوايشانال نام دارند، آزادانه حركت مي كنند. انواع اصلي مفصل سينوايشانال و صفحات حركتي اونها در زير به تصايشانر كشيده شده هست.اوناتومي
ستون فقراتستون فقرات كه ستون مهره ها نيز خوانده مي شود، بدن را در وضعيت قائم نگه مي دارد؛ تكيه گاه سر هست و طناب نخاعي را دربر گرفته، از اون محافظت مي كند. ستون فقرات از 33 هستخوان به نام مهره تشكيل شده هست. مفاصل و ديسك هاي حاايشان بافت ليفي در بين مهره ها، ستون فقرات را انعطاف پذير مي كنند و باعث پايداري رباط ها و عضلات و كنترل حركات اون مي شوند.اوناتومي

2:

حواس ما، ما را از تمام جنبه هاي محيط خود آگاه مي سازند. چشم ها اطلاعات بينايي را فراهم مي كنند؛ گوش ها صوت راتشخيص مي دهند و در تعادل نيز نقش دارند؛ بيني و زبان به ترتيب به بوها و مزه هاي مختلف جواب مي دهند و اعصاب حسي پوست، ما را قادر به احساس تماس فيزيكي (لمس)، تغييرات دما و درد مي كنند. در هر مورد اطلاعات محيطي كه به وسيله اعضاي حسي تشخيص داده مي شود، به وسيله اعصاب به مغز منتقل مي شوند و در اونجا مورد تجزيه و تحليل برنامه مي گيرند.
بينايي
اعضاي بينايي، چشم ها هستند. شعاع هاي نوري كه به هر چشم وارد مي شود، به وسيـله قرنيـه و عدسي متمركز شده، رايشان شبكيه مي افتند و يك تصايشانر وارونه بر رايشان اون تشكيـل مي دهنـد. سلـول هاي شبكيه اين تصايشانر را به تكان هـاي الكتريكي تبديـل مـي كنند كه از طريق عصب بينايي به مغز مي روند و در اونجا رمز گشايي شده، باعث بينايي مي شوند. عنبيه، اندازه امتك را تغيير داده، مقدار نوري را كه به شبكيه مي رسد، كنترل مي كند. رگ هاي خوني شبكيه و لايه اي به نام مشيميه، مواد غذايي را به چشم مي رسانند.
نماي شبكيه
سلول هاي شبكيه، رنگ و شدت نور را ثبت مي كنند. در پشت شبكيه، ديسك بينايي برنامه دارد كه در اونجا رشته هاي عصبي به هم نزديك شده، عصب بينايي را تشكيل مي دهند و رگ هاي خوني وارد چشم مي شوند. ديسك، هيچ گونه سلول حساس به نور ندارد و«نقطه كور» خوانده مي شود. اين عكس با يك افتالموسكوپ گرفته شده هست كه داخل چشم را بزرگ و روشن مي كند.
شنوايي و تعادل
گوش نه تنها وظيفه شنيدن بلكه برقراري تعادل را نيز به عهده دارد. گوش شامل قسمت هاي خارجي، مياني و داخلي هست. گوش خارجي، امواج صوتي را به پرده صماخ مي رساند، باعث لرزش اون مي شود. هستخوان هاي گوش مياني، اين لرزش ها را به گوش داخلي منتقل مي كنند. اين پيام ها در اونجا به پيام هاي الكتريكي تبديل مي شوند. اين پيام ها از طريق سلول هاي عصبي به مغز رفته، مورد تجزيه و تحليل برنامه مي گيرند. گوش داخلي همينطور ساختارهايي دارد كه با تشخيص وضعيت و حركت سر به تعادل كمك كرده، به ما اجازه مي دهند بدون يان كه بيافتيم، قائم بايستيم و حركت كنيم.
ساختار گوش
گوش خارجي شامل لاله (قسمت قابل مشاهده) و مجراي گوش هست كه به پرده صماخ ختم مي شود. گوش مياني حاايشان13 ‌استخوان ظريف هست كه پرده صماخ را به غشاي جدا كننده گوش مياني و داخلي، مرتبط مي كنند. حلزون كه حاايشان گيرنده هاي حسي شنوايي هست و نيز ساختارهاي تنظيم كننده تعادل در گوش داخلي برنامه دارند.
بايشانايي
بوها به وسيله سلول هاي گيرنده تخصيص يافته در سقف حفره بيني تشخيص داده مي شوند. اين سلول هاي گيرنده مولكول هاي بودار موجود در هوا را تشخيص مي دهند و اين اطلاعات را به تكان هاي الكتريكي ظريفي تبديل مي كنند. اين تكانه ها از طريق عصب بايشانايي به پياز بايشانايي (انتهاي عصب بايشانايي) و سپس مغز منتقل مي شوند و در مغز مورد تحليل برنامه مي گيرند. حس بايشانايي انسان بسيارحساس بوده، ما را قادر به تشخيص بيش از 10000 بايشان مختلف مي كند.
گيرنده هاي بايشانايي
مولكول‌هاي بودار با ورود به بيني،‌ مژه هاي (موهاي ظريف)متصل به سلول هاي گيرنده سقف حفره بيني را تحريك مي كنند. اين گيرنده ها پيام ها را از طريق عصب بايشانايي به پياز بايشانايي متصل مي كند كه پيام ها را به مغز مي برد.
چشايي
مزه ها به وسيله جوانه هاي چشايي تشخيص داده مي شوند اين ساختارها در دهان و گلو برنامه دارند و اكثر اونها (حدود 10000 عدد) در سطح فوقاني زبان واقع شده اند. اونها تنها مي توانند4 ‌مزه اصلي را تشخيص دهند. شيريني، ترشي، شوري و تلخي. هر مزه به وسيله جوانه هاي چشايي واقع در يك ناحيه خاص از زبان تشخيص داده مي شود: تلخي در پشت، ترشي در كناره ها، شوري در جلو و شيريني در نوك. حس بايشانايي ما به همراه اين4 ‌مزه اصلي، ما را قادر به افتراق طيف وسيعي از مزه هاي جزئي تر مي كند.
ساختار جوانه چشايي
مواد داخل دهان در تماس با موهاي ظريفي قرارمي گيرند كه رايشان جوانه هاي چشايي زبان واقع هستند. اين موها، تكانه هايي عصبي توليد مي كنند كه از طريق رشته هاي عصبي به يك ناحيه تخصص يافته در مغز مي روند.
لامسه
حس لامسه شامل حواسي چون درد، فشار، ارتعاش و دماست. اين حواس به وسيله دو نوع گيرنده واقع در زير سطح پوست، تشخيص داده مي شوند: انتهاهاي عصبي آزاد (بدون پوشش) و انتهاهاي عصبي پوشيده به صورت اجسام حسي، انواع مختلف انتهاهاي عصبي يا اجسام حسي، حواس ايشانژه را مي گيرند. تعداد گيرنده ها در بدن فرق مي كند: براي مثال، نوك انگشتان دست به شدت حساس هستند و گيرنده هاي زيادي دارند در حالي كه ناحيه مياني پشت گيرنده هاي كمتري دارد.
گيرنده هاي لامسه
لمس به وسيله گيرنده هاي مختلفي در سطوح مختلف پوست انجـام مـي شـود. گيرنده هاي عصبي آزاد در نزديك سطح پوست، به لمس، درد، فشــار و دمــا پـاسـخ مــي دهند. كه اجسام مركل و مايسنر، لمس ظريف و اجسام پاچيني، فشار عمقي و ارتعاش را تشخيص مي دهند.

3:

دستگاه ادراري، مواد دفعي را از خون پاك كرده، اونها را به همراه آب اضافي با ادرار دفع مي كند. همينطور غلظت مايعات بدن را تنظيم و تعادل اسيد ـ باز بدن را بربرنامه مي كند. اين دستگاه از يك جفت كليه، مثانه، حالب كه كليه را به مثانه وصل مي كند( و پيشابراه )لوله اي كه از طريق اون ادرار بدن خارج مي شود تشكيل مي شود. كليه ها اعضايي لوبيايي شكل و به رنگ قرمز مايل به قهوه اي هستند كه در پشت شكم و در دو طرف ستون فقرات برنامه دارند. اونها حاايشان واحدهايي به نام نفرون هستند كه خوني را كه از كليه ها مي گذرد، تصفيه و ادرار توليد مي كنند. سپس ادرار از حالب ها به سمت مثانه پايين مي رود. مثانه به وسيله يك حلقه عضلاني (اسفنكتر) كه دور خروجي پاييني اون برنامه دارد، بسته مي ماند. اين عضله مي تواند به طور ارادي شل شود و اجازه خروج ادرار از پيشابراه را بدهد. پيشابراه مرد، بزرگتر از پيشابراه زن بوده، به عنوان محل خروج مايع مني(مايعي كه حاايشان اسپرم هست و در حين فعالت جنسي خارج مي شود) عمل مي كند. از اونجا كه پيشابراه زن كوتاهتر هست و نزديك به مهبل و مقعد باز مي شود، زنان بيش از مردان، مستعد عفونت هاي ادراري هستند.
ساختار كليه
كليه شامل3 ‌ناحيه هست: قشر (لايه خارجي)، مدولا(لايه مياني) و لگنچه كليايشان (ناحيه داخلي). قشر حاايشان واحدهاي كاركردي به نام نفرون هست. هر نفرون شامل يك گلومرول (مجموعه اي از مايشانرگ هاي تخصص يافته كه خون در اونها تصفيه مي شود و يك لوله كليايشان كه از اون مايعات دفعي حاصله عبور كرده، به ادرار تبديل مي شوند) هست. مدولا شامل گروهي از مجاري جمع كننده ادرار اسـت. ادرار از اين مجـاري وارد كاليس هاي كوچك و سپس كاليس هاي بـزرگ مـي شود كه به لگنچه كليايشان باز مي شوند. از اينجا ادرار وارد حالب مي شود.
ادرار چگونه ساخته مي شود؟
ادرار از موادي تشكيل مي شود كه در نفرون ها بر اثر تصفيه خون ايجاد شده اند. هر كليه حدود يك ميليون نفرون دارد. هر نفرون از مجموعه اي از مايشانرگ هاي باريك به نام گلومرول و لوله اي به نام لوله كليايشان تشكيل مي شود. اين لوله 3 قسمت دارد: لوله پيچيده نزديك، قوس هنله و لوله پيچيده دور. خون ابتدا از گلومرول عبور مي كند. ديواره هاي مايشانرگ ها، منافذي دارند كه اجازه عبور آب و ذرات كوچك (مثل نمك ها ) را مي دهند، ولي ذرات بزرگتر مثل پروتئين ها و گلبول هاي قرمز از اونها عبور نمي كنند. مايعي كه از خون گرفته شده هست و ماده تصفيه شده نام دارد، وارد لوله كليايشان مي شود و در اونجا آب و ساير مواد مفيد اون مثل گوكز و نمك ها در صورت لوزم به داخل جريان خون بر مي گرداند.

4:


اسکلت
اسكلت به بدن شكل مي دهد، به عنوان تكيه گاهي براي اون عمل مي كند و از اون حفاظت مي كند. اين اسكلت از ۲۰۶ هستخوان تشكيل مي شود كه خود تحت حمايت غضروف (يك ماده سفت و ليفي) برنامه دارند. اسكلت محوري (جمجمه، ستون فقرات، قفسه سينه) از ۸۰ هستخوان تشكيل مي شود و از مغز، طناب نخاعي، قلب و ريه ها حفاظت مي كند. اسكلت جانبي ۱۲۶ هستخوان دارد و شامل هستخوان هاي اندام ها، ترقوه هستخوان كتف و هستخوان هاي لگن هست. تمام هستخوان ها، بافت هاي زنده هستند و سلول هايي دارند كه مرتباً‌ با مواد جديد جايگزين هستخوان قديمي مي شوند. هستخوان ها، حاايشان يك ماده نرم و چربي دار هستند كه مغز هستخوان نام دارد؛ اطراف اون هستخوان اسفنجي برنامه مي گيرد كه خود با هستخوان متراكم كه چگالي بيشتري دارد، محصور مي شود. مغز هستخوان در ستون فقرات، جمجمه، دنده ها و گردن، سلول هاي خوني را مي سازد.
اوناتومي
انواع مفصل
مفاصل در محل اتصال هر يا چند هستخوان تشكيل مي شوند. انواع مختلف مفاصل، درجات مختلفي از حركت را تأمين مي كنند. تعدادكمي از مفاصل، از جمله مفاصل جمجمه، ثابت هستند. مفاصل نيمه متحرك مثل مفاصل ستون فقرات، پايداري و تا حدي انعطاف پذيري راتأمين مي كنند. بيشتر مفاصل كه مفاصل سينوايشانال نام دارند، آزادانه حركت مي كنند. انواع اصلي مفصل سينوايشانال و صفحات حركتي اونها در زير به تصايشانر كشيده شده هست.

اوناتومي
ستون فقرات
ستون فقرات كه ستون مهره ها نيز خوانده مي شود، بدن را در وضعيت قائم نگه مي دارد؛ تكيه گاه سر هست و طناب نخاعي را دربر گرفته، از اون محافظت مي كند. ستون فقرات از ۳۳ هستخوان به نام مهره تشكيل شده هست. مفاصل و ديسك هاي حاايشان بافت ليفي در بين مهره ها، ستون فقرات را انعطاف پذير مي كنند و باعث پايداري رباط ها و عضلات و كنترل حركات اون مي شوند.
اوناتومي

5:

تنفس فرايندي هست كه از طريق اون،‌ بدن اكسيژن كسب مي كند (براي توليد انرژي) و دي اكسيد كربن (محصول دفعي اصلي) را دفع مي كند. هوا از طريق بيني يا دهان وارد شده، از طريق ناي (لوله هوا) به طرف برونش ها (راه هاي هوايي تحتاني) و برونشيول ها (راه هاي هوايي كوچكتر) در ريه ها مي رود. برونشيول ها به كيسه هايي به نام آلوئول ختم مي شوند كه در اطراف اونها رگ هاي خوني برنامه دارد. اينجا اكسيژن وارد خون و دي اكسيد كربن وارد ريه ها مي شود تا به خارج دميده شود. تنفس توسط ديافراگم (يك عضله) و عضلات بين دنده اي انجام مي شود. دستگاه تنفسي شامل حلق (گلو)، حنجره و اپي گلوت نيز هست. لوزه ها و آدنوئيدهـاي واقع در حـلق به مبارزه با عفونت ها كمـك مي كنند. حنجره، حاايشان طناب هاي صوتي هست كه براي توليد صدا به لرزش در مي آيند. اپي گلوت در طول بلع، ناي را مي بندد تا غذا وارد ريه ها نشود
اوناتومي
تنفس چگونه انجام مي شود؟
تنفس عملي هست كه به وسيله اون بدن هوا را وارد و خارج مي كند. جريان هوا به درون و بيرون از بدن، به خاطر حركت هوا از نواحي پرفشار به كم فشار صورت مي گيرد. براي تنفس به درون (دم)، ديافراگم و عضلات بين دنده ها منقبض شده، قفسه سينه را بزرگ مي كنند. در نتيجه، فشار هوا در ريه ها كاهش پيدا مي كند، به طوري كه كمتر از فشار هواي اطراف مي شود و هوا وارد ريه ها مي گردد. براي تنفس به بيرون (بازدم)، عضلات شل شده، حجم ريه را كاهش مي دهند. فشار هوا در ريه ها بيش از هواي اطراف مي شود و باعث خروج هوا از بدن مي شود.
اوناتومي
تبادل گاز در بدن
بافت هاي بدن، دايماً اكسيژن رااز خون مـي گيرند و دي اكسيد كربن را در خون آزاد مي كنند. اكسيژن محيط وارد ريه ها مي شود و از آلوئول ها (كيسه هاي نازك) وارد رگ هاي خوني به نام مايشانرگ مي گردد كه در اونجا به ماده اي به نام هموگلوبين كه درگلبول هاي قرمز وجود دارد، متصل مي شود. در همين وقت، دي اكسيد كربن از پلاسما (قسمت مايع خون) وارد آلوئول ها مي شود تا با بازدم خارج گردد. درمايشانرگ هاي بافت ها، گلبول قرمز اكسيژن را آزاد مي كند در حالي كه دي اكسيد كربن وارد پلاسما مي شود.
اوناتومي

6:

عضلات

عضلات دسته هايي از بافت ليفي (فيبري) هستند كه بدن را حركت مي دهند؛ وضعيت قرارگيري اون را حفظ مي كنند و اعضاي داخلي مثل قلب، روده ها و مثانه را به كار مي اندازند. اين كاركردها به وسيله ۳ نوع عضله مختلف انجام مي شود )چسب( كه عضلات اسكلتي بزرگترين گروه اونها را تشكيل مي دهند. عضلات به وسيله پيام هاي ارسالي از دستگاه عصبي كنترل مي شوند. عضلات اسكلتي را مي توان آگاهانه كنترل كرد، در حالي كه دو نوع ديگر فعاليت خودكار دارند. بيشتر عضلات اسكلتي، ارتباط دو هستخوان مجاور را بربرنامه مي سازند. يك طناب قابل انعطاف از بافت ليفي به نام تاندون به يك انتهاي عضله متصل مي شود؛ به انتهاي ديگر عضله يك تاندون يا صفحه اي از بافت همبند متصل مي شود. عضلات اسكلتي نه تنها باعث حركت قسمت هاي مختلف بدن مي گردند بلكه به حفظ وضعيت بدن در حالت هاي ايستاده نشسته يا خوابيده نيز كمك مي كنند. اسامي برخي از عضلات، بيانگر كار اونهاست. بازكننده ها، مفاصل را صاف مي كنند؛ خم كنننده ها اونها را تا مي كنند؛ نزديك كننده ها، اندام را به سمت بدن نزديك مي كنند؛ دور كننده ها، اونها را از بدن دور مي كنند و راست كننده ها قسمت هايي از بدن را بلند مي كنند يا بالا نگه مي دارند. برخي از عضلات اسكلتي اصلي در زير به تصايشانر كشيده شده اند. عضلات عمقي تر در سمت چپ هر تصايشانر و عضلات سطحي تر در سمت راست نشان داده شده اند.

اوناتومي


انواع عضلات
سه نوع عضله عبارتند از عضله اسكلتي كه اسكلت را مي پوشاند و به حركت درمي آورد؛ عضله قلبي كه ديواره هاي قلب را تشكيل مي دهد و عضله صاف كه در ديواره لوله گوارش، رگ هاي خوني و مجاري تناسلي و ادراري وجود دارد. هر نوع عضله كاركرد متفاوتي دارد و رشته هاي اون داراي شكل خاصي هستند. عضله اسكلتي كه اندام ها و بدن را حركت مي دهد، از رشته هاي دراز، قايشان و موازي تشكيل شده هست. اين نوع عضله، قادر به انقباض سريع و قايشان هست ولي تنها به مدت كمي مي تواند با حداكثر قدرت كار كند. عضله قلبي خون را به سراسر بدن مي راند. اين عضله رشته هايي كوتاه، شاخه دار و متصل به هم دارد كه شبكه اي را در داخل ديواره هاي قلب تشكيل مي دهند. اين نوع عضله مي تواند بدون خستگي، مدام كار كند. عضله صاف، كاركردهايي چون حركت دادن غذا در لوله گوارش را بر عهده دارد. اين عضله از رشته هايي كوتاه و دوكي شكل تشكيل شده هست كه به هم متصل شده، صفحاتي را تشكيل مي دهند و مي توانند به مدت هاي طولاني كار كنند.

عضلات چگونه كار مي كنند؟


حركت وقتي ايجاد مي شود كه پيام هاي ارسالي از دستگاه عصبي باعث انقباض عضله شوند حركت آگاهانه بدن به وسيله عمل متقابل عضلات اسكلتي، هستخوان ها و مفاصل صورت مي پذيرد. بيشتر عضلات يك هستخوان را به هستخوان ديگر مرتبط مي كنندو از يك مفص عبور مي كنند. وقتي يك عضله منقبض مي شود، هستخوان ها را مي كشد و به حركت درمي آورد. بياري از عضلات، به صورت جفتي هستند، به طوري كه در هر سمت يك مفصل يك عضله برنامه مي گيرد و حركات مخالف را ايجاد مي كند. براي مثال، در بازو، عضله سه سر با انقباض خود بازو را صاف مي كند و عضله دو سر با انقباض خود باعث تا شدن بازو مي شود.

7:

دستگاه قلبي - عروقي

دستگاه قلبي ـ عروقي وظيفه انتقال خون را به سراسر بدن بر عهده دارد و اكسيژن و مواد غذايي را به بافت هاي بدن حمل مي كند و مواد زايد را از اونها مي گيرد. قلب يك عضو توخالي و عضلاني هست كه تقريباً در هر دقيقه يك بار و در مواقع ورزش با سرعت بيشتر، همه خون بدن تقريبا (۵ ‌ليتر )را به سراسر بدن پمپ مـي كند. خون در داخل شبكه اي از رگ ها كه به تـمام قسمت هاي بدن مي رسد جريان دارد.


اوناتومي

سرخرگ ها و سياهرگ ها


سرخرگ ها، ديواره اي ضخيم، عضلاني و كشسان دارند تا بتوانند در برابر فشار بالاي خوني كــه از قلب به بيرون پمپ مي شود، مقـاومت كنند. سياهرگ ها، خون را بـه قلب باز مي گردانند. اونهـا ديواره اي نازك تر دارند كه به راحتي كشيده مي شود و به اونها اجازه مي دهد كه گشاد شود و در وقت هستراحت بدن، مقدار زيادي خون را در خود نگه دارند. سطح داخلي بسياري از سياهرگ ها، چين هايي دارد كه به عنوان دريچه هاي يك طرف عمل مي كنند و مانع از عبور خون در مسير نادرست مي شوند.
اوناتومي


ساختار قلب


قلب، يك پمپ دوگانه هست كه عمدتاً از عضلاتي به نام ميوكارد تشكيل شده هست. در هر طرف، خون از طريق سياهرگ ها وارد يك حفره بالايي (دهليز) و سپس وارد يك حفره پاييني (بطن) مي شود كه خون را به درون سرخرگ ها پمپ مي كند. جريان خون در اين حفره ها به وسيله دريچه هايي يك طرفه هدايت مي شود. سمت راست قلب خون را به درون سرخرگ هاي ريايشان و در نتيجه ريه ها و سمت چپ قلب خون را به آئورت و سراسر بدن پمپ مي كند.
اوناتومي

گردش خون

قلب، خون را به داخل ۲ ‌مدار متصل پمپ مي كند: گردش خون ريايشان و گردش خون عمومي. مدار ريايشان، خون بدون اكسيژن را به ريه مي برد كه در اونجا از طريق يك شبكه مايشانرگي، اكسيژن جذب و دي اكسيد كربن (يك گاز دفعي) آزاد مي شود؛ سپس خون اكسيژن دار شده به قلب برمي گردد. جريان عمومي، خون اكسيژن دار را به بافت هاي بدن مي برد كه در اونجا از طريق جدار مايشانرگ ها، اكسيژن و موادغذايي آزاد مي شود، دي اكسيد كربن و ساير محصولات دفعي از بافت وارد خون مي شوند و خون بدون اكسيژن به قلب باز مي گردد.
اوناتومي

8:

غدد درون ريز

غده هاي درون ريز، هورمون ها را توليد مي كنند. هورمون ها موادي شيميايي هستند كه در جريان خون وجود دارند و فرآيندهاي قسمت هاي ديگر بدن را كنترل مي كنند. اين فرآيندها عبارتند از متابوليسم (واكنش هايي شيميايي كه به طور مداوم در بدن رخ مي دهند). جواب به هسترس، رشد و تكامل جنسي. اين مجموعه شامل غده ها و ساير سلول هاي توليد كننده هورمون هستند. غده هايي مثل هيپوفيز، فوق كليه و تيرايشانيد اعضايي هستند كه تنها كاركرد اونها توليد هورمون هاي اختصاصي هست. ساير اعضا و بافت ها مثل تخمدان ها، بيضه ها، قلب و كليه ها نيز حاايشان سلول هاي توليد كننده هورمون هستند.


اوناتومي


غده هيپوفيز و هيپوتالاموس


غده هيپوفيز در قاعده مغز برنامه دارد. اين غده به عنوان »غده رئيس« شناخته مي شود، چون هورمون هايي را توليد مي كند كه بافت درون ريز واقـع در سـاير غده ها و اعضا را تحريك و كنترل مي كند. همينطور هورمون هايي را ترشح مي كند كه رشد بدن، حجم ادرار و انقباض رحم را در طول زايمان كنترل مي كنند. هيپوتالاموس بخشي از مغز هست كه با غده هيپوفيز ارتباط دارد. هيپوتالاموس، هورمون هايي به نام شرایط آزاد كننده را ترشح مي كند كه كاركرد هيپوفيز را كنتـرل مي كنند و به عنوان رابط بين دستگاه هاي عـصبي و غـدد درون ريز عمـل مي كنند.غده پينه آلغده پينه آل در عمق مغز برنامه دارد. كاركرد دقيق اون هنوز مشخيص نيست. البته معلوم شده هست كه اين غده هورموني به نام ملاتونين را ترشح مي كند كه گمان مي رود با چرخه روزانه خواب و بيداري مرتبط باشد.غده هاي تيرايشانيد و پاراتيرايشانيدغده تيرايشانيد كه در گردن واقع هست، هورمون هايي را توليد مي كند كه متابوليسم را تنظيم مي كنند. همينطور برخي از سلول هاي تيرايشانيد، هورمون كلسي تونين را ترشح مي كنند كه غلظت خوني كلسيم را كاهش مي دهد. چهار غده پاراتيرايشانيد واقع در پشت تيرايشانيد هورموني را توليد مي كنند كه غلظت خوني كلسيم و فسفات را تنظيم مي كند. كلسيم براي سلامت هستخوان ها حياتي هست و به همراه فسفات، نقش مهمي را در كاركرد عصب و عضله ايفا مي كند.غده هاي فوق كليهغده هاي فوق كليه در بالاي كليه برنامه دارند. هر غده يك قشر لايه خارجي و يك مدولا (مركز) دارد. قشر، هورمون هاي كورتيكواسترايشانيدي يا كورتوني (كه در كـمك بـه تنظيم غلظت خوني نمك و قند نقـش دارند) و مقادير كم هـورمـون هـاي جنسي مردانه (كه ايجاد برخي از مشخصات جنسي مردانه را تحريك مي كنند) را توليد مي كند. مدولا، اپي نفرين (آدرنالين) و نوراپي نفرين (نورآدرنالين)، را ترشح مي كند كه در جواب به هسترس (واكنشي كه »جواب جنگ و گريز« نام دارد)، ضربان قلب و خونرساني به عضلات را افزايش مي دهند.لوزالمعدهلوزالمعده پشت معده برنامه دارد. لوزالمعده مايعات گوارش كننده اي توليد مي كند كه به تجزيه غذا كمك مي كنند. همينطور هورمون هاي انسولين و گلوكاگون را ترشح مي كند كه نقش مهمي را در تنظيم سطح گلوكز خون (قندي كه منبع اصلي انرژي بدن به شمار مي رود) ايفا مي كنند.

تخمدان ها

تخمدان ها در دو طرف رحم برنامه گـرفته اند. اونها تخمـك ها را آزاد مي كنند و هـورمون هاي جنسي زنانه يعني پروژسترون و هستروژن را مي سازند كه چرخه قاعدگي را تنظيم مي كنند. هستروژن همينطور باعث ايجاد برخي از مشخصات جنسي زنانه از جمله بزرگ شدن پستان ها مي شود.

بيضه ها

بيضه ها در كيسه اي از پوست و عضلات به نام كيسه بيضه (اسكروتوم) برنامه دارند. اونها توليد اسپرم و ترشح هورمون جنسي مردانه يعني تستوسترون را برعهده دارند. اين هورمون مسؤول شروع بلوغ و ايجاد مشخصات جنسي ثانايشانه مردانه از جمله مايشان صورت هست.

9:

دستگاه گوارشي

دستگاه گوارش از لوله گوارش و اعضاي مرتبط با اون تشكيل مي شود. لوله گوارش يك لوله پيچ خورده به طول حدود ۷ ‌متر هست كه غذا در حين هضم شدن از اون عبور مي كند. اين لوله شامل دهان، حلق، مري، معده، روده هاي كوچك و بزرگ، راست روده و مقعد هست. اعضاي گوارشي مرتبط عبارتند از ۳ ‌جفت غده بزاقي، كبد، لوزالمعده و كيسه صفرا. دستگاه گوارش، غذا را به قطعات كوچكتر تبديل مي كند تا به وسيله سلول هاي بدن قابل هستفاده شوند و مواد باقيمانده را به شكل مدفوع، دفع مي‌كند.
اوناتومي


صفاق

يك غشاي چين خورده به نام صفاق، سطح دروني جدار شكم و تمامي اعضاي گوارشي را مي پوشاند.
اوناتومي

دهان و مريفرايند گوارش در دهان آغاز مي شود. عمل دندان ها و زبان در طول جايشاندن، غذا را براي بلع به قطعات نرم و كوچكتر تبديل مي كند و از طرفي مواد موجود در بزاق، كربوهيدارت هاي موجود در غذا را تجزيه مي كنند. در هنگام بلع، زبان لقمه غذا را از گلو به مري مي راند. در همين وقت، كام نرم حفره بيني را مي بندد و اپي گلوت كه يك زايده كوچك غضروفي در پشت زبان هست، حركت كرده، حنجره را مي بندد و به اين ترتيب غذا وارد بيني يا حنجره نمي شود.
اوناتومي

معدهغذا از مري به داخل معده مي رود. اونجا ممكن هست به هم خوردن و تجزيه جزئي اون به وسيله مايعات گوارش كننده تا ۵ ساعت طول بكشد تا تبديل به يك ماده نيمه مايع به نام سوپ معدي شود. مايعات بلعيده شده مثل آب و الكل از معده و روده مستقيماً‌ در عرض چند دقيقه عبور مي كنند.
روده كوچكسوپ معدي وارد دوازدهه (قسمت اول روده كوچك) مي شود و به وسيله مايعات گوارش كننده كبد و لوزالمعده باز هم تجزيه مي شود. مرحله نهايي هضم در بقيه روده كوچك صورت مي پذيرد. در روده كوچك، مايعات گوارش كننده اي كه از جدار روده آزاد مي شوند، مواد غذايي را به واحدهاي شيميايي كوچكي تبديل مي كنند به طوري كه بتوانند از جدار روده وارد شبكه رگ هاي خوني اطراف اون شوند.

روده بزرگپس از جذب مواد غذايي در روده كوچك، مانده باقيمانده وارد روده بزرگ مي شود. بيشتر آب موجود در اين مواد به داخل بدن بازجذب مي شود و ماده دفعي نيمه جامد باقي مانده، مدفوع ناميده مي شود. مدفوع وارد راست روده مي شود و در اونجا تا وقتي كه با يك حركت روده اي خارج شود نگهداري مي شوند.كبد، كيسه صفرا و لوزالمعدهكبد، كيسه صفرا و لوزالمعده، به تجزيه شيميايي غذا كمك مي كنند.

كبد از محصولات گوارش براي ساخت پروتئين هايي مثل پادتن ها (كه به مقابله با عفونت ها كمك مي كنند) و شرایط لخته كننده خون هستفاده مي كند. كبد همينطور سلول هاي خوني فرسوده را تجزيه مي كند و مواد اضافي را به صورت صفرا دفع مي كند كه دركيسه صفرا ذخيره مي شوند و در گوارش چربي ها نقش دارند. ورود غذا به دوازدهه (اولين قسمت روده كوچك) كيسه صفرا را تحريك مي كند تا از طريق مجراي صفراايشان، صفرا را به درون دوازدهه بريزد. لوزالمعده،‌ مايعات گوارش كننده قدرتمندي را ترشح مي كند كه در هنـگام ورود غذا به دوازدهـه، وارد اون مي شوند.

اين مايعات، همراه با مايعات گوارش كننده اي كه به وسيله سطح داخلي روده توليد مي شوند، كمك مي كنند تا مواد غذايي به موادي تجزيه شوند كه جذب خون شده، به كبد برده مي شوند.اعضاي گوارشيكبد، كيسه صفرا و لوزالمعده كه در قسمت فوقاني شكم برنامه دارند، مايعات گوارش كننده را به درون دوازدهه ترشح مي كنند.

صفرا از كبد و يك صفرا وارد مجراي صفراايشان مي شود و ترشحات لوزالمعده نيز مستقيماً‌به دوازدهه مي ريزد.حركات دوديغذا در طول لوله گوارش به وسيله توالي مداوم انقباضات عضلاني كه حركات دودي نام دارند، به جلو رانده مي شود. ديواره هاي لوله گوارش با عضلات صاف پوشيده شده اند. براي راندن لقمه غذا به جلو، عضلات پشت غذا منقبض و عضلات جلايشان اون شل مي شوند. موج دودي براي حركت دادن غذا در طول لوله گوارش، عضلات جداره ها با يك توالي به نام موج دودي منقبض و شل مي شوند.

10:

ممنونم واقعا مفید و مختصر
من رشتم دامپزشکی هست و از اوناتومی انسان کلیات را میدونم
اما فکر کنم مباحث بافت شناسی و جنین شناسی هم اینجا بگنجه

11:

کاربردهای اوناتومی

  • مقایسه اوناتومی طبیعی یک انسان طبیعی با یک انسان بیمار و ارجاع بیماری به محل خاصی از بدن.
  • بررسی کلیه مراحل تکامل از زیگوت تا انسان بالغ.
  • استفاده از اوناتومی در رده بندی موجودات مختلف.
  • استفاده از اوناتومی در تعیین جنسیت جنین و ناهنجاریهای اون در سیستمهای مختلف.


اوناتومي

اوناتومی کالبدشناسی

یک شاخه از اوناتومی به نام کالبد شناسی توصیفی می‌باشد که در اون بدن انسان را از جهت دارا بودن اعمال مشخصی به دستگاههای جداگانه تقسیم می‌نمايند که با همدیگر ارتباط دارند. این دستگاهها به سه دسته عمده طبقه بندی می‌شوند.


دستگاههای ارتباطی: دستگاههای ارتباطی عبارتند از: دستگاه حرکتی (استخوانها ، مفاصل ، عضلات)، دستگاه عصبی و دستگاه حواس.

دستگاههای تغذیه‌ای: این دستگاهها ، نیز شامل چند دستگاه هست که عبارتند از:

دستگاههای گوارش ، گردش خون ، تنفس ، ادراری و غدد مربوط به اونها.
دستگاههای تولید مثلی: این دستگاهها ، شامل دستگاه تناسلی مرد و زن می‌باشد که هر یک از یک عضو اصلی به نام بیضه (در مرد) و تخمدان (در زن) بوجود آمده‌اند. که سلولهای مخصوص تناسلی (اسپروماتوزوئید و اوول) را تولید می کند و نیز تعدادی مجاری و غدد وابسته که حرکات و ترکیب و رشد سلولهای مذکور را میسر می‌سازند.

12:

دستگاه عصبی با داشتن نورونها ، هدایت تحریکات را به عهده دارد. تحریکات را حس می‌کند به مغز می‌فرستد در مقابل بخش تحریک شده که تحریک را حس کرده هست واکنش نشان می‌دهد. این تحریکات اکثر اوقات از طریق نورونهای واسط صورت می‌گیرد. زیرا به ندرت یک نورون بسیار بلند در بدن یافت می‌شود. تحریکات باعث تولید مواد شیمیایی می‌شوند، این واسطه‌های شیمیایی از راس انشعابات انتهایی اکسون و دندریت که غالب اندامکهای جسم سلولی را دارا هستند، تولید می‌شوند.

پرده‌های مغز و نخاع

سطح بیرونی مغز و نخاع توسط سه پرده یا شامه پوشیده شده هست پرده بیرونی سخت شامه ، میانی عنکبوتیه و درونی نرم شامه نامیده می‌شود. سطح بیرونی پرده‌ها بوسیله مزوتلیوم پوشیده شده هست.

نخاع

نخاع رابط مغز و قسمتهای دیگر بدن هست اعصاب در فواصل معین به نخاع وارد و یا از اون خارج می‌شوند. اعصاب حسی از طریق ریشه‌های پشتی وارد نخاع می‌شوند اعصاب حرکتی ریشه‌های شکمی نخاع را ترک می‌نمايند. دو ریشه پشتی و شکمی به هم متصل شده و اعصاب نخاعی را می‌سازند.

مقطع نخاع

مقطع نخاع دارای دو بخش خاکستری و سفید هست بخش خاکستری تقریبا به شکل H در وسط نخاع برنامه دارد. این بخش غالبا جسم سلولی و دندریت نورونهای فاقد میلین را در خود جای داده هست. بخش خاکستری توسط بخش سفید با ستونهای شکمی ، جانبی و پشتی احاطه شده هست. این ستونها دارای اعصاب میلین‌دار هستند. رنگ سفید این بخش به خاطر وجود میلین هست ستونهای بخش سفید دارای رشته‌های بدون میلین هستند. بازوهای H به نام شاخهای پشتی و شکمی نخاع خوانده می‌شوند. شاخهای پشتی را آوران یا حسی و شاخهای شکمی را وابران یا حرکتی می‌نامند.

اعمال حرکتی نخاع

در نخاع بین سلولهای حسی و حرکتی تعداد زیادی ارتباطات چند نورونی وجود دارد که فعالیت اونها یا باعث آغاز حرکت و یا ممانعت از اون می‌شود این ارتباطات پايه رفلکسهای نخاعی هست.حرکت رفلکسی به عنوان پاسخی در قبال تحریک حسی هست. از نخاع ، 31 جفت عصب خارج می‌شود که بطور قرینه به اندامهای مختلف چپ و راست بدن می‌روند. محل خروج این اعصاب از فاصله بین مهره‌ها هست. هر عصب دارای دو ریشه پشتی و شکمی هست در مسیر ریشه پشتی یک گره عصبی هم وجود دارد که جسم سلولی نورونهای حسی در اون واقع هست. ریشه شکمی نخاعی ، حرکتی هست و رشته‌هایی که در اون برنامه دارند فرمانها را از نخاع به طرف ماهیچه‌ها یا غده‌های بدن می برند. جسم سلولی مرتبط با این رشته‌ها در ماده خاکستری نخاع واقع هست.



اوناتومي

مغز

مغز بخشی از دستگاه عصبی مرکزی هست که در بالای نخاع و درون جمجمه جای دارد این بخش از پایین به بالا شامل پیاز نخاع ، پل مغزی و مخچه ، مغز میانی ، مغز واسطه‌ای و نیمکره‌های مخ هست.

نیمکره‌های مخ

دو نیمکره مخ توسط پلی از ماده سفید به نام جسم پینه‌ای بهم مربوطند. هر نیمکره با دو بخش سفید در وسط و خاکستری در قشر مشخص شده هست. بخش خاکستری به ضخامت 3 - 2 میلیمتر این قسمت مخ را تشکیل می‌دهد. انواع نورونهایی که در قشر مخ وجود دارند عبارتند از: سلولهای افقی یا کانال ، هرمی ، ستاره‌ای یا دانه‌ای ، دوکی و چند شکلی. هر قسمت از قشر خاکستری مخ کار ویژه‌ای را برعهده دارد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت واقع هست. بخشی از قشر خاکستری مخ هم مرکز حرکات ارادی هست.

مخچه

مخچه که تعادل بدن را حفظ می‌کند دارای بخش خاکستری در قشر و بخش سفید در مرکز هست. قشر مخچه دارای سه طبقه هست: طبقه ذره‌ای در بیرون ، دانه‌ای در درون ، و پورکنژ در وسط. مخچه بوسیله سه جفت پایک که شامل دسته‌هایی از تارهای عصبی می‌باشند با مغز میانی ارتباط بربرنامه می‌کند. در مرکز مخچه ، هسته‌های مرکزی مخچه برنامه دارند. این هسته‌ها از جنس بخش خاکستری هستند که بوسیله بخش سفید احاطه شده هست.

هسته‌های مرکزی مخچه از بیرون به درون عبارتند از: هسته دانه‌دار ، هسته سه گوش ، هسته مدور ، هسته فاسیتژیال که هر یک در درون دیگری برنامه دارد. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌نمايند. پیامهای حرکتی که از مخ به اندامها می‌رود. توسط مخچه ، تقویت و هماهنگ می‌شوند. برای کار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند. در کل کارهای که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل‌النخاع

این بخش را می‌توان به عنوان ناحیه وسیعی از نخاع تلقی نمود که شکل اون در انسان شبیه پیاز هست. بصل‌النخاع بدون مرز مشخص با نخاع ارتباط حاصل می‌کند در حالی که با بخشهای فوقانی تر دارای مرزهای مشخصتر هست. بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده هست و فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند به همن سبب یکی از مهمترین اجزای مغز هست و آسیب وارده به اون مرگ را به دنبال دارد.



اوناتومي

عقده عصبی

یک عقده عصبی دارای تعداد زیادی نورون هست که درون کپسولی از بافت پیوندی برنامه گرفته‌اند. تعداد این نورونها ممکن هست به 50000 عدد برسد در نتیجه اندازه عقده‌ها متفاوت هست هر نورون عقده یک سلول گانگلیون خوانده می‌شود.

دستگاه عصبی محیطی

رشته‌های عصبی عقده‌های نخاعی- جمجمه‌ای و خودکار جزء اعصاب محیطی به شمار می‌روند و شامل سه گروه عصب هست: اعصاب حسی که از اندامها به مغز و نخاع می‌روند، اعصاب حرکتی که از مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و غده‌ها می‌روند و اعصاب مختلط که شامل رشته‌های حسی و حرکتی هستند.

اعصاب پیکری و خودمختار

اعصاب حرکتی که از دستگاه عصبی مرکزی به اندامها می‌روند.

  • بخش پیکری: که پیام انقباض را به سلولهای ماهیچه‌ای مخطط می‌برند و ارادی هستند.
  • بخش خودمختار: که غیر ارادی هست این اعصاب کار اندامهایی چون قلب ، کلیه ، شش و ... را اداره می‌نمايند.
رشته این اعصاب خود به دو صورت سمپاتیک و پاراسمپاتیک نامگذاری می شوند. اعصاب سمپاتیک به دو ردیف گره عصبی واقع در دو طرف ستون مهره ها مرتبط هستند اعصاب سمپاتیک بدن را برای فعالیت بیشتر آماده می نمايند. اعصاب پاراسمپاتیک برخلاف اعصاب سمپاتیک عمل می‌نمايند مهمترین عصب پاراسمپاتیک از بصل‌النخاع آغاز می‌شود و پس از عبور از گردن به سینه و شکم می‌رسد.


75 out of 100 based on 70 user ratings 785 reviews